آگاه: سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در آیین افتتاح این نمایشگاه، با اشاره به پیوند هویت تاریخی ایران و هنر، معنویت، عقلانیت و مدارا را سه مولفه مهم روح ایرانی دانست. او با بیان اینکه ملتهایی با پیشینه و تداوم تاریخی طولانی، بهتدریج از هویتی متمایز برخوردار میشوند، تاکید کرد که این ویژگیها در طول تاریخ ایران در قالب هنر تجلی یافتهاند. صالحی با اشاره به اینکه عقلانیت ایرانی ماهیتی پیوسته و شبکهای دارد و معنویت و مدارا نیز در فرهنگ ایرانی ریشه دارند، توضیح داد که هنر ایرانی تنها به آثار اشرافی، دولتی یا حکومتی محدود نمانده، بلکه در ابعاد مختلف زندگی مردم جریان یافته است. او همچنین روح ایرانی را جستوجوگر و گفتوگومحور توصیف کرد که در تعامل با فرهنگها و تمدنهای دیگر شکل گرفته و پرورش یافته است.
هفت مسیر برای تماشای ایران
«جستوجوی ایران» بهجای ارائه روایتی تاریخی و خطی از هنر معاصر، در هفت بخش سامان یافته که هرکدام پرسشی مستقل را پیش روی مخاطب قرار میدهند. در این شیوه، ارتباط مفهومی و بصری آثار اهمیت بیشتری از توالی زمانی خلق آنها دارد. برگزارکنندگان تلاش کردهاند نشان دهند که تجربه ایران لزوما در نمایش نقشه، پرچم یا نشانههای آشنای ملی خلاصه نمیشود، بلکه میتواند در ماده، فرم، زبان و حتی شیوه مواجهه هنرمند با جهان پیرامونش حضور داشته باشد.
رضا دبیرینژاد، رئیس موزه هنرهای معاصر تهران، در گفتوگو با «آگاه» درباره شکلگیری ایده این نمایشگاه توضیح میدهد: «ما از سال گذشته مجموعهای از موضوعات را بر مبنای اولویتها یا دغدغههای اجتماعی فهرست کردیم. یکی از موضوعاتی که همان زمان برای ما مطرح شد، ایران بود؛ آنچه پیرامون ایران شکل میگیرد و آنچه میان ایران و ما نسبت برقرار میکند. همان موقع که بحث ایران مطرح شد، به دنبال پاسخ این پرسش بودیم که ایران نزد هنرمندان معاصر چه بازتابی داشته است؟ این پرسش، دغدغه نمایشگاه ما بود و از سال گذشته هم آن را دنبال کردیم.» وی درباره انتخاب عنوان نمایشگاه ادامه میدهد: «برای همین نام نمایشگاه را «جستوجوی ایران» گذاشتیم. در واقع دنبال این بودیم که ببینیم هنرمندان دوره مدرن و معاصر ما ایران را چگونه دیدهاند، چگونه به ایران فکر کردهاند و ایران و دغدغههای اجتماعی زمانهشان چگونه در آثارشان تجلی پیدا کرده است.»
ایران فراتر از نقشه و نشانههای آشنا
در بیانیه نمایشگاه آمده است: «نمیپرسیم کدام اثر ایرانیتر است»؛ پرسش اصلی، چگونگی بازنمایی ایران در آثار هنرمندان است. از همین منظر، خاطره مکان، زندگی روزمره، مهاجرت و حتی احساس فقدان نیز میتوانند صورتهایی متفاوت از تعلق به ایران باشند.
دبیرینژاد نیز با تاکید بر اینکه بازنمایی ایران در هنر تنها به نشانههای آشکار و شناخته شده محدود نمیشود، میگوید: «ما دنبال این نبودیم که ایران حتما در شکل یا نقشه در آثار حضور داشته باشد. وقتی از خط پارسی صحبت میکنیم، از یکی از نمادهای فرهنگیمان حرف میزنیم. وقتی از اقلیم و طبیعت ایران صحبت میکنیم، اینها هم بخشی از ایرانی بودن ما هستند. تاریخ و حماسه نیز مطرحند، اما پرسش این است که تاریخ را چگونه در هنر دیدهایم و حماسه را چگونه دیدهایم؟ آیینها را چگونه دیدهایم؟ اقلیم و طبیعت ما چگونه بازتاب پیدا کردهاند؟ خط و زبانمان چگونه بازتاب یافتهاند؟ حتی مفاهیم انتزاعی و ذهنی ما چگونه در هنر منعکس شدهاند؟ یعنی هنرمند معاصری که طی ۱۰۰ سال اخیر در این جامعه و در میان این چالشها زندگی کرده و تحت تاثیر مسائل اجتماعی و تغییر و تحولات بوده، این مسائل را چگونه در آثارش منعکس کرده است؟ همه اینها در کنار هم دغدغه این نمایشگاه شدند.»
از طبیعت سپهری تا نشانههای سقاخانه
اهمیت نمایشگاه را میتوان در کنار هم قرار گرفتن هنرمندانی با زبانهای تصویری متفاوت جستوجو کرد. سهراب سپهری با طبیعتگرایی خاص خود، یکی از چهرههایی است که پیوند میان تجربه شخصی، طبیعت و نقاشی مدرن را نمایندگی میکند. در سوی دیگر، پرویز تناولی و حسین زندهرودی از چهرههای شاخص جریان سقاخانهاند؛ جریانی که با بهرهگیری از نشانههای فرهنگ عامه، عناصر مذهبی، خط و سنتهای بصری ایرانی، زبان تازهای برای هنر نوگرا پدید آورد.
حضور فرامرز پیلارام، رضا مافی و محمد احصایی نیز امکان توجه به جایگاه خط فارسی و ظرفیتهای تصویری آن را فراهم میکند. در کنار آنان، بهمن محصص با زبان شخصی و نگاه متفاوتش به انسان و جهان، یادآور این نکته است که هنر مدرن ایران را نمیتوان به یک زیباییشناسی یا مجموعهای از نشانههای مشترک محدود کرد. آثار پرویز کلانتری، فرح اصولی، علیاکبر صادقی و بهرام دبیری نیز بر گستره این روایت میافزایند؛ از توجه به اقلیم و حافظه تصویری گرفته تا بازخوانی روایتهای فرهنگی و تاریخی.
جستوجو در داشتهها و نداشتههای گنجینه
یکی دیگر از ویژگیهای نمایشگاه، کنار هم قرار گرفتن آثار آشنا و کمتر دیدهشده است. دبیرینژاد با اشاره به ساختار هفتبخشی نمایشگاه و ظرفیت گنجینه موزه برای روایت هنر ایران توضیح میدهد: «نمایشگاه ما در هفت بخش شکل گرفته و از شنبه نهم آبان افتتاح شده و تا ۱۵ آذر ادامه خواهد داشت. سعی کردهایم ایران را در گنجینه موزه جستوجو کنیم. برای همین، بر مبنای آثاری که در اختیار داریم و معمولا متعلق به چهرههای شناخته شده هنر ایران هستند، نمایشگاه را شکل دادهایم. این به آن معنا نیست که این آثار همه هنر ایران را دربر میگیرند؛ بلکه روایتی است بر اساس ظرفیت موجود و حتی تذکری است به آنچه در گنجینه نیست یا چیزهایی که دیده نشدهاند.»
از این منظر، نمایشگاه علاوه بر بازخوانی مفهوم ایران، فرصتی برای مواجهه نسل جدید با بخشی از میراث هنر مدرن کشور است؛ میراثی که بخشهایی از آن سالها از چشم مخاطبان دور مانده و برخی آثارش نیز ممکن است تاکنون در معرض دید عموم قرار نگرفته باشند.
رئیس موزه هنرهای معاصر تهران در معرفی این آثار میگوید: «در بخشهای مختلف نمایشگاه، آثاری از هنرمندان شناختهشدهای مانند سهراب سپهری، پرویز کلانتری، پرویز تناولی، حسین زندهرودی، فرامرز پیلارام، بهمن محصص، فرح اصولی، محمد احصایی، علیاکبر صادقی، بهرام دبیری و دیگران حضور دارند. بخشی از این آثار شاید پیشتر دیده شده و برای مخاطبان آشنا باشند. بخشی دیگر سالهاست دیده نشدهاند و برای بچهها و نسل جدید جذاب است که دوباره آنها را میبینند. بعضی از آثار هم حتی ممکن است هیچوقت به نمایش درنیامده باشند. این مسئله خودش میتواند کنجکاوی ایجاد کند. به نظرم این تنوع میتواند خود موضوع را هم در فضای فرهنگی و هنری ما به بحث بگذارد.»
از پرده سینما تا موسیقی و کارگاههای کودک
برنامههای «جستوجوی ایران» به نمایش آثار تجسمی محدود نمیشود و برگزارکنندگان تلاش کردهاند موضوع نمایشگاه را به حوزههای دیگر هنری نیز گسترش دهند. دبیرینژاد در تشریح این برنامهها میگوید: «در کنار نمایشگاه، در طول این یک ماهونیم نشستهای تخصصی برای بحث و بررسی این موضوع خواهیم داشت. نمایش فیلم هم خواهیم داشت و سعی کردهایم این موضوع را در آثار شاخص سینمای ایران جستوجو کنیم. انشاءالله برنامههای موسیقی هم خواهیم داشت تا بازتاب موضوع ایران را در موسیقی نیز دنبال کنیم؛ موسیقیهای مختلفی که با موضوع ایران ساخته شدهاند و همینطور کارگاههایی برای کودکان، چه بهصورت مستقل، چه همراه خانواده و چه در قالب برنامههای مدارس، کارگاههایی در نظر گرفتهایم که برنامههایشان را اعلام میکنیم و مخاطبان میتوانند دنبال کنند.»
به این ترتیب، «جستوجوی ایران» میکوشد از یک نمایشگاه گنجینهای فراتر برود و زمینه گفتوگو میان هنرهای تجسمی، سینما، موسیقی و مخاطبان نسلهای مختلف را فراهم کند؛ گفتوگویی که نقطه آغاز آن نه ارائه تعریفی قطعی از هویت ایرانی، بلکه طرح دوباره پرسش از ایران است.
نظر شما