آگاه: هدف نهایی، ایجاد بنبست برای دشمن است، به گونهای که آمریکا دریابد هرگونه فشار نظامی یا اقتصادی، نه تنها بیاثر است، بلکه هزینههای جبرانناپذیری را در پی دارد و تنها مسیر گشایش، اقدامات عملی و ملموس از سوی واشنگتن است. «آقا محسن» ۱۵ شهریور در گفتوگو با شبکه خبر ضمن تبیین آخرین وضعیت میدان و دیپلماسی به پنج نکته اساسی اشاره کرد.
۱- اعلام منطقه ممنوعه جدید در تنگه هرمز.
۲- برای اولین بار موشک ضد ناوشکن ایرانی بالای سر یک ناو آمریکایی آزمایش شد. این موشک خاص، جهنمی برای آمریکاییها به وجود آورد.
۳- در رویکرد جدید سیاست خارجی، تا زمانی که اقدامات عملی از سوی آمریکا انجام نشود، ایران اقدامی نخواهد کرد.
۴- ترامپ برنامه حمله سنگین ۱۰ روزه به ایران را داشت، اما پس از حملات غافلگیرکننده ایران به پایگاههای پشتیبانی و محل استقرار نیروهای آمریکا در اردن و اربیل، جنگ ۱۰ روزه را یکروزه پایان داد.
۵- سند امنیت اقتصادی در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در حال تدوین است.
حال باید به تبیین هریک از محورهای مذکور آن هم در شرایط کنونی که دشمن آمریکایی به دنبال تحریم، تهدید و تهاجم نظامی و جنگ اقتصادی است، پرداخت.
نخست آنکه، اعلام منطقه ممنوعه جدید در تنگه هرمز، در واقع بازتعریف «حاکمیت عملیاتی» ایران بر یکی از حساسترین گلوگاههای جهان به حساب میآید و یک ابزار فشار تلقی میشود. این کار به آمریکا و متحدانش میفهماند، دسترسی به انرژی و تجارت جهانی در این منطقه، دیگر تابع قوانین بینالمللی ساده نیست، تابع اراده و تصمیمات امنیتی ایران است. به عبارتی این ایران اسلامی است که کلید ورود و خروج از تنگه را در دست دارد و هرگونه تخطی از مناطق ممنوعه، به معنای پذیرش ریسکهای نظامی خواهد بود.
اما مسئله دوم، وقتی موشک ایران برای یک ناو آمریکایی قدرتنمایی میکند، نشان میدهد، «جمهوری اسلامی» نه تنها توانایی هدفگیری تجهیزات و ناوهای آنها را دارد، بلکه جسارت لازم برای عبور از خطوط قرمز ایالات متحده را نیز دارد. این اقدام، حس امنیت و تسلط تکنولوژیک آمریکا در منطقه را خدشهدار میکند. به دلیل آنکه از یک سو پز قدرتنمایی خود و شکست ایران را میدهند و از سوی دیگر با حضور و نمایش قدرتنمایی دلاورمردان نیروهای مسلح، ثابت شد تجهیزاتشان که مدام به آن میبالند و مینازند در برابر تسلیحات ایرانی کارآیی ندارند و هیچ منطقه امنی برای ناوگان آنها در نزدیکی مرزهای ما وجود ندارد.
تهدید کنند، تهدید میکنیم. به حمله نظامی روی آورند، پایگاهها و شرکتهایشان در منطقه را به آتش میکشیم. وزیر جنگ دولت ترامپ غلط اضافه کرد و لفاظیهایی در قبال ایران به کار برد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس دیروز پاسخ او را در فضای مجازی داد و نوشت: «اگر به داراییهای ما حمله کنید، به داراییهای شرکتهای نفتی و گازی آمریکا در منطقه حمله خواهیم کرد.» به راستی، آیا قدرتنمایی اخیر درس عبرتی برایشان نشد که این چنین به یاوهگوییهایشان ادامه میدهند؟ با اتخاذ آرایش جدید در میدان و دیپلماسی، قطعا اگر خطایی مرتکب شوند پاسخ سختتری دریافت میکنند.
در سومین نکته باید به این مهم اشاره کرد که کشورمان همواره منادی صلح و پایبند به تعهداتش در عرصه بینالمللی است. چه در برنامه جامع اقدام مشترک یا همان برجام و چه در تفاهم اسلامآباد از روزهای نخست به بندها و تعهداتمان پایبند بودیم اما طرف مقابل به «هیچ» پایبند بود. اکنون دیگر خبری از تعهدات گذشته نیست. دیگر دوران دادن امتیاز برای دریافت وعده به پایان رسیده است. این یعنی هرگونه گام مثبت ایران، منوط به مشاهده اقدامات عملی و ملموس آمریکا خواهد بود. بنابراین حنای وعدههای توخالی آمریکا و غرب رنگی ندارد؛ اگر میخواهند تغییراتی در آرایش فعلی ایجاد شود، باید در عمل گامهای اساسی بردارند.
و مورد چهارم؛ خنثیسازی جنگ ۱۰ روزه: این محور، نمایش قدرت پاسخ سریع در برابر برنامهریزیهای کلاسیک نظامی آمریکا است. آمریکا بر اساس مدلهای ریاضی و نظامی، جنگهای سریع را طراحی میکند. اما ضربات غافلگیرانه به پایگاههای پشتیبانی در اردن و اربیل، زنجیره پشتیبانی و روانشناسی فرماندهان آمریکا را هدف قرار داد و باعث شد برنامه ۱۰ روزه آمریکا با شکست مواجه شود چون هزینه انسانی و لجستیکی پیشبینی نشدهای را متحمل شدند. شکست ارتش تروریستی آمریکا برگرفته از آن است که: برنامههای آمریکاییها روی کاغذ جواب میدهد، اما در میدان با واقعیتهای سخت و ضربات غیرمنتظره ایرانیها مواجه میشوند و تمام محاسباتشان را به هم میزنند.
در پنجمین مسئله باید به این اشاره کرد که اقتصاد صرفا یک مسئله مالی و پولی نیست، جنگ است، جنگی که آمریکا هدایتش را برعهده دارد، به همین جهت تدوین سند امنیت اقتصادی در شعام را میتوان اینگونه برداشت کرد که ایران قصد دارد برای مقابله با تحریمها و فشارهای خزانهداری آمریکا، چتر دکترین جامع امنیتی- اقتصادی خود را بگستراند تا تمام ارگانهای کشور با یک دستورالعمل واحد و امنیتی در برابر جنگ اقتصادی حرکت کنند. پیام راهبردی آن این است: ما اقتصاد را به عنوان بخشی از امنیت ملی میدانیم و بنابراین مقابله با تحریمها را مانند دفاع نظامی در نظر میگیریم و برای آن استراتژی جامع داریم.
پیام کلی اظهارات دبیر شورای عالی امنیت ملی به آمریکا: ایران اکنون در وضعیتی به سر میبرد که هم میتواند هزینه نظامی را برای آمریکا بالا ببرد و هم ابزارهای فشار اقتصادی را با استراتژیهای امنیتی خنثی کند.
پاسخ محکم مقامات نظامی ایران
اما کار به موضعگیریهای فرد شماره ۲ شورای عالی امنیت ملی ختم نشد. روز دوشنبه دو مقام ارشد نیروهای مسلح هم حسابی از خجالت دشمن درآمدند و پالسهایی به آنان دادند تا متوجه شوند به راحتی نمیتوانند در اتاق جنگشان برای تقابل نظامی با ایران برنامهریزی کنند. دریادار شهرام ایرانی، فرمانده نیروی دریایی ارتش در دوازدهمین دوره آموزش نظری معارف جنگ که در دانشگاه افسری پدافند هوایی خاتمالانبیا (ص) برگزار شد، گفت: «دشمن امروز از ابتکارهای عملیاتی نیروهای مسلح ایران اسلامی بهشدت نگران است و با توجه به پیشرفتهای حاصل شده، در صورت لزوم، میتوانیم دشمن را در هر نقطهای، زمینگیر کنیم.»
امیر الهامی، فرمانده قرارگاه مشترک پدافند هوایی خاتمالانبیا (ص) هم در گفتوگویی درباره سامانههای بومی تولیدشده در جریان جنگ تحمیلی ۴۰ روزه، خبر داد: «این تجهیزات، آزمون موفقی را پشت سر گذاشتند و اکنون بهشدت در حال تکثیر هستند تا در سراسر کشور مستقر شوند.»
آنچه مسلم است اینکه زمینگیر کردن به معنای ایجاد وضعیتی است که دشمن با وجود برتری تکنولوژیک، نتواند از تجهیزاتش استفاده کند و در نقاط حساس به بنبست برسد، پس ایران اکنون توانسته است «حریم امن» دشمن را به چالش بکشد. ضمن آنکه استقرار سامانههای بومی در سراسر کشور به معنای ایجاد «شبکه پدافندی متصل و یکپارچه» است. وقتی سامانهها بومی باشند، دشمن نمیتواند آنها را از کار بیندازد. چرا که سوراخهای امنیتیشان در آسمان ما بسته است و هرگونه تلاش برای نفوذ، با پاسخی بومی و غیرقابل پیشبینی روبهرو خواهد شد.
اگر سخنان محسن رضایی، فرمانده نداجا و فرمانده پدافند ارتش را کنار یکدیگر قرار دهیم «مثلث بازدارندگی» شکل میگیرد. راس اول، استراتژی کلان در میدان و دیپلماسی، راس دوم، توانایی زمینگیر کردن دشمن و راس سوم، دفاع پدافندی قرار میگیرد. در این وضعیت، دشمن نه تنها برای حمله واهمه پیدا میکند، بلکه پی میبرد اگر حمله کند، در نقاط مختلف زمینگیر خواهد شد و در نهایت در میز مذاکره، با ایرانی روبهروست که از موضع قدرت و با دکترینی مشخص صحبت میکند. همه آنها یک «منظومه جامع» هستند که در آن هر اظهار نظر، بخشی از یک پیام واحد است: «آمادهایم، مجهزیم و قواعد بازی را ما مینویسیم. تنگه، تنگتر میشود.»
نظر شما