مراسم آغاز سال تحصیلی جدید، دیروز، دوشنبه ۲۰ مهر به میزبانی دانشگاه شهید بهشتی و با حضور مسعود پزشکیان برگزار شد. در این آیین، علاوه بر شماری از برترین‌های کنکور سراسری امسال، از فهیمه‌سادات هاشمی‌تبار؛ دانشجوی صنعتی شریف که در جریان جنگ ۱۲ روزه و حملات آمریکایی- صهیونی، پدر و مادرش (شهید دکتر سیداصغر هاشمی‌تبار دانشمند هسته‌ای و شهیده طاهره طاهری) را از دست داد و خود، جانباز شده است، تجلیل شد و از دست رئیس‌جمهور، لوح سپاس گرفت.

دولت، دانشگاه و میدان توسعه

آگاه: حضور در جمع دانشجویان و اساتید فرصتی را فراهم کرد تا رئیس قوه مجریه بار دیگر مطالبات و انتظاراتش را با آنها در میان بگذارد. او با قدردانی از دانشگاهیان و دانشجویان، گفت: «به شما عزیزان افتخار می‌کنم و اعتماد دارم. باور من این است که اگر دانشگاهیان و دانشجویان وارد صحنه شوند و از دانشگاه علم و تحقیق بیرون بیایند و دانشگاه عمل و اراده را شکل دهند و میدان را به دست بگیرند، می‌توانیم مشکلات کشور را حل کنیم.» پزشکیان با بیان اینکه از نظر اعتقادی نمی‌توانم بپذیرم ایران از کشورهای دیگر کمتر باشد، افزود: وقتی وضعیت کشورمان را می‌بینم و می‌بینم که کشورهای دیگر نمی‌توانند این شرایط را بپذیرند، از نظر اعتقادی نمی‌توانم قبول کنم که ما از دیگران کمتر باشیم. هیچ‌کدام از ما از هیچ‌کس کمتر نیستیم؛ فقط باید این نگاه اصلاح شود. اگر این نگاه را درست کنیم، می‌توانیم به قله‌ها برسیم و این شما دانشگاهیان و دانشجویان هستید که می‌توانید چنین نگاهی را در کشور و برای مملکت به ارمغان بیاورید.
رئیس‌جمهور با تاکید بر اینکه باید مشخص شود چه کسانی توانایی ورود به میدان و حل مشکلات را دارند، تصریح کرد: اینکه من چه بگویم، یک بحث است؛ بحث اصلی این است که چه کسی می‌تواند وارد میدان شود و چه مشکلی را حل کند. ما بستر و بسته مورد نیاز را برای او آماده می‌کنیم. من نمی‌خواهم کسی برای من تحقیق انجام دهد؛ تا دلتان بخواهد برای مشکلات موجود راه‌حل وجود دارد. پیدا کردن راه‌حل کار سختی نیست. مشکل ما نبود افرادی است که بدانند، مهارت داشته باشند و بخواهند برای حل مشکلات وارد میدان شوند.
پزشکیان با اشاره به اینکه ممکن است برخی افراد دانش لازم را داشته باشند اما از مهارت اجرایی برخوردار نباشند، گفت: ممکن است فردی راه‌حل را بداند، اما مهارت اجرای آن را نداشته باشد یا مهارت داشته باشد، اما باور نداشته باشد و نخواهد این کار را انجام دهد و ترجیح دهد برای خودش کار کند. آنچه اهمیت دارد، این است که بتوانیم عزم، اراده و مهارت لازم را در دانشگاه‌ها تقویت کنیم تا مشکلات کشور را حل کنیم. ما امکانات زیادی داریم و امیدواریم با کمک شما دانشگاهیان، دانشگاه‌ها را به دانشگاه‌های نسل سوم و چهارم تبدیل کنیم.
اگر نگاهی به کلیدواژه‌های سخنرانی رئیس‌جمهور بیندازیم به مفهومی تحت عنوان «گذار از نسل دوم به نسل سوم و چهارم دانشگاه‌ها» می‌رسیم. دولت چهاردهم و شخص رئیس‌جمهور بر این باور است: دوران تولید علم برای کسب رتبه یا چاپ مقاله دیگر پاسخگوی نیازهای کشور نیست. بنابراین عالی‌ترین مقام دولت در پی ایجاد پل ارتباطی میان استاد، دانشجو و کابینه است. تاکید او بر اینکه هر کسی می‌تواند وزیر یا رئیس‌جمهور شود، در واقع تلاشی برای ایجاد انگیزه در نخبگان است تا باور کنند مسیر اثرگذاری بر سیاست‌های کلان کشور، از طریق تخصص و شایسته‌سالاری هموار است.
اما سوال اینجاست: بدنه دانشگاهی تا چه اندازه توانسته است به مطالبات رئیس دستگاه اجرا پاسخ دهد؟ حقیقت این است که دانشگاه‌های ایران سال‌هاست معطوف به فعالیت‌های پژوهشی شده‌اند و از فعالیت‌های میدانی فاصله گرفته‌اند. بیشتر اساتید را می‌توان در اتاق‌های دانشگاه‌ها دید تا حضور در مسئولیت‌ها یا نقش‌آفرینی در قالب مشاور و دستیار. البته نباید اقدام آنها را زیر سوال برد، حقیقتا یک استاد دانشگاه باید برای ارائه مطالب خود به دانشجویان وقتی کافی اختصاص دهد و دانش خود را به بهترین شکل ممکن عرضه کند. با این حال با توجه به شرایط موجود کشور، دولتی‌ها توقع دارند، بدنه دانشگاه‌ها اعم از اساتید، دانشجویان و تشکل‌ها وارد گود شوند و هم پیشنهادها و دیدگاه‌های‌شان را اعلام کنند و هم در اجرا، دستی از دولت بگیرند. بدنه دانشجویی در سال‌های اخیر، پتانسیل بالایی از خلاقیت و نوآوری را نشان داده است، اما مشکل کجاست؟ دانشجویان و نخبگان تا زمانی که احساس کنند «شایسته‌سالاری» تنها، شعار است و مکانیسم‌های اداری اجازه ورود آنها را به بدنه تصمیم‌گیرنده نمی‌دهد، ممکن است در پاسخ به مطالبات رئیس‌جمهور دچار تردید شوند. با این حال، اشتیاق نسل جدید برای تغییر وضع موجود، نقطه قوت بزرگی است که اگر با تفویض اختیار که رئیس‌جمهور به آن اشاره کرد همراه شود، می‌تواند به پاسخگویی سریع به مشکلات منجر شود.
سخنان و اظهارات رئیس دولت کاملا برگرفته از میدان دادن به دانشگاهیان است. به دلیل آنکه نمی‌توان مشکلات موجود را نادیده گرفت، دولت چهاردهم با مجموعه‌ای از چالش‌ها روبه‌رو است و به همین جهت تاکید رئیس‌جمهور بر ورود دانشگاه به متن مسائل از سه منظر قابل تبیین است. نخست آنکه دولت‌ها زمان محدودی برای اثرگذاری دارند؛ چهار سال به سرعت برق و باد می‌گذرد و تمام می‌شود از این رو، نمی‌توانند منتظر فرآیندهای طولانی بمانند، لذا به میانبرهای دانشی یا همان نسخه‌پیچی نخبگان نیاز دارند. دوم: مشکلاتی مانند کم‌آبی، تورم و... با روش‌های تکراری حل نمی‌شوند و نیازمند رویکردهای دانشگاهی است. سوم: وقتی دانشجو و نخبه احساس کند در حل مشکلات کشور نقش دارد و دیدگاهش شنیده می‌شود، پیوند میان بدنه اجتماعی و حاکمیت تقویت شده و فضای جامعه به سمت «مدیریت مشارکتی» سوق پیدا می‌کند. یعنی همه برای ایران، خود را دغدغه‌مند می‌بینند و می‌خواهند گره‌ای از معضلات باز کنند. طبیعتا بدنه دانشگاهی به واسطه اطلاعات و پژوهش‌هایی که در اختیار دارد، کارنامه قابل قبولی از خود ارائه خواهد کرد، به شرط آنکه از حاشیه وارد متن ماجرا شود. حال در این برهه حساس، مهم‌ترین دستی که دانشجویان و دانشگاه‌ها می‌توانند از دولت بگیرند، ورود به میدان عمل است. این مشارکت در سه محور انجام می‌شود:
۱. تبدیل پایان‌نامه‌ها به طرح‌های اجرایی (پروژه‌محوری): کلا به جای نوشتن پایان‌نامه‌هایی که در کتابخانه‌های دانشگاه خاک می‌خورند، دانشجو و دانشگاه باید بر اساس برنامه‌های دولت، پروژه تعریف کنند. مثلا اگر مشکلی در توزیع دارو یا مدیریت آب تهران وجود دارد، این موضوع باید به پروژه تحقیقاتی تبدیل شود تا خروجی آن تبدیل به نسخه اجرایی برای دولتمردان باشد.
۲. ایجاد تیم‌های ضربتی برای مسائل کلان: دانشجویان و اساتید می‌توانند در قالب تیم‌های تخصصی و کوچک، برای هر یک از چالش‌های دولت ـ مثلا اصلاحات اقتصادی ـ مدل‌های شبیه‌سازی شده و راهکارهای جایگزین ارائه دهند تا دولت پیش از هر تصمیم، اثرات آن را از دیدگاه علمی بسنجد.
۳. ترویج فرهنگ نقد سازنده و ارائه راهکار: مشارکت واقعی یعنی دانشجویان به جای اشاره به وجود مشکل، روی ارائه راهکار تمرکز کنند. تبدیل فضای دانشگاه به محیطی که در آن نقد با راهکار همراه است، بزرگ‌ترین کمکی است که جامعه دانشگاهی می‌تواند برای پیشبرد اهداف دولت چهاردهم انجام دهد.
محورهای سه‌گانه، شرط مهمی دارد؛ دانشگاه و استاد باید استقلال خود را حفظ کنند و به هیچ وجه تبدیل به کارمند یا مدیر دولتی نشوند. مشاوری امین است که با برخورداری از بانک‌های علمی، توانایی مشارکت برای عبور از چالش‌ها و مشکلات را دارد. سارا شریعتی در نشست «کنشگری عالمان اجتماعی در حوزه عمومی و سیاستگذاری»، گفته بود: «در ایران، وضعیت دولت پارادوکسیکال است؛ هم ضعیف است و هم خیلی قوی. رئیس‌جمهور ممکن است در جایی بگوید که من کاری نمی‌توانم بکنم، ولی در عین حال در برخی مواقع نقش تعیین‌کننده‌ای در سیاست‌های عمومی دارد. این تناقضات، رابطه با نهاد دولت را مخاطره‌آمیز می‌کند. رابطه با دولت، به ویژه در ایران، در واقع یک رابطه مخاطره‌آمیز است زیرا اگر بخواهیم به دولت به رسمیت ‌شناخته‌شده دست یابیم و گوش شنوا داشته باشیم، در این صورت ممکن است دانشگاه‌ها تحت فشار قرار گیرند و استقلال خود را از دست بدهند. منافع میدان دانشگاه با منافع میدان قدرت سیاسی و بازار متفاوت است. اگر دانشگاه بخواهد رابطه‌ای با نهاد دولت داشته باشد، باید با دقت استقلال خود را حفظ کند. زیرا در نهایت، پایداری دانش دانشگاهی در تنظیم رابطه با دولت، اساسا بستگی به حفظ استقلال دانشگاه دارد.»
در مجموع می‌توان گفت، سخنرانی رئیس‌جمهور در آیین بازگشایی دانشگاه‌ها، بار دیگر فراخوانی برای تغییر جایگاه دانشگاه در ساختار قدرت بود، زیرا دولت وفاق دیگر نمی‌تواند با روش‌های سنتی، بحران‌های پیچیده را مدیریت کند و تنها راه خروج از بن‌بست‌های فعلی، تبدیل کردن دانشگاه به مرکز عملیات توسعه است. موفقیت این رویکرد هم در گرو معامله دوجانبه است. از یک سو، دولت باید محیطی مبتنی بر شایسته‌سالاری و تفویض اختیار ایجاد کند تا نخبگان و جوانان حس کنند فضای اثرگذاری برای آنها باز شده است. البته این اقدام تا حدودی صورت گرفته و رئیس‌جمهور بارها گفته آماده است برای آنکه کار اساسی انجام شود، مسئولیت‌هایی به افرادی که برنامه و تیم دارند ـ به عبارتی حرفی برای گفتن دارند ـ واگذار کند اما باز باید این نگاه تقویت و چتر آن توسط تمامی دولتمردان باز شود و حتی دولت گزارشی بدهد که تاکنون چه اقداماتی از سوی بدنه دانشگاهیان در حال انجام است و به کجا رسیده است و از سوی دیگر، بدنه دانشگاهی باید مسئولیت‌پذیری در برابر مسائل واقعی جامعه را بپذیرد. اگر این هم‌افزایی محقق شود، دانشگاه‌ها دیگر صرفا محیطی برای صدور مدرک دانشگاهی نخواهند بود، در اصل به اندیشکده‌های اجرایی تبدیل می‌شوند که هر پایان‌نامه در آن، به معنای حل یک گره از مشکلات مردم است. در نهایت، اگر دولت چهاردهم بتواند پل ارتباطی قوی با نخبگان برقرار کند و دانشگاه‌ها نیز نقش بازوی عملیاتی توسعه را بپذیرند، می‌توان انتظار داشت که ایران به سمتی خواهد رفت که علم نه در کتابخانه‌ها، بلکه در معیشت مردم و اقتدار ملی تجلی می‌یابد.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.