مینا یاری-خبرنگار گروه جامعه: زن جوان از خانه بیرون می‌آید. ظاهرش عادی است؛ اما در آستین گشاد لباسش، تکه پارچه‌ای پنهان شده است که اگر ماموری سد راهش شد و حجابش را برداشت چیزی برای پوشاندن خود داشته باشد.

میراث گوهرشاد

آگاه: این تصویر به سال‌های میانی دهه ۱۳۱۰ و شهرهای دزفول و شوشتر بازمی‌گردد؛ سال‌هایی که سیاست کشف حجاب، پوشش زنان را به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های منازعه میان دولت و جامعه تبدیل کرده بود. چندی قبل از آن در ۲۱ تیر، صدها کیلومتر آن‌سوتر، در مشهد، گروهی از مردم در مسجد گوهرشاد گرد هم آمده‌اند. هنوز کسی نمی‌داند که این تجمع به یکی از خونین‌ترین وقایع تاریخ معاصر ایران ختم خواهد شد. مسجدی که سال‌ها محل عبادت و اجتماع مؤمنان بود، ساعاتی بعد به صحنه تیراندازی و کشتار بدل شد.

رضاشاه پس از تثبیت قدرت سیاسی خود، پروژه‌ای گسترده برای نوسازی ایران در پیش گرفت. ایجاد ارتش مدرن، توسعه راه‌ها، تمرکز اداری و ایجاد نهادهای جدید، تنها بخشی از این برنامه بود. اما نوسازی در نگاه دولت وقت فقط به ساختن جاده و کارخانه محدود نمی‌شد؛ ظاهر جامعه نیز باید تغییر می‌کرد. در این نگاه، لباس نشانه عقب‌ماندگی یا پیشرفت تلقی می‌شد. ابتدا مردان هدف قرار گرفتند. قانون لباس متحدالشکل و استفاده اجباری از کلاه پهلوی و سپس کلاه شاپو، تلاشی برای یکدست‌سازی ظاهری جامعه بود. اما دولت به این مرحله بسنده نکرد و به تدریج مسئله پوشش زنان نیز در دستور کار قرار گرفت.
سفر رضاشاه به ترکیه و مشاهده اصلاحات آتاتورک در این تصمیم بی‌تاثیر نبود. در ذهن بخشی از نخبگان آن روزگار، زن بی‌حجاب نماد جامعه مدرن و پیشرفته بود. آنان می‌پنداشتند که کنار گذاشتن پوشش سنتی، نشانه رهایی از گذشته و گامی به سوی تمدن جدید است. اما حجاب برای بخش بزرگی از جامعه ایران صرفا یک پوشش نبود. چادر و روسری با هویت دینی، خانوادگی و فرهنگی مردم پیوند خورده بود. همین شکاف میان نگاه حکومت و فهم جامعه از مسئله حجاب، به تدریج زمینه تنش‌های عمیق اجتماعی را فراهم کرد؛ تنش‌هایی که در تابستان ۱۳۱۴ به اوج خود رسید.

مشهد در آستانه انفجار
تابستان ۱۳۱۴، مشهد روزهای ناآرامی را سپری می‌کرد. خبر اجرای سیاست‌های تازه فرهنگی و تغییرات اجباری در پوشش مردم، نگرانی‌های فراوانی ایجاد کرده بود. مسجد گوهرشاد، در جوار حرم امام رضا (ع)، به محل تجمع معترضان تبدیل شد.
مردم از اقشار مختلف به مسجد می‌آمدند. کسبه، طلاب، زائران و گروه‌های مختلف اجتماعی در صحن و شبستان‌های مسجد گرد هم می‌نشستند و درباره تحولات جدید سخن می‌گفتند. تحصن روزبه‌روز گسترده‌تر می‌شد. اعتراض فقط به مسئله پوشش محدود نبود. بسیاری از مردم نگران بودند که دولت در حال تغییر دادن شیوه زندگی و ارزش‌های فرهنگی جامعه است. مسجد گوهرشاد به مکانی تبدیل شده بود که این نگرانی‌ها در آن بیان می‌شد.
با طولانی شدن تحصن، فضای شهر امنیتی‌تر شد. نیروهای نظامی در اطراف مسجد مستقر شدند و نشانه‌های رویارویی آشکارتر از همیشه به نظر می‌رسید. روایت‌های تاریخی درباره جزئیات آن شب و شمار کشته‌شدگان یکسان نیست، اما تقریبا همه منابع بر وقوع سرکوبی گسترده اتفاق نظر دارند.
بامداد یکی از روزهای تیر ۱۳۱۴، نیروهای نظامی مسجد را محاصره کردند. هنوز بسیاری از متحصنان در صحن و شبستان‌ها حضور داشتند. برخی خسته از روزهای تحصن در گوشه‌ای نشسته بودند و برخی دیگر همچنان مشغول گفت‌وگو بودند.
ناگهان صدای تیراندازی بلند شد. مردم غافلگیر شدند. عده‌ای به سمت درهای خروجی دویدند. گروهی پشت ستون‌ها پناه گرفتند. برخی بر زمین افتادند و برخی دیگر تلاش کردند خود را به رواق‌های اطراف برسانند. دقایقی بعد، مسجد گوهرشاد به صحنه‌ای از آشوب و خون تبدیل شده بود.
تعداد دقیق قربانیان هرگز به‌طور قطعی مشخص نشد. برخی روایت‌ها از ده‌ها کشته و برخی دیگر از اعداد بسیار بیشتر سخن گفته‌اند. آنچه تردیدی در آن نیست، وقوع یکی از تلخ‌ترین و خشن‌ترین برخوردهای دولت با معترضان در تاریخ معاصر ایران است. پس از پایان تیراندازی، حکومت تلاش کرد به سرعت آثار حادثه را از میان بردارد، اما خاطره آن هرگز از ذهن مردم پاک نشد. گوهرشاد از آن پس فقط نام یک مسجد نبود؛ به نماد مقاومت در حافظه تاریخی ایرانیان تبدیل شد. این ماجرا مقدمه‌ای بود برای اعلام قانون کشف حجاب در ۱۷ دی همان سال.

 زنانی که در تاریخ کمتر دیده شدند
در روایت‌های رسمی تاریخ، معمولا نام مردان بیشتر به چشم می‌آید؛ اما در ماجرای کشف حجاب، زنان یکی از اصلی‌ترین بازیگران این صحنه بودند.
بسیاری از زنان ایرانی، کشف حجاب را تنها تغییر ظاهری پوشش نمی‌دانستند. برای آنان، این سیاست به معنای مداخله در سبک زندگی و هویت فرهنگی‌شان بود. اما فضای آن روزها، امکان اعتراض‌های علنی و گسترده را به شدت محدود می‌کرد. به همین دلیل، مقاومت زنان بیشتر در قالب کنش‌های روزمره و خاموش بروز یافت. برخی زنان برای مدتی طولانی از خانه خارج نشدند. برخی رفت‌وآمدهای اجتماعی خود را کاهش دادند و گروهی دیگر راه‌هایی خلاقانه برای حفظ پوشش خود پیدا کردند. این مقاومت‌ها اگرچه کمتر در اسناد رسمی ثبت شده‌اند، اما در حافظه شفاهی شهرهای مختلف ایران باقی مانده‌اند. در برخی شهرها، زنان برای آنکه کمتر در معرض دید ماموران قرار بگیرند، شبانه از خانه خارج می‌شدند. روایت‌های شفاهی از آن حکایت می‌کند که برخی زنان برای رفت‌وآمد میان خانه اقوام، به جای عبور از کوچه‌ها، از پشت‌بام‌ها استفاده می‌کردند؛ بامی به بام دیگر، تا کمتر دیده شوند.
در شیراز نیز وضعیت مشابهی وجود داشت. زنان شهری معمولا با چادر و چاقچور رفت‌وآمد می‌کردند و زنان روستایی از پوشش‌های محلی بهره می‌بردند. اما با اجرای سیاست کشف حجاب، بسیاری از خانواده‌ها راه‌های تازه‌ای برای حفظ پوشش زنان پیدا کردند. پژوهشگران تاریخ شفاهی معتقدند که اگرچه در آن دوران تجمع و اعتراض علنی چندان ممکن نبود، اما همین مقاومت‌های روزمره و خانه‌نشینی‌های طولانی نیز نوعی کنش اجتماعی محسوب می‌شد. جامعه در فضایی آکنده از خفقان زندگی می‌کرد و حتی کوچک‌ترین شکل‌های مقاومت نیز معنایی فراتر از یک رفتار فردی پیدا می‌کرد.

 چادرهایی که در آستین پنهان می‌شدند
شاید یکی از عجیب‌ترین روایت‌های آن دوران به زنان خوزستان تعلق داشته باشد.
در شهرهایی مانند دزفول، شوشتر و سوسنگرد، برخی زنان لباس‌هایی با آستین‌های گشاد و بلند دوخته بودند. آنان روسری یا چادری سبک را در آستین لباس پنهان می‌کردند. هنگام خروج از خانه، ظاهرشان مطابق خواسته ماموران به نظر می‌رسید. اما به محض آنکه از محل دور می‌شدند، پارچه پنهان‌شده را بیرون می‌آوردند و دوباره بر سر می‌گذاشتند. روایت شده است که حتی برخی ماموران از دیدن این صحنه متعجب می‌شدند و می‌پرسیدند چگونه ممکن است زنی که دقایقی پیش کشف حجاب شده، دوباره پوشش خود را به دست آورده باشد. این روایت‌های کوچک، تصویری بزرگ‌تر از آن سال‌ها ارائه می‌کنند؛ سال‌هایی که زنان ایرانی حتی در محدودترین شرایط نیز راه‌هایی برای حفظ آنچه بخشی از هویت خود می‌دانستند، پیدا می‌کردند.

میراث گوهرشاد؛ زخمی که به حافظه تاریخی ایران بدل شد
سیاست کشف حجاب پیامدهایی فراتر از تغییر پوشش بر جای گذاشت. برای بخشی از زنان، خانه‌نشینی و محدود شدن حضور اجتماعی یکی از نخستین نتایج این سیاست بود. از سوی دیگر، شکافی عمیق میان دولت و بخش‌هایی از جامعه ایجاد شد؛ شکافی که به سادگی ترمیم نشد.
شاید مهم‌ترین پیامد این دوره، تغییر معنای چادر و حجاب در حافظه اجتماعی ایرانیان بود. چادر دیگر فقط پوششی برای پوشاندن بدن تلقی نمی‌شد؛ برای بسیاری به نمادی از هویت و مقاومت تبدیل شد.
بیش از ۹۰ سال از کشتار مسجد گوهرشاد می‌گذرد. نسل‌ها تغییر کرده‌اند و ایران تجربه‌های تاریخی بسیاری را پشت سر گذاشته است. با این حال، نام گوهرشاد همچنان زنده مانده است؛ زیرا آنچه در آن روزها رخ داد، تنها نزاعی بر سر نوع پوشش نبود. این واقعه به بخشی از حافظه تاریخی ایرانیان درباره نسبت دولت و جامعه، سنت و تجدد و حق مردم در حفظ سبک زندگی و هویت فرهنگی خود تبدیل شده است! شاید به همین دلیل است که هر بار سخن از حجاب و تحولات آن به میان می‌آید، صدای آن رگبارهای دوردست و تصویر زنانی که روسری خود را در آستین پنهان می‌کردند، بار دیگر در حافظه جمعی ایرانیان زنده می‌شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.