آگاه: بخشی از پاسخ را میتوان در اقداماتی دید که از سوی نهادهای آموزش عالی برای مدیریت شرایط جدید انجام شد. وزارت علوم با پیشبینی برخی تسهیلات برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی که فرآیندهای آموزشی و پژوهشی آنان تحت تاثیر شرایط جنگی قرار گرفته بود، تلاش کرد از ایجاد وقفه طولانی در مسیر علمی آنان جلوگیری کند. در همین راستا، دانشگاه آزاد اسلامی نیز دستورالعملی برای مدیریت فرآیند پژوهشی دانشجویان دکتری تخصصی ابلاغ کرد تا دانشجویانی که به دلیل شرایط خاص جنگی در روند چاپ مقاله، پیشدفاع یا دفاع با مشکل مواجه شده بودند، بتوانند مسیر علمی خود را ادامه دهند.
اما تداوم فعالیت دانشگاه، تنها به حفظ فرآیندهای پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی محدود نمیشد؛ بخش مهم دیگری از این مسئله، حفظ ارتباط علمی میان استادان و دانشجویان بود؛ ارتباطی که بخش جداییناپذیر از فرآیند آموزش دانشگاهی است. تجربه جنگ تحمیلی دوم (جنگ ۱۲ روزه)، اهمیت دسترسی به زیرساختهای ارتباطی پایدار را بیش از گذشته آشکار کرد؛ بهویژه در شرایطی که محدودیت دسترسی به اینترنت بینالملل میتوانست فعالیتهای آموزشی را با اختلال مواجه کند. همین تجربه، توجه به تقویت ظرفیتهای داخلی آموزش مجازی را افزایش داد؛ ظرفیتهایی که برخی دانشگاهها پیش از آن نیز در اختیار داشتند، اما در فاصله میان این دو تجربه، اهمیت و کارکرد این ظرفیتها، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت. در نتیجه، در جنگ تحمیلی سوم، این زیرساختها توانستند نقش موثرتری در حفظ ارتباط آموزشی میان استادان و دانشجویان ایفا کنند.
برای نمونه، سامانههایی مانند «وادانا» در دانشگاه آزاد اسلامی و «همآوا» در دانشگاه جامع علمیکاربردی که پیش از بحران نیز برای ارائه خدمات آموزشی مجازی فعال بودند، در این دوره به حفظ بخشی از ارتباط میان استاد و دانشجو کمک کردند. این تجربه نشان داد سرمایهگذاری بر ظرفیتهای داخلی آموزش و فناوری، میتواند در شرایط محدودیت و بحران، امکان استمرار فعالیتهای علمی را فراهم کند.
تجربه دانشگاهها در این دوره نشان داد که اقتصاد مقاومتی در عرصه علم و فناوری، تنها به معنای عبور از محدودیتها نیست؛ بلکه به معنای تقویت ظرفیتهایی است که امکان استمرار فعالیت علمی کشور را در شرایط دشوار فراهم میکنند. این رویکرد در دانشگاهها از طریق توجه به زیرساختهای داخلی، حفظ ارتباط علمی و استفاده از ظرفیتهای موجود برای ادامه فعالیتهای آموزشی و پژوهشی قابل مشاهده است.
البته نقش دانشگاه در شرایط بحرانی تنها به حفظ کلاسها و فرآیندهای آموزشی محدود نمیشود؛ یکی از کارکردهای مهم مراکز علمی، مطالعه و تحلیل مسائل جدیدی است که جامعه با آن مواجه میشود. در همین راستا، نمونههایی از فعالیتهای پژوهشی و علمی درباره ابعاد مختلف جنگ تحمیلی سوم شکل گرفته است؛ از جمله پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی که سلسله نشستهای تخصصی «گفتوگوهای استراتژیک درباره ایران پس از جنگ» را با هدف بررسی پیامدهای جنگ و راهکارهای بازسازی ملی برگزار کرده است. همچنین موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم در فراخوان طرحهای پژوهشی سال ۱۴۰۵، محورهایی مانند «جامعه و جنگ» و «دانشگاه و جنگ» را در اولویتهای پژوهشی خود قرار داده است. این نمونهها نشان میدهد دانشگاه در کنار تداوم فعالیتهای آموزشی، میتواند به محلی برای تحلیل مسائل نوظهور و تولید راهکارهای علمی برای مواجهه با بحرانها تبدیل شود.
تجربه دو دوره جنگ، درسهای متفاوتی برای نظام علمی کشور به همراه داشت. جنگ تحمیلی دوم، اهمیت آمادگی کشور برای مواجهه با شرایط پیشبینینشده و ضرورت اتکا به ظرفیتهای درونی را آشکار کرد. در این دوره، اهمیت این رویکرد در حفظ کارکردهای حیاتی کشور بیش از گذشته آشکار شد؛ رویکردی که بر کاهش وابستگی، تقویت زیرساختهای داخلی و بهرهگیری از توان ملی تاکید دارد.
در این دوره، اهمیت رویکرد اقتصاد مقاومتی در حفظ کارکردهای حیاتی کشور بیش از گذشته آشکار شد؛ رویکردی که بر کاهش وابستگی، تقویت زیرساختهای داخلی و بهرهگیری از توان ملی تاکید دارد. این نگاه در عرصه علم و فناوری نیز قابل مشاهده است؛ جایی که ظرفیتهای موجود دانشگاهی امکان حفظ مسیر آموزش، پژوهش و ارتباط علمی را در شرایط دشوار فراهم میکنند. جنگ تحمیلی سوم نیز نشان میدهد که تجربههای به دست آمده در مواجهه با بحران، میتواند به تقویت سازوکارهای سازگاری در دانشگاهها کمک کند. به این ترتیب، دانشگاه نه به عنوان نهادی جدا از تحولات جامعه، بلکه به عنوان بخشی از ظرفیت ملی کشور، در مسیر مواجهه با بحرانها نقشآفرینی میکند.
۲۹ مهر ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۱
کد مطلب: ۲۶٬۴۰۰
در روزهای ابتدایی جنگ تحمیلی سوم، کشور وارد شرایطی شد که بسیاری از روندهای معمول زندگی اجتماعی را با تغییراتی جدی مواجه کرد. حملات نظامی، محدودیتهای ناشی از شرایط جنگی و فضای ملتهب جامعه، فعالیت نهادهای مختلف را نیز تحت تاثیر قرار داد. دانشگاهها نیز از این وضعیت جدا نبودند؛ فعالیتهای آموزشی و پژوهشی که بر برنامهریزی مستمر و ارتباط میان استاد و دانشجو استوار است، در شرایطی قرار گرفت که ادامه آن نیازمند سازگاری با موقعیت جدید بود. در چنین شرایطی، این پرسش مطرح میشد که آیا دانشگاه میتواند مسیر آموزش و پژوهش خود را همچنان حفظ کند؟
نظر شما