حسین سلمانی- خبرنگار سیاسی: دیوید بارنیا، رئیس سابق موساد، اخیرا یک مصاحبه انجام داده که در آن مصاحبه، دو نکته حائز اهمیت وجود دارد؛ نخست آنکه، رئیس سابق موساد صریحا می‌گوید که اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه، عامدانه تصاویر عملیات عوامل خود در ایران را منتشر کرد تا با افزایش بازداشت‌ها، شناسایی نیروهای واقعی موساد برای دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی دشوار شود. به گفته رئیس سابق موساد در دومین روز جنگ ۱۲ روزه، بالغ بر ۲۱ هزار نفر در ایران بازداشت و در نهایت آزاد شدند.

آگاه: اگر اظهارات رئیس موساد، صحیح و صواب باشد و در چارچوب جنگ روانی دشمن نباشد؛ یعنی آنکه موساد در خلال جنگ ۱۲ روزه، از طریق «ترافیک اطلاعاتی»، شگرد اشباع سیستم امنیتی ما را پیاده‌سازی کرده است.
وقتی دستگاه امنیتی ما در بازه زمانی بسیار کوتاه یعنی در روز دوم جنگ، با حجم عظیمی از بازداشت‌ها (۲۱ هزار نفر) مواجه می‌شود، توان پردازشی، بازجویی، اعتبارسنجی و منابع انسانی خود را درگیر پرونده‌های انبوهی می‌کند که بخش عمده‌ای از آنها فاقد ارزش عملیاتی بالا یا اساسا پوششی هستند. این شگرد به شبکه پنهان اجازه می‌دهد در میان این تراکم کاذب، نفس بکشد و از زیر ضربه مستقیم خارج شود.
به بیان دیگر، موساد با انتشار عامدانه تصاویر یا نشان دادن رد پای برخی از عوامل خود، دستگاه امنیتی ما را به سمت بازداشت آنها سوق داد و این عوامل سوخته در حکم طعمه یا سپر انسانی اطلاعاتی عمل کردند. از دست دادن این مهره‌ها برای طراحان عملیات هزینه قابل ‌تحملی بود، چرا که به قیمت پنهان‌سازی و صیانت از سلول‌های خفته و عوامل کلیدی تمام شد.
البته باید توجه ویژه داشت که ممکن است، این سخنان بارنیا، رئیس سابق موساد، اصطلاحا یک ضد اطلاعات و فریب باشد؛ اما به هر روی، مهم است که بخش‌های اطلاعاتی و امنیتی ما برای نبرد پیش ‌رو، بدان التفات داشته باشند. 
اما نکته دوم در اظهارات دیوید بارنیا، رئیس سابق موساد، این بود که وی مدعی شده وقتی عملیات‌های وعده صادق یک و دو در فروردین و مهر ۱۴۰۳ انجام شد؛ ما فهمیدیم که توان موشکی ایران، چندان قوی نیست؛ از همانجا بود که نقشه حمله گسترده به ایران در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ را کشیدیم. شایان ذکر است، علی شمخانی، دبیر شورای عالی دفاع نیز بعد از جنگ ۱۲ روزه در مصاحبه‌ای گفت که ارزیابی فنی و میدانی ما از عملیات‌های وعده صادق یک و دو، منفی بود.
بنابراین با توجه به اظهارات علی شمخانی، به نظر باید سخنان اخیر بارنیا مبنی بر نتایج منفی عملیات‌های وعده صادق یک و دو برای ایران را، قابل پذیرش بدانیم. در اینجا، باید به نکته‌ای ویژه دقت کنیم و آن اینکه امور نظامی، ظرایف و پیچیدگی‌های خاص خود را دارد که با هیاهوهای سیاسی و هیجانی، قابل جمع نیست. اسفند ۱۴۰۳ را فراموش نکنیم؛ مقطعی که دانشجویان در دیدار رمضانی به رهبر شهید گفتند چرا عملیات وعده صادق دو دیر انجام شد و از ایشان شنیدند که «یکی از توصیه‌های من این است که بعضی از ایرادها و انتقادهای دانشجویان به مسئولان بر اثر بی‌اطلاعی است. چرا؟ مثلا فرض کنید وعده صادق در فلان وقت انجام نگرفت و فلان وقت انجام گرفت. اگر در فلان وقت انجام می‌گرفت، فلان حادثه اتفاق نمی‌افتاد. خب، درست نیست این؛ این درست نیست. آن کسانی که متصدی این کارها هستند به انقلاب دلبستگی‌شان، وابستگی‌شان، عشق‌شان و آمادگی‌شان کمتر از من و شما نیست، نمی‌شود متهم کرد. محاسبه دارند، حساب دارند و با محاسبه کار می‌کنند. آنچه انجام می‌دهند، اگر شما هم جای آنها بودید، همین کار را انجام می‌دادید. این احتمال را همیشه در ذهنتان داشته باشید. متهم نکنید افراد را».
مخلص کلام آنکه، در مقطعی که همه داد و فریاد می‌کردند که چرا وعده صادق دو انجام نمی‌شود، متخصصان امر و تصمیم‌گیران نظامی خبره در داخل، این ارزیابی را داشتند که اگر عملیات موشکی ما بد و نامطلوب انجام شود، دشمن جری می‌شود و دست ما را می‌خواند. اتفاقی که به نظر رخ داد و ما یک‌بار دیگر اسیر غوغاسالاران شدیم!

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.