آگاه: این برنامه تلویزیونی به صورت مسخرهای مدعی است که کارشناسان تخمین زدند خلبان جنگنده با نام مستعار براوو، با سرعت بین ۷۰ تا ۱۰۰ مایل در ساعت به زمین برخورد کرد و در این حادثه، تنها ستون فقرات، بازو و شانهاش شکست! نکته مضحکتر ماجرا آنجاست که طبق ادعای سیبیاس، با وجود این جراحات، براوو از درهای که فرود آمده بود، یک مسیر کوهستانی به طول ۷۰۰۰ فوت را طی کرد تا از دستگیری فرار کند و منتظر نجات بماند! این ادعاها از سوی کاربران مجازی و حتی تحلیلگران نظامی مورد انتقاد و تمسخر قرار گرفته است.
مایک کارتر، خبرنگار کاخ سفید نیوزمکس به انتشار مصاحبه خلبان آمریکایی واکنش نشان داد و این موضوع را تلاشی از سوی پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا برای لاف پیروزی زدن در جنگ با ایران دانست.
این خبرنگار معروف آمریکایی در ایکس نوشت: هگست گیت فقط درباره انتشار تصاویر نیست؛ خود روایت مربوط به نجات خلبان نیز نیازمند راستیآزمایی است. اگر این ماموریت واقعا یک عملیات جستوجو و نجات رزمی بوده، چرا در چنین عمقی در داخل ایران و با چنین رد پای عملیاتی گسترده و سطح بالایی از ریسک عملیاتی انجام شده است؟ آیا اطلاعات، نظارت و شناسایی، وضعیت باند و شرایط جوی، احتمال شناسایی شدن و سرعت واکنش نیروهای ایرانی را بهدرستی در نظر گرفته بودند؟ وقتی این پرسشها همچنان بیپاسخ ماندهاند، برجستهسازی روایت نجات خلبان میتواند بخشی از تلاش گستردهتر برای مدیریت روایت، پنهان کردن هزینههای احتمالی و شکست عملیات و همچنین استفاده از این ماجرا در راستای بهرهبرداری انتخاباتی باشد.
افشاگری شبکه آمریکایی
اما پس از انتقادات به پخش مستند مضحک مورد اشاره از شبکه سیبیاس، شبکه تلویزیونی سیانان از فشار وزارت جنگ آمریکا بر خلبان جنگنده اف ۱۵ سرنگونشده بر فراز ایران برای حضور در برنامه تلویزیونی ۶۰ دقیقه پرده برداشت؛ فشاری که در بحبوحه جنگ فرسایشی آمریکا علیه ایران، با هدف شکل دادن به روایت این وزارتخانه از جنگ و نمایش عملیات نجات به عنوان یک موفقیت نظامی صورت گرفت.
شبکه سیانان به نقل از چند منبع مطلع افزود: پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا و منصوبان سیاسی در وزارتخانه او برای حضور دو خدمه یک فروند اف ۱۵ که در ماه آوریل بر فراز ایران سرنگون شده بود، در برنامه ۶۰ دقیقه شبکه سیبیاس درباره عملیات نجات پس از آن، فشار آوردند. به گفته سه منبع، هر دو نظامی آمریکایی در ابتدا درباره انجام این مصاحبه ابراز تردید کردند و یکی از آنها حتی درباره احتمال اینکه برای حضور در این برنامه دستور داده شده باشد، ابراز نگرانی کرد. مقامهای نظامی نیز نسبت به افشای جزئیات محرمانه عملیات نجات نگران بودند. دو منبع گفتند که منصوبان سیاسی در دفتر هگست قاطعانه اصرار داشتند که هر دو خدمه برای مصاحبه حاضر شوند.
سیانان افزود: اما منابع گفتند پس از آنکه دو بازمانده، نگرانیهای خود را مطرح کردند، هگست به صورت خصوصی با آنها دیدار کرد و از آنها پرسید که آیا میخواهند در برنامه شرکت کنند یا خیر؟ در نتیجه، یکی از خلبانان که براوو نامیده شده است، پذیرفت مقابل دوربین بنشیند و درباره تجربه خود صحبت کند، در حالی که خلبان دیگر، یعنی آلفا، از شرکت در برنامه ۶۰ دقیقه شبکه سیبیاس خودداری کرد. پنتاگون هویت این دو نظالمی را به صورت عمومی اعلام نکرده است و سیانان نیز نتوانسته به طور مستقل هویت آنها را مشخص کند تا برای دریافت نظر با آنها تماس بگیرد.
این رسانه آمریکایی ادامه داد: این ماجرا نشان میدهد دفتر هگست چگونه در تلاش است روایت مربوط به جنگ ایران را شکل دهد؛ جنگی که به طور فزایندهای با کاهش حمایت افکار عمومی مواجه شده و بر وزیر جنگ فشار وارد کرده است تا پیروزی را اعلام کند. این ماجرا همچنین نشان میدهد که هگست در این تلاش نقشی غیرمعمول و مستقیم داشته است؛ او در روند برنامهریزی مصاحبه برنامه ۶۰ دقیقه بسیار فراتر از حد معمول یک وزیر جنگ، درگیر بوده است.
شان پارنل، سخنگوی ارشد پنتاگون در پاسخ به سیانان درباره برنامهریزی برای این بخش گفت: تمام این داستان یک دروغ محض است. وی مدعی شد: تصمیم برای شرکت در مصاحبه فقط و فقط بر عهده هر خلبان بود، چون این داستان آنهاست. همانطور که سیانان اشاره میکند، یکی از خلبانان تصمیم گرفت شرکت کند و دیگری این کار را نکرد. علاوه بر این، وزارتخانه با دقت زیادی اطمینان حاصل کرد که امنیت عملیاتی، منابع و روشها محافظت شوند. سخنگوی پنتاگون همچنین مدعی شد: مطرح کردن خلاف این موضوع، تحقیر تکتک اعضای نیروهای مسلح ماست که در این مصاحبه شرکت و از آن حمایت کردند. القای خلاف این موضوع، خدشه وارد کردن به شان و اعتبار تکتک اعضای نیروهای نظامی ماست که در این مصاحبه شرکت و از آن حمایت کردند.
هالیوودیزاسیون سیاست
به طور کلی، آن چیزی که واضح است و همه تحلیلگران نیز بدان تصریح دارند این است که مستند شبکه سیبیاس آمریکا پیرامون نجات خلبان آمریکایی، یک سناریوسازی هالیوودی در راستای مطامع و منافع هگست، وزیر جنگ آمریکا بود؛ فردی که در داخل آمریکا و در میان نخبگان نظامی این کشور به سبب شکست در جنگ با ایران، زیر طوفانی از انتقادات، تخریبها و هجمهها است.
آنچه در گزارش پرطمطراق سیبیاس پیرامون نجات خلبان آمریکایی میبینیم، نه یک گزارش میدانی معقول، که یک سناریوی مهندسیشده برای پوشاندن شکستهای خفتبار پنتاگون است؛ تلاشی مذبوحانه که هدفش تنها فرونشاندن شعلههای انتقاد داخلی و تطهیر چهره کارگزاران ناکام میدان نبرد و در صدر آنها ترامپ و هگست است. این هالیوودیزاسیون سیاست و ساخت روایات قهرمانانه از خلبانان و نظامیان شکستخورده، پرده از استیصال عمیق اتاقهای فکر واشنگتن برمیدارد؛ جایی که تصمیمگیرندگان، برای فرار از پرسش صریح نخبگان نظامی خود درباره چرایی عقبنشینی در برابر اقتدار ایران، ناچار به خرید زمان با دروغهای تصویری هستند.
اختلاف فاحشی که میان واقعیت میدانی و خروجی اتاقهای پروپاگاندای آمریکایی وجود دارد، نشاندهنده این حقیقت است که قدرت روایتگری آنها در برابر اقتدار سخت جمهوری اسلامی ایران به پایان خط رسیده است؛ امروز، این نمایشهای سینمایی، تنها مصرف داخلی دارد تا شاید بتواند برای چند صباحی، صندلی لرزان وزیر جنگی را حفظ کند که در آزمون جدی تقابل با ایران، چیزی جز کارنامه سیاه ارائه نداده است. باید به این نکته کلیدی توجه داشت که ساخت اینگونه مستندها، دقیقا در بزنگاههایی صورت میگیرد که ماشین جنگی آمریکا با سد مستحکم اراده و مقاومت ایران اسلامی برخورد کرده است؛ این روایات جعلی، در واقع مسکنی برای تسکین دردهای مزمن دستگاه عریض و طویل امنیتی و نظامی آمریکا است که از شکستهای پیدرپی راهبردی در برابر اراده ایران، در عذابند.
نظر شما