جزیره اپستین
-
فروپاشی کرامت انسانی در عصر پستمدرن
انفجار فساد و تباهی
در عمق محاسبات سرد و حسابگرانهای که در خصوص جفری اپستین و شبکه بدنام او شکل گرفته بود، نشانهای از بحرانی عمیقتر در بنیانهای فلسفی انسانیت دیده میشود: شکافی در مفهوم کرامت انسانی زیر فشار کالاییسازی و در منطق بیرحمانه مبادله و سلطه.
-
منطق پنهان تمدن مدرن
یک متن اجتماعی
پرونده اپستین را میتوان یک «متن اجتماعی» دانست؛ متنی که اگر صرفا در سطح حقوقی خوانده شود، به یک جرم فردی تقلیل مییابد، اما اگر در چارچوب نظری مطالعه شود، به نشانهای از بحران تمدنی بدل میشود.
-
-
بررسی «انسان رهاشده از مهار»
یک جزیره پرماجرا
پرونده جفری اپستین، اگر از سطح یک رسوایی جنایی فردی فراتر برده شود، به یکی از شفافترین پنجرهها برای فهم بحران انسانشناختی تمدن غرب مدرن تبدیل میشود. مسئله اصلی نه انحراف یک میلیاردر، بلکه امکان تاریخی، اجتماعی و نهادی شکلگیری، تداوم و حفاظت از چنین شبکهایی است؛ شبکهای که در آن، ثروت، قدرت، بدن و سکوت به صورت نظاممند به هم گره خوردهاند. اینجاست که جزیره اپستین از یک مکان جغرافیایی، به یک «نماد تمدنی» ارتقا مییابد.
-
فروپاشی اسطوره انسان تراز غرب
پایانی بر قهرمانان خیالی
هر تمدن براساس مبانی و نگرشهای خاصی شکل میگیرد و اهداف خاصی را دنبال میکند. از جمله مبناهای مقایسه میان تمدنها، انسانهایی است که عرضه میکنند. رهبری در کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی، تشکیل حکومت انسانی را به عنوان «کارخانه انسانسازی» تبیین میکنند؛ بدین معنا که پیامبران در آغاز نهضتشان انسانها را یک به یک تربیت میکردند که فرآیندی بسیار طولانی با بازدهی کم بوده است.
-
جزیرهای که شیطان در آن به تماشای خباثت تمدن غربی نشست
صورت فشرده یک جهانبینی
پرونده جفری اپستین، نه فقط رسوایی اخلاقی یا انحراف جنایی؛ بلکه نشانهای تمدنی است. نشانهای از فرجام منطقی جهانی که سالها پیش، آگاهانه و با افتخار، پیوند خود را با اخلاق، معنا و قدس گسست و انسان را به «واحد لذت و قدرت» فروکاست.
-
جـزیـره بـدنـام
با آثار و گفتاری از: فؤاد ایزدی، محمدصادق خرسند، حسین انجدانی، حسام غفوری سعید سپاهی، سعیده اجتهادی، معصومه جمشیدی، فاطمه علیشاهی، زهرا جعفری، وحید رجب خانی، محمد امامی نفیسه محمدی، محسن بنی احمدی و محمد سجاد شیرودی