۲۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۴
کد مطلب: ۲۵٬۲۹۸

شکل‌گیری آرایش جدید در ساحل غربی یمن

جنگ در «دو تنگه»

محمدعلی حسن‌نیا _ آگاه مسائل بین‌الملل

طی روزهای گذشته، نیروهای انصارالله کنترل قاطع ساحل غربی یمن را تکمیل کردند. پس از تصرف بندر مهم مخا، نیروهای این گروه جزیره میون (پریم) در قلب تنگه باب‌المندب و مناطق ساحلی ذباب را نیز به دست گرفتند. عرض تنگه باب‌المندب تنها حدود ۲۹ کیلومتر است و جزیره میون آن را به دو کانال تقسیم می‌کند؛ کانال اصلی در کنار ساحل یمن قرار دارد و عرض آن کمتر از سه کیلومتر است.

جنگ در «دو تنگه»

آگاه: اهمیت استراتژیک این پیشروی در تغییر ماهوی وضعیت نهفته است. پیشتر، انصارالله برای تهدید کشتیرانی به موشک‌های بالستیک و پهپادهای پرتابی از داخل خاک متکی بود که نوعی «محاصره از راه دور» محسوب می‌شد. اما اکنون نیروهای مسلح این گروه مستقیما در جزایر و خط ساحلی مشرف به تنگه مستقر شده‌اند و با سلاح‌های سبک و موشک‌های ضدتانک نیز می‌توانند کشتی‌های عبوری را تهدید کنند؛ دیگر نیازی به رادارها و سیستم‌های شناسایی پیچیده نیست. یک مقام اسرائیلی به رسانه‌ها اعتراف کرد که این وضعیت «می‌تواند خطرناک‌تر از وضعیت کنونی تنگه هرمز باشد.» عقب‌نشینی مرموز بیش از ۳۰ هزار نیروی ارتش یمن نیز به این ابهام دامن زده و منابع منطقه‌ای عموما به هماهنگی مستقیم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اشاره می‌کنند.

جنگ در «دو تنگه»

فلج کردن «شریان حیاتی» عربستان
تسلیم باب‌المندب یک رویداد منفرد نیست. در ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶، پهپادهایی که از خاک عراق پرتاب شدند، به خط لوله «شرق-غرب» (پترولاین) عربستان حمله و شرکت آرامکو را مجبور کردند انتقال نفت را به‌صورت «احتیاطی» متوقف کند. این خط لوله ۱۲۰۰ کیلومتری از منطقه نفتخیز شرق به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ امتداد دارد و حداکثر ظرفیت انتقال آن حدود هفت میلیون بشکه در روز است و تنها مسیر جایگزین زمینی عربستان در صورت انسداد تنگه هرمز محسوب می‌شود. زمان‌بندی حمله حیاتی است. از زمان آغاز جنگ آمریکا و ایران در فوریه ۲۰۲۶ و محاصره عملی تنگه هرمز توسط ایران، صادرات نفت از بندر ینبع به نزدیک پنج برابر سطح پیش از جنگ افزایش یافته و حدود ۷۵ درصد صادرات نفتی عربستان را تشکیل می‌دهد. ضربه به این خط لوله، در حالی که هرمز مسدود است، به معنای بستن تنها گزینه صادراتی جایگزین باقی‌مانده عربستان است.

معامله جغرافیا برای گرفتن امتیاز
بر اساس گزارش‌های متعدد، اقدام انصارالله در ساحل غربی صرفا منطق جنگ داخلی یمن را دنبال نمی‌کند. هنگامی که توجه آمریکا و متحدانش در هرمز متمرکز است، «جبهه جدید» باب‌المندب دشمن را مجبور به پراکنده کردن منابع دریایی می‌کند و همزمان دو گلوگاه زنجیره تامین انرژی جهانی را در معرض خطر قرار می‌دهد.
مسئله عمیق‌تر، ساخت برگ مذاکره است. عراقچی، وزیر خارجه ایران، در سخنرانی خود در الجزایر بر مشروعیت «مقاومت» تاکید کرد و گفت: آمریکا «قابل اعتماد نیست.» در این چارچوب گفتمانی، دستاوردهای نظامی یمن به اهرم دیپلماتیک تبدیل می‌شوند: اگر آمریکا می‌خواهد باب‌المندب «امن» بماند، باید در زمینه لغو تحریم‌ها و مسائل هسته‌ای امتیازات اساسی بدهد. موضع دفتر سیاسی انصارالله «این تصمیم استراتژیک صنعاست» هم حفظ «آبروی» تهران و هم اشاره‌ای به واشنگتن: می‌توانی با تهران مذاکره کنی، اما در نهایت باید با واقعیت میدانی تغییر یافته روبه‌رو شوی.

روایت‌هایی که به نفع انصارالله است
برخی تحلیل‌های اندیشکده‌ای نیز روایتی ارائه می‌دهند که وضعیت کنونی را نه یک «تهدید صرف»، بلکه بازتابی از افول هژمونی دریایی آمریکا و مشروعیت‌یابی مقاومت می‌دانند.
مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS) در تحلیلی آورده است که توانایی انصارالله در تثبیت حضور فیزیکی در باب‌المندب نشان می‌دهد که مدل «بازدارندگی از راه دور» آمریکا در دریای سرخ شکست خورده است. به نوشته این اندیشکده، عملیات نظامی دریایی آمریکا در سال‌های ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵ نتوانست توان موشکی و پهپادی انصارالله را از بین ببرد و اکنون این گروه با حضور زمینی، هزینه هرگونه عملیات نظامی علیه خود را برای واشنگتن به‌شدت افزایش داده است.
بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی نیز در گزارش اخیر خود اشاره می‌کند که کنترل باب‌المندب به انصارالله مشروعیت سیاسی داخلی و منطقه‌ای بی‌سابقه‌ای بخشیده است. به باور تحلیلگران کارنگی، این گروه دیگر صرفا یک «شبه‌نظامی مورد حمایت ایران» نیست، بلکه به بازیگری تبدیل شده که امنیت یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های تجارت جهانی را در دست دارد و این واقعیت، هرگونه راه‌حل سیاسی برای یمن را بدون حضور انصارالله غیرممکن می‌کند.
اندیشکده چتم‌هاوس لندن نیز در تحلیل خود تاکید کرده که دو تنگه هرمز و باب‌المندب، عملا به «اهرم دوگانه» محور مقاومت تبدیل شده‌اند و ایالات متحده نمی‌تواند همزمان هر دو را مهار کند. این اندیشکده هشدار می‌دهد که واشنگتن باید بپذیرد دوران «امنیت دریایی رایگان» در غرب آسیا به پایان رسیده و هرگونه ترتیبات امنیتی پایدار باید با حضور بازیگران منطقه‌ای از جمله انصارالله طراحی شود.
موسسه خاورمیانه نیز در یادداشتی نوشته است که تصرف جزیره میون و ساحل غربی، انصارالله را به «دروازه‌بان واقعی» باب‌المندب تبدیل کرده و این وضعیت، برخلاف تصور رایج در واشنگتن، یک شکست برای عربستان و آمریکا و یک پیروزی استراتژیک برای محور مقاومت است. به نوشته این موسسه، انصارالله اکنون قادر است بدون نیاز به ایران، بر تجارت جهانی تاثیر بگذارد و همین امر، آن را به بازیگری مستقل و غیرقابل نادیده ‌گرفتن تبدیل کرده است.

ابزار مطمئن اجبار جغرافیایی
سقوط ساحل غربی یمن و حمله به خط لوله عربستان، تصویری از بازآرایی توازن قدرت منطقه‌ای از طریق «اجبار جغرافیایی» ترسیم می‌کنند. «اهرم دوگانه» تنگه‌های هرمز و باب‌المندب به تهران امکان می‌دهد تا با وجود برتری نظامی متعارف آمریکا، از مزیت نامتقارن جغرافیایی برای تولید ریسک سیستمی استفاده کند و دشمن را میان امنیت انرژی و اهداف استراتژیک در تنگنا قرار دهد. تهران می‌کوشد با استفاده از خاک یمن و آب‌های دریای سرخ، شرایط خروج از یک جنگ فرسایشی را بنویسد و پایان این بازی شاید نه به تعداد موشک‌ها، بلکه به این بستگی داشته باشد که چه کسی پیشتر تاب «سوختن همزمان دو تنگه» را از دست می‌دهد.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.