آگاه: در اواخر هفته گذشته، مجمع عمومی سازمان ملل صحنه تقابل دو روایت کاملا متفاوت از قدرت و دیپلماسی بود. دونالد ترامپ، رئیسجمهور تروریست و کودککش آمریکا، در سخنرانی خود با لحنی تهدیدآمیز و مستقیم، ایران را «بزرگترین حامی تروریسم» خواند و بهصراحت از گزینه «نابود کردن» جمهوری اسلامی سخن گفت؛ گزینهای که در صورت عدم توافق مطرح کرد و حتی از «راندن آنها به جهنم بدون هیچ امیدی به بقا» حرف زد. این زبان، که بسیاری آن را قلدرمآبانه و عاری از ظرافت دیپلماتیک توصیف کردند، بیش از آنکه یادآور عقبه تمدنی باشد، بازتابی از رویکرد زورگویی و قلدری بدون مغز طرف مقابل به نظر میرسید.
در مقابل، مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران، روز بعد پشت همان تریبون ایستاد و با لحنی آرام، مستدل و متکی بر استدلال حقوقی و تاریخی سخن گفت. او بدون آنکه وارد ادبیات توهینآمیز شود، اتهام تروریسم را رد و تاکید کرد که ایران قربانی تروریسم بوده است، نه عامل آن. پزشکیان با نمایش تصاویر شهدای غیرنظامی حملات (از جمله کودکان مدرسه شجره طیبه میناب و ورزشگاه لامرد) و اشاره به ترور رهبر شهیدمان، روایت دفاع مشروع را مطرح کرد. او بارها بر آمادگی ایران برای گفتوگو، دیپلماسی و مذاکره تأکید کرد، اما «زبان زور» را نپذیرفت و بیان کرد که مقاومت مردم ایران در برابر فشار و قلدری افزایش خواهد یافت. جمله کلیدی او این بود که ایرانیها سر فرود نمیآورند، اما دروازه دیپلماسی را باز گذاشتهاند.
آنچه سخنرانی پزشکیان را متمایز میکرد، اتکا به استدلال منطقی و ارجاع به استانداردهای دوگانه بینالمللی بود: «بمب اتم در اسرائیل است، اما بازرسان در ایران!» این بیان، که ریشه در هزاران سال تجربه تمدنی ایران در تعامل با قدرتهای بزرگ دارد، نه شعارزدگی بود و نه پرخاشگری؛ بلکه یادآوری اصول برابری حاکمیتها و منشور ملل متحد بود. مسئولان کشورمان، از جمله محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی این سخنرانی را صدای «تمدن سههزارساله ایران» دانستند؛ صدایی که به جای تهدید، بر مقاومت هوشمندانه و آمادگی برای صلح بدون تسلیم تأکید میکرد.
رسانههای متعدد، بهویژه در جهان اسلام و بسیاری از گزارشهای بینالمللی، این رویکرد را تحسین کردند: لحنی که در عین قاطعیت، درهای مذاکره را باز نگه داشت و تصویر ملتی را ترسیم کرد که جنگ را تحمیلشده میداند اما از دفاع نمیهراسد. در حالی که هیات آمریکایی سالن را ترک کرد، سخنرانی پزشکیان بهعنوان نمونهای از بیان تمدنی و منطقی در برابر زبان تهدید و زورگویی بازتاب یافت. این تقابل، بیش از هر چیز نشان داد که تمدن کهن میتواند با استدلال و وقار سخن بگوید، حتی وقتی طرف مقابل زبان قلدری را برمیگزیند. در نهایت، آنچه در این دو سخنرانی بیش از همه برجسته شد، تفاوت ریشهای دو فرهنگ سیاسی بود: یکی متکی بر تهدید و نمایش قدرت نظامی، و دیگری ریشه در سنت دیپلماسی ایرانی که از دیرباز گفتوگو را بر زورگویی ترجیح داده و حتی در سختترین شرایط، کرامت انسانی و منطق را حفظ کرده است.
۴ مهر ۱۴۰۵ - ۰۰:۵۱
کد مطلب: ۲۵٬۶۴۱
نظر شما