آگاه: مرور ساختاری و نشانهشناختی سه قسمت نخست برنامه اینترنتی «دور امیر» به تهیهکنندگی و اجرای امیرحسین قیاسی، نشاندهنده یک انحراف ساختاریافته از رسالت آگاهیبخشی و سرگرمی سالم به سوی پیادهسازی بیکموکاست الگوهای فرهنگ تجملپرستی و بیبندوباری است. مجری این برنامه که پیشینه حضور در رسانه ملی را در کارنامه دارد، حالا در چرخشی معنادار، رسانه را به دکانی برای تجارت شوخیهای رکیک جنسی و حراج بنیانهای اخلاقی جامعه تبدیل کرده است. نیم نگاهی به گفتمان حاکم بر این اثر اثبات میکند که تولیدکنندگان آن با تکیه بر سازوکارهای اشرافیت مجازی، ارکان اصلی زیستبوم فرهنگی ایران، همچون زبان فاخر فارسی، حریم خانواده و عفت کلامی را آماج تاختوتاز قرار دادهاند تا سود تجاری خود را از محل فرسایش اخلاق عمومی تضمین کنند.
آشکارترین جلوه انحطاط در این تاکشو، غوطهور شدن بیمحابا در حوزه امر جنسی و شکستن پردههای حیا در گفتار عمومی است. در قسمت سوم با حضور شروین حاجیپور، بیننده با حجمی گسترده از شوخیهای متمرکز و عریان درباره مسائل کاملا شخصی و فردی مهمان برنامه مواجه میشود.
این ورود پردهدرانه به قلمرو محرمات عرفی، با رفتارهای نمایشی و مانور مداوم بر مسائل کاملا شخصی و نامتناسب برای انتشار عمومی تکمیل میشود تا خندهای ارزان و از سر غفلت از مخاطب صید شود. گویی در این منطق رسانهای، شوخی کلامی دیگر ابزاری برای نقد گزنده یا التیام روانی نیست، که به پوششی برای تخلیه غرایز سرکوب شده و تبدیل استودیو به محفلی برای اشاعه شوخیهای نازل اتاقخوابی بدل شده است.
این هجمه سخیف به حریم کلام تنها به آخرین قسمت محدود نمیشود؛ در دو قسمت دیگر برنامه نیز شاهد استفاده افراطی و سازمانیافته از کدهای کلامی دوپهلو با ایهامهای آشکار جنسی هستیم. به ابتذال کشیدن خصوصیترین مناسبات مهمان و سخن گفتن بیپروا از روابط شخصی، قبحزدایی علنی از مسائلی است که در سنت فرهنگی و اسلامی ایران همواره در پناه پوشش حیا و عفاف محفوظ بوده است.
تخریب نهاد خانواده و تعهد
در جامعهشناسی انتقادی فرهنگ، هنگامی که کمدی و مطایبه از تفکر تهی شود، ناگزیر به دامن جاذبههای جنسی و غیراخلاقی سقوط میکند. تولیدکنندگان این برنامه دقیقا همین مسیر ضد تربیتی را برگزیدهاند تا با تحقیر ذائقه شنیداری نسل نوجوان و جوان، زبان عمومی را به ابتذال بکشانند.
فاجعهبارترین لایه مضمونی «دور امیر»، تهاجم نرم اما کینهتوزانه به ساختار نهاد خانواده و پیوند مقدس ازدواج است. مهمان و مجری در این برنامه، تعهد خانوادگی، مسئولیتپذیری مشترک و مدیریت عاطفی زندگی را با واژههای تحقیرآمیزی مانند «زنذلیلی» برچسب میزنند تا جایگاه مرد در خانواده را لجنمال کرده و بار تمسخر جمعی را بر سر مردان متعهد آوار کنند. در نقطه مقابل این تخریب، سبک زندگی لاابالی، بیقاعده و بیبندوبار دوران تجرد به شکل وقیحانهای با تعبیر «کثافتکاری مجردی» تطهیر و از آن به عنوان دورانی رشکبرانگیز و سرشار از لذت و افتخار یاد میشود.
اشاعه نوکیسگی و تفاخر طبقاتی
در بخش دیگری از این طراحی انحرافی، ترویج سبک زندگی مصرفی و نوکیسگی اشرافی به بستری برای نادیده گرفتن فضیلتهای اخلاقی و اخلاق عمومی تبدیل شده است. حضور محمدرضا گلزار در قسمت آغازین و ارائه سبک زندگی او به عنوان یک نمونه برای همه، تلاشی گستاخانه برای توجیه تفاخر طبقاتی و سرپوش گذاشتن بر مسئولیت اخلاقی افراد است. جالب اینکه در این برنامه استدلالی که با مشارکت مهمان و مجری برنامه ارائه میشود بر مبنای مقایسه محرومیت کپرنشینان هند با قصر مجلل شاهرخخان و طبیعی بودن این امر است؛ طبیعی است که با اشتیاق از میل به تاختوتاز رولزرویس و فراری در معابر عمومی دم بزنند!
این اشرافیت نمایشی نه تنها حس همدردی و مسئولیت اجتماعی را در جامعه زائل میکند، بلکه به شکستن مرزهای احترام به بزرگان و مفاخر نیز میانجامد. از سوی دیگر، دعوای مجازی با پیشکسوتان و بزرگان هنر ایران کلاهی است از نمدی که جز دستاویزی برای مطرح شدن با نام دیگران نبود. این فرهنگ نوکیسگی با پمپاژ بیدردی و لذتجویی فردی، تعهد اخلاقی را فرسوده و نسل جوان را به سمت آرزوهای پوشالی و طمعورزی مصرفی سوق میدهد.
کالاییسازی حیا و زوال معنا
هنگامی که تمام مناسبات انسانی و فرهنگی به متر و معیار سود مادی و بازدید در شبکههای اجتماعی گره میخورد، نخستین قربانی، حیا به عنوان گوهر بنیادین صیانت اخلاقی است. در سناریو و محور این برنامهها، حیا زدوده میشود تا شوک حاصل از پردهدری، آمار لایکها را تصاعدی کند. این فرآیند تخریبی چیزی جز کالاییسازی حیا نیست؛ تجارتی نامشروع که در آن هر آنچه نیروی درونی برای مرزگذاری اخلاقی و اجتماعی است به حراج گذاشته میشود تا بانیان آن جیبهای خود را از ارزهای حاصل از تبلیغات پر کنند.
حاصل حاکمیت این اباحهگری لجامگسیخته، دچار شدن بدنه جوان جامعه به استحاله هویتی و سرانجام پوچگرایی نسلی است. نسلی که پیوند خود را با اخلاق متعالی، مسئولیت خانوادگی و ارزشهای معنوی بگسلد و سرگرمی خود را در شوخیهای غیراخلاقی و بیپروایی جنسی جستوجو کند، در مواجهه با چالشهای واقعی زندگی به بنبست معنایی میرسد. این پوچگرایی خطرناک، سرمایههای انسانی کشور را منفعل، ناامید و بیریشه میسازد تا در برابر کوچکترین تکانههای روانی و اجتماعی آسیبپذیر باشند.
انفعال ساترا در برابر ابتذال پلتفرمها
انتشار رسمی و بیپرده تاکشوی «دور امیر» در بستر پلتفرم «فیلیمو»، خط بطلانی کشید بر تمام توجیهاتی که انحطاط محتوایی را به فضاهای غیرقابل دسترس نسبت میدادند. اکنون این پرسش بیپاسخ و بهتآور پیش روی افکار عمومی و خانوادهها قرار دارد؛ چرا سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر (ساترا) که متولی قانونی و نظارتی نمایش خانگی است، در برابر تولید و بازنشر چنین محتوای ضد اخلاقی و پردهدرانهای در یک سکوی رسمی سکوت اختیار کرده است؟ این برنامه نه در مجاری حاشیهای، بلکه در ویترین اصلی یکی از پرمخاطبترین سکوهای مجاز کشور و مستقیما پیش چشم اعضای خانوادهها قرار دارد. تعلل مفرط و انفعال حیرتانگیز ساترا در صدور مجوز و عدم توقیف یا اصلاح ریشهای این شوخیهای زننده جنسی و مضامین ضد خانوادگی، شائبه نوعی وادادگی ساختاری یا تعارض منافع را در این نهاد رگولاتوری تقویت میکند. آیا ساترا جایگاه حاکمیتی خود را به یک ناظر تشریفاتی و اداری تقلیل داده است که توان ایستادگی در برابر منافع کلان مالی غولهای پلتفرمی را ندارد؟ وقتی برنامهای با شوخیهای رکیک، کدهای دوپهلوی جنسی و استهزای امر ازدواج موفق به دریافت مجوز یا تداوم پخش بیدردسر در فیلیمو میشود، ساترا چگونه میتواند ادعای حفاظت از حریم اخلاقی زیستبوم صوت و تصویر فراگیر را داشته باشد؟ چرا نهاد ناظر به جای اعمال حاکمیت قاطع، سلب مجوز پخش یا جریمههای سنگین بازدارنده، به تماشاچی منفعل ویرانی اخلاق عمومی تبدیل شده است؟ سکوت در برابر چنین پردهدری عریانی در یک سامانه رسمی، جز باجدهی به سرمایهداری نمایشی و مشروعیتبخشی به ابتذال توجیه دیگری ندارد. اگر ساترا توان مهار و اعمال قانون بر سکوهای تحت نظارت مستقیم خود نظیر فیلیمو را ندارد، دادستانی و مراجع بالادستی باید سریعا به ترک فعل آشکار این سازمان ورود کنند. مماشات با این حجم از اباحهگری در رسانههای رسمی، سقوط مرجعیت فرهنگی حاکمیت را رقم خواهد زد.
مقابله با تجارت ابتذال،ضرورتی اجتنابناپذیر است
برنامه «دور امیر» نه یک اتفاق رسانهای منفرد، بلکه پیشدرآمدی خطرناک بر عادیسازی پردهدری و ویرانی اخلاق در رسانههای اینترنتی است. تسامح در برابر چنین هجمه سازمانیافتهای به حریم خانواده، عفت عمومی و اخلاق نسل نوپدید، خسارتهای فرهنگی جبرانناپذیری بر جای خواهد گذاشت. نهادهای ناظر و جامعه دانشگاهی و فرهنگی کشور باید با خروج از موضع انفعال، شریانهای اقتصادی کاسبان ابتذال را مسدود ساخته و از کیان اخلاقی جامعه در برابر این ویروسهای فرهنگی صیانت کنند.
یک پیشنهاد برای ساترا و ساختاری که دیگر به کار نمیآید
یکی از حلقههای مفقوده در نظام تنظیمگری صوت و تصویر فراگیر (ساترا)، فقدان سازوکارهای حرفهای جهت رضایتسنجی واقعی و پایش نظاممند ذائقه مخاطبان است. در الگوهای توسعهیافته رسانههای برخط و پلتفرمهای بینالمللی، تولید قسمت آزمایشی یا Pilot ابزاری استاندارد و تعیینکننده برای ارزیابی بازخورد کیفی، سنجش کشش محتوا و راستیآزمایی هنجاری پیش از آغاز تولید انبوه به شمار میرود. در این مدل صنعتی، استمرار سرمایهگذاری منوط به اقبال واقعی مخاطبان و رضایت عمومی است و در صورت شکست اثر در جلب رضایت عمومی، پروژه بدون تحمیل بار منفی بر جامعه متوقف میشود. این استدلال کاملا منطبق بر منطق اقتصاد رسانه و صیانت از حقوق مصرفکننده فرهنگی است.
اما چرایی انفعال ساترا در الزام پلتفرمها به چنین سازوکاری را باید در الگوی سنتی و واکنشی نظارت در ایران جستوجو کرد. ساختار رگولاتوری در ساترا سالهاست که نظارت را فقط به ممیزیهای سطحی، خط قرمزی و پسینی تقلیل داده و از مداخله در فرآیند کیفی، استانداردسازی تولید و ارزیابی ذائقه مصرفکننده بازمانده است. پلتفرمهای داخلی محتوا را به شکل فصلهای کامل و با قراردادهای تجاری سنگین پیشتولید میکنند و موفقیت آن را با دادههای غیرشفافی نظیر «دقایق تماشا» یا جنجالهای عامدانهای که برای بازدید میلیونی به پا میکنند، توجیه میکنند؛ شاخصهایی فریبنده که هیچ سنجهای برای اندازهگیری انزجار یا رضایت مخاطب در آن وجود ندارد.
اگر ساترا وظیفه حاکمیتی خود را از یک نهاد اداری صدور مجوز فراتر میبرد، پلتفرمها ملزم میشدند برنامههایی نظیر «دور امیر» را در قالب پایلوت محک بزنند و استمرار پخش آنها را به شرط تایید مراکز مستقل افکارسنجی و پایش رضایت خانوادهها قرار دهند. این خلأ مقرراتی سبب شده تا غولهای نمایشی بدون هیچگونه مسئولیت اجتماعی و هراس از سقوط سلیقه عمومی، منافع مالی خود را با سوار شدن بر حواشی سطحی تضمین کنند.
نظر شما