آگاه: غرب آسیا در پی تحولات امنیتی اخیر، وارد مرحلهای تازه از بازآرایی قدرت شده است؛ مرحلهای که در آن، تقابل نظامی با رقابت اقتصادی، فشار دیپلماتیک و جنگ روایتها پیوند خورده است. نقشآفرینی انصارالله یمن و تاثیر تحولات دریای سرخ بر تجارت جهانی، نشان میدهد که بحرانهای منطقهای میتوانند پیامدهایی فراتر از مرزهای جغرافیایی خود داشته باشند. گزارش آنکتاد در فوریه ۲۰۲۴ نیز درباره اختلال در مسیرهای کشتیرانی و پیامدهای آن برای زنجیره تامین جهانی هشدار داده بود. در چنین فضایی، مسئله راهبردی ایران صرفا چگونگی مواجهه با تهدیدهای خارجی نیست؛ بلکه چگونگی تقویت ظرفیتهای داخلی برای کاهش آسیبپذیری و جلوگیری از سوءمحاسبه نیز اهمیت دارد.
آرایش جدید منطقه و محاسبات رقیب
آمریکا و اسرائیل از ابزارهای نظامی، اقتصادی، دیپلماتیک و رسانهای برای پیگیری اهداف خود استفاده میکنند. فشار بر ظرفیتهای منطقهای ایران و تاثیرگذاری بر محاسبات امنیتی آن، از جمله موضوعات مهم در ارزیابی راهبردی است. با این حال، نسبت دادن تمام تحولات داخلی یا انتخاباتی به برنامهای واحد از سوی دشمن، بدون شواهد معتبر، تحلیل را از دقت دور میکند. ورود انصارالله یمن به معادلات منطقهای، اهمیت امنیت دریایی و ارتباط میان میدانهای مختلف بحران را برجسته ساخته است. با این وجود، تبدیل ظرفیتهای منطقهای به دستاورد پایدار، نیازمند محاسبه هزینههای اقتصادی و انسانی، جلوگیری از گسترش کنترل ناپذیر تنشها و بهرهگیری از مسیرهای دیپلماتیک است.
راهبرد متقابل؛ از انسجام تا بازدارندگی
نخست اینکه تقویت انسجام ملی باید از سطح شعار فراتر برود. پاسخگویی مسئولان، اجرای منصفانه قانون، مبارزه با فساد و فراهم کردن فرصت گفتوگو میان دیدگاههای مختلف، اعتماد عمومی را تقویت میکند. اختلاف سیاسی به خودی خود تهدید نیست؛ ناتوانی در مدیریت مسالمتآمیز اختلافهاست که میتواند آسیبپذیری ایجاد کند. دوم، مشارکت حداکثری و رقابت معتبر اهمیت راهبردی دارد. پیش از انتخابات، انتشار دقیق اطلاعات اجرایی، فراهم کردن فرصتهای قانونی برابر برای نامزدها و رسیدگی شفاف به شکایتها ضروری است.
پس از انتخابات نیز باید گزارش عملکرد منتخبان و روند تحقق وعدهها منتشر شود. مشارکت پایدار، بیش از دعوتهای تبلیغاتی، به احساس اثرگذاری شهروندان وابسته است. سوم، دیپلماسی فعال باید همزمان با آمادگی دفاعی دنبال شود. گفتوگو با کشورهای منطقه، استفاده از ظرفیت میانجیگری و تاکید بر امنیت کشتیرانی و حفاظت از غیر نظامیان، میتواند خطر سوءمحاسبه را کاهش دهد. دیپلماسی موثر، نشانه انفعال نیست؛ ابزاری برای حفظ منافع ملی و مدیریت هزینههای تقابل است. چهارم، بازدارندگی همه جانبه باید علاوه بر آمادگی دفاعی قانونی، حفاظت از زیرساختهای حیاتی، امنیت سایبری، تابآوری اقتصادی و سازوکارهای مدیریت بحران را دربر گیرد. ترکیب قدرت دفاعی با تصمیمگیری سنجیده و ارتباطات قابل اعتماد، احتمال محاسبات اشتباه را کاهش میدهد.
رسانه و نقشآفرینی اجتماعی
در جنگ روایتها، سرعت انتشار اطلاعات بدون دقت و اعتبار میتواند نتیجه معکوس داشته باشد. رسانهها و نهادهای مسئول باید منشأ دادهها را مشخص کنند، خبر را از تحلیل جدا سازند و به شبهات مهم مستند و سریع پاسخ دهند. انتشار ادعاهای تایید نشده به نام مقابله با دشمن، ممکن است به بیاعتمادی عمومی دامن بزند. نخبگان و دانشگاهیان باید با تحلیل مستند، از گسترش دوقطبیهای فرساینده جلوگیری کنند.
احزاب مسئولانه رقابت کنند، نهادهای مدنی زمینه گفتوگو و مطالبهگری را فراهم آورند و مردم پیش از بازنشر اخبار حساس، اعتبار منبع را بررسی کنند. برای اجرای عملی این رویکرد، پیشنهاد میشود پیش از انتخابات، سازوکاری منظم برای راستیآزمایی ادعاهای مهم و انتشار پاسخهای مستند ایجاد شود. پس از انتخابات نیز گزارشهای دورهای درباره رسیدگی به شکایتها، تحقق وعدهها و اقدامات مرتبط با مطالبات عمومی در دسترس شهروندان قرار گیرد.
نتیجهگیری
در آرایش جدید منطقه، موفقیت راهبرد ایران به پیوند میان قدرت دفاعی، دیپلماسی، مشارکت سیاسی و اعتماد عمومی وابسته است. اقدام متقابل موثر، نه در تشدید بیمحابای تنشها و نه در نادیده گرفتن تهدیدها، بلکه در شناخت دقیق مخاطرات و اجرای سیاستهای قابل ارزیابی معنا پیدا میکند. انسجام ملی با حذف اختلافها حاصل نمیشود؛ با مدیریت منصفانه آنها شکل میگیرد. از اینرو، راهبرد پایدار باید بر مشارکت حداکثری، شفافیت رسانهای، پاسخگویی نهادی، دیپلماسی فعال و بازدارندگی مسئولانه استوار باشد؛ رویکردی که هم ظرفیت ملی را تقویت میکند و هم امکان بهرهبرداری از شکافهای اجتماعی را کاهش میدهد.
نظر شما