۱۸ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۳:۲۹
کد مطلب: ۲۵٬۲۳۹

آسیب‌شناسی نفوذ نرم غرب‌زدگی در صفوف مقاومت

عادی‌سازی وابستگی

دکتر مرتضی امیری‌نژاد ـ آگاه مسائل سیاسی

در هر میدان تقابل راهبردی، تهدید صرفا از بیرون وارد نمی‌شود. گاهی خطر اصلی زمانی شکل می‌گیرد که الگوهای فکری، ارزش‌ها و محاسبات رقیب، بدون آنکه با عنوان «دشمن» شناخته شوند، به‌تدریج وارد منظومه تصمیم‌گیری یک جریان شوند. از این منظر، یکی از مهم‌ترین آسیب‌های پیش روی جبهه مقاومت، «نفوذ نرم غرب‌زدگی» است؛ نفوذی که الزاما با جاسوس، شبکه مخفی یا عملیات امنیتی شناخته نمی‌شود، بلکه می‌تواند از مسیر تغییر ذائقه فکری، معیارهای ارزشی و حتی تعریف موفقیت و شکست صورت گیرد.

عادی‌سازی وابستگی

آگاه: غرب‌زدگی در این معنا صرفا علاقه به مظاهر تمدن غرب یا استفاده از فناوری‌های غربی نیست، بلکه هنگامی به یک آسیب راهبردی تبدیل می‌شود که «خودباختگی» جای «خودآگاهی» را بگیرد و الگوی غرب به معیار سنجش همه مسائل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی تبدیل شود. در چنین شرایطی، جامعه به‌جای آنکه از جهان بیاموزد، به تقلید از آن روی می‌آورد و به‌جای تولید الگوی بومی، در جست‌وجوی تایید بیرونی قرار می‌گیرد.
نخستین نشانه نفوذ نرم، تغییر معیار محاسبه است. اگر مقاومت روزی بر اساس میزان حفظ استقلال، افزایش قدرت بازدارندگی، انسجام اجتماعی و توان ایستادگی در برابر فشار سنجیده شود، اما به‌تدریج معیارهایی همچون میزان رضایت قدرت‌های خارجی، واکنش رسانه‌های بین‌المللی یا تایید نهادهای غربی جای آن را بگیرد، تغییر مهمی در دستگاه محاسباتی رخ داده است. اینجا مسئله دیگر یک اختلاف سلیقه سیاسی نیست؛ بلکه تغییر «مرجع تشخیص مصلحت» است.
دومین آسیب، عادی‌سازی وابستگی است. نفوذ نرم زمانی موفق می‌شود که وابستگی، عقلانی و حتی اجتناب‌ناپذیر معرفی شود. در این روایت، استقلال هزینه‌ای غیرمنطقی و سازش، نشانه واقع‌گرایی معرفی می‌شود. نتیجه چنین نگرشی، شکل‌گیری نسلی است که به‌جای پرسش از ظرفیت‌های داخلی، دائما چشم به تصمیم قدرت‌های خارجی دارد.
سومین مسیر نفوذ، ایجاد دوگانه‌های کاذب است. مقاومت یا رفاه، استقلال یا توسعه، هویت یا پیشرفت، آرمان‌گرایی یا عقلانیت. این دوگانه‌سازی‌ها در حالی صورت می‌گیرد که یک راهبرد جامع می‌تواند همزمان استقلال، پیشرفت، رفاه و قدرت ملی را دنبال کند. جبهه مقاومت اگر در دام این دوگانه‌ها بیفتد، بخشی از ظرفیت اجتماعی خود را از دست خواهد داد.
چهارمین آسیب، تحقیر توان داخلی و بزرگ‌نمایی قدرت بیرونی است. هیچ جریان مستقلی نمی‌تواند با جامعه‌ای که دائما خود را ناتوان و رقیب را شکست‌ناپذیر می‌بیند، راهبرد بلندمدت بسازد. نفوذ نرم دقیقا در نقطه‌ای موفق می‌شود که اعتمادبه‌نفس ملی فرسوده و تصور «نمی‌توانیم» جای «می‌توانیم» را بگیرد.
پنجمین مسئله، نفوذ در سبک زندگی و ذائقه فرهنگی است. فرهنگ مصرفی، فردگرایی افراطی، شهرت‌طلبی، اصالت دادن به لذت و تبدیل زندگی به نمایش در شبکه‌های اجتماعی، اگر بدون نقد و تحلیل وارد محیط مقاومت شود، می‌تواند بنیان‌های هویتی آن را از درون تضعیف کند. مقاومت پیش از آنکه یک آرایش سیاسی یا نظامی باشد، یک منظومه هویتی و فرهنگی است.
با این حال، مقابله با غرب‌زدگی نباید به معنای نفی مطلق غرب، قطع ارتباط با جهان یا بستن راه تبادل علمی و فناوری باشد. چنین رویکردی خود می‌تواند به انزوا و عقب‌ماندگی منجر شود. راهبرد صحیح، تفکیک میان دانش و فناوری از سلطه فکری و فرهنگی است. می‌توان فناوری را گرفت، تجربه را آموخت و حتی با جهان تعامل کرد، اما معیارهای هویتی و منافع راهبردی خود را از دیگران وام نگرفت.
از این منظر، راه مقابله با نفوذ نرم، صرفا برخورد امنیتی نیست، بلکه تقویت قدرت شناختی است. نیروهای مقاومت باید بتوانند روایت‌های رقیب را بشناسند، منابع تولید آنها را تحلیل کنند، نقاط قوت و ضعف خود را واقع‌بینانه ببینند و میان نقد سازنده و خودتحقیری تفاوت بگذارند. در این مسیر، چند اقدام راهبردی ضروری است: نخست، ارتقای سواد رسانه‌ای و تاریخی نیروهای جریان مقاومت. دوم، ایجاد فضای گفت‌وگوی درون‌جبهه‌ای برای نقد خطاها بدون تخریب هویت جمعی. سوم، تقویت تولید علم، فناوری و الگوهای اقتصادی بومی. چهارم، بازتعریف موفقیت بر اساس شاخص‌های واقعی قدرت ملی و پنجم، جلوگیری از تبدیل اختلافات سیاسی به شکاف‌های هویتی.
در نهایت، بزرگ‌ترین مصداق نفوذ نرم آن نیست که کسی پرچم دشمن را در دست بگیرد، بلکه آن است که دستگاه محاسباتی دشمن را در ذهن خودی بازتولید کند. جبهه مقاومت زمانی از این آسیب عبور می‌کند که نه گرفتار شیفتگی نسبت به غرب شود و نه به نفی کورکورانه جهان برسد، بلکه با اعتمادبه‌نفس، عقلانیت، خودآگاهی تاریخی و قدرت تولید فکر، نسبت خود را با جهان تعریف کند. مقاومت قدرتمند، مقاومتی نیست که جهان را نبیند، مقاومتی است که جهان را می‌بیند، از تجربه دیگران می‌آموزد، اما سرنوشت و معیارهای خود را به دیگران واگذار نمی‌کند.

عادی‌سازی وابستگی

عادی‌سازی وابستگی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.