آگاه: مریم جمشیدی، بانویی که ۳۳ سال از عمرش را صرف آموزش صنایع دستی کرده، در کنار آموزش به علاقهمندان، به زنان سرپرست خانوار نیز بافتههای داری را رایگان آموزش میدهد و میگوید تا زمانی که هنرجویانش بتوانند بهطور مستقل قالی یا گلیم ببافند، پشتیبان آنها خواهد بود.پشت دارهای قالیبافی، نخهای رنگارنگ و نقشهایی که آرامآرام روی تار و پودها جان میگیرند، داستان زنانی قرار دارد که میخواهند هنری یاد بگیرند، هنری که شاید روزی به منبع درآمدشان تبدیل شود.
در این کارگاه کوچک، صدای رفتوآمد و گفتوگو با صدای برخورد ابزار بافت درهم آمیخته میشود. گوشهای چند تابلوفرش و گلیم به نمایش درآمده و در بخش دیگری نمدها، زیلوها، سفالها و صنایع دستی مختلف دیده میشود. هرکدام از این آثار داستان یک هنرجو را با خود دارند کسانی که در کنار یادگیری، فرصتی برای عرضه و فروش دستساختههایشان نیز پیدا کردهاند. کارگاه صنایع دستی مریم جمشیدی در شهر تهران، یکی از تازهترین فضاهایی است که او از دو ماه پیش برای آموزش صنایع دستی راهاندازی کرده است.
او پیش از این نیز در پاکدشت و پردیس کارگاههایی برای آموزش هنرهای سنتی ایجاد کرد و حالا در تهران فضایی فراهم آورده تا زنان و دختران علاقهمند بتوانند با هنرهای دستی آشنا شوند.
فعالیت او تنها آموزش صنایع دستی نیست او سرآزمون فنی و حرفهای نیز هست و برای دورههایی که آموزش میدهد گواهی و مجوز دارد.
جمشیدی در طول سالها فعالیتش تلاش کرده هنرجویانش را از نخستین مراحل کار و شناخت ابزار و مواد اولیه تا اجرای نقشه و بافت کامل یک اثر همراهی کند. دوره آموزشی او در ۱۲ جلسه طراحی شده است اما به گفته خودش، پایان این جلسات به معنای پایان مسئولیتش در قبال هنرجو نیست. او پس از دوره نیز در کنار هنرجویان باقی میماند و تا زمانی که بتوانند بهصورت مستقل یک قالی یا گلیم را تولید کنند، از آنها حمایت میکند. حتی این حمایت تا آنجا پیش میرود که به زنان یاد میدهد چطور اثرشان را بفروشند.
از کودکی پشت دار قالی نشستم
جمشیدی درباره آغاز فعالیتش در حوزه صنایع دستی میگوید: من از کودکی نزد مادرم قالیبافی را یاد گرفتم. از همان سالها به این هنر علاقه داشتم و دوست داشتم بیشتر یاد بگیرم و در این زمینه فعالیت کنم. البته آن زمان خیلیها معتقد بودند قالیبافی کار من نیست و بهتر است به دنبال حرفه دیگری بروم، اما علاقهام به این هنر باعث شد مسیرم را ادامه و به آنچه دوست داشتم، بالوپر بدهم. او ادامه میدهد: سالها از آن روزها گذشته است و امروز همان افرادی که زمانی با فعالیت من در این حوزه موافق نبودند، میگویند باعث افتخارشان هستم. در طول ۳۳ سال گذشته توانستهام به بیش از هزار نفر آموزش بدهم. تعدادی از این افراد پس از یادگیری، کسب و کار خودشان را راهاندازی کردهاند و توانستهاند از طریق این هنر به درآمد برسند.
این فعال صنایع دستی معتقد است آموزش یک هنر سنتی زمانی ارزشمند است که هنرجو بتواند پس از یادگیری، آن را در زندگی خود به کار بگیرد و حتی از طریق آن به استقلال اقتصادی برسد. به همین دلیل، در کارگاه او تلاش میشود آموزشها بهگونهای باشد که هنرجو تنها به یادگیری مقدمات بسنده نکند، بلکه توانایی تولید یک اثر کامل را به دست آورد. یکی از بخشهای مهم فعالیت جمشیدی، آموزش رایگان بافتههای داری به زنان سرپرست خانوار است. او معتقد است یادگیری صنایع دستی میتواند برای زنانی که مسئولیت تامین هزینههای زندگی خانواده را بر عهده دارند، فرصتی برای کسب مهارت و ایجاد درآمد فراهم کند.
جمشیدی در این باره به خبرنگار روزنامه «آگاه» میگوید: من به بانوان خودسرپرست بهصورت رایگان آموزش میدهم. به نظرم این زنان باید فرصت داشته باشند هنری یاد بگیرند که بتوانند با استفاده از آن برای خودشان کاری ایجاد کنند. تلاش میکنم آنچه را خودم در طول سالها آموختهام، بدون کموکاست در اختیار دیگران قرار بدهم. او با تاکید بر اینکه رابطهاش با هنرجویان را به زمان برگزاری کلاسها محدود نمیکند، میافزاید: تلاشم این است که هنرجویانم مانند دوستانم باشند. برای همین، دورههای آموزشی برای من فقط به یک دوره مشخص و چند جلسه کلاس محدود نمیشود. در بسیاری از مراکز ممکن است فقط نقشهخوانی یا گره زدن آموزش داده شود، اما من میخواهم هنرجو بتواند یک رشته هنری را بهطور کامل یاد بگیرد و خودش از ابتدا تا انتهای کار را انجام دهد. به همین دلیل، هرچند دوره اصلی آموزش در ۱۲ جلسه برگزار میشود، اما حمایت و همراهی با هنرجویان پس از این دوره نیز ادامه دارد.
کارگاهی که فروشگاه هم هست
در کارگاه جمشیدی، تعدادی از آثار هنرجویان برای نمایش و آشنایی با هنرهای سنتی در معرض دید قرار گرفتهاند. برخی از تابلوفرشها، قالیها، گلیمها، نمدها، زیلوها و دیگر صنایع دستی موجود در این فضا، متعلق به هنرجویانی هستند که آنها را تولید کردهاند و میتوانند برای فروش نیز عرضه شوند. در کنار این دستبافتهها، آثاری از هنر سفالگری و دیگر رشتههای صنایع دستی هم دیده میشود. به این ترتیب، کارگاه جمشیدی علاوه بر فضای آموزشی، محلی برای معرفی و فروش آثار هنرجویان نیز به شمار میرود. هنرجویی که زمانی برای یادگیری وارد این فضا شده، میتواند پس از کسب مهارت، محصول خود را در همان محیط عرضه کند و با مشتریان احتمالی ارتباط بگیرد.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که یکی از مشکلات همیشگی فعالان صنایع دستی، پیدا کردن بازار فروش و دسترسی به مشتری است. بسیاری از افرادی که در خانه یا کارگاههای کوچک به تولید صنایع دستی مشغولند، پس از صرف زمان و هزینه برای تولید یک اثر، با این پرسش روبهرو میشوند که محصول خود را کجا و چگونه عرضه کنند. فراهم کردن فضایی برای نمایش و فروش آثار هنرجویان میتواند بخشی از این مشکل را کاهش دهد و انگیزه آنها را برای ادامه فعالیت بیشتر کند.
گرانی مواد اولیه و کاهش قدرت خرید مردم
با وجود تمام تلاشهایی که برای آموزش و گسترش فعالیتهای صنایع دستی انجام میشود، فعالان این حوزه همچنان با مشکلاتی روبهرو هستند. گرانی مواد اولیه، دشواری تهیه مواد مرغوب و کاهش قدرت خرید مردم از جمله مسائلی است که بر تولید و فروش صنایع دستی تاثیر گذاشته است. جمشیدی نیز با اشاره به دشواری تهیه مواد اولیه میگوید: تهیه مواد اولیه صنایع دستی برای من بسیار سخت شده است. هم قیمت آنها افزایش پیدا کرده و هم مواد اولیه مرغوب، بهویژه نخهایی که با رنگ طبیعی تولید میشوند، کمتر در دسترس هستند. وقتی مواد اولیه باکیفیت بهسختی پیدا میشود، طبیعتا نمیتوان آنطور که باید یک تابلوفرش یا آویز با متریال مناسب تولید کرد. او با بیان اینکه افزایش قیمت مواد اولیه در نهایت بر قیمت تمامشده محصولات تاثیر میگذارد، ادامه میدهد: از طرف دیگر، صنایع دستی گران شده و متقاضی هم برای خرید آن کمتر پیدا میشود. وقتی قیمت مواد اولیه بالا میرود، تولیدکننده ناچار است محصول نهایی را با قیمت بیشتری عرضه کند، اما از سوی دیگر قدرت خرید مردم هم کاهش پیدا کرده است. این شرایط کار را برای کسانی که در این حوزه فعالیت میکنند، دشوارتر کرده است.
این فعال صنایع دستی با وجود مشکلات موجود، همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد و معتقد است هنوز هم علاقهمندان زیادی برای خرید محصولات دستساز ایرانی وجود دارند. او میگوید: با همه این مشکلات، هنوز افراد زیادی هستند که به تابلوفرش، گلیم و قالی علاقه دارند و خواهان خرید این آثار هستند. من هیچوقت امیدم را از دست ندادم و به کارم ادامه دادهام چه آن زمانی که مردم قدرت خرید بیشتری برای صنایع دستی داشتند و چه امروز که این قدرت خرید از آنها گرفته شده است.
نظر شما