۲۹ مهر ۱۴۰۵ - ۲۲:۱۸
کد مطلب: ۲۶٬۳۸۶

مسئله فقط تعطیل ‌نشدن کلاس‌ها نیست!

دانشگاه در جنگ

امیرحسین طالبیان _ دانشجوی دکتری علوم سیاسی

در هنگامه جنگ، دانشگاه با یک آزمون دوگانه روبه‌رو است: از یک‌سو باید چرخه آموزش و پژوهش را از توقف نجات دهد و از سوی دیگر، باید نشان دهد که دانش انباشته‌شده در آن چه کمکی به عبور کشور از بحران می‌کند. اگر دانشگاه فقط کلاس‌هایش را برگزار کند و فعالیت‌های آموزشی را از حضوری، به مجازی تغییر دهد، بخشی از وظیفه خود را انجام داده است؛ اما هنوز به مهم‌ترین پرسش پاسخ نداده: سهم دانش و تخصص دانشگاهی در افزایش قدرت ملی و کاهش آسیب‌پذیری کشور چیست؟

دانشگاه در جنگ

آگاه: حمله به دانشگاه‌ها و مراکز علمی کشور در دو جنگ اخیر، اهمیت این پرسش را آشکارتر کرده است. زیرساخت علمی کشور را نمی‌توان از دیگر زیرساخت‌های راهبردی جدا دانست. دانشگاه فقط مجموعه‌ای از کلاس‌ها و ساختمان‌ها نیست؛ بلکه شبکه‌ای از متخصصان، آزمایشگاه‌ها، داده‌ها، تجربه‌های انباشته و توانایی حل مسئله است. تخریب یک ساختمان ممکن است جبران شود، اما از دست رفتن تجهیزات تخصصی، گسست یک گروه پژوهشی یا فقدان یک استاد برجسته، خسارتی فراتر از هزینه بازسازی فیزیکی دارد. بااین‌حال، نباید دانشگاه را صرفا در جایگاه قربانی جنگ تعریف کرد. تداوم آموزش، حفظ ارتباط استاد و دانشجو و جلوگیری از توقف فعالیت‌های پژوهشی، نشانه تاب‌آوری دانشگاه است؛ اما تاب‌آوری علمی زمانی به قدرت ملی تبدیل می‌شود که دانشگاه بتواند از دل بحران، مسئله‌های اصلی کشور را شناسایی و برای آنها راه‌حل تولید کند.
دو جنگ اخیر باید دانشگاه را به بازنگری در شیوه سازمان‌دهی فعالیت‌هایش وادار کند. نخستین درس، ضرورت کاهش آسیب‌پذیری زیرساخت علمی است. دانشگاهی که تمام داده‌های پژوهشی، تجهیزات حساس یا فعالیت‌های یک گروه تخصصی را در یک محل متمرکز کرده باشد، در برابر حمله یا اختلال، به‌سرعت بخشی از توان خود را از دست می‌دهد. ایجاد نسخه‌های پشتیبان از داده‌ها، حفظ ارتباط میان گروه‌های پژوهشی در دانشگاه‌های مختلف و پیش‌بینی روش‌های جایگزین برای آموزش و آزمایش، باید به بخشی از برنامه دائمی مدیریت دانشگاه تبدیل شود.
درس دوم، ضرورت تغییر نسبت دانشگاه با مسائل فوری کشور است. در شرایط جنگی، نیاز به دانش تخصصی در حوزه‌هایی مانند انرژی، دارو، تجهیزات پزشکی، ارتباطات، مواد پیشرفته، امنیت سایبری و بازسازی زیرساخت‌ها افزایش می‌یابد. دانشگاه باید بتواند ظرفیت‌های موجود خود را برای پاسخ‌گویی به این نیازها سازمان‌دهی کند. این به معنای کنار گذاشتن پژوهش‌های بنیادین یا تبدیل دانشگاه به یک مرکز خدمات فوری نیست؛ بلکه به معنای برقراری ارتباط موثر میان دانش بلندمدت و مسائل راهبردی کشور است.
مشکل آنجاست که در بسیاری از موارد، میان ظرفیت علمی دانشگاه و نیاز واقعی دستگاه‌های اجرایی و صنایع، فاصله وجود دارد. دانشگاه مسئله‌ای را پژوهش می‌کند که لزوما به نیاز فوری کشور متصل نیست و صنعت نیز برای حل مشکلات خود، گاهی پیش از مراجعه به ظرفیت داخلی، به واردات فناوری یا راه‌حل‌های آماده خارجی متکی می‌شود. جنگ، هزینه این گسست را آشکار می‌کند. هنگامی که زنجیره تامین مختل یا دسترسی به قطعه و فناوری خارجی دشوار می‌شود، ارزش دانش بومی و توان طراحی و تولید داخلی روشن‌تر می‌شود.
برای عبور از این وضعیت، لازم است مسئله‌های راهبردی کشور به پروژه‌های مشخص و قابل ارزیابی دانشگاهی تبدیل شوند. هر پروژه باید مسئله روشن، مسئول مشخص، زمان‌بندی معین و خروجی قابل سنجش داشته باشد. اگر صنعتی برای تامین یک قطعه حیاتی با مشکل روبه‌رو است، دانشگاه باید در کنار تولیدکننده امکان طراحی، ساخت و آزمون جایگزین را بررسی کند. اگر زیرساختی در اثر جنگ آسیب دیده است، گروه‌های تخصصی باید بتوانند در ارزیابی خسارت، طراحی راهکار بازسازی و افزایش مقاومت آن مشارکت کنند. در این الگو، ارتباط دانشگاه و دستگاه اجرایی از تفاهم‌نامه و نشست تشریفاتی فراتر می‌رود و به همکاری برای حل مسئله تبدیل می‌شود.
البته انتظار حل فوری همه مشکلات از دانشگاه نیز خطاست. تولید فناوری قابل اتکا به زمان، سرمایه‌گذاری، تجهیزات و همکاری میان‌رشته‌ای نیاز دارد. دانشگاه نمی‌تواند به‌تنهایی جای صنعت، دولت یا نهادهای تامین مالی را بگیرد. آنچه از دانشگاه انتظار می‌رود، شناخت دقیق مسئله، تولید دانش معتبر، تربیت متخصص و مشارکت موثر در فرآیند حل مشکل است؛ به شرط آنکه سایر بخش‌ها نیز مسیر تبدیل دانش به محصول و خدمت را فراهم کنند.
جنگ، ارزش واقعی دانشگاه را نه با تعداد کلاس‌های برگزارشده، بلکه با توان آن در حفظ و بازآفرینی ظرفیت علمی کشور آشکار می‌کند. دانشگاه باید بتواند هم‌زمان دو ماموریت را پیش ببرد: تداوم علم و تبدیل علم به توان حل مسئله. اگر پس از بحران، آزمایشگاه‌ها بازسازی شوند اما شیوه ارتباط دانشگاه با مسائل کشور تغییر نکند، بخشی از مهم‌ترین درس جنگ نادیده گرفته شده است.
پس این پرسش مهم است که آیا تجربه جنگ، دانشگاه را برای مواجهه موثرتر با بحران‌های آینده آماده کرده است؟ پاسخ مثبت زمانی ممکن خواهد بود که دانشگاه از نهادی صرفا آموزش‌دهنده و تولیدکننده مقاله، به یکی از بازیگران سازمان‌یافته حل مسائل راهبردی کشور تبدیل شود؛ نهادی که دانش را حفظ می‌کند، ظرفیت‌های علمی را در برابر بحران مقاوم می‌سازد و امکان تبدیل تخصص به قدرت ملی را فراهم می‌آورد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.