کشف حجاب
-
روایتی از کشف حجاب و مقاومت زنان ایرانی
میراث گوهرشاد
مینا یاری-خبرنگار گروه جامعه: زن جوان از خانه بیرون میآید. ظاهرش عادی است؛ اما در آستین گشاد لباسش، تکه پارچهای پنهان شده است که اگر ماموری سد راهش شد و حجابش را برداشت چیزی برای پوشاندن خود داشته باشد.
-
بازخوانی وقایع ۱۷ دی ۱۳۱۴؛ چرا کشف حجاب رضاخانی شکست خورد؟
شکست یک ضد فرهنگ
هفدهم دی ۱۳۱۴ در تقویم پهلوی، روز «آزادی زن» نامیده میشد؛ روزی که رضاشاه با حضور در دانشسرای مقدماتی تهران، فرمان کشف حجاب را رسمیت بخشید و آن را گامی ضروری برای ورود ایران به دروازههای تمدن دانست. تمدنی که در حافظه جمعی جامعه ایران، جز یادآور وحشت، خانهنشینی و خشونت دولتی نیست. رویدادی که شاه میخواست نماد تجدد و پیشرفت باشد، حالا از آن به عنوان یکی از ناخواستهترین اتفاقات از سوی مردم و بزرگترین تراژدیهای فرهنگی معاصر یاد میشود.
-
گزارش «آگاه» به مناسبت حماسه ماندگار ۹ دی را بخوانید
خیابانها در ایران معادله دشمن را به هم میزند
در سال ۱۳۸۸ بعد از انتخابات ریاست جمهوری، اعتراضاتی در شهرهای مختلف شکل گرفت. این اعتراضات در ابتدا با ادعای تخلف در انتخابات برگزار میشد، اما به مرور بخشی از تجمعات به سمت شعارها و رفتارهایی علیه نظام، دین و نمادهای مذهبی کشیده شد.
-
دروغهای ترانه
در سال ۱۳۷۹ وقتی ۱۷ ساله بود در کلاسهای بازیگری زندهیاد امین تارخ شرکت کرد و پا به صحنه بازیگری گذاشت.
-
پروژه بیحجابی؛ از جنگ نرم تا اشغال فرهنگی
بیحجابی استعماری
حجاب، بهمثابه یکی از ارکان هویتی و اجتماعی در تمدن اسلامی، در دهههای اخیر به قلب «جنگ نرم» جهانی علیه امت اسلامی تبدیل شده است. این نبرد صرفا بر سر پوشش نیست؛ بلکه بر سر معنای هویت، قدرت نرم خانواده و اصالت فرهنگی است.
-
به مناسبت ۲۴ آبان، پنجاهوهفتمین سالروز درگذشت غزلسرای «سایه عمر»
رهی معیری؛ اصلاحگر فرهنگی
محمدحسن بیوکمعیری، که بعدها به رهی معیری شهرت یافت، در ۱۰ اردیبهشت ۱۲۸۸ خورشیدی در تهران، در خانوادهای ادبی و هنری چشم به جهان گشود. پدرش موید خلوت، پیش از تولد او درگذشت و مادرش او را در محله گلشن، در خانهای پر از کتاب و شعر، بزرگ کرد. او نوه معیرالممالک نظامالدوله، از درباریان قاجار بود و عمویش فروغی بسطامی، غزلسرای نامدار قاجاری، نخستین معلم شعرش شد. رهی از کودکی به نقاشی، موسیقی و شعر علاقهمند بود؛ در مدرسههای ابتدایی و متوسطه تهران درس خواند و سپس وارد خدمات دولتی شد. او در سال ۱۳۲۲ به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر رسید، پس از بازنشستگی در کتابخانه ملی مشغول شد و تا پایان عمر، در ۲۴ آبان ۱۳۴۷، که در ۵۹ سالگی بر اثر سرطان درگذشت، در تنهایی عمیقی زندگی کرد.