غربزدگی
-
مروری بر کتاب «رسالات؛ پرونده تحصیلی تا مقطع دکتری و چند مقاله تحقیقی»
چرا جلال آلاحمد «دکتر» نشد؟
واکاوی کارنامه فکری نویسندهای که تمام زیست خود را بر لبه گسلهای سیاست، فرهنگ و ادبیات معاصر بنا کرد، بدون شناخت ایستادگیهای او در برابر الگوهای مسلط زمانهاش ناتمام میماند. جلال آلاحمد از معدود چهرههایی است که عطای عناوین پرطمطراق دانشگاهی را به لقای آن بخشید و در اعتراضی آگاهانه به آفت «مدرکگرایی» و فضای راکد آکادمیک، نوشتن در متن جامعه را برگزید تا رسالت روشنفکری را از حصار دانشکدهها به میان مردم ببرد.
-
آنجا که عزت، هزینه فرصت میشود
غربزدگی محاسبهگر
پشت تریبون بود و با لحنی مطمئن گفت: «ما نمیتوانیم با احساسات کشور را اداره کنیم. باید هزینههای ایستادگی را واقعبینانه بپذیریم و بهجای آن، از فرصتهای همکاری با جهان استفاده کنیم.» هیچکس نپرسید «کدام جهان؟» و هیچکس نگفت هزینههای تسلیم را چه کسی محاسبه میکند. این سکوت خود یک نشانه است؛ نشانه غربزدگیای که دیگر در خیابانها و ویترین مغازهها نیست، بلکه در نرمافزار تحلیل ما خانه کرده است.
-
غربزدگی مضاعف و سنت زَیغ
زوال حضور و بسط خود فراموشی
عالم، صحنه تجلی حق است و جامعه انسانی آنگاه از توازن و قرار باطنی تهی میشود که نسبت وجودی خود را با حقیقت غیب منقطع کند. هرگاه امتی روی از مبدأ هستی بگرداند، بنا بر سنتی تکوینی، ادراک او از خویشتن نیز واژگون میشود؛ چنانکه حق تعالی میفرماید: «وَلَا تَکونُوا کالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ». این خود فراموشی وجودی، ریشه و مطلع همان ابتلایی است که در تاریخ معاصر ما با عنوان «غربزدگی» رخ نموده و امروز در عمیقترین لایههای زیست اجتماعی ما رسوخ کرده است.
-
بازخوانی هشدار جلال در عصر رسانههای اجتماعی
از غربزدگی تا الگوریتمزدگی
اگر غربزدگی در روزگار تو بیش از هر چیز در شیفتگی به ماشین، کالا و شیوههای وارداتی زندگی خود را نشان میداد، امروز باید به جایی دیگر هم نگاه کرد: به صفحهای کوچک که هر روز در دست ماست و بیآنکه صدایی داشته باشد، برای دیدن، پسندیدن و حتی خواستن ما پیشنهاد میدهد.
-
عقلانیت چرتکهای
غربزدگی «تب» است
جناب آلاحمد، شما ۶ دهه پیش نوشتید که کسانی که «خود» را باختهاند و به ماشین و مد و میز مدیریتی غربی دل بستهاند، بیمار هستند اما امروز اگر زنده بودید، شاید با تعجب میدیدید که صورت تب عوض شده؛ دیگر کمتر کسی برای یک یخچال خارجی جان میکند، اما نسل تازهای از غربزدگی در استخوان تصمیمگیری کشور نشسته است. غربزدگی امروز را باید در دفتر برخی مدیران جست، نه در ویترین فروشگاهها.
-
کدام نگاه را پذیرفتهایم؟
بازخوانی هشدار جلال در روزگار ما
جلال! اگر امروز دوباره به میان ما برمیگشتی، گمان نمیکنم نخست سراغ ویترین مغازهها میرفتی تا ببینی چه کالایی از آن سوی مرزها بر دست مردم است. شاید اینبار بیشتر به چشمهای ما نگاه میکردی؛ به شیوهای که مسائل خودمان را میبینیم، به معیارهایی که با آن خوب و بد را میسنجیم و به ذهنهایی که گاهی پیش از آنکه خودشان بیندیشند، پاسخ را از جایی دیگر دریافت کردهاند.
-
-
بازخوانی «غربزدگی» جلال؛ مسئله امروز، گم کردن مرجعیت است
وقتی غربزدگی از پنجره نمیآید؛ از آینه میآید
جلال آلاحمد اگر امروز «غربزدگی» را مینوشت، شاید دیگر از ماشین و تکنولوژی و کالای فرنگی شروع نمیکرد. شاید کمی مکث میکرد، به آینه نگاه میکرد و میپرسید: ما خودمان را با چه معیاری میسنجیم؟
-
روشنفکران غربپرست از جان جلال چه میخواهند؟!
او همچنان خوانده میشود
وقتی به تاریخ ۱۸ شهریور سال ۴۸ شمسی در اسالم گیلان از دنیا رفت شاید خودش هم فکر نمیکرد که تا سالهای سال محل بحث مردم بهخصوص نخبگان جامعه قرار بگیرد. آخوندزادهای که راه پدر را ادامه نداد؛ به جرگه روشنفکران پیوست. واقعیتی که میدید مورد قبولش نبود. دائما در حال کاوش حقیقت بود و با زبانی صریح از زمانهاش انتقاد میکرد.
-
خطاب به مسافران این عصر پرآشوب
جلال! گاهی کتابی را نمیخوانیم؛ کتاب ما را میخواند. «غربزدگی» از همین جنس است. کتابی که در دهه ۴۰ نوشته شد، اما پرسشهایش هنوز در کوچه و خیابان، در دانشگاه و رسانه، در خانه و بازار و اکنون بیش از همه در صفحه کوچک تلفنهای همراه ما قدم میزنند. شاید اگر امروز ورقهای آن کتاب دوباره گشوده شود، بیش از آنکه تاریخ را ببینیم، خودمان را در آینه آن خواهیم دید.
-
جلال و مسئله هویت در سینمای ایران
وقتی «دیگری» معیار دیدن ما میشود
غربزدگی را معمولا با تقلید از ظاهر، مصرف کالا یا شیفتگی به سبک زندگی دیگری میشناسیم؛ اما مسئلهای که جلال آلاحمد در غربزدگی پیش میکشد، از این نشانههای آشکار فراتر میرود. یکی از مفاهیم محوری در نقد او، «خودباختگی» در برابر غرب است؛ وضعیتی که در آن، جامعه نهفقط از دیگری تاثیر میپذیرد، بلکه توان تشخیص، انتخاب و تعریف خویش را نیز به تدریج از دست میدهد. در چنین وضعی، غرب از یک «دیگری» به معیار سنجش خود تبدیل میشود. مسئله بنابراین فقط این نیست که چه چیزی از بیرون وارد زندگی ما شدهاست؛ پرسش مهمتر این است که با چه معیاری خودمان را میبینیم و درباره خودمان داوری میکنیم.
-
عقلانیت کاسبکارانه در لایههای تصمیمگیری
از غربزدگی کالایی تا خودباختگی تحلیلی
۶ دهه پیش، مرحوم جلال آلاحمد با تیغ تیز نقدش، «غربزدگی» را به عنوان یک بیماری اجتماعی معرفی کرد؛ بیماریای که در آن انسان ایرانی، در حالی که به دنبال پیشرفت بود، ناخودآگاه در تله «تاسی از غرب» گرفتار میشد و عاملیت خود را در برابر ماشین تمدن مادی میباخت. اما امروز، اگر ورقهای کتاب جلال را در بستر نبرد وجودی ما بازخوانی کنیم، میبینیم که آفت، پوست انداخته است. غربزدگی امروز دیگر در شیفتگی به یک ماشین یا لباس نیست؛ بلکه در «ساختار دیدن»، «منطق زیستن» و «سلسلهمراتب تصمیمگیری» ما رخنه کرده است.
-
وقتی دیگری به جای ما فکر میکند
غربزدگی روزآمد
اگر جلال آلاحمد امروز میخواست «غربزدگی» را دوباره بنویسد، احتمالا از کارخانه و ماشین شروع نمیکرد؛ از صفحهای شروع میکرد که هر روز در دست ماست. از جایی که پیش از آنکه خودمان بدانیم چه میخواهیم ببینیم، الگوریتم به ما پیشنهاد میدهد که چه ببینیم؛ پیش از آنکه درباره یک مسئله اجتماعی داوری کنیم، چند تصویر و چند روایت عاطفی به ما میگوید که چه احساسی باید داشته باشیم و پیش از آنکه درباره مصلحت خودمان تصمیم بگیریم، معیارهای موفقیت و شکست را از بیرون دریافت کردهایم.
-
تحلیل تطبیقی دیدگاههای جلال آلاحمد و آنتونی گیدنز در مواجهه با غربزدگی
دیالکتیک هشدار اخلاقی و اعتراف ساختاری
بررسی پدیده «غربزدگی» در افق اندیشه معاصر، نیازمند گذار از شعارزدگی به تحلیلی دقیق و ساختاری است. از یکسو، جلال آلاحمد در رساله ماندگار «غربزدگی»، با نگاهی اخلاقی، هشداردهنده و پرشور، این پدیده را یک بیماری تاریخی میداند که جامعه شرقی را به مصرفکنندهای بیاراده در برابر ماشین و فرهنگ غربی بدل کرده است.