مینا یاری،  خبرنگار گروه جامعه: برای بعضی خانواده‌ها، انتخاب مدرسه از سال‌ها پیش دیگر فقط انتخاب میان یک مدرسه دولتی و غیردولتی نیست؛ انتخاب میان دو سبک متفاوت از آموزش و البته دو سطح متفاوت از هزینه است. شهریه مدارس غیردولتی در سال‌های اخیر آن‌قدر بالا رفته که تحصیل در برخی مدارس به یکی از اقلام جدی بودجه خانوار تبدیل شده است.

مدرسه‌ای که برایش پول می‌دهیم

آگاه: برای سال تحصیلی ۱۴۰۶-۱۴۰۵، سقف شهریه مدارس غیردولتی در تهران برای دوره ابتدایی با فوق‌برنامه ۱۷۲ میلیون تومان، متوسطه اول ۲۰۰ میلیون و متوسطه دوم ۲۲۰ میلیون تومان اعلام شده است؛ ارقامی که هزینه‌هایی مانند سرویس، غذا، لباس فرم یا برخی فعالیت‌های آموزشگاهی می‌تواند به آنها اضافه شود. اما قصه مدارس غیردولتی از امروز شروع نشده است.

از مشارکت مردم تا بازار آموزش
مدارس غیرانتفاعی در ایران در سال ۱۳۶۷ و با تصویب قانون تاسیس مدارس غیرانتفاعی شکل گرفتند. فلسفه اولیه این مدارس، مشارکت مردم در آموزش و پرورش و حمایت از سرمایه‌گذاری برای ایجاد و اداره مدارس بود. در قانون، این مدارس همچنان موظف به رعایت اهداف و ضوابط عمومی آموزش و پرورش بودند و برنامه‌های آموزشی، کتاب‌های درسی و امتحانات آنها نیز تابع مقررات عمومی نظام آموزشی تعریف شد. محمدعلی نجفی، وزیر آموزش و پرورش در سال‌های ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۶، در روایتی از مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر کرده، آمده است راه‌اندازی مدارس غیرانتفاعی با حمایت دولت وقت آغاز شد و هدف این بود که ضمن دادن آزادی عمل به این مدارس، نظارت آموزش و پرورش نیز حفظ شود. به گفته نجفی، نگرانی از طبقاتی شدن مدارس از همان ابتدا وجود داشت و او تاکید می‌کرد که مدارس غیردولتی باید تحت کنترل باشند. چهار دهه بعد اما فاصله میان این مدارس آن‌قدر زیاد شده که دیگر نمی‌توان همه آنها را با یک معیار سنجید. یک مدرسه ممکن است با شهریه‌ای به‌نسبت محدود فعالیت کند و مدرسه‌ای دیگر برای یک سال تحصیلی چند صد میلیون تومان از خانواده‌ها مطالبه کند.
در سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۴، گزارش‌ها از شهریه‌های مصوب ۱۴ تا ۱۵۰ میلیون تومان، بسته به مقطع و مدرسه، حکایت داشتند و اعلام شده بود تنها بخش کوچکی از مدارس به محدوده بالای ۱۰۰ میلیون تومان می‌رسند.

 خانواده دقیقا بابت چه چیزی پول می‌دهد؟
پاسخ ساده‌ای وجود ندارد. زهرا صمدیار، آموزگار مقطع ابتدایی که تجربه کار در مدارس دولتی و غیردولتی را دارد، معتقد است بخشی از جذابیت مدارس غیردولتی برای خانواده‌ها نه الزاماً «آموزش بهتر»، بلکه احساس دریافت توجه و حمایت بیشتر است. او در گفت‌وگو با خبرنگار «آگاه» می‌گوید: خانواده‌ها احساس می‌کنند وقتی برای مدرسه پول می‌دهند، از حمایت و توجه خاص معلم و کادر مدرسه برخوردار می‌شوند. به گفته صمدیار، این حمایت می‌تواند علمی، عاطفی یا رفاهی باشد.
البته همه خانواده‌ها با یک هدف به سراغ این مدارس نمی‌روند. صمدیار معتقد است بخشی از والدین مدرسه‌ای را انتخاب می‌کنند که سخت‌گیری آموزشی بیشتری دارد، آزمون‌های منظم برگزار می‌کند یا برنامه‌های علمی و آموزشی متنوع‌تری دارد؛ خانواده‌هایی که آینده تحصیلی فرزند، دانشگاه‌های برتر یا حتی مهاجرت را در نظر گرفته‌اند. وی ادامه داد: در سوی دیگر، گروهی از خانواده‌ها به دلایل بسیار روزمره‌تر سراغ مدرسه غیردولتی می‌روند: نزدیکی مدرسه به خانه، نگرانی کمتر درباره رفت‌وآمد، تعداد کمتر دانش‌آموزان کلاس و احساس امنیت بیشتر.
به تعبیر صمدیار، گاهی مدرسه غیردولتی «سر کوچه» برای خانواده‌ای از مدرسه دولتی چند خیابان آن‌طرف‌تر به‌صرفه‌تر است؛ نه به دلیل کیفیت آموزشی، بلکه به خاطر هزینه و دردسر رفت‌وآمد و نگرانی‌های مربوط به فرزند.

تفاوت آموزشی؛ واقعیت یا تصور؟
مرضیه نصیری، آموزگار و معاون پرورشی که در هر دو نوع مدرسه کار کرده، معتقد است نمی‌توان یک حکم کلی درباره کیفیت آموزشی مدارس غیردولتی صادر کرد. به گفته او، بسیاری از مدارس غیردولتی معمولی همان آموزش رسمی مدارس دولتی را ارائه می‌کنند و تفاوت اصلی در مدرسه‌هایی است که خدمات اضافه، معلمان ویژه یا برنامه‌های آموزشی خاص دارند.
نصیری می‌گوید تفاوت مهم‌تر در میزان پاسخ‌گویی مدرسه است: در مدرسه دولتی ممکن است دانش‌آموز در کلاسی قرار بگیرد که معلم خوب تدریس نکند و خانواده ابزار زیادی برای تغییر شرایط نداشته باشد. اما در مدرسه غیردولتی، چون خانواده هزینه می‌کند، اعتراض و مطالبه‌گری بیشتری وجود دارد و مدرسه برای حفظ دانش‌آموز ناچار است به رضایت خانواده توجه کند. با این حال، همین رابطه مالی می‌تواند روی معلم هم اثر بگذارد. صمدیار معتقد است معلم مدرسه غیردولتی معمولا آزادی عمل کمتری دارد و بیشتر زیر ذره‌بین خانواده و مدیریت است؛ زیرا رضایت والدین به طور مستقیم با حفظ دانش‌آموز و در نتیجه درآمد مدرسه ارتباط پیدا می‌کند.

 وقتی کلاس دولتی ۴۰ نفره است
شاید بخشی از تفاوتی که خانواده‌ها به حساب «کیفیت» می‌گذارند، در واقع به تفاوت شرایط کاری معلم بازگردد. هر دو آموزگار بر تعداد بالای دانش‌آموزان در برخی کلاس‌های دولتی تأکید دارند.
صمدیار می‌گوید کلاس‌های دولتی گاهی به ۳۵ تا ۴۰ دانش‌آموز و حتی بیشتر می‌رسند و افزایش تعداد دانش‌آموز، امکان توجه فردی به هر کودک را کاهش می‌دهد. نصیری نیز از فشار کاری معلم در چنین کلاس‌هایی می‌گوید؛ معلمی که باید هم کلاس پرجمعیت را مدیریت کند و هم آموزش بدهد.
از سوی دیگر، مسئله دستمزد معلم نیز مطرح است. نصیری در این خصوص گفت: حقوق و شرایط کاری در مدارس دولتی برای بسیاری از معلمان انگیزه کافی برای کار بیشتر ایجاد نمی‌کند و شماری از معلمان، به‌خصوص مردان، ناچارند شغل دوم داشته باشند. به گفته او، این شرایط می‌تواند بر انرژی و زمانی که معلم برای دانش‌آموز می‌گذارد اثر بگذارد. بنابراین شاید بخشی از چیزی که خانواده «آموزش بهتر» می‌نامد، در واقع کلاس کم‌جمعیت‌تر، نظارت بیشتر و امکان مطالبه‌گری بالاتر باشد؛ نه لزوماً تفاوت بنیادی در محتوای آموزشی.

 نمره بهتر هم بخشی از ماجراست؟
هر دو مصاحبه‌شونده به تفاوت مقاطع تحصیلی اشاره می‌کنند. صمدیار در خصوص نمره دهی در مدارس غیردولتی اظهار کرد: در دوره ابتدایی، فشار خانواده برای گرفتن نمره بالاتر می‌تواند بیشتر باشد، اما با ورود دانش‌آموز به دوره متوسطه و برگزاری امتحانات نهایی، امکان اثرگذاری مستقیم مدرسه بر نتیجه امتحان محدودتر می‌شود. نصیری نیز افزود: در برخی مدارس غیردولتی، دانش‌آموز ضعیف‌تر ممکن است با ارفاق بیشتری از پایه‌ای به پایه دیگر منتقل شود. در چنین شرایطی، «نمره خوب» الزاماً معادل «یادگیری بهتر» نیست.

بچه در مدرسه دولتی خراب می‌شود؟
یکی از مهم‌ترین دلایل انتخاب مدرسه غیردولتی برای برخی خانواده‌ها، نگرانی درباره دوستان، آسیب‌های اجتماعی و تربیت فرزند است؛ این تصور که مدرسه پولی محیط امن‌تری برای کودک فراهم می‌کند.
اما تجربه نصیری تصویر ساده‌ای از این موضوع ارائه نمی‌دهد. او به خبرنگار روزنامه «آگاه» گفت: دانش‌آموزان دارای مشکلات رفتاری یا حتی آسیب‌های اجتماعی ممکن است در مدارس غیردولتی هم حضور داشته باشند و صرف پرداخت شهریه نمی‌توان تضمین کرد که دانش‌آموز از آسیب‌های اجتماعی دور بماند. از نگاه او، تفاوت اصلی در حوزه تربیتی به نوع مدرسه برمی‌گردد، نه صرفاً دولتی یا غیردولتی بودن آن. مدارس دولتی معمولا ساختار پرورشی و نظارت سازمانی مشخص‌تری دارند، در حالی که برخی مدارس غیردولتی ممکن است فعالیت‌های تربیتی خاصی نداشته باشند؛ مگر اینکه خود مدرسه چنین رویکردی را انتخاب کرده باشد.

کرونا و جنگ و غیر حضوری شدن مدارس
مسئله زمانی پیچیده‌تر می‌شود که مدرسه از کلاس درس به صفحه نمایش منتقل می‌شود. تجربه آموزش مجازی در کرونا نشان داد بخشی از خدماتی که بابت آنها پول پرداخت می‌شود، در شرایط غیرحضوری عملا شکل دیگری پیدا می‌کند. این وضعیت بعد از کرونا نیز با تعطیلی‌ها و دوره‌های غیرحضوری ادامه پیدا کرده و در دوره جنگ اخیر، دوباره مساله آموزش مجازی را به یکی از دغدغه‌های خانواده‌ها تبدیل کرده است.
نصیری بیان کرد: در دوره‌های مجازی، بعضی خانواده‌ها این سئوال را مطرح می‌کنند که وقتی کودک قرار است در خانه بنشیند و خانواده هم در آموزش او نقش مستقیم داشته باشد، پرداخت شهریه سنگین چه توجیهی دارد؟ البته به گفته او، برخی مدارس غیردولتی در آموزش آنلاین زیرساخت و برنامه منظم‌تری فراهم می‌کنند و همین می‌تواند بخشی از تفاوت آنها باشد.
در نهایت، انتخاب میان مدرسه دولتی و غیردولتی را نمی‌توان فقط با یک سئوال درباره «کیفیت آموزش» توضیح داد. خانواده‌ها ممکن است برای معلم بهتر پول بدهند، برای کلاس کم‌جمعیت‌تر، برای نظم، امکانات، امنیت رفت‌وآمد، توجه بیشتر یا حتی برای «برند» مدرسه. گاهی نیز آنچه خریداری می‌شود بیش از آنکه آموزش باشد، اطمینان خاطر است.
مساله اصلی اما جای دیگری است: اگر بخشی از مزیت مدارس غیردولتی از کلاس‌های کم‌جمعیت، معلم باانگیزه، امکانات بهتر و امکان نظارت و مطالبه‌گری خانواده ناشی می‌شود، پرسش بزرگ‌تر این است که چرا همه اینها نباید در مدرسه دولتی نیز در دسترس باشد؟
مدرسه غیردولتی قرار بود با مشارکت مردم، بخشی از ظرفیت آموزش کشور را افزایش دهد؛ امروز اما برای بخشی از خانواده‌ها به انتخابی پرهزینه تبدیل شده است. در میانه این بازار، مرز میان «خرید آموزش بهتر» و «خرید شرایط بهتر برای تحصیل» چندان روشن نیست.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.