آگاه: اما یک جای کار میلنگد. اگر قدرت در همین زرادخانهها و اتحادهای کاغذی خلاصه میشد، چرا این امپراتوریهای مجهز در برابر گروههایی که حتی ماهواره یا بمبافکن ندارند، اینطور زمینگیر شدهاند؟ حقیقت این است که ما در عصر کوری محاسباتی غرب زندگی میکنیم. نگاههای مادی به بنبست رسیده و قدرت واقعی در جای دیگری نهفته است. این ترس، ابزار اصلی آنهاست. آنها در اتاقهای فکرشان طراحی میکنند که چگونه با ایجاد هراس، اراده ملتها را فلج کنند و آنها را در حصار ترسهای ساختگی محبوس نگه دارند.
خدا حساب دیگری روی این امپراتوریهای صاحب ادعا باز کرده است. امپراتوریهایی که تمام معادلاتشان در دایره تنگ نظریههایی مثل رئالیسم اسیر شده است. جایی که قدرت را فقط در قد و قواره موشکها و تولید ناخالص داخلی تعریف میکنند. حسابی که قواعدش با چرتکههای مرسوم زمین از اساس فرق دارد. این همان نقطه کوری است که علم روابط بینالملل از خواندنش عاجز مانده است. این یک اشتباه استراتژیک نیست، بلکه یک نابینایی ارادی است که حقیقت را قربانی اعداد و ارقام میکند.
از نگاه آیات وحی ریشه این خطای بزرگ در سطحینگری به عالم است. قرآن میگوید قدرتهای صاحب ادعا فقط لایه بیرونی حیات را میبینند و از قوانین پنهان هستی بیخبرند. این قدرت اول بودن یک اتفاق نظامی ساده نیست، بلکه ثمره پیوند با همان عترت طاهرهای است که تاریخ را با اراده الهی ورق میزند. وقتی ملتی دلبسته عترت طاهره شد، قواعد بازی عوض میشود و شکست دادن او برای ارتشهای کلاسیک غیرممکن است.
تاریخ نشان داده هر جا تمدنی به لشکریان و شکوه ابزاری خود غره شد، در همان نقطه ضربه خورد. وقتی همراهان طالوت در مواجهه با برق سلاحهای سنگین جالوت جا زدند و گفتند ما حریف این لشکر نمیشویم، مومنان واقعی پرده از این حقیقت برداشتند که «کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة باذن الله»
حقیقت ماجرا درست در همین عبارت پایانی است. اذن یعنی اجازه جریان یافتن اراده پروردگار در بستر تاریخ. در نظام آفرینش قدرت واقعی در بند صنایع دفاعی و انبار سلاح اسیر نمیشود. وقتی ملتی برای حق و عدالت هزینه میدهد، متغیرهای غیبی فعال میشوند و محاسبات ریاضی دشمن را میشکنند و ورق را به نفع جبهه حق برمیگردانند. این یعنی ورود به عرصهای که در هیچ دانشکده افسری تدریس نمیشود.
قرآن پرده از یک سنت محتوم برمیدارد که نامش استدراج است. همان روزی که مستکبران به اوج شکوه و زرادخانههایشان میبالند، تمدنشان از درون در حال فروپاشی است. اینها فکر میکنند برنده بازیاند اما در توهم خود دفن میشوند. قانون تاریخ شوخی ندارد. کسی که حقیقت را قربانی دلار و سلاح میکند، با همان محاسبات غلط سقوطش قطعی است.
امروز هم نقشه جهان را با همین قانون رقم میزنند. امپراتوریهای زمانه ما تمام توان خود را پشت فناوری و پول ریختهاند تا اراده ملتها را بشکنند. آنها خیال میکنند چون ماهوارهها و بمبافکنهای بیشتری دارند، حرف آخر را هم خودشان میزنند. اما تجربه غزه و یمن و سالهای درخشان مقاومت نشان داد این ساختار پر سر و صدا از درون پوک است. گویی این امپراتوریها بر پایه خانههای عنکبوتی بنا شدهاند و با اولین وزش ارادههای الهی، پایههای سستشان به لرزه میافتد.
وقتی انسان در میدان مبارزه متصل به خدا بایستد، ترس دشمن آغاز میشود. آن ارتشی که بزرگترین ماشین جنگی زمین را میچرخاند، روبهروی ارادههای فولادی کم میآورد و زمینگیر میشود. عنوان قدرت اول جهان فقط روی کاغذهای پنتاگون اعتبار دارد. این حقیقت در دست جبههای میچرخد که جهان را فراتر از مرزهای جغرافیایی و قدرت صنایع دفاعی میبیند و با اراده الهی گام برمیدارد. همین نقطه آغاز زوال هر تمدنی است که روی باد خانه میسازد.
بحران امروز جهان غرب ناشی از کوری محاسباتی است و متغیرهای واقعی را نمیبینند. وقتی همه تحلیلها با این طرز فکر مادهزده در چهاردیواری محدود شوند، شکست پیدرپی آغاز میشود. تمدنی که فقط روی ابزار حساب باز کرده است دیر یا زود با همانها فرو میریزد.
در مقابل تمدن نوین اسلامی از دل همین میدانهای نابرابر سر برمیآورد. این تفکر جدید با اتصال به منبع بیپایان حق، موازنه قدرت را تغییر داده است. تاریخ دارد نشان میدهد که قدرت واقعی در زرادخانهها نیست. جهان فردا متعلق به کسانی است که چشم به افقهای غیبی دارند و با سنتهای قطعی خدا همراه میشوند. دنیا باید بداند که دوران یکهتازی ابزارهای مادی به سر رسیده است. تمدن نوین اسلامی با اتکا به منطق توحیدیاش، جهان را به سمتی میبرد که حتی پنتاگون هم نمیتواند جلوی سرعت آن را بگیرد. این همان معنای قدرت اول جهان است که هیچ بمب و دلاری نمیتواند جلویش بایستد. وعده خدا تخلفناپذیر است و حقیقت تاریخ ثابت کرده که در نهایت، مستضعفین وارث زمیناند.
۱۵ مهر ۱۴۰۵ - ۲۳:۱۱
کد مطلب: ۲۶٬۰۱۹
تاریخ همیشه گورستان متکبرانی بوده که گمان میکردند با قدرت ابزاری میتوانند سرنوشت جهان را قفل کنند. در روابط بینالملل قدرت را با برد موشک، اعداد تولید ناخالص و لایههای محافظ پیمانهای نظامی میسنجند. این دقیقا همان چیزی است که کارشناسان پنتاگون به آن میگویند قدرت اول جهان.
نظر شما