آگاه: وفق فتوایی که امام شهید صادر فرموده بودند، هرگونه بهکارگیری و استفاده از تسلیحات اتمی حرمت شرعی داشت. بر همین مبنا، ایران اسلامی به سمت ساخت سلاح اتمی نیز نرفت. در اینجا باید دقت شود که امام شهید ما، ساخت تسلیحات اتمی را حرام ندانستند، بلکه استفاده از آن را حرام دانستند. فلذا با توجه به کاربرد بازدارندگی که صرف داشتن سلاح اتمی دارد، بسیاری از شخصیتهای وطندوست و متعهد معتقدند که باید به سمت ساخت سلاح اتمی و تجدیدنظر در دکترین هستهای رفت. این امر با عنایت به اینکه ما طی کمتر از یک سال، دو بار مورد تجاوز دو قدرت هستهای قرار گرفتیم، بیش از پیش احساس میشود.
تجربه چین و کره شمالی
باید توجه داشت که صرف داشتن سلاح اتمی، بازدارندگی میآورد؛ تاریخ گواهی بر این گزاره است؛ در سال ۱۹۴۶ میلادی، انقلاب مائو در چین به ثمر نشست؛ آمریکا این انقلاب را به رسمیت نشناخت و تایوان را نماینده سرزمین چین در سازمان ملل دانست. در دهه ۵۰ میلادی نیز که جنگ دو کره شروع شد، آمریکا در این جنگ مداخله کرد و در اثنای این مداخله نیز، در سودای اشغال زمینی چین بود؛ اما یک رخداد، سبب شد تا آمریکا از دشمنی با چین دست بکشد؛ آن رخداد چیزی جز، اتمی شدن چین در نتیجه اصرار و پایمردی مائو نبود؛ چین در دهه ۶۰ میلادی، یک قدرت اتمی شد؛ بنابراین هنری کیسینجر، مغز متفکر هیات حاکمه آمریکا به پکن رفت و از سردمداران حزب کمونیست چین، تقاضای صلح کرد. خود کیسینجر، بعدها در کتابش نوشت که نمیتوانستیم با چین اتمی، سرشاخ شویم.
اما چرا راه دور برویم، همین هفته گذشته بود که دونالد ترامپ، رئیسجمهور جنگ طلب و تروریست آمریکا گفت که باید کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی را دوست بدارم؛ چرا که پیونگیانگ، ۱۱۲ بمب اتم دارد.
آری، وقتی بمب اتم داشته باشید، بزرگترین آدمکش بینالمللی یعنی ترامپ هم در برابر شما خاضع و فروتن و خاکسار است. این رسم دنیای سیاست و چیزی است که ما آن را رئالپالیتیک مینامیم؛ هر چند عدهای در داخل هنوز درگیر سانتیمانتالیسم سیاسی هستند و تصور میکنند با دیپلماسی لبخند میتوانند به مصاف گرگهای بینالمللی بروند. زهی خیال باطل! واقعیت آن است که نباید بمب اتم را که قله بازدارندگی است، با هیچ چیز دیگر تاخت زد؛ اعتماد به نهادهای بینالمللی و شروری به نام آمریکا و غرب، در این وادی هستهای، خطایی راهبردی و مهلک است که ما در برجام، گرفتارش شدیم؛ دیگر نباید دامن به این خطا آلوده کرد.
در دنیا، قانون جنگل حکمفرماست
آنچه امروز در راهروهای دیپلماسی غرب به عنوان تضمین فروخته میشود، نه یک پیمان پایدار، بلکه تلهای برای مهار قدرت مقتدرانه هستهای ایران است. تکیه بر تعهدات نانوشته یا توافقات سستبنیاد با رژیمی که الفبای سیاستش قانون جنگل است، نه تنها واقعگرایی نیست، بلکه نوعی سادهانگاری راهبردی است که تنها حاصلش، خلع سلاح روانی و نظامی یک ملت خواهد بود. در جهان بیرحم سیاست بینالملل، هیچ نهادی، امنیت را به صورت رایگان به کسی هدیه نمیدهد؛ امنیت، کالایی است که تنها با تولید بازدارندگی معتبر به دست میآید، نه با لبخند و امضای کاغذهایی که در اولین بحران، به جوهر روی کاغذ تبدیل میشوند.
در قاموس سیاست بینالملل، امنیت یک کالای وارداتی نیست که بتوان آن را از سبد خوشبینیهای سیاسی تامین کرد؛ امنیت، محصول نهایی بازدارندگی متقارن و نامتقارن است. وقتی دشمن، ماشین جنگیاش را پشت مرزهای ما مستقر کرده و بیپروا از گزینههای روی میز و تجاوز مجدد سخن میگوید، دعوت پیوسته به خویشتنداری یکسویه، تنها گستاخی طرف مقابل را برای عبور از خطوط قرمز هویتی ما افزایش میدهد. ما باید بپذیریم که توازن قوا در دنیای مدرن، با تعارفات دیپلماتیک تغییر نمیکند، بلکه با تغییر در مختصات قدرت سخت است که محاسبات دشمن به هم میریزد.
سپر تمدنی ما
تجدیدنظر در دکترین هستهای، نه یک عقبنشینی از اصول، بلکه پاسخی هوشمندانه به تهدیدات وجودی است. ما در دنیایی زندگی میکنیم که در آن، مشروعیت یک نظام، نه در منشورهای انتزاعی بینالمللی، که در توانایی بقای مستقلانه آن تعریف میشود. سلاح اتمی، در دستان نظام اسلامی، نه ابزار تهاجم و کشورگشایی، که سپر تمدنی برای محافظت از عزت ملی در برابر یورش گرگهای درندهخوی جهانی است؛ ابزاری که در دست مومن، بازدارنده شر است و در دست طاغوت، مایه تباهی و تفاوت ماهوی ما با آنها نیز در همین نیت و راهبری عقلانی، نهفته است. زمان آن رسیده است که جبهه دیپلماسی کشور، خود را از بند سانتیمانتالیسم لیبرال رها کند و با درک درست از منطق قدرت در دنیای آشوبزده کنونی، به جای اتکای به وعدههای پوچ قدرتهای سلطهگر، بر توان درونی و قدرت بازدارنده هستهای تکیه زند. عزت، در گرو قدرت است و قدرت، در دنیای کنونی، تنها در زبان اتم متبلور میشود. کسانی که هنوز از طعم خوش توافقات خیالی دهه گذشته میگویند، باید بدانند که آن دوران خوشباوری استراتژیک به پایان رسیده و امروز، فصل بیدارباش راهبردی است.
وقت بازنگری است
دکترین جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر بر پایه عدم حرکت بهسمت ساخت بمب اتم است؛ البته این دکترین، موضوعی غیرقابل تغییر نیست و ممکن است بر پایه نیازهای امنیتی کشور، تغییراتی در آن ایجاد شود. براساس اصول اسلامی ساخت و بهکارگیری سلاح هستهای و کشتار جمعی جایز نیست اما در صورتی که برای حفظ جان و مال و ناموس مسلمانان و مردم ایران نیاز باشد تا چنین سلاحی ساخته شود، قطعا جمهوری اسلامی ایران در روند توسعه صنعت هستهای خود بازنگریهایی صورت داده و اقدامهای لازم را انجام خواهد داد! در اینجا نیز باید توجه داشت که فتوای شرعی امام شهید، مبتنی بر حرمت استفاده از تسلیحات اتمی است و این حرمت، ناظر بر ساخت این تسلیحات در صورت نیازهای حیاتی ایران اسلامی نیست. کما اینکه امام شهید در بیاناتشان در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی در نخستین روز سال ۸۶، رسما اعلام کردند: ایران برای دستیابی به دانش هستهای طبق مقررات بینالمللی عمل کرده است اما اگر قرار باشد با ابزار شورای امنیت بیقانونی کنند و حق مسلم ملت ایران را نادیده بگیرند، ما هم میتوانیم بیقانونی کنیم و خواهیم کرد. نئورئالیسم عنوان یک نظریه در علم روابط بینالملل است که اشاره به تضمین صلح بینالملل از طریق دستیابی کشورها به سلاح هستهای دارد؛ بدین معنا که تجهیز زرادخانه کشورها به سلاح هستهای، سطح بازدارندگی متقابل را در جهان و میان کشورها افزایش میدهد و از این طریق صلح و امنیت بینالملل تضمین میشود. حدود یک دهه قبل، کنت والتز، رئالیست ساختارگرا، در یک مناظره، تلاش ایران برای دست یافتن به سلاح هستهای را طبیعی خوانده و پیشبینی کرده بود اگر تهران متقاعد شود سلاح هستهای میخواهد، غیرهستهای ماندنش بیثباتکنندهتر خواهد بود. والتز معتقد بود که ممکن است هستهای شدن ایران مدتی با دیپلماسی یا تحریم بهتعویق بیفتد و همچنین احتمال دارد ایران مدتی مثل ژاپن به ظرفیت آستانه رضایت دهد ولی تاکید میکرد که رهبران تهران ممکن است به این نتیجه برسند که امنیت ایران بدون سلاح هستهای تامین نمیشود.
نظر شما