زنگ آخر مدرسه که شنیده می‌شود، بعضی بچه‌ها هنوز چند دقیقه‌ای کنار در مدرسه منتظر می‌مانند تا مادر یا پدرشان از راه برسد. بعضی‌ها هم که مسیر خانه را بلدند کیف را روی دوش می‌اندازند و راهی می‌شوند تا خانه. بعد از رسیدن هم کلید را از جیب یا کیف بیرون می‌آورند، در را باز می‌کنند لباس مدرسه را عوض می‌کنند، غذایی را که از قبل آماده شده را گرم کرده و می‌خورند. پای تلویزیون یا تلفن همراه می‌نشینند و منتظر می‌مانند تا بزرگ‌ترها از سر کار برگردند چون تا چند ساعت دیگر قرار نیست صدای پدر و مادر در خانه شنیده شود. این گروه را می‌توان «نسل کلیددار» نامید؛ کودکانی که مسئولیت خانه را تا رسیدن پدر و مادر به عهده می‌گیرند.

نسل کلیددار

آگاه: کلید خانه برای یک کودک می‌تواند نشانه‌ای از اعتماد والدین باشد اما همزمان مسئولیتی را هم به همراه می‌آورد. او باید بداند در نبود بزرگ‌ترها چه کار کند، با چه کسی تماس بگیرد، در را برای چه کسی باز نکند، اگر مشکلی پیش آمد سراغ چه کسی برود و چگونه با موقعیت‌های پیش‌بینی‌نشده برخورد کند. یک مادر شاغل که فرزندش در مقطع ابتدایی تحصیل می‌کند، درباره برنامه روزانه خانواده می‌گوید: مدرسه پسرم ساعت یک تمام می‌شود و من معمولاً تا ساعت چهار سر کار هستم. مسیر خانه هم خیلی دور نیست. او کلید دارد و وقتی می‌رسد، تلفن می‌کند و می‌گوید که وارد خانه شده است.
این چند ساعت برای چنین خانواده‌ای ممکن است بخشی از برنامه عادی زندگی باشد، اما برای کودک، تجربه متفاوتی است. خانه در این فاصله نه محل حضور همیشگی مادر و پدر، بلکه فضایی است که باید خودش در آن تصمیم‌های کوچک بگیرد. «خودم در را باز می‌کنم»، «غذا را گرم می‌کنم»، «تکالیفم را انجام می‌دهم»، «تا مامان بیاید با گوشی بازی می‌کنم»، «پلی استیشن بازی می‌کنم» اینها بخشی از جمله‌هایی است که می‌توان از کودکان و نوجوانانی شنید که بعد از مدرسه مدت زمانی را در خانه تنها می‌گذرانند.
تفاوت امروز با گذشته فقط در تنها ماندن کودک نیست. نوع سرگرمی و ارتباط هم تغییر کرده است. کودکی که چند دهه قبل ممکن بود تا رسیدن والدینش در کوچه با دوستانش بازی کند، امروز ممکن است همان چند ساعت را در فضای مجازی، بازی‌های آنلاین یا تماشای محتوای اینترنتی بگذراند. بنابراین مساله فقط این نیست که کودک تنهاست یا نه؛ مساله این است که در این فاصله زمانی چه می‌کند، با چه کسانی ارتباط دارد و خانواده تا چه اندازه از فعالیت او اطلاع دارد.

خانه‌ای که بزرگسال ندارد
یکی از ویژگی‌های این سبک زندگی آن است که خانه از نظر فیزیکی وجود دارد اما در ساعاتی از روز بزرگسالی در آن نیست. این وضعیت با مفهوم تنهایی کودک یکی نیست. ممکن است کودکی چند ساعت در خانه تنها باشد اما احساس امنیت و آرامش داشته باشد و خانواده نیز برای این شرایط برنامه مشخصی داشته باشد. در مقابل، ممکن است کودک در خانه‌ای باشد که والدین حضور دارند اما به دلیل فشار کاری، خستگی یا مشغله، ارتباط موثری میان آنها شکل نگیرد. به همین دلیل، در بررسی این موضوع نباید تنها به تعداد ساعت‌هایی که کودک در خانه تنهاست توجه کرد کیفیت مراقبت، ارتباط والدین با فرزند و میزان آمادگی کودک نیز اهمیت دارد.
برای بسیاری از خانواده‌ها، مساله انتخاب میان تنها ماندن کودک و تنها نگذاشتن او به سادگی قابل حل نیست. ساعت کاری والدین، هزینه مهدکودک و مراقبت از کودک، نبود پدربزرگ و مادربزرگ در همان شهر، فاصله خانه و محل کار و ساعت تعطیلی مدارس، مجموعه‌ای از عواملی هستند که برنامه روزانه خانواده را تعیین می‌کنند.
یک پدر می‌گوید: اگر مدرسه پسرم ساعت یک تعطیل شود، من نمی‌توانم همان ساعت محل کارم را ترک کنم. همسرم هم ساعت ۱۷ تعطیل می‌شود در نتیجه باید برای این چند ساعت راهی پیدا کنیم به همین دلیل از وقتی پسرم به مدرسه رفت او را نزد مادربزرگش گذاشتیم. بعدا به او یاد دادیم که چطور در خانه تنها بماند تا ما از سرکار برگردیم. گاهی اگر نگران شویم از همسایه‌ها یا اعضای خانواده می‌خواهیم به منزل رفته و به او سر بزنند.
این همان جایی است که یک موضوع ظاهراً خانوادگی به مساله‌ای اجتماعی تبدیل می‌شود اینکه شهر، مدرسه، محل کار و خانواده چگونه باید با ساعت زندگی کودکان هماهنگ شوند. والدینی که به فرزندشان کلید خانه می‌دهند، معمولاً بخشی از این تصمیم را به حساب اعتماد می‌گذارند. کودک باید مسئولیت‌پذیر باشد، بداند در خانه چه کارهایی را انجام دهد و از چه کارهایی پرهیز کند.
در واقع، اینکه کودک بتواند در را باز کند، غذا گرم کند یا تکالیفش را بدون کمک انجام دهد، لزوماً به معنای آسیب یا مشکل نیست. پرسش مهم‌تر این است که آیا این مسئولیت متناسب با سن اوست و آیا کودک از نظر عاطفی و عملی برای آن آماده شده است یا نه.
وقتی صحبت از تنها ماندن کودک در خانه می‌شود، نخستین نگرانی معمولاً امنیت فیزیکی است اما موضوع گسترده‌تر از آن است. امنیت کودک در برابر حوادث خانه، آشنایی با شماره‌های ضروری، باز نکردن در برای افراد ناشناس و اطلاع والدین از محل حضور او، تنها یک بخش ماجراست. بخش دیگر به وضعیت روانی و اجتماعی کودک مربوط می‌شود: آیا او از تنها بودن می‌ترسد؟ آیا خودش این وضعیت را پذیرفته است؟ آیا می‌تواند در صورت بروز مشکل با فرد قابل اعتمادی تماس بگیرد؟ آیا بعد از مدرسه کسی هست که درباره اتفاقات روزش با او صحبت کند؟
راه‌حل فقط مراقبت بیشتر در خانه نیست. این پدیده را نمی‌توان صرفاً با توصیه به والدین حل کرد. اگر ساعت تعطیلی مدرسه با ساعت پایان کار والدین فاصله داشته باشد، خانواده باید برای آن فاصله راهی پیدا کند.
در چنین شرایطی، کارشناسان حوزه کودک و خانواده می‌توانند درباره راهکارهایی مانند مراقبت خویشاوندی، مراکز مراقبت بعد از مدرسه، برنامه‌های فوق‌برنامه ایمن، هماهنگی والدین با یکدیگر و آموزش مهارت‌های متناسب با سن به کودکان صحبت کنند. همزمان، مدرسه نیز می‌تواند نقش مهمی در آموزش مهارت‌های ایمنی و مواجهه با موقعیت‌های اضطراری داشته باشد مهارت‌هایی که فقط برای کودکانی که کلید خانه دارند ضروری نیست و برای همه کودکان کاربرد دارد.

نسلی که زودتر با خانه تنها می‌شود
نسل کلیددار الزاماً نسلی ترسیده، آسیب‌دیده یا بی‌مسئولیت نیست. همان‌طور که نمی‌توان تنها ماندن کودک را صرفاً نشانه استقلال دانست. این کودکان بخشی از تغییر سبک زندگی خانواده‌های شهری را نمایندگی می‌کنند، خانواده‌هایی که در آنها ساعت مدرسه، ساعت کار، مسیر رفت‌وآمد و امکانات مراقبتی باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند.

در گفت‌وگوی «آگاه» با یک جامعه‌شناس مطرح شد

کودک را زودتر از موعد بزرگسال نکنید

نسل کلیددار

در بسیاری از خانواده‌های شهری، فاصله میان زمان تعطیلی مدرسه و بازگشت والدین از محل کار باعث شده برخی کودکان بعد از مدرسه،  چند ساعتی را بدون حضور پدر و مادر بگذرانند اما آیا سپردن کلید خانه به کودک، نشانه‌ای از افزایش استقلال اوست یا می‌تواند او را زودتر از موعد با مسئولیت‌هایی مواجه کند که برای پذیرش آنها آماده نیست؟ 
خبرنگار «آگاه» درباره مرز میان استقلال و رهاشدگی کودک با اعظم مجردی، جامعه‌شناس گفت‌وگو کرده‌ که در ادامه می‌خوانید:

 چرا فاصله بین پایان ساعت مدرسه و پایان ساعت کاری والدین به دغدغه تبدیل شده است؟
یکی از دلایل اصلی، تغییر الگوی اشتغال و زندگی خانوادگی است. در بسیاری از خانواده‌های شهری، دیگر نمی‌توان فرض کرد که یکی از والدین هنگام تعطیلی مدرسه در خانه حضور دارد. از طرف دیگر، زمان پایان مدرسه الزاماً با پایان ساعت کار والدین هماهنگ نیست. بنابراین یک فاصله زمانی ایجاد می‌شود که خانواده باید برای مراقبت از کودک در این فاصله راه‌حل پیدا کند.

 آیا اشتغال همزمان والدین در گسترش این وضعیت نقش دارد؟
بله، اما نباید آن را تنها عامل دانست. اشتغال والدین، فاصله محل کار تا خانه، ترافیک، هزینه خدمات مراقبتی، ساعت مدرسه و حتی نبود شبکه خویشاوندی در نزدیکی خانواده در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. بنابراین کودک کلیددار نتیجه یک عامل منفرد نیست، بلکه محصول مجموعه‌ای از تغییرات در زندگی شهری است.

 آپارتمان‌نشینی هم در این موضوع نقش دارد؟
سبک ارتباط اجتماعی در آپارتمان‌ها تغییر کرده است. در محله‌های قدیمی، کودک بخشی از زمان خود را در فضای عمومی محله و در ارتباط با همسایه‌ها می‌گذراند اما در مجتمع‌های امروزی ممکن است کودک بیشتر در فضای خصوصی خانه بماند. بنابراین شکل نظارت اجتماعی بر کودک هم تغییر کرده است.

 در گذشته هم کودکان تنها می‌ماندند ولی تفاوت آن با امروز چیست؟
تفاوت اصلی در محیط اجتماعی و سبک زندگی است. در گذشته ممکن بود کودک پس از مدرسه نزد یکی از بستگان برود یا بیشتر در فضای محله و در ارتباط با همسالان باشد. امروز بخشی از این زمان ممکن است در فضای خصوصی خانه و همراه با تلفن همراه و اینترنت سپری شود. بنابراین شکل تنهایی و نوع ارتباط کودک با محیط اطراف تغییر کرده است.

 این وضعیت آسیب‌زاست؟
نمی‌توان درباره همه کودکان یک حکم واحد صادر کرد. تنها ماندن کودک، بسته به سن، مدت زمان، شرایط خانواده، امنیت محیط، آمادگی کودک و کیفیت ارتباط والدین می‌تواند تجربه متفاوتی باشد. مساله مهم این است که آیا کودک برای این شرایط آماده شده و آیا این وضعیت یک انتخاب آگاهانه خانوادگی است یا نتیجه نبود گزینه‌های دیگر.

 با این اوصاف کودک زودتر از سن معمول بزرگ می‌شود.
ممکن است مسئولیت‌های روزمره، در صورت تناسب با سن کودک، به افزایش استقلال و مهارت‌های او کمک کند. اما اگر کودک مجبور شود مسئولیت‌هایی فراتر از ظرفیتش بپذیرد یا دائماً نگران امنیت خود و خانواده باشد، دیگر نمی‌توان صرفاً از استقلال صحبت کرد. بنابراین باید میان مسئولیت‌پذیری و انتقال بار مسئولیت بزرگسالان به کودک تفاوت گذاشت.

 اگر قرار باشد جامعه برای نسل کلیددار یک مسئله را حل کند، آن مساله چیست؟
مساله این است که شهر و خانواده برای ساعات خارج از مدرسه چه شبکه‌ای از مراقبت و حمایت برای کودک فراهم کرده‌اند. اگر این شبکه وجود داشته باشد، مسئولیت‌پذیری کودک می‌تواند در چارچوب مناسبی شکل بگیرد اگر وجود نداشته باشد، تمام بار این فاصله زمانی بر دوش کودک و خانواده خواهد بود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.