مینا یاری، خبرنگار گروه جامعه: بوی پیاز داغ از چند متر آن‌طرف‌تر می‌آید. یک چرخ دستی کنار خیابان ایستاده و مردی پشت آن مشغول آماده کردن صبحانه است؛ املت، سوسیس و تخم‌مرغ و چند مدل لقمه. دو سه میز پلاستیکی هم کنار چرخ چیده شده و مشتری‌ها نشسته‌اند. چند قدم آن‌طرف‌تر اما در سرویس بهداشتی عمومی پارک باز می‌شود؛ فاصله آن‌قدر کم است که رهگذر در چند قدم، هم بوی غذا را احساس می‌کند و هم بوی نامطبوع سرویس بهداشتی را. این فقط یک قاب از تهران امروز است؛ شهری که به نظر می‌رسد در ماه‌ها و سال‌های اخیر، تعداد آشپزخانه‌های بی‌دیوارش بیشتر شده است.

وقتی پیاده‌رو آشپزخانه شهر می‌شود

آگاه: تا چند سال قبل اغذیه‌فروشان سیار را بیشتر اطراف پارک‌ها، مراکز تفریحی، بازارها یا نقاط پررفت‌وآمد می‌دیدیم. بلال‌فروش‌ها، جگرکی‌های سیار و گاری‌های فلافل و سمبوسه تصویر آشنایی بودند. حالا اما دامنه این کسب‌وکار بسیار گسترده‌تر شده است؛ از وانت و یخچال سیار گرفته تا چرخ دستی و میز کوچک کنار پیاده‌رو. صبح‌ها یک نفر نیمرو و املت می‌فروشد، ظهر جایی دیگر ساندویچ و غذای گرم پیدا می‌شود و عصر و شب بساط جگر، کباب، فلافل و غذاهای محلی پهن است. در ماه‌های گرم، آب‌انار و آب‌پرتقال تازه، خاکشیر، آبلیمو، یخ‌دربهشت و شربت‌های خنک مشتری دارند و با سرد شدن هوا، چای و قهوه و آش جای آنها را می‌گیرند.

 غذای ارزان در روزگار گرانی
اما چرا تعداد این فروشندگان بیشتر شده است؟ بخشی از پاسخ را باید در اقتصاد خانوار جست‌وجو کرد. غذا خوردن در رستوران، فست‌فود و حتی بسیاری از کافه‌ها برای بخش بزرگی از مردم به یک هزینه سنگین تبدیل شده است. مشتری فقط پول مواد غذایی را نمی‌پردازد؛ اجاره بالای واحد تجاری، حقوق کارکنان، قبوض، مالیات و سایر هزینه‌های یک کسب‌وکار رسمی نیز در قیمت نهایی کالا سهم دارد. در برخی مجموعه‌ها، اعتبار و برند نیز بر قیمت می‌افزاید. در طرف دیگر خیابان، فروشنده سیار بسیاری از این هزینه‌ها را ندارد و در نتیجه می‌تواند غذا یا نوشیدنی را ارزان‌تر بفروشد. برای دانشجو، کارگر، کارمند یا کسی که ساعاتی طولانی بیرون از خانه است و باید با بودجه محدود غذایی تهیه کند، همین تفاوت قیمت می‌تواند تعیین‌کننده باشد.
دست‌فروشی مواد غذایی نیز برای فروشنده همیشه یک «انتخاب» نیست. اجاره یک مغازه، تجهیز آشپزخانه و راه‌اندازی رستوران یا فست‌فود سرمایه‌ای می‌خواهد که بسیاری در اختیار ندارند. چرخ دستی، وانت یا یخچال سیار برای آنها راهی کم‌هزینه‌تر برای ورود به بازار کار است. برخی از این فروشندگان سال‌ها در یک محل فعالیت کرده‌اند؛ مشتری ثابت دارند و اهالی محله آنها را می‌شناسند. مردم درباره کیفیت کارشان تجربه پیدا کرده‌اند و فروشنده نیز می‌داند اگر غذای نامناسب عرضه کند، مشتری محلی‌اش را از دست خواهد داد. بنابراین نمی‌توان همه فعالان این حوزه را با یک حکم واحد و در قالب «متخلف» دید.

 مرز باریک میان کسب روزی و حق عمومی
اما درست از همین‌جا سوی دیگر ماجرا آغاز می‌شود. کمی آن‌طرف‌تر از همان چرخ صبحانه‌فروشی، نمونه دیگری دیده می‌شود؛ جگرکی سیاری که میز و صندلی‌هایش را در حاشیه مسیر حرکت خودروها و کنار ایستگاه اتوبوس چیده است. مشتری برای سفارش توقف می‌کند، عابر مجبور می‌شود مسیرش را تغییر دهد و بخشی از فضای عمومی عملا در اختیار یک کسب‌وکار خصوصی قرار گرفته است.
مسئله تنها سد معبر نیست. وقتی گوشت، تخم‌مرغ، سوسیس، سبزیجات، آبمیوه یا سایر مواد فسادپذیر در خیابان عرضه می‌شود، پرسش‌های مهمی مطرح است: مواد اولیه کجا و در چه شرایطی نگهداری شده‌اند؟ آب مورد استفاده سالم است؟ یخ از چه منبعی آمده؟ زباله و فاضلاب کجا تخلیه می‌شود؟ ظروف چگونه شسته می‌شوند؟ ماده غذایی خام و پخته چطور از یکدیگر جدا می‌شوند و زنجیره سرد مواد غذایی چگونه حفظ می‌شود؟
برای یک رستوران یا اغذیه‌فروشی ثابت، نشانی، متصدی و محل فعالیت مشخص است و امکان بازرسی وجود دارد؛ اما فروشنده‌ای که امروز در یک خیابان و فردا شاید در نقطه‌ای دیگر مستقر می‌شود، اگر جایی ثبت نشده باشد، چگونه باید تحت نظارت قرار گیرد؟
موضوع به خیابان هم محدود نیست. در مترو نیز گاهی ساندویچ، غذای خانگی، شیرینی و انواع خوراکی‌های فاقد بسته‌بندی صنعتی فروخته می‌شود. بعضی افراد نیز غذا یا محصولات خانگی تهیه می‌کنند و برای کسب درآمد به فروش می‌رسانند. مسئله باز همان است: اگر محصولی موجب مسمومیت یا بیماری شود، مصرف‌کننده چگونه می‌تواند منشأ آن را پیگیری کند؟

پاک کردن صورت مسئله یا ساماندهی؟
تجربه برخورد با این مشاغل نشان داده است که جمع‌آوری صرف همیشه پاسخ نهایی نیست. فروشنده‌ای که چرخش از یک خیابان جمع می‌شود، ممکن است چند کوچه آن‌طرف‌تر دوباره بساط کند. از سوی دیگر، نادیده گرفتن کامل این فعالیت‌ها نیز به معنی پذیرفتن وضعیتی است که در آن سلامت شهروندان، نظم معابر و حقوق کسب‌وکارهای دارای مجوز بدون متولی باقی می‌ماند.
راه میانه، «ساماندهی» است؛ یعنی فروشنده سیار قابل شناسایی باشد، محل فعالیتش مشخص شود، الزامات بهداشتی را رعایت کند و امکان نظارت دوره‌ای بر کار او وجود داشته باشد. در کنار آن باید نقاطی برای استقرار این مشاغل تعریف شود که نه راه عابر را ببندد، نه مزاحم حرکت خودروها و ایستگاه‌های حمل‌ونقل عمومی باشد و نه چند قدم آن‌طرف‌تر از سرویس بهداشتی و منبع آلودگی، غذا عرضه شود.
شهرداری و مجموعه‌های ساماندهی مشاغل شهری، مراکز بهداشت، اصناف، پلیس نظارت بر اماکن و در موارد تخلف، دستگاه قضایی هرکدام بخشی از این زنجیره‌اند. مسئله دقیقا از جایی پیچیده می‌شود که مسئولیت میان چند دستگاه تقسیم شده و فروشنده نیز گاه نمی‌داند برای قانونی شدن فعالیت خود باید از کدام مسیر برود. خیابان می‌تواند محل کسب روزی باشد، اما نمی‌تواند منطقه‌ای خارج از قواعد سلامت و حقوق عمومی باشد. همان‌قدر که پاک کردن صورت مسئله و محروم کردن یک خانواده از درآمد راه‌حل نیست، پذیرفتن هر بساط غذایی در هر نقطه‌ای از شهر نیز قابل دفاع نیست. اگر قرار است غذای خیابانی به بخشی ماندگار از زندگی شهر تبدیل شود و نشانه‌ها می‌گوید که چنین شده، شاید وقت آن است به جای آنکه میان «رها کردن» و «جمع کردن» یکی را انتخاب کنیم، راه سومی جدی گرفته شود: شناسایی، مجوز، آموزش، نظارت و تعیین محل. آن وقت هم فروشنده می‌داند حق فعالیت دارد و باید پاسخگو باشد، هم شهروند می‌داند غذایی که کنار خیابان می‌خرد، کاملا بیرون از دایره نظارت نیست.
 

اغذیه‌فروشان سیار بدون مجوز، مشمول برخورد قانونی‌اند

وقتی پیاده‌رو آشپزخانه شهر می‌شود

مجتبی اقوامی‌پناه، مدیرعامل شرکت ساماندهی صنایع و مشاغل شهر تهران در گفت‌وگو با خبرنگار روزنامه «آگاه» از امکان فعالیت اغذیه‌فروشان سیار دارای مجوز در نقاط تعیین‌شده خبر می‌دهد و تاکید می‌کند که ساماندهی این مشاغل تنها بر عهده شهرداری نیست و دستگاه‌های متولی اصناف و بهداشت نیز در قبال فعالیت واحدهای غیرمجاز مسئولیت دارند.

 این روزها تعداد اغذیه‌فروشی‌ها و کافه‌های سیار در شهر افزایش یافته و در برخی نقاط حتی فروشندگان با قرار دادن میز و صندلی بخشی از معبر را به محل پذیرایی تبدیل کرده‌اند. شهرداری برای ساماندهی این وضعیت چه برنامه‌ای دارد؟
افرادی که مجوزهای قانونی لازم را دریافت کرده باشند، می‌توانند برای استقرار نیز مجوز بگیرند و شهرداری در چارچوب ضوابط، محل فعالیت آنها را مشخص می‌کند. اما درباره فعالیت‌های فاقد مجوز، دستگاه‌های مختلفی مسئولیت دارند. ما نیز به مناطق شهرداری تذکرات و ابلاغ‌های لازم را درباره ون‌کافه‌ها و سایر فعالیت‌های غیرمجاز ارائه می‌کنیم و مناطق در موارد لازم برای جمع‌آوری آنها اقدام می‌کنند. البته این موضوع نافی مسئولیت سایر دستگاه‌های ذی‌ربط نیست.

 چه دستگاه‌های دیگری در زمینه نظارت بر این فعالیت‌ها مسئول هستند؟
دستگاه‌هایی که متولی امور اصناف و همچنین مسائل بهداشتی هستند نیز در این زمینه مسئولیت دارند. درباره افرادی که مجوز فعالیت دارند، اطلاعات مربوط به پروانه کسب و مجوز فعالیت سیار آنها مشخص است و شهرداری نیز براساس شرایط هر منطقه، نقطه‌ای را برای استقرارشان تعیین می‌کند. در مورد کسانی که بدون مجوز فعالیت می‌کنند نیز دستگاه‌های ذی‌ربط باید در چارچوب وظایف قانونی خود ورود کرده و برخورد لازم را انجام دهند.

 با توجه به شرایط اقتصادی، بخشی از این افراد ممکن است امکان اجاره مغازه و راه‌اندازی یک واحد صنفی ثابت را نداشته باشند. اگر بخواهند به شکل قانونی فعالیت کنند، باید چه مسیری را طی کنند؟
امکان قانونی ‌شدن فعالیت وجود دارد. فرد می‌تواند از طریق درگاه ملی مجوزها برای دریافت پروانه کسب مربوط به صنف مورد نظر اقدام کند و پس از دریافت مجوزهای لازم، برای محل استقرار نیز اقدام شود. طبیعتا شرایط هر منطقه متفاوت است؛ ممکن است در یک نقطه به دلیل مسائل ترافیکی یا شرایط محل امکان استقرار وجود نداشته باشد، اما بتوان محل دیگری را برای فعالیت در نظر گرفت.

 آیا در حال حاضر نیز در تهران نقاطی برای استقرار قانونی اغذیه‌فروشان یا کافه‌های سیار وجود دارد؟
بله، در تهران چنین فضاهایی وجود دارد و فعالیت‌های مجاز سیار در نقاط مختلف شهر انجام می‌شود. مثلا همچنان در باب همایون چنین امکانی وجود دارد. اصل موضوع این است که فعالیت باید دارای مجوز باشد و استقرار نیز متناسب با شرایط محل و ضوابط شهری انجام شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.