آگاه: آنچه امروز پیش رو داریم، رقابتی است بر سر کنترل دو گلوگاه حیاتی(هرمز و بابالمندب) و توانایی هر طرف در تحمیل هزینه به دیگری.
دو گلوگاه؛ یک معادله
منطقه در وضعیتی شبیه «نه جنگ، نه صلح» فرو رفته است؛ وضعیتی که در آن رویارویی از میدان نظامی مستقیم به گلوگاههای اقتصادی و دریایی کوچ کرده است. بر پایه گزارشهای منتشرشده در ماههای گذشته، از تیر ۱۴۰۵ تاکنون دستکم ۱۲ حمله یا تلاش برای حمله به کشتیهای تجاری در جنوب دریای سرخ ثبت شده است. در همین حال، سه قدرت منطقهای (عربستان، ترکیه و پاکستان) «پیمان مکه» را از حرف به عمل رساندهاند، اما نه ترکیه و نه پاکستان حاضر نشدهاند مستقیم وارد جنگ یمن شوند و آنکارا نقش خود را فقط «فنی و دفاعی» توصیف میکند. آن سوی میدان، واشنگتن مشغول طراحی راهبرد «پس از جنگ» است؛ راهبردی که محورش ائتلافسازی منطقهای علیه ایران و گشودن راه عادیسازی روابط اسرائیل با عربستان است. آنچه از این تصویر برمیآید، رقابتی ساختاری است بر سر اینکه «قواعد عبور» در این دو گلوگاه حیاتی را چه کسی تعیین کند.
هر یک از بازیگران کلیدی، منافع و دستوپای خودش را دارد. آمریکا همزمان به مهار ایران، کنترل قیمت انرژی و گرفتن نتیجه انتخاباتی فکر میکند، اما فرسودگی نظامی و انتخابات میاندورهای کنگره دستش را بسته است. رژیم صهیونیستی بر مشروعیتزدایی از ایران و عادیسازی با عربستان متمرکز شده، ولی درگیر بنبست سیاسی داخلی و انتخابات پیش روی خود است. عربستان امنیت صادرات نفت و مهار انصارالله را میخواهد، اما وابستگیاش به آمریکا و آسیبپذیری زیرساختهای نفتیاش، میدان مانور را از او میگیرد. انصارالله در پی تثبیت کنترل بابالمندب و بالا بردن جایگاه خود در محور مقاومت است و روسیه و چین هم با آنکه همراهی راهبردی با ایران را ادامه میدهند، تعهد مستقیم نظامی ندادهاند. آمار دقیقی درباره میزان وابستگی افکار عمومی عربستان به تضمینهای امنیتی آمریکا در دست نیست و نیازمند بررسی است، اما شواهد میدانی- از جمله لغو سفر وزیران خارجه کشورهای خلیج فارس به عمان برای گفتوگو با ایران به دلیل اختلاف بر شرایط- از شکاف درونی در اردوگاه مقابل خبر میدهد.
نقشه دشمن: از تحریم تا تهدید
هدف اصلی دشمن، کاستن از مشروعیت و مشارکت انتخاباتی از راه فشار شناختی و اقتصادی است. دو هدف تاکتیکی در خدمت یک هدف راهبردیاند: نخست، القای ناکارآمدی نظام با بزرگنمایی بحرانهای اقتصادی؛ دوم، ایجاد شکاف میان نهادهای امنیتی و بدنه اجتماعی. بر اساس گزارش خبرگزاری «ایرنا» پیچیدهترین جنگهای شناختی دشمن بر جدا کردن «اغتشاش» از بستر امنیتی و روایت آن در قالب یک درام انسانی-اجتماعی متمرکز شده است. این شیوه با الگویی که در فتنه دی به کار رفت، همخوانی دارد؛ همانجا که از سقوط مهندسیشده ارز بهعنوان جرقه اولیه اعتراضات استفاده شد.
ابزارها در سه جهت سازمان یافتهاند. در جهت اقتصادی، وزارت خزانهداری آمریکا در ۱۶ مهر ۱۴۰۵ تحریمهای تازهای علیه ۶ فرد، ۲۷ شرکت و ۲۲ کشتی مرتبط با ناوگان نفتی ایران اعمال کرد. این تحریمها ادامه عملیات گستردهتری است که از اواخر مرداد ۱۴۰۵ با هدف گرفتن بخشهای مالی، رمزارز، راهآهن و خودروسازی شدت گرفته است. در جهت نظامی، نشریه آتلانتیک به نقل از مقامهای آمریکایی نوشت که کاخ سفید از پنتاگون خواسته گزینههای حمله به اهدافی در ایران را بررسی و آماده کند و احتمال دارد این گزینهها پیش از انتخابات میاندورهای کنگره (۱۲ آبان) به اجرا گذاشته شوند. در جهت رسانهای هم شبکههای فارسیزبان و عملیات روانی، تمرکزشان را بر کاستن از «ایمان و امید مردم» گذاشتهاند.
با این حال، نقشه دشمن یک نقطه شکست ساختاری دارد: وابستگی به گرانی قابل مدیریت نفت. هر عملیات نظامی گسترده، قیمت نفت را به سطوحی میرساند که خود اقتصاد آمریکا را زیر فشار انتخاباتی میبرد. بهای نفت برنت پس از حملات مشترک آمریکا و اسرائیل در بهمن ۱۴۰۴، از ۶۱ دلار به بیش از ۱۰۵ دلار رسید و بیش از ۴۰ درصد بالا رفت. موسسههای مالی پیشبینی کردهاند در صورت تداوم تنش، قیمت نفت میتواند به ۱۸۰ تا ۲۰۰ دلار در هر بشکه برسد. معنای این حرف روشن است: گزینه نظامی بهعنوان ابزار انتخاباتی، خود به تیغی دولبه تبدیل میشود که دست کاربرش را هم میبرد و همین، مهمترین نقطه ضعف قابل بهرهبرداری در نقشه دشمن است.
راهبرد متقابل: پیشدستی در دریا، دیپلماسی و روایت
نخستین کار، تثبیت بابالمندب بهعنوان اهرم فشار متقارن است. انصارالله با تسلط بر جزیره پریم و بندر مخا، عملا کنترل تنگه ۳۲ کیلومتری بابالمندب را در دست گرفته؛ تنگهای که ۳۰ درصد ترافیک کانتینری جهان و ۱۵ درصد ترانزیت نفت از آن میگذرد. اگر فشار بر هرمز از سوی ایران و بر بابالمندب از سوی انصارالله همزمان شود، معادله هزینه-فایده برای آمریکا عوض میشود. تقویت هماهنگی عملیاتی با انصارالله، تداوم رسیدن تسلیحات دقیق و طراحی سازوکار مشترک «قواعد عبور»، ابزارهای این راهاند. نشانه موفقیتش این است که نرخ حمله به کشتیهای مرتبط با آمریکا و اسرائیل در سطحی بماند که شرکتهای بیمه دریایی مدام نرخ پوشش ریسک را بالا ببرند. خطرش هم شدت گرفتن ائتلاف سهگانه و کشیده شدن دامنه درگیری به خاک یمن است.
کار دوم، فعال کردن مسیر دیپلماتیک مسکو و پکن برای محدود کردن گزینه نظامی است. همکاری راهبردی ایران، روسیه و چین امروز به یک عامل بازدارنده تبدیل شده است. در ۱۸ فروردین ۱۴۰۵، روسیه و چین با وتوی قطعنامه شورای امنیت درباره تنگه هرمز، زمینه آتشبس موقت و آغاز مذاکرات را فراهم کردند. این نمونه نشان میدهد واشنگتن در شورای امنیت با یک بلوک وتو روبهرو است. برگزاری نشستهای سهجانبه در سطح معاونان وزیر خارجه، هماهنگی موضع در برابر تحریمهای یکجانبه و بهرهگیری از ظرفیت سازمان همکاری شانگهای، ابزارهای این راهاند. نشانه موفقیتش، تصویب نشدن قطعنامه تازه علیه ایران و ادامه وتوی روسیه و چین در جلسات مرتبط است. خطرش هم این است که مسکو و پکن در صورت درگیری گسترده، تعهد مستقیم نظامی ندهند و آمریکا از اختلافهای ایران و روسیه بهره ببرد.
کار سوم، خنثی کردن جنگ شناختی از راه «شفافیت راهبردی» است. دشمن با ۲۵۰ شبکه رسانهای فارسیزبان، کاهش «ایمان و امید مردم» را هدف گرفته است. مقابله موثر با این حجم، نه با سانسور بلکه با پیشدستی در روایت ممکن است. انتشار بهروز و قابل راستیآزمایی دادههای اقتصادی، پاسخ سریع و رسمی به شبهات و استفاده از ظرفیت شبکههای اجتماعی داخلی برای روایتسازی از دستاوردهای ملموس، ابزارهای این راهاند. نشانه موفقیتش، کم شدن فاصله میان «ادراک عمومی» و «دادههای رسمی» در نظرسنجیهای معتبر داخلی است. خطرش هم این است که شفافیت، در صورت بد مدیریت کردن زمانبندی، به ابزار بهرهبرداری دشمن تبدیل شود.
پیشنهادهای عملیاتی:
- تثبیت کنترل بابالمندب: هماهنگی اطلاعاتی و عملیاتی با انصارالله برای حفظ توان تهدید دریایی در سطحی که هزینه بیمه کشتیرانی رژیم صهیونیستی و شرکای آمریکاییاش مدام بالا برود.
- فعال کردن دیپلماسی گلوگاه: برگزاری نشست فوقالعاده کمیسیون مشترک ایران، روسیه و چین در سطح معاونان وزیر خارجه، با دستور کار «تضمین امنیت دریایی جمعی» بهعنوان جایگزین طرحهای آمریکایی.
- بهرهبرداری از شکاف درونی اردوگاه مقابل: فرستادن پیامهای دیپلماتیک به کشورهای خلیج فارس با تاکید بر تضمین امنیت صادرات نفت آنها در چارچوب «قواعد عبور» جدید، بهعنوان بدیل ائتلاف امنیتی آمریکا.
- تنوع بخشیدن به مسیرهای صادرات نفت: شتاب در تکمیل ظرفیت صادرات از مسیرهای جایگزین (جاسک و پایانههای خشکی) برای کم کردن آسیبپذیری در برابر تحریمهای دریایی.
ریسکها و هشدارها:
- خطر گسترش دامنه جنگ به خاک ایران از مسیر ائتلاف سهگانه: ورود ترکیه و پاکستان به «پیمان مکه»- حتی با نقش فنی- میتواند الگوی همکاری منطقهای علیه ایران را تثبیت کند و در بلندمدت به ساختن یک «ناتوی عربی» بینجامد.
- خطر شکاف درونی در اردوگاه خودی: اگر در روایت دستاوردها شفافیت نباشد، روایت دشمن درباره «ناکارآمدی نظام» تقویت میشود.
- داده نیازمند راستیآزمایی: آمار دقیق حمایت مالی امارات و قطر از شبکههای معاند فارسیزبان در دست نیست و نیازمند بررسی نهادی است.
نظر شما