آگاه: ادبیات اسارت روایتی از ناشناختهترین صحنههای استقامت است؛ جایی که خط مقدم نبرد به پشت دیوارهای بلند و سلولهای تاریک منتقل میشود. کتاب «جنگ در الرشید» نوشته نبیالله کهن و منتشرشده توسط انتشارات سوره مهر، روایتی مستند، صریح و دست اول از سرگذشت سرهنگ محمدحسن حسنشاهی، افسر نیروی زمینی ارتش است. این اثر با واکاوی خاطرات راوی از روزهای آغازین جنگ در کردستان، اسارت در چنگ گروهک دموکرات و سپس انتقال به شکنجهگاههای استخبارات بغداد، زندان ابوغریب و اردوگاه الرشید، تابلویی عریان و تکاندهنده از زیست جمعی اسرا ترسیم میکند.
کتاب «جنگ در الرشید» حاصل بیش از ۴۰ ساعت مصاحبه تفصیلی، بازسازی خاطرات و پژوهش تاریخ شفاهی توسط نبیالله کهن است؛ اثری منسجم در ۱۰ فصل که مخاطب را به سفری پرمخاطره و نفسگیر در جغرافیای دفاع و اسارت میبرد. نقطه آغاز داستان، ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ و لغو ناگهانی مرخصیهاست. راوی بیدرنگ راهی محور پیرانشهر و سردشت میشود؛ روزهایی پرالتهاب شامل ماموریتهای تامین جاده، نبرد با ضدانقلاب و عملیات نجات خلبان جمشید اوشال که در نهایت به کمین نیروهای دموکرات در روستای «سیپکان» و تحویل داده شدن به نیروهای بعثی ختم میشود. از این نقطه، کتاب وارد دالانهای تاریک اسارت میشود. نویسنده با دقت و جزئینگری کمنظیر، انتقال راوی به پادگان هوانیروز بعقوبه، بازجوییهای سلولهای استخبارات بغداد، شکنجه با کابل، شرایط دهشتناک زندان ابوغریب و سرانجام زیست جمعی در اردوگاه الرشید را به تصویر میکشد. قدرت اصلی این روایت در اجتناب از کلیشهسازی و پرهیز از نگاه تکبعدی است؛ کتاب صرفا روایتی از شکنجهها، بیماریهای پوستی، شیوع شپش و کمبود غذا نیست، بلکه کالبدشکافی روابط اجتماعی، تنشها و پیچیدگیهای انسانی درون اردوگاه است.
نبیالله کهن با صداقت روایی، به بحثهای داغ سیاسی میان اسرا، تفاوت دیدگاهها، شوخیها و درگیریهای داخلی پرداخته است. همچنین هوشمندی اسرا در خنثیسازی نقشههای تبلیغاتی و یارگیری بعثیها، سازماندهی اعتصاب غذا در ابوغریب و خلق نوعی همبستگی پایدار با سوگند جمعی برای وفاداری به میهن و باورها، از بخشهای خواندنی کتاب است. «جنگ در الرشید» سندی زنده و پژوهشی از مقاومت روانشناختی نظامیان ایرانی در سختترین شرایط اسارت به شمار میآید.
نظر شما