آگاه: «جمهوری اسلامی ایران» دقیقا با همین ترکیب بدون کم و زیاد. این کلمهای است که خونهای فراوانی پای آن رفته و هزینههای فراوانی بابتش داده شده است؛ به زبان ساده یعنی در قلمروی ایران حکومتی اسلامی بر سر کار است که بار آن بر دوش همگان است. بنابراین از جمله لوازم تحمل این بار امانت این است که اعضای این جامعه نسبتی با هم داشته باشند که امام راحل از آن تعبیر به وحدت کلمه، امام شهید از آن تعبیر به اتحاد مقدس و امام رشید از آن تعبیر به انسجام اجتماعی کرده است. در اینجا نگرشی داریم به جایگاه و لوازم انسجام اجتماعی.
محوریت انقلاب و نظام به جای محوریت اشخاص
تکتک اشخاص و گروهها باید در خدمت انقلاب و نظام باشند و بسیاری هم کم یا زیاد چنین هستند. اما اینکه بیاییم از بهر فرد محبوب خودمان یا گروه متبوع خودمان وارد مجادلات بی پایان و بی ثمری بشویم، از آن موارد مورد نهی است که نه تنها کمکی به حل مشکلات نمیکند بلکه مشکلات را بیشتر میکند.
نقد به جای نق
انتقاد ناظر است به مشاهده فاصله میان وضعیت موجود و مطلوب و بیان راهکار برای بهتر شدن وضعیت، نه اینکه تبدیل به وسیلهای برای اهداف شخصی یا گروهی بشود. روایت فتحی که شهید سید مرتضی آوینی از دفاع مقدس اول ارائه میداد هم پیروزیها را میگفت هم شکستها را اما برآیند و خروجیاش همان روایت فتح شد و ما برای موضوعات مختلف به چنین روایتی نیاز داریم. ضمن اینکه نباید همه چیز را تقلیل به مطالبه حتی از نوع صحیحش داد و بایستی آنقدری که توان و ظرفیت و دسترسی داریم را استفاده کنیم برای حل مسائل کشور ولو ببضاعه مزجاه. هم دفاع و هم نقد باید براساس اشراف اطلاعاتی و دادهای باشد و بایستی دچار موضعگیری به غیر علم نشویم.
تقوای سیاسی
در کسب خبر باید به منابع معتبر و قابل اعتماد رجوع کنیم و اخبار را راستیآزمایی کنیم و بعد مبنای تحلیل قرار بدهیم و با وجود همین منابع لااقل در اکثریت موارد نیازی به دسترسیهای محرمانه یا ادعای داشتن چنین دسترسیهایی نیست. از جمله ویژگیهای رهبر شهید و رئیسجمهور شهید این بود که حفاظت اطلاعات بالایی داشتند و در مواجهه با افکار عمومی با هیچ دلیل ناموجه و حتی موجهی دست به بیان اطلاعات محرمانه نمیزدند و هرچه از این مباحث بود موکول به جلسات کارشناسی و تخصصی بود. لذاست که باید سعه صدر بالایی داشته باشیم تا از لغزش در فضای سیاسی و خبری پیشگیری کنیم.
تجربه داخلی و خارجی
تجربه کشورهای دیگر مثل عراق، سوریه، لیبی، لبنان و... نشان میدهد بدون انسجام اجتماعی کشور یا فرو میپاشد یا خیلی آسیب میبیند. فتنههای داخل کشورمان از ۷۸ و ۸۸ تا ۹۶ و ۹۸ و ۴۰۱ و ۴۰۴ هم نشان داد که دشمن همواره به زخمهای اجتماعی و سیاسی درون ما طمع دارد و در مسیر پیشرفت و تعالی کشور ایجاد مانع میکند.
امتناع حکمرانی بدون مردم
اهمیت انسجام اجتماعی خودش را جایی نشان میدهد که بدانیم حکمرانی محفلی یا نخبهسالارانه با وجود جذابیت اولیه اما در اغلب موارد یا شکست میخورد یا از مسیرش منحرف میشود. به عبارتی حکومت برای پیشبرد سیاستهایش نیاز به همراه کردن عموم جامعه دارد و بنابراین است که امری به نام انتخابات حذف نشدنی است و به جای تدبیر برای حذف انتخابات باید سراغ راهکارهایی برای حفظ و گسترش انسجام اجتماعی رفت. شاید از جمله دلایل حمله دشمن به کشور ما کاهش مشارکت در انتخابات بود که دلیلش را باید در آسیب دیدن انسجام اجتماعی ناشی از همزمان شدن توطئههای خارجی و ناکارآمدیهای داخلی دانست. ناکارآمدیهایی برخاسته از جدی نگرفتن سیاستهای رهبری و التفات نکردن به انسجام اجتماعی.
طرح امام برای انسجام
امام سیدمجتبی خامنهای در شرایطی سکان رهبری ایران را در دست گرفت که رهبر و فرمانده کل قوا به شهادت رسید –که تا ایشان زنده بود افقی برای بعد از ایشان متصور نبود- و در چنین شرایطی تبدیل به محور انسجام در کشور شد. در شرایط جاری کشور که گاهی جنگی و گاهی نیمه جنگی است و به جهت اقدامات لازم برای مواجهه با دشمن در مراحل حساس از نبرد تمدنی –ولو جنگ فعلی روزی به پایان برسد و تسلیم آمریکا اعلام بشود- بستر مناسب برای هرگونه اصلاح در امور را انسجام اجتماعی تشخیص داده و اموری از قبیل دوگانهسازیهای کاذب و بیاخلاقیهای سیاسی و رسانهای را از طرف هر مسئول یا فعال و... که باشد جایز نمیداند. لذاست که هرکسی در این چارچوب دچار خبط یا خطایی شد مجوزی برای خبط یا خطای ما نیست و ما باید بتوانیم وظایفمان برای تحقق طرح امام جامعه را چه در زیربنای جامعه چه در روبنای آن پیگیری کنیم. افق نگاهمان را باز کنیم و به فکر دولت و جامعه و تمدن اسلامی باشیم.
نظر شما