کسب‌وکارهای کوچک معمولاً با سرمایه‌های بزرگ شروع نمی‌شوند؛ یک اتاق در خانه، یک کارگاه کوچک، چند ابزار، یک صفحه در شبکه‌های اجتماعی، تعدادی مشتری ثابت و گاهی یک سایت برای فروش، تمام سرمایه یک کسب‌وکار خانوادگی است. همین کسب‌وکارها اما در سال‌های اخیر بیش از آنکه فرصت رشد پیدا کنند، با سلسله‌ای از شوک‌ها مواجه شده‌اند؛ از کرونا و کاهش قدرت خرید گرفته تا محدودیت‌های اینترنتی، قطعی‌های مکرر، جنگ و نااطمینانی ناشی از شرایط اقتصادی.

وقتی اینترنت قطع می‌شود، دخل هم می‌خوابد

آگاه: برای یک بنگاه بزرگ، از دست رفتن چند روز فروش ممکن است در میان حجم بالای فعالیت قابل جبران باشد، اما برای یک فروشنده خانگی، تولیدکننده صنایع دستی یا عرضه‌کننده محصولات روستایی، چند روز یا چند هفته اختلال در ارتباط با مشتری می‌تواند به معنای از دست رفتن بازار باشد. کسب‌وکارهای خرد معمولاً انبار بزرگی ندارند، نقدینگی محدودی دارند و هزینه‌های جاری آنها مستقیماً از فروش روزانه یا ماهانه تأمین می‌شود. بنابراین وقتی فروش متوقف می‌شود، فشار فقط روی «درآمد» نمی‌ماند، اجاره، هزینه مواد اولیه، حقوق، حمل‌ونقل و حتی کالاهای فاسدشدنی نیز به بحران تبدیل می‌شوند. جنگ و اتفاقات اخیر، این وضعیت را برای بخشی از این کسب‌وکارها دشوارتر کرد. اینترنت برای بسیاری از آنها دیگر یک ابزار جانبی نیست بخشی از زیرساخت کسب‌وکار است. تبلیغ، معرفی محصول، ارتباط با مشتری، دریافت سفارش، پرداخت، ارسال عکس و ویدئو، پاسخگویی و حتی اعتمادسازی در بسیاری از موارد در فضای مجازی انجام می‌شود. وقتی این مسیر قطع یا ناپایدار می‌شود، عملاً بخشی از چرخه اقتصادی این کسب‌وکارها از کار می‌افتد. کسب‌وکارهای خانگی که توانسته بودند با اتکا به فضای مجازی فعالیت کنند، در پی قطعی‌های اینترنت با مشکل مواجه شده‌اند.

کسب‌وکاری که از اینستاگرام به مغازه رسید 
روایت یکی از فعالان صنایع دستی، تصویری روشن از این وضعیت ارائه می‌کند. احسان مرادی که در زمینه تولید و فروش محصولات چوبی فعالیت دارد، سال‌ها تلاش کرده بود فروش خود را از طریق اینستاگرام، فضای مجازی و سایت توسعه دهد. اما مسدود شدن برخی سایت‌ها و قطعی‌های اینترنتی، ادامه این مسیر را برای او دشوار کرد. در نهایت برای اینکه وابستگی خود را به فضای مجازی کمتر کند، سراغ راه دیگری رفت و مغازه کوچکی در یک مجتمع تجاری نزدیک میدان فردوسی اجاره کرد، اما هزینه بالای اجاره باعث شد این راه‌حل نیز دوام زیادی نداشته باشد و تنها توانست حدود یک سال آن را ادامه دهد.
این تجربه نشان می‌دهد مسئله کسب‌وکارهای کوچک فقط انتخاب میان فروش اینترنتی و فروش حضوری نیست. یک فعال خرد ممکن است اصلاً توان پرداخت هزینه‌های سنگین یک واحد تجاری را نداشته باشد. فضای مجازی برای بسیاری از آنها در واقع راهی برای دور زدن هزینه‌های بالای اجاره بوده است؛ راهی که اجازه می‌داد یک تولیدکننده از خانه یا کارگاه کوچک خود، مشتری را در شهرهای مختلف پیدا کند.
ولی با از دست رفتن این امکان، صاحب کسب‌وکار ناچار می‌شود برای دسترسی به مشتری به بازار فیزیکی برگردد اما بازار فیزیکی هزینه‌هایی دارد که ممکن است از توان یک بنگاه خرد خارج باشد. آسیب فقط مربوط به صنایع دستی و کالاهای ماندگار نیست. کسب‌وکارهای فعال در حوزه محصولات روستایی و غذایی نیز با مشکل جدی‌تری مواجه‌ هستند چون بخشی از کالاهای آنها فاسدشدنی است.
اکبر سلمانی، یکی از فعالان فروش محصولات روستایی است که کالاهای خود را از طریق فضای مجازی عرضه می‌کرد. او در گفت‌وگو با خبرنگار روزنامه «آگاه» از خرید زیادمحصولات، به‌ویژه لبنیات محلی، پیش از اتفاقات اخیر خبر داده است. او این محصولات را با اتکا به وجود مشتری خریداری کرده بود، اما با قطع اینترنت و از دست رفتن ارتباط با بخشی از مشتریان، امکان فروش آنها را از دست داد. بخشی از این محصولات در نهایت با قیمت بسیار پایین‌تر از ارزش واقعی فروخته شد و بخشی دیگر نیز به دلیل ماندگاری محدود، خراب و دور ریخته شد. اینجا یک خسارت دوگانه شکل گرفت فروشنده هم مشتری خود را از دست داد و هم کالایی که برای فروش آن هزینه کرده، ارزش خود را از دست داده است. برای کسب‌وکارهای کوچک که سرمایه در گردش محدودی دارند، چنین زیانی می‌تواند مستقیماً به معنای ناتوانی در خرید محموله بعدی باشد.
در سال‌های گذشته بسیاری از کسب‌وکارهای خانگی با حذف یا کاهش هزینه‌های سنگین راه‌اندازی فروشگاه فیزیکی، توانسته‌اند وارد بازار شوند. یک صفحه مجازی برای آنها می‌توانست همزمان نقش ویترین، کاتالوگ، واحد فروش، محل ارتباط با مشتری و حتی کانال تبلیغاتی را ایفا کند.
اگر اینترنت قطع شود یا دسترسی به پلتفرمی که مشتریان در آن حضور دارند مختل شود، کسب‌وکار لزوماً امکان انتقال سریع مشتریان خود به جای دیگری را ندارد. مشتری ممکن است فروشنده دیگری پیدا کند، سفارش خود را لغو کند یا اساساً نتواند ارتباط بگیرد.

از تبلیغ نکردن تا از دست دادن مشتری
آسیب به کسب‌وکارهای کوچک را می‌توان در چند مرحله دید. مرحله اول، اختلال در تبلیغات است. کسب‌وکاری که تازه می‌خواهد شناخته شود، باید دائماً محصول خود را معرفی کند، عکس و ویدئو منتشر کند، مشتری جدید جذب کند و ارتباط خود را با مشتریان قبلی حفظ کند. قطع ارتباط، یعنی توقف این روند. مرحله دوم، اختلال در سفارش‌گیری است. حتی اگر مشتری محصول را بشناسد، باید بتواند سفارش دهد و فروشنده نیز پاسخگو باشد. مرحله سوم، از دست رفتن مشتری است. در بازار رقابتی، مشتری منتظر نمی‌ماند تا یک کسب‌وکار دوباره به حالت عادی برگردد. ممکن است برای تأمین نیاز خود سراغ فروشنده دیگری برود. مرحله چهارم، آسیب به نقدینگی است. وقتی فروش کم می‌شود اما هزینه‌های ثابت پابرجا هستند، بنگاه به سرعت وارد فشار مالی می‌شود. و در نهایت، مرحله پنجم می‌تواند تعطیلی باشد؛ به‌خصوص برای کسب‌وکارهایی که پشتوانه مالی ندارند.
البته مشکلات امروز کسب‌وکارهای خرد از یک نقطه شروع نشده است. این بنگاه‌ها پیش از جنگ‌های تحمیلی اخیر نیز با تورم، افزایش هزینه مواد اولیه، رشد هزینه اجاره، کاهش قدرت خرید مردم و دشواری تامین سرمایه در گردش مواجه بودند.
در چنین شرایطی، جنگ و محدودیت‌های ناشی از آن یک شوک جدید به بنگاه‌هایی وارد می‌کند که هنوز از شوک‌های قبلی خارج نشده‌اند.
این موضوع به‌ویژه درباره بنگاه‌های خانوادگی اهمیت دارد. در بسیاری از این واحدها مرز میان کسب‌وکار و معیشت خانوار بسیار باریک است. درآمد مغازه یا کارگاه، هزینه زندگی خانواده را تأمین می‌کند و گاهی خانه نیز محل فعالیت اقتصادی است. بنابراین تعطیلی یا کاهش فعالیت بنگاه فقط یک مسئله اقتصادی برای صاحب کسب‌وکار نیست؛ مستقیماً به زندگی خانوار منتقل می‌شود.
با وجود این فشارها، بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک برای بقا دست روی دست نگذاشته‌اند. تغییر مسیر فروش، تلاش برای حفظ مشتریان قبلی، حرکت از فروش صرفاً اینترنتی به فروش حضوری، اجاره مغازه، استفاده از کانال‌های ارتباطی جایگزین، کاهش هزینه‌ها، کوچک کردن فعالیت و حتی فروش کالا با سود کمتر از جمله راه‌هایی است که کسب‌وکارهای خرد برای ادامه حیات در پیش گرفته‌اند. بنگاهی که کالاهایش به دلیل قطعی اینترنت فاسد شده، الزاماً با همان نسخه‌ای نجات پیدا نمی‌کند که برای یک کارخانه آسیب‌دیده از جنگ مناسب است. یکی نیازمند سرمایه در گردش است، دیگری نیازمند معافیت یا تخفیف در هزینه‌های ثابت، دیگری نیازمند بازار فروش و دیگری نیازمند دسترسی پایدار به زیرساخت ارتباطی. به همین دلیل، حمایت از بنگاه‌های کوچک باید متناسب با نوع آسیب طراحی شود.

مسئله فقط صاحبان کسب‌وکار نیستند
هر کسب‌وکار کوچک یک زنجیره اشتغال و درآمد در اطراف خود دارد. تولیدکننده صنایع دستی از تأمین‌کننده مواد اولیه خرید می‌کند؛ فروشنده محصولات روستایی از تولیدکننده روستایی کالا می‌خرد؛ پیک و شرکت حمل‌ونقل از جابه‌جایی سفارش درآمد دارد و خانواده صاحب کسب‌وکار نیز به درآمد او وابسته است.
بنابراین تعطیلی یک واحد کوچک، اگرچه در آمار کلان اقتصاد ممکن است کوچک به نظر برسد، در مقیاس محله و خانواده می‌تواند اثر بزرگی داشته باشد. این همان دلیلی است که دولت نیز در برنامه‌های اعلامی خود بر حفظ اشتغال پایدار تأکید کرده است. 
بحران برای کسب‌وکار کوچک معمولاً با یک اتفاق بزرگ آغاز نمی‌شود. تعطیلی یک کارخانه بزرگ را همه می‌بینند، اما وقتی یک زن یا مرد در خانه تولیداتشان را متوقف می‌کند، وقتی فروشنده محصول مجبور می‌شود کالاهایش را با قیمت ناچیز بفروشد وقتی یک کارگاه کوچک پس از چند سال فعالیت مجبور می‌شود مغازه خود را به دلیل اجاره سنگین پس بدهد، این اتفاق‌ها کمتر در آمارهای روزانه دیده می‌شوند. با این حال، مجموع همین خسارت‌های کوچک است که می‌تواند اشتغال و درآمد خانوارهای زیادی را تحت تأثیر قرار دهد.
به تازگی دولت از اختصاص ۴۰۰ همت برای بنگاه‌های کوچک‌تر آسیب‌دیده از جنگ سخن گفته است، آزمون اصلی در مرحله اجراست: اینکه این منابع چقدر سریع، هدفمند و بدون بروکراسی فرساینده به دست کسب‌وکارهایی برسد که واقعاً آسیب دیده‌اند. برای صاحب یک کارگاه کوچک، چند ماه تأخیر ممکن است به اندازه یک تعطیلی کامل هزینه داشته باشد.
اگر قرار است این بنگاه‌ها بمانند، حمایت باید پیش از آنکه سرمایه‌شان تمام شود به آنها برسد؛ پیش از آنکه مشتریانشان را از دست بدهند. در نهایت، مسئله فقط نجات یک کسب‌وکار نیست؛ مسئله جلوگیری از خاموش شدن چراغ صدها و هزاران واحد کوچکی است که شاید نامشان در فهرست بنگاه‌های بزرگ دیده نشود، اما درآمد یک یا چند خانواده به روشن ماندن همان چراغ وابسته است.
 

وعده دولت برای بنگاه‌های آسیب‌دیده
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، حفظ اشتغال پایدار را یکی از اولویت‌های دولت عنوان کرده و از برنامه دولت برای حمایت از بنگاه‌های کوچک و متوسط آسیب‌دیده از جنگ سخن گفته است. بر اساس این اظهارات، ۴۰۰ همت برای بنگاه‌های کوچک‌تر در نظر گرفته شده و بانک مرکزی با هماهنگی بانک‌های زیرمجموعه، متولی اجرای این حمایت خواهد بود. جزئیات اجرای طرح نیز قرار است از سوی وزارت صنعت، معدن و تجارت اعلام شود. 
مهاجرانی همچنین گفته است هدف از این حمایت، حفظ جریان تولید و تأمین نقدینگی تولیدکنندگان است و تداوم تولید بخش خصوصی را یکی از عوامل جلوگیری از کمبود کالاهای اساسی در دوره جنگ دانسته است. در بخش دیگری از اظهارات او درباره بسته حمایتی کسب‌وکارها، سخنگوی دولت با اشاره به تفاوت شرایط فعلی با دوران کرونا گفته است در آن دوره مشکل اینترنت وجود نداشت، اما در شرایط کنونی اینترنت یکی از مسائلی است که به کسب‌وکارها فشار وارد کرده است. او از مصوبه دولت درباره وظایف دستگاه‌ها در شرایط محدودیت اینترنت نیز خبر داده است. 

وقتی اینترنت قطع می‌شود، دخل هم می‌خوابد

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.