روز بیست‌وپنجم فروردین در تقویم فرهنگی و ملی ایران، بزنگاهی است برای بازخوانی هویت عرفانی و ادبی سرزمینی که در بطن پرآشوب‌ترین ادوار تاریخی خود، قله‌هایی همچون فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری را پرورانده است. عطار، نه تنها یک شاعر در تراز اول ادبیات کلاسیک، بلکه معماری است که با کلماتش، هندسه معنوی انسان ایرانی را بازتعریف کرد. او در میانه دو قطب بزرگ تاریخ ایران، یعنی سنایی غزنوی و مولانا جلال‌الدین بلخی، جایگاهی میانجی و در عین حال مستقل دارد؛ جایگاهی که از یک سو به ریشه‌های استوار تصوف زاهدانه خراسان متصل است و از سوی دیگر، افق‌های بی‌کران تصوف عاشقانه را برای نبوغ مولانا هموار می‌سازد.

سیمرغ جان در آینه عطار

آگاه: فریدالدین ابوحامد محمد، ملقب به عطار در حدود سال ۵۴۰ هجری قمری در قریه کدکن از توابع نیشابور متولد شد. زندگی او در یکی از تیره و تارترین ادوار تاریخ خراسان گذشت. تنها ۶ سال از عمر او گذشته بود که فتنه غز، نیشابور را به خاک و خون کشید؛ واقعه‌ای که چنان زخم عمیقی بر ذهنیت او نهاد که بسیاری از پژوهشگران معتقدند ریشه‌های درداندیشی و مرگ‌آگاهی در اشعار او را باید در مشاهده مستقیم قساوت‌ها، ویرانی‌ها و آوارگی‌های آن دوران جست‌وجو کرد. با این حال، او در مکتب‌خانه‌های نیشابور به تحصیل علوم زمانه از جمله فقه، حدیث، تفسیر و طب پرداخت.
پدر او، ابراهیم به شغل عطاری و داروسازی اشتغال داشت و فریدالدین پس از درگذشت پدر، این پیشه را به ارث برد. عطار خود در آثارش تصریح کرده است که در اوج اشتغال به طبابت، روزانه نبض ۵۰۰ تن را می‌گرفته و همزمان به تالیف آثاری چون مصیبت‌نامه و الهی‌نامه می‌پرداخته است. این درگیری مداوم با رنج بشری و مشاهده ناپایداری جسم، او را به سمتی سوق داد که در کنار شفای تن، به دنبال اکسیر شفابخش جان بگردد.

آغاز تحول روحی و اسطوره‌پردازی‌های عرفانی عطار
درباره نحوه گذار عطار از دکان عطاری به طریقت عرفانی، داستان‌های نمادین بسیاری در تذکره‌ها آمده است. اگر چه دکتر محمدرضا شفیعی‌کدکنی این‌گونه داستان‌ها را بیشتر در زمره افسانه‌های قدیس‌وار می‌داند و بر این باور است که تحول عطار فرآیندی تدریجی و حاصل مطالعات عمیق و تفکرات باطنی بوده اما این اسطوره نشان‌دهنده گسست عمیق عطار از تعلقات مادی است. در واقع، عطار در میانه عمر، دکان عطاری خود را به آزمایشگاه بزرگ روح تبدیل کرد؛ جایی که سیمرغ جان را از قفس تن رها ساخت. پایان زندگی او نیز همچون آغازش با خون و آتش گره خورد. در سال ۶۱۸ هجری قمری، هنگامی که لشکریان مغول نیشابور را اشغال کردند، شیخ عطار به دست یکی از سربازان مغول به قتل رسید. روایت شده است که مغولی او را به اسارت گرفت و هنگامی که مریدی خواست شیخ را به بهای گزاف بخرد، شیخ با اشارتی عارفانه بهای خود را ناچیز شمرد تا آنکه به دست همان سرباز خشمگین به شهادت رسید. مرگ او، پایان حیات یک عارف بود اما آثارش که پیش از حمله مغول به مناطق مختلف جهان اسلام فرستاده شده بود از گزند نابودی مصون ماند و میراثی جاودان را برای آیندگان رقم زد.

عطار در آینه کلام و شهود بزرگان ادب
عظمت عطار در تاریخ ادبیات ایران به گونه‌ای است که بزرگ‌ترین سخن‌سرایان پس از او، همواره خود را در مقام شاگردی و ارادت به او یافته‌اند. او یکی از معدود شاعرانی است که توانسته صدق و سوز را در زبانی چنان ساده و در عین حال عمیق بگنجاند که مقتدای عارفانی چون مولانا شود.
پیوند میان عطار و مولانا، یکی از شورانگیزترین فصل‌های تاریخ عرفان است. عطار نقش و تاثیر بسیاری بر بزرگان زمان خود و پس از خود داشته است. مولانا از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین شاعران و عارفان، علاقه‌مند به عطار بود و حتی برخی اشعار عطار را نیز در کتاب مثنوی خود شرح داده است. همچنین شعری منسوب به مولانا در وصف عطار نقل شده: هفت شهر عشق را عطار گشت / ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم و در جای دیگر منسوب به ایشان است: عطار روح بود و سنایی دو چشم او / ما از پی سنایی و عطار آمدیم.

جامی، شبستری و ادیبان مدرن
عبدالرحمان جامی در «نفحات الانس»، عطار را از پیشوایان بزرگ تصوف و از مردان نام‌آور تاریخ معرفت می‌داند که کلامش تازیانه‌ای برای بیدار کردن جان‌های خفته است. شیخ محمود شبستری نیز در «گلشن راز» سروده است: مرا از شاعری خود عار ناید / که در صد قرن چون عطار ناید - اگر چه زین نمط صد عالم اسرار / بود یک شمه از دکان عطار.
 در دوران معاصر، بدیع‌الزمان فروزانفر با تالیف «شرح احوال و نقد و تحلیل آثار عطار»، نخستین گام علمی را برای تفکیک آثار اصیل او از مجعولات برداشت و بر عظمت نبوغ او در روایتگری عرفانی تاکید کرد. دکتر شفیعی‌کدکنی نیز با پژوهش‌های نیم‌قرنی خود، عطار را نماینده تصوف ذوقی و حماسه‌سرای روح انسانی معرفی کرده است که توانست زبان فارسی را به سلاست و سادگی کم‌نظیری برساند.

مروری بر منظومه‌های عطار
آثار عطار را می‌توان به دو بخش عمده منظوم و منثور تقسیم کرد. تنها هفت اثر به طور قطعی متعلق به اوست که هر یک، مرحله‌ای از سیر تکاملی اندیشه او را بازنمایی می‌کنند.
منطق‌الطیر یا مقامات‌الطیور، شاهکار بی‌بدیل عطار و یکی از صدرنشینان متون منظوم عرفانی در جهان است. این منظومه در قالب مثنوی سروده شده و کار سرودن آن در سده ششم هجری قمری پایان یافته. ابیات این مثنوی را معمولا بین چهار هزار و ۳۰۰ تا چهار هزار و ۶۰۰ بیت دانسته‌اند. منطق‌الطیر از مثنوی‌های تمثیلی عرفان اسلامی به‌شمار می‌آید. مراحل و منازل در راه پوییدن و جستن عرفان یعنی شناختن رازهای هستی در منطق‌الطیر عطار هفت منزل است. او این هفت منزل را هفت وادی یا هفت شهر عشق می‌نامد.
در الهی‌نامه، عطار ساختاری پترنالیستی (پدرانه) را برمی‌گزیند. داستان درباره پادشاهی است که با شش فرزند خود که هر یک آرزویی مادی دارند، به گفت‌وگو می‌نشیند. این اثر در واقع نقد آزمندی است. پدر به هر یک از پسران نشان می‌دهد که آنچه به دنبالش هستند در واقع درونی است و نه برونی.
مصیبت‌نامه اما شرح سفر آفاقی سالک است. در این اثر، سالک در جست‌وجوی حقیقت به سراغ کائنات می‌رود؛ از فرشتگان و عناصر چهارگانه تا پیامبران. نکته کلیدی در این اثر، بازگشت به خویشتن است؛ سالک پس از پیمودن جهان، پاسخ را درون خود می‌یابد. عطار، روشنگری‌های عارفانه خود را در سیر و سلوک، طی ۴۰ مقاله بیان می‌دارد و در خلال تمام بخش‌های این مثنوی همچون سایر آثارش از جمله منطق‌الطیر، با ذکر حکایت‌هایی، خواننده را در درک مفاهیم شعر خود یاری می‌رساند. او تاکید می‌کند این کتاب به زبان حال است نه قال. اسرارنامه که از نخستین آثار اوست، تحت تاثیر نظامی و سنایی سروده شده و به نکوهش عقل مشایی و فلسفه استدلالی می‌پردازد. عطار در این کتاب معتقد است که جهان حسی موهوم است و حقیقت تنها از طریق عشق قابل درک است. از سوی دیگر، مختارنامه مجموعه‌ای از رباعیات اوست که در ۵۰ باب تدوین شده و نشان می‌دهد که او در قالب‌های کوتاه نیز به اندازه مثنوی، توانا و شورآفرین است.

دایره‌المعارف منثور قدسیان
عطار با نگارش تذکره‌الاولیاء، خدمتی بزرگ به تاریخ تصوف کرد. این کتاب که با نثری ساده و در بخش‌هایی مسجع نوشته شده، شرح حال و اقوال ۷۲ تن از مشایخ صوفیه است. عطار در مقدمه کتاب، انگیزه‌اش را زنده نگه داشتن سخن دوستان خدا و ارائه الگویی برای تربیت اخلاقی مردم بیان می‌کند. او منابعی همچون طبقات الصوفیه سلمی و رساله قشیریه را با چنان استادی بازنویسی کرده که متن او به مرجع اصلی حکایات صوفیانه تبدیل شده است. کتاب با ذکر امام جعفر صادق (ع) آغاز می‌شود تا نشان‌دهنده پیوند تصوف با اهل بیت باشد و با ذکر منصور حلاج به اوج خود می‌رسد.

نگاهی کوتاه بر ویژگی‌های محتوایی و سبک‌شناختی
سخن عطار دارای هویت مستقلی است که او را از فخامت‌گرایی شاعران درباری جدا می‌کند. اصلی‌ترین ویژگی آثار عطار، درد است. او معتقد است که عبادت بدون سوز قلب و درد طلب، کالبدی بی‌روح است. عطار شاعر دردمندان است. او حتی در برابر عقل، از دردی سخن می‌گوید که از هر دانشی والاتر است. این درد، نه از نوع رنج‌های مادی، بلکه اشتیاقی است که سالک را به سمت بی‌کرانگی می‌کشاند. بدیع‌الزمان فروزانفر معتقد است که سوز و گداز عطار، عامل اصلی نفوذ کلام او در میان مردم است.
عطار آگاهانه از تکلفات زبانی دوری می‌گزیند. او که برای مردم سخن می‌گوید، زبانی را برمی‌گزیند که بی‌پیرایه و سرشار از تمثیلات عامیانه است. شیوایی و روانی اشعار او باعث شده که حتی دشوارترین مباحث عرفانی برای خواننده غیرمتخصص نیز جذاب و قابل فهم باشد. او سرمشق عارفانی شد که می‌خواستند معرفت را از انحصار نخبگان خارج کنند و به میان توده‌ها ببرند. یکی از ویژگی‌های اخلاقی برجسته عطار که در آثارش نیز بازتاب یافته، دوری از دربار است. او برخلاف بسیاری از معاصرانش، هرگز مدح کسی را نگفت و به حرفه عطاری خود قناعت کرد. این استغنای طبع، به او آزادی عمل داد تا تندترین انتقادات را در قالب حکایات، متوجه حکام جائر و ریاکاران زمانه کند.
عطار در آینه شرق‌شناسان و ادیبان غرب
تاثیر فریدالدین عطار نیشابوری از قرن‌ها پیش مرزهای زبانی و جغرافیایی ایران را درنوردیده و به یکی از ارکان معنویت جهانی تبدیل شده است.
در قلمرو عثمانی و شبه‌قاره هند، عطار همواره به عنوان یک مرجع اخلاقی و عرفانی حضور داشته است. پندنامه عطار برای قرن‌ها به عنوان کتاب درسی در مکتب‌خانه‌های هند، ترکیه و آسیای مرکزی تدریس می‌شد. فیلسوفان و شاعرانی همچون علی‌شیر نوایی در ازبکستان، اندیشه خود را بر مدار سیمرغ عطار بنا کردند.
اروپاییان از اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم با ترجمه پندنامه توسط سیلوستر دوساسی و هیندلی با نام عطار آشنا شدند. اما این هلموت ریتر، خاورشناس آلمانی بود که با اثر سترگ خود «دریای جان»، عطار را به عنوان یکی از فیلسوفان بزرگ روح به جهان معرفی کرد. ریتر معتقد بود که عظمت عطار تا قرن پانزدهم میلادی حتی در ایران نیز به درستی درک نشده بود. ادوارد فیتز جرالد، مترجم مشهور رباعیات خیام، شیفته منطق‌الطیر بود و آن را با «مجمع پرندگان» جفری چاسر مقایسه می‌کرد. لویی ماسینیون نیز عطار را پزشک جان می‌نامید که توانسته است از وادی شک و تردید خیامی عبور کرده و به ثبات عرفانی برسد.
خورخه لوئیس بورخس، نویسنده نامدار آرژانتینی، یکی از بزرگ‌ترین ستایشگران عطار در دوران معاصر است. بورخس تحت تاثیر مفهوم سیمرغ و وحدت در کثرت، در بسیاری از داستان‌های خود به مضامین عطار ارجاع داده است. او در مقاله‌ای با عنوان هزار و یک شب، منطق‌الطیر را یکی از گنجینه‌های ادبیات جهان توصیف می‌کند که در آن جست‌وجوگر و هدف جست‌وجو در نهایت یکی می‌شوند. این نگاه بورخس باعث شد تا نسل جدیدی از خوانندگان در آمریکای لاتین و غرب با اندیشه‌های پیر نیشابور آشنا شوند. یکی از مهم‌ترین نمودهای نفوذ فرامرزی عطار در هنر مدرن، نمایش مجمع مرغان به کارگردانی پیتر بروک است. این نمایش که اقتباسی از منطق‌الطیر با متنی از ژان کلود کاریر بود، در سال ۱۹۷۹ میلادی در آفریقا، اروپا و آمریکا اجرا شد. بروک توانست مفاهیم انتزاعی هفت وادی را به زبانی بصری و جهانی تبدیل کند که برای مخاطبان با فرهنگ‌های مختلف، از واشنگتن تا پاریس، قابل درک و شورآفرین بود.
در سال‌های اخیر، جایگاه عطار به عنوان میراث‌دار اندیشه صلح و همزیستی، بیش از پیش مورد توجه نهادهای بین‌المللی قرار گرفته است. ثبت نام عطار نیشابوری در فهرست بزرگداشت‌های یونسکو برای دوره ۲۰۲۱-۲۰۲۰، نشان‌دهنده اعتبار جهانی پیام اوست. کمیسیون ملی یونسکو بر این باور است که مشاهیری چون عطار، فراتر از مرزهای ملی، هویت‌بخش جامعه بشری هستند.

عطار، پیر همواره معاصر
بازخوانی زندگی و میراث فریدالدین عطار نیشابوری در روز بزرگداشت او، تنها یک ادای دین تاریخی نیست، بلکه مواجهه با حقیقتی است که در جهان پرشتاب و گاه بی‌معنای امروز، همچنان طنین‌انداز است. عطار با عبور از عطارخانه تن به عطارخانه جان، به ما آموخت که حقیقت نه در افق‌های دوردست، بلکه در آینه صیقل‌خورده وجود ما نهفته است. سادگی کلام او، پوششی است بر ژرف‌ترین تجربیات روحی که انسان می‌تواند از سر بگذراند. او عارفی است که درد را مایه حیات می‌داند و در عصر بی‌حسی و بی‌تفاوتی، ما را به سوز و گدازی فرامی‌خواند که لازمه هرگونه تحول انسانی است. تاثیر او بر ادبیات جهان نشان می‌دهد که پیامش مبنی بر وحدت، عشق و خودشناسی، بخشی از دارایی‌های معنوی تمام بشریت است. عطار نیشابوری، حکیمی است که از نیشابور برخاست تا به ما یادآوری کند که اگرچه تن در برابر تندباد حوادث فانی است اما جانی که سیمرغ وجود خود را بازشناسد، جاودانه خواهد ماند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.