فاطیما کریمی، خبرنگار گروه جامعه: فرشته مرگ که بر دوش کسی می‌نشیند، آدم‌ها دور هم جمع می‌شوند و از خاطره‌هایی که باقی مانده، از حرف‌هایی که ناگفته مانده و از جای خالی انسانی که تا پیش از این، بخشی از زندگی روزمره‌شان بوده، حرف می‌زنند. مراسم سوگواری نیز قرار است فرصتی برای همین یادآوری باشد برای تسلی ‌دادن به بازماندگان، همراهی با خانواده داغدار و ادای احترام به کسی که از میان ما رفته است اما برخی تجملات اصل این مراسم را به حاشیه می‌برد آنقدر که صاحبان عزا باید در کنار غم از دست رفته، دغدغه ایجاد یک ویترین شیک و تجملی برای خودشان و مراسمی که برگزار می‌کنند، را داشته باشند.

عزاداری‌های ویترینی

آگاه: مراسم عزاداری برای برخی از افراد غیر از دغدغه سنگ قبر فاخر، پذیرایی آنچنانی، مسجد و تالار شیک، یک دغدغه دیگر هم دارد. اینکه حالا «چی بپوشم؟ لباس مشکی مناسب از کجا بخرم که تکراری نباشد؟ عینک آفتابی‌ام چه برندی باشد؟ آرایش موهایم را به چه کسی بسپارم؟» این پرسش‌ها شاید در نگاه اول جزئی و حتی طبیعی به نظر برسند به‌خصوص در جامعه‌ای که آراستگی ظاهری و رعایت شأن موقعیت‌های اجتماعی اهمیت دارد. مسئله اما از جایی آغاز می‌شود که انتخاب لباس و رسیدگی به ظاهر، از حاشیه مراسم بیرون می‌آید و به یکی از دغدغه‌های اصلی تبدیل می‌شود جایی که فرد به‌جای آنکه صرفا به احترام متوفی لباس مناسب بپوشد، درباره مدل لباس، آرایش، مدل مو و تصویری که از او در جمع ثبت خواهد شد، تصمیم می‌گیرد. در چنین شرایطی، عزاداری آرام‌آرام به ویترینی تبدیل می‌شود که در آن، حتی سوگواری کردن نیز ممکن است با معیارهای ظاهر و سلیقه سنجیده شود. لباس مشکی از دیرباز یکی از نشانه‌های سوگواری در بسیاری از جوامع بوده است. با این حال، در سال‌های اخیر، در کنار این سنت آشنا، نوعی توجه به طراحی لباس عزاداری، هماهنگی اجزای پوشش و جزئیات ظاهری نیز به چشم می‌خورد. دیگر برای برخی افراد، صرف پوشیدن لباس تیره کافی نیست لباس باید برش خاصی داشته باشد، با فرم اندام متناسب باشد و در عین رعایت رنگ متعارف عزاداری، جلوه‌ای متفاوت ایجاد کند.
در کنار لباس، آرایش صورت، مدل مو، انتخاب کیف و کفش و حتی عینک آفتابی نیز ممکن است در برنامه آماده ‌شدن برای مراسم قرار بگیرد. گاهی این آماده ‌شدن از انتخاب لباسی در کمد آغاز می‌شود و به جست‌وجو در فروشگاه‌ها، سفارش لباس، خرید اکسسوری و گرفتن وقت از آرایشگاه می‌رسد.
البته هیچ‌کدام از این رفتارها به‌تنهایی نشانه بی‌اعتنایی به متوفی نیست. آدم‌ها سلیقه‌های متفاوتی دارند و مرتب ‌بودن ظاهر نیز لزوما با سوگواری منافاتی ندارد. پرسش اصلی این است که چه زمانی ظاهر، دیگر وسیله‌ای برای رعایت احترام نیست و به موضوعی مستقل تبدیل می‌شود که برای آن باید وقت، هزینه و انرژی قابل‌ توجهی صرف کرد. وقتی فردی برای حضور در مراسم چهلم یا سالگرد، از چند روز قبل درگیر پیدا کردن لباس مناسب است، برای مدل موی خود وقت آرایشگاه می‌گیرد و نگران هماهنگی آرایش با لباس مشکی‌اش است، باید پرسید این همه توجه به جزئیات ظاهری از کجا می‌آید و قرار است کدام نیاز را برطرف کند.

از آراستگی تا بازارسازی
بازار خدمات زیبایی از این تغییرات دور نمانده است. در فضای مجازی، گاهی محتوایی منتشر می‌شود که بر آراستگی در مراسم ختم، چهلم و سالگرد تاکید دارد و به افراد پیشنهاد می‌کند برای حضور در این مراسم از خدمات آرایشگاهی استفاده کنند.
در این چارچوب، آرایش صورت ملایم و متناسب با فضای سوگواری معرفی می‌شود موها نیز با سشوار، فر یا صاف ‌کردن مرتب می‌شوند و برای آقایان، اصلاح و مرتب ‌کردن موها در نظر گرفته می‌شود. برخی از این خدمات ممکن است تفاوت چندانی با خدمات معمول آرایشگاه نداشته باشند، جز آنکه از رنگ‌ها و مدل‌های کم‌جلوه‌تر استفاده شود.
مرتب ‌بودن و رعایت نظافت شخصی، به‌خودی‌خود ایرادی ندارد و کسی که برای شرکت در یک مراسم رسمی یا خانوادگی به ظاهرش رسیدگی می‌کند، لزوما قصد خودنمایی ندارد. اما هنگامی که برای مراسم سوگواری نیز عنوانی جداگانه برای آرایش و پیرایش ساخته می‌شود و این پیام به مخاطب منتقل می‌شود که برای حضور آبرومندانه در مراسم باید خدمات مشخصی خریداری کند، این پرسش پیش می‌آید که آیا با یک نیاز واقعی روبه‌رو هستیم یا با گسترش بازاری که می‌کوشد برای هر موقعیت اجتماعی، خدمتی تازه تعریف کند؟ چون اکنون در فضای مجازی و اینستاگرام تبلیغ می‌شود «همان‌گونه که پذیرایی مراسم خودتان را به ما می‌سپارید آراستگی خودتان را هم به ما محول کنید!» یا برخی از آرایشگاه‌ها خدمات مراسم عزاداری را هم به خدمات مراسم عقد و عروسی اضافه کرده‌اند!
جالب اینجاست که اگر حضور در مراسم یادبود بدون آرایش حرفه‌ای، مدل موی خاص یا لباس تازه باشد در ذهن برخی افراد به معنای نادیده ‌گرفتن شأن مراسم خواهد بود. در این صورت، فرد ممکن است نه از سر میل شخصی، بلکه از ترس قضاوت دیگران به آرایشگاه برود یا برای خرید لباس هزینه کند. این مسئله برای خانواده‌هایی که همزمان با هزینه‌های مراسم، فشارهای اقتصادی و اندوه از دست‌ دادن عزیزشان را تحمل می‌کنند، دغدغه دیگری باشد که شاید هیچ ضرورتی برای پذیرفتن آن وجود نیست.
از دست‌ دادن عزیز، تجربه‌ای شخصی و پیچیده است. هیچ‌کس را نمی‌توان به دلیل خندیدن، گریه‌ نکردن، لباس ساده پوشیدن یا رسیدگی به ظاهرش، درباره عمق اندوهش قضاوت کرد. آدم‌ها به شیوه‌های متفاوت سوگواری می‌کنند و نمی‌توان از ظاهر آنها به‌تنهایی درباره احساسات‌شان نتیجه گرفت. مسئله سنجش میزان غم افراد نیست بلکه تغییر اولویت‌ها در برگزاری مراسم است. وقتی بخش مهمی از انرژی و هزینه بازماندگان صرف این می‌شود که در مراسم چگونه دیده شوند، پس جایگاه یاد متوفی در این میان کجاست؟
اگر قرار است برای حضور در مراسم چهلم، لباس تازه‌ای تهیه شود، آرایش صورت و مو با دقت از پیش تعیین شود و حتی انتخاب عینک و دیگر اجزای پوشش به دغدغه‌ای جدی تبدیل شود، باید پرسید این تصمیم‌ها تا چه اندازه از نیاز واقعی فرد سرچشمه می‌گیرند و تا چه اندازه تحت تاثیر انتظارات اجتماعی و نگاه دیگران شکل گرفته‌اند.
ممکن است کسی برای آنکه در برابر دیگران مرتب و آراسته به نظر برسد، ساعت‌ها وقت بگذارد اما آیا این ظاهر حساب‌شده قرار است چیزی از اندوه او کم کند یا چیزی به یاد متوفی بیفزاید؟ اگر پاسخ، صرفا رضایت از تصویر خود در نگاه دیگران باشد، دیگر با ضرورتی مرتبط با سوگواری روبه‌رو نیستیم با نوعی نمایش اجتماعی مواجهیم که در آن، مراسم یادبود به بستری برای دیده ‌شدن تبدیل شده است.
هیچ‌کس نمی‌گوید عزادار باید نامرتب باشد، از بهداشت فردی غافل بماند یا به ظاهر خود بی‌توجهی کند. پوشیدن لباس تمیز و متناسب با فضای مراسم، رعایت سادگی و احترام به خانواده متوفی، بخشی طبیعی از حضور در یک موقعیت سوگواری است. همان‌طور که نمی‌توان هر آرایش ملایم یا هر لباس شیکی را نشانه تجمل‌گرایی دانست.
خانواده‌ای که عزیزش را از دست داده، بیش از هر چیز به همدلی، همراهی و تسلی نیاز دارد. شاید بهتر باشد به جای آنکه بپرسیم برای مراسم ختم چه بپوشیم، از خود بپرسیم چرا پوشش ما تا این اندازه به یکی از دغدغه‌های چنین موقعیتی تبدیل شده است. آیا قرار است با لباس، آرایش و اکسسوری، احترام خود را به متوفی نشان دهیم یا می‌خواهیم در نگاه دیگران، عزاداری متفاوت و چشمگیرتری داشته باشیم؟

الگوهای عمومی تاثیر سلبریتی‌ها
نمی‌توان از تغییر شکل ظاهری برخی مراسم سوگواری سخن گفت و نقش شبکه‌های اجتماعی را نادیده گرفت. تصاویر مراسم درگذشت هنرمندان و چهره‌های شناخته‌شده، به‌سرعت در رسانه‌ها و صفحات مجازی منتشر می‌شود. در این تصاویر، علاوه بر سخنان و خاطرات بازماندگان، پوشش حاضران، چهره‌ها، آرایش و جزئیات ظاهری نیز به موضوع توجه کاربران تبدیل شده است.
حضور برخی چهره‌های مشهور با لباس‌های طراحی‌شده، آرایش‌های حرفه‌ای یا اکسسوری‌های گران‌قیمت، اگر به‌جای حاشیه‌ای از مراسم به موضوعی برای بازنشر و قضاوت تبدیل شود، ممکن است این تصور را تقویت کند که حتی در موقعیت سوگواری نیز باید تصویری حساب‌شده و قابل ‌توجه از خود ارائه داد. در این میان، اینستاگرام و دیگر شبکه‌های اجتماعی فقط محل انتشار تصاویر نیستند آنها به فضایی برای مقایسه نیز تبدیل شده‌اند. افراد ظاهر خود را با دیگران مقایسه می‌کنند، درباره انتخاب‌های‌شان بازخورد می‌گیرند و گاهی برای دیده‌ شدن، به جزئیاتی اهمیت می‌دهند که پیشتر در حاشیه بود.
در این وضعیت، حتی مراسمی که اساس آن یادبود یک انسان است، ممکن است به صحنه‌ای برای نمایش سلیقه، موقعیت اجتماعی و توان مالی افراد تبدیل شود نمایشی که گاه نه با لباس‌های رنگارنگ، بلکه با تفاوت در مدل لباس‌های مشکی، کیفیت اکسسوری‌ها و ظرافت آرایش شکل می‌گیرد.

یک تجربه شخصی
برخی از افراد آنقدر محو این دغدغه‌ها می‌شوند که یادشان می‌رود برای چه کسی و چه چیزی قرار بوده مراسم برگزار کنند. به تازگی در یکی از مراسم سوگواری شرکت کردم و متوجه شدم حتی گریه کردن افراد و عزاداری کردن‌شان هم متفاوت است. آنها غم‌شان را با آنهایی که به مراسم آمدند به اشتراک نگذاشتند. گفتند که با از دست دادن پدرشان کنار آمده‌اند. غم را در خودشان فروریختند. دستمالی به دست گرفتند و خیلی آرام اشک ریختند و هر چند وقت یک بار آرام در آینه نگاه می‌کردند که مبادا آرایش چشمان‌شان به هم ریخته باشد. در عوض به ظاهرشان رسیده بودند. زن‌ها به آرایشگاه رفته بودند، مردها هم. حتی کودکان‌شان را چنان آراسته بودند که اگر این مراسم، متوفی نداشت؛ با تغییر رنگ لباس‌ها می‌شد گفت می‌تواند جشن عروسی، جشن تولدی یا از این دست جشن‌ها باشد.
یکی از بستگان وقتی آنها را دید می‌گفت: «چه شیک! ما در غم پدرمان چنان جگرسوز بودیم که زمین را چنگ می‌زدیم.» برای او این سوال مطرح بود که چه زمانی آنها وقت کردند به آرایشگاه بروند و موهای‌شان را مرتب کنند؟ از نظر او این رفتار نشان نمی‌دهد که غمگین باشند. هر چند این یک قضاوت منصفانه نیست و حتما قرار نیست فردی که عزیزی را از دست داده نامرتب جلوه کند تا همه بفهمند او عزادار است. از طرفی کسی با مرتب بودن مخالفتی ندارد اما قضیه از آنجا شکل دیگری به خود می‌گیرد که غذای معمولی عزا به مجلل‌ترین تالارها و سنگ یادبود به سنگ حجاری شده از بهترین جنس وارداتی و رخت عزا به رخت خاص مراسم تبدیل می‌شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.