۱۵ مهر ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۴
کد مطلب: ۲۵٬۹۹۹

مفهومی فراتر از مفاهیم رایج

سیدمرتضی مفیدنژاد ـ روزنامه‌نگار

 قدرت، مفهومی بسیار وسیع دارد که تقریبا می‌‏توان گفت در همه یا اکثر علوم تخصصی اعم از علوم فیزیکی و انسانی یا فردی و اجتماعی، کاربردی گسترده دارد، ولی جایگاه قدرت در علوم اجتماعی و به ویژه در علوم سیاسی، قابل ملاحظه است؛ به‌‏گونه‌‏ای که بسیاری از اندیشمندان سیاسی به اهمیت آن پی برده و حتی، بعضی از آنها کتاب مستقلی درباره آن نوشته‌‏اند.

آگاه: از آنجا که این مفهوم گسترده و پیچیده است، بررسی آن نیازمند دقت فراوان است تا اصطلاحات گوناگون درهم نیامیزد. گستردگی و پیچیدگی قدرت سبب شده که هر کس از یک زاویه خاص یا با توجه به یک اثر خاص به آن بپردازد یا یک نوع قدرت خاصی را مد نظر قرار دهد یا به تعریفی بسیار کلی و مبهم قناعت کند. بر همین اساس است که امروزه یکی از دال‌های مرکزی علوم سیاسی در کنار واژه‌هایی مثل دولت، حکومت و... مسئله قدرت است. اینجا یک نکته مهم و اساسی پیش می‌آید و آن نکته این است که چرا ما دچار اختلاف و تشتت آرا در سطحی بسیار وسیع از مفهوم قدرت هستیم؟ دلیل اصلی آن اختلاف در مشرب‌ها و مکاتب است که کار را کمی پیچیده می‌کند. وقتی دیدگاه‌های یک اندیشمند و سیاستمدار ریشه در مکاتب اومانیستی یا سرمایه‌داری دارد طبعا مفهومی هم که از قدرت ارائه می‌دهد مادی‌گرایانه و بر اساس ظواهر و لوازم است یا معطوف به آثار قدرت است اما هنگامی که یک متفکر یا سیاستمدار تفکراتش ریشه در آموزه‌های وحیانی، مکاتب الهی و معنوی دارد طبعا درک و مفهومی هم که از قدرت بیان می‌کند کاملا متفاوت است. اینجاست که فاصله و شکافی که بین این دو مفهوم شناسی شکل می‌گیرد بسیار زیاد است و نمی‌توان به راحتی اشتراکاتی بین این دو برقرار کرد. بر همین مبنا و با عنایت به چنین اختلاف اندیشه‌ای امام راحل(ره) تصریح می‌دارند: شما ملاحظه بکنید در هر جای دنیا که یک فسادی وارد می‌شود برای همین معنا است که آن کسی که در آنجا، در آن نقطه قدرت دارد، این قدرت دارد عقل ندارد، قدرت دارد انسانیت ندارد. (صحیفه امام، ج۱۸، ص۲۰۸) یا در جای دیگر متذکر می‌شوند: از اول عالم تا حالا، از این قدرت‌های جابر هرچه به مردم رسیده است، از این حب اشتهار، ریاست، حب قدرت و از اینها بوده است که ‌اساسش همان حب نفس است. (صحیفه امام، ج۱۶، ص۴۵۸)
اینجاست که یک مسئله اساسی قابل پرداختن و بررسی است. اگر قرار است قدرت در جمهوری اسلامی ایران در بوته تعریف و نقد قرار گیرد با چه عینک و چارچوبی باید این اقدام صورت بگیرد؟ 
اولا در مکاتب مادی، رابطه قدرت اغلب «تضاد منافع» یا «توازن نیروها» است. اما در چارچوب جمهوری اسلامی، این رابطه باید از عینک «تکامل و تربیت» دیده شود. قدرت ابزاری است برای ایجاد فضای رشد و تعالی برای شهروندان و به سعادت رسیدن‌شان. ثانیا با استناد به سخن امام راحل مبنی بر اینکه قدرت بدون عقل و انسانیت، ریشه در «حب نفس» دارد، چارچوب تحلیل ما باید از فیلتر «اخلاق» عبور کند. بر خلاف علوم سیاسی کلاسیک، باید مفهوم صلاحیت اخلاقی به عنوان پیش‌شرط مشروعیت قدرت سیاسی اضافه شود.
با همین دو مولفه یعنی تکامل و تربیت و اخلاق می‌توان دریافت که چگونه در تعاریف رایج قدرت می‌توان به تحلیل درست مفهوم قدرتمندی جمهوری اسلامی ایران در جهان امروز پرداخت.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.