۲۳ مهر ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۳
کد مطلب: ۲۶٬۲۰۳

قانون مرده نیست، نفس می‌کشد؛ در بند بند قراردادها، در پیچ و خم تحریم‌ها، در سکوتی که وکلا در آن زمزمه می‌کنند جایی که کلمات مثل بمب ویران می‌کنند و بندها مثل سنگر مقاومت می‌ایستند. این روزها، آنچه منطقه را می‌سازد، فقط غرش جنگنده‌ها نیست؛ نجوای پنهان بندهای فورس‌ماژور است و سکوتی که در آن، آینده ملت‌ها نوشته می‌شود. کسی که قواعد بازی حقوقی را در دست بگیرد، تقدیر را در مشت دارد حتی اگر هرگز شلیک نکند.

قلمی که از جنس آتش است

آگاه: هشتم سپتامبر ۲۰۲۶. آمریکا در آنچه «عملیات انزوای اقتصادی» نامید، ۲۷ شرکت هواپیمایی ایرانی را به لیست سیاه برد. موجی که ۳۶ نهاد و فرد را در کام خود فرو برد و در ادامه تحریم بخش هوانوردی ایران در ۲۴ اوت، ذیل فرمان اجرایی ۱۳۹۰۲ رقم خورد. اما تیغ این تحریم، فقط ایران را نبرید: شرکت‌هایی از ترکیه، امارات، مالزی، قزاقستان و بریتانیا نیز در این لیست جای گرفتند. OFAC همزمان، سه مجوز هوانوردی مرتبط با ایران را معلق کرد.
اینجاست که «تعارض قوانین» به صحنه نبردی پنهان بدل می‌شود. یک شرکت اروپایی، حالا میان دو آتش گرفتار است: اگر از تحریم آمریکا تبعیت کند، مقررات مسدودکننده اتحادیه اروپا او را به مجازات می‌کشاند؛ اگر تبعیت نکند، دست آمریکا به دامنش می‌رسد. ایران نیز با قانون مسدودکننده خود، برگ برنده‌ای در آستین دارد. راهبرد هوشمندانه، بازی جدی‌تر همین برگ است: فعال‌سازی سازوکارهای حقوقی مسدودکننده، جان دادن به دادگاه‌های تجاری بین‌المللی و بستن پیمان‌های حمایت از سرمایه‌گذاری با شرکای راهبردی.
«باب‌المندب، جایی که قراردادها نفسگیر می‌شوند.» ماجرای یمن، پیچیده‌تر از تیترهاست. انصارالله در دهم سپتامبر ۲۰۲۶ به بندر المخا تاخت و جزیره پریم را در چنگ گرفت جزیره‌ای که دو کانال کشتیرانی باب‌المندب را از هم می‌شکافد. عربستان با ضدحمله‌ای کوبنده، کنترل المخا را بازپس گرفت و بیش از ۱۰۰ جنگنده را به آسمان فرستاد. فرستاده ویژه سازمان ملل هشدار داد که این تحولات می‌تواند یمن را به کام رویارویی منطقه‌ای بکشاند.
اما آنچه در سایه این اخبار می‌گذرد، اثر موج‌گونه تنش بر «ریسک قراردادی» است. باشگاه‌های بزرگ حمایت و غرامت (P&I) پوشش خطر جنگ برای کشتی‌های عبوری از باب‌المندب را لغو کردند. نرخ حق بیمه خطر جنگ برای سفرهای دریای سرخ جنوبی از ۰.۳ درصد به بیش از یک درصد ارزش کشتی جهش پیدا کرد؛ رقمی که در زبان بیمه، فریاد است. از منظر حقوق خصوصی، شرط‌های خطر جنگ (VOYWAR وCONWARTIME) در اجاره‌نامه‌های دریایی به کانون توجه بدل شده‌اند. ایران می‌تواند از این شکاف بهره ببرد: تقویت بیمه اتکایی داخلی، توسعه داوری در اتاق بازرگانی تهران و ارائه شرط‌های حل اختلاف جایگزین.
پرونده‌های حقوقی علیه ایران در دادگاه‌های آمریکا، بر استثنای «تروریسم دولتی» قانون مصونیت حاکمیت‌های خارجی (FSIA) استوارند. تاکنون احکام قابل اجرایی به ارزش بیش از ۴.۱ میلیارد دلار صادر شده و نزدیک به ۲۲,۰۰۰ قربانی در توزیع سال ۲۰۲۶ صندوق USVSST، مبلغ ۲.۸۲۵ میلیارد دلار دریافت خواهند کرد. این دعاوی، فارغ از نتیجه، جنگی فرسایشی به راه انداخته‌اند: هزینه‌های وکالت، توقیف دارایی‌ها و مشروعیت‌زدایی تدریجی.
بسته شدن عملی تنگه هرمز از فوریه ۲۰۲۶ نیز اختلالی بی‌سابقه در بازارهای انرژی و کشتیرانی جهانی پدید آورده و «ریسک داوری ناشی از مناقشه ایران» را به شدت بالا برده است؛ گویی جهان، نفسش را در سینه حبس کرده است.

 راهبرد متقابل، از سایه تا نور
مقابله، فقط مقاومت منفعل نیست. ایران باید «دیپلماسی حقوقی» را از حاشیه به متن بیاورد. قانون داوری تجاری بین‌المللی ایران (مصوب ۱۳۷۶) چارچوبی منسجم فراهم کرده، اما اصل ۱۳۹ قانون اساسی که ارجاع اختلافات به داوری خارجی را موکول به تصویب هیات وزیران و اطلاع‌رسانی به مجلس می‌کند همچنان چالشی جدی در قراردادهای نفتی و سرمایه‌گذاری است.
نقش نخبگان حقوقی در روایت‌سازی، حیاتی است: باید روشن کنیم که تحریم‌های فراسرزمینی، نقض حاکمیت ملی و قواعد حقوق بین‌الملل خصوصی است، نه اقدامی مشروع. تشکیل کارگروه‌های تخصصی برای پایش دعاوی علیه ایران، تربیت نیروهای متخصص در داوری تجاری بین‌المللی و ایجاد «صندوق دفاع حقوقی» برای پوشش هزینه‌های پرونده‌های راهبردی اینها گام‌های عملی‌اند، نه شعار.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.