آگاه: سید موسی صدر، شخصیتی است که در تقاطع سنت و مدرنیته، دین و سیاست و فرهنگهای ایرانی و عربی ایستاد و با اندیشهها و اقدامات خود، تاثیری شگرف بر تحولات فرهنگی-دینی منطقه گذاشت. او نه تنها یک فقیه برجسته، بلکه یک مصلح اجتماعی و سیاستمداری عملگرا بود که تلاشهایش مرزهای جغرافیایی و مذهبی را درنوردید. امام موسی صدر به عنوان یک شخصیت بیهمتا، توانست مفاهیم دینی را در خدمت مسائل روز جامعه قرار دهد و با رویکردی نوگرا، دین را وارد میدان زندگی انسان معاصر کند. از این رو، در این متن به واکاوی ریشههای فکری او، بررسی نقش حیاتیاش در لبنان و در نهایت، تحلیل معمای پیچیده و فراملی ناپدید شدنش میپردازیم؛ معمایی که با گذشت بیش از چهار دهه، همچنان نماد پرسشهای بیجواب در منطقه است.
تحول، از قم تا صور
سیدموسی صدر در ۱۴خرداد سال۱۳۰۷ هجری شمسی (۴ژوئن ۱۹۲۸میلادی) در شهر مقدس قم و در خانوادهای شهره به علم و اجتهاد متولد شد. نسب خانوادگی او از طریق پدرش، آیتالله سید صدرالدین صدر، به خاندان سادات اهل روستای شحور در منطقه جبل عامل لبنان میرسد. پدرش جانشین موسس حوزه علمیه قم، آیتالله شیخ عبدالکریم حائری و از مراجع بزرگ زمان خود بود. این پیشینه خانوادگی، از همان ابتدا مسیر زندگی او را به سمت تحصیلات دینی و مسئولیتهای بزرگ رهبری در جامعه شیعه سوق داد.
موسی صدر تحصیلات خود را با رویکردی متفاوت از سایر روحانیون زمانه آغاز کرد. او همزمان با طی مراحل تحصیلات حوزوی به تحصیل علوم جدید پرداخت. پس از گذراندن مقاطع ابتدایی و دبیرستان، در سال۱۳۲۹ (۱۹۵۰میلادی) به عنوان اولین روحانی دانشجو و دانشگاهی وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد و در رشته حقوق در اقتصاد به تحصیل پرداخت. این ترکیب تحصیلات حوزوی و دانشگاهی، زمینهساز شکلگیری یک شخصیت فکری تلفیقی در او شد. این دو مسیر آموزشی، دو نظام فکری متفاوت را در او ادغام کردند: عمق و جامعیت فقه شیعه از حوزه و رویکرد نظاممند، تحلیلی و اجتماعی علوم جدید از دانشگاه. این تلفیق فکری، علت اصلی توانایی او در حل مسائل اجتماعی-سیاسی با مبانی دینی است که او را از یک روحانی سنتی متمایز میکند. او توانست با نگاهی نوگرا و کارآمد، دین را ابزاری برای بهبود زندگی و حل مشکلات جامعه و در مسیر پیشرفت معرفی کند. این نگرش، بنیان اندیشه اجتماعی و فرهنگی او را تشکیل داد که بعدها در لبنان به بار نشست.
آغاز رسالتی نو در لبنان
در اواخر سال۱۳۳۸ (اواخر ۱۹۵۹میلادی)، امام موسی صدر به دنبال توصیههای حضرات آیات بروجردی، حکیم و شیخ مرتضی آل یاسین و بنابر وصیت رهبر فقید شیعیان لبنان، علامه سید عبدالحسین شرفالدین، سرزمین مادری خود را به سوی لبنان ترک کرد. این هجرت، آغازی بر یک رسالت جدید در شهر صور بود. اهداف اصلی این مهاجرت، اصلاح امور فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه شیعیان لبنان از یک سو و استفاده از ظرفیتهای منحصربهفرد این کشور برای نمایاندن چهرهای عادلانه، انساندوست و متناسب با زمان از مکتب اهلبیت به جهانیان از سوی دیگر بود.
امام موسی صدر در مدت اقامت ۲۰ساله خود در لبنان، نقش محوری در سازماندهی و توانمندسازی شیعیان ایفا کرد. او ابتدا با تاسیس مجلس اعلای اسلامی شیعیان لبنان در سال۱۳۴۸ شمسی (۱۹۶۹میلادی)، اولین نهاد رسمی را برای سازماندهی امور شیعیان که تا پیش از آن فاقد یک ساختار متحد بودند، پایهگذاری کرد. او با اجماع آرا به ریاست این مجلس انتخاب شد. این اقدام، نه تنها به شیعیان هویت و تشکیلات بخشید، بلکه باعث شد امام خمینی در پاسخ به برخی فضلا، امام صدر را «امید خود برای اداره حکومت پس از شاه» بنامد.
در پی ناتوانی دولت وقت لبنان در دفاع از جنوب کشور در برابر حملات مکرر رژیم صهیونیستی، امام موسی صدر «حرکت محرومین» را تاسیس کرد. این جنبش به سرعت با استقبال عمومی مواجه شد. شاخه نظامی این جنبش با عنوان «افواج المقاومة اللبنانیة» یا به اختصار «امل»، در سال۱۳۵۴شمسی (۱۹۷۵میلادی) و با همکاری شهید مصطفی چمران بنیان گذاشته شد. هدف از تاسیس این جنبش، دفاع از هویت و موجودیت شیعیان در کشوری بود که با وجود داشتن بیشترین جمعیت طایفهای، محرومترین و مظلومترین طایفه محسوب میشدند. این اقدام نه تنها به دفاع نظامی از شیعیان کمک کرد، بلکه باعث شد جوانان شیعه از پیوستن به احزاب چپ و گروههای فلسطینی دور شوند و به حزب خودشان بپیوندند.
مبارزه فرامرزی برای صلح و عدالت
تلاشهای امام صدر تنها به سازماندهی شیعیان محدود نشد. او در لبنان به عنوان یک پیامآور صلح و وحدت ملی شناخته میشد و در رویکردی مستقیم در مقابل تئوری «برخورد تمدنها» قرار گرفت. او لبنان را چشمانداز آشکار آینده جهان و نمونهای برای تمدن آینده میدانست که در آن، ادیان مختلف میتوانند در صلح و همزیستی زندگی کنند. اندیشه مرکزی او، دین در خدمت انسان بود و ادیان را ابزاری برای تعالی بشر میدید. در سخنرانی تاریخی خود در کلیسای کبوشین بیروت، تاکید کرد که ادیان یک هدف واحد دارند: «دعوت به سوی خدا و خدمت به انسان.»
زمانی که جنگ داخلی لبنان آغاز شد، امام صدر این جنگ را اقدامی وحشیانه، بیهدف و در خدمت رژیم صهیونیستی دانست که نقشهای برای تجزیه لبنان بود و توسط هنری کسینجر طراحی شده بود.
او برای پایان دادن به این جنگ بیمعنا، اقدامات گستردهای انجام داد. یکی از این اقدامات، اعتصاب غذای تاریخی او در مسجد الصفا در مجتمع آموزشی عاملیه در بیروت بود که در آن اعلام کرد تا توقف جنگ، مسجد را ترک نخواهد کرد. این عمل، فشار زیادی بر دولت و رهبران جنگ وارد کرد و به سقوط کابینه انجامید. او همچنین رهبران مسلمان و مسیحی را گرد هم آورد تا به جهانیان نشان دهد این درگیری، جنگی میان اسلام و مسیحیت نیست. او معتقد بود که صلح واقعی در جهانی متنوع امکانپذیر است و این امر با گفتوگو، عدالت و پذیرش تفاوتها به دست میآید.
روایتی چندلایه در پروندهای فراملی
در اوت۱۹۷۸ (شهریور۱۳۵۷)، امام موسی صدر با دو همراه خود، شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین، به دعوت رسمی معمر قذافی، دیکتاتور لیبی، برای یک دیدار رسمی به طرابلس سفر کردند. آخرین باری که این هیات مشاهده شد، در تاریخ ۳۱اوت۱۹۷۸ بود. پس از آن، آنها در شرایطی مبهم و پیچیده ناپدید شدند. این واقعه، زخمی کهنه در جهان اسلام و به خصوص در لبنان ایجاد کرد که با گذشت بیش از چهار دهه، هنوز التیام نیافته است.
ناپدید شدن امام موسی صدر یک رویداد جنایی ساده نبود، بلکه یک نقطه تقاطع بود که در آن، چندین توطئه و رقابت منطقهای همزمان شدند. در طول سالها، روایتهای متناقضی پیرامون سرنوشت او مطرح شده است. روایت رسمی لیبی که سالها بر آن اصرار داشتند، این بود که امام صدر و همراهانش لیبی را به مقصد رم در ایتالیا ترک کردهاند. اما دادستانی ایتالیا پس از تحقیقات، این ادعا را تکذیب کرد و به این نتیجه رسید که آنها هرگز به ایتالیا نرسیدهاند.
نظریه قتل به دستور قذافی به عنوان اصلیترین گمانه مطرح است. برخی منابع، انگیزه قذافی را رقابت سیاسی با صدر به عنوان یک رهبر کاریزماتیک جهان اسلام میدانند. برخی دیگر، مانند عبدالمنعم الهونی، از عاملان کودتای ۱۹۶۹لیبی، میگویند که پس از یک بحث تند درباره مذهب تشیع، قذافی به شدت از پاسخهای صدر خشمگین شده و دستور قتل او را صادر کرده است.
با این حال، گزارشهای دیگری، به ویژه پس از سقوط قذافی، حکایت از زنده بودن امام صدر در زندانهای لیبی داشتند. فرزند شیخ محمد یعقوب، دکتر علی یعقوب، این ناپدید شدن را یک «توطئه فراملی» میداند که چند روز پس از آن، پیمان کمپدیوید امضا شد و رئیسجمهور مصر، انور سادات، به اسرائیل سفر کرد. او این واقعه را به تلاش رژیم صهیونیستی برای تضمین بقای خود مرتبط میداند. این تحلیلها نشان میدهند که هر یک از نظریهها فقط بخشی از پازل پیچیده را تشکیل میدهند. پرونده امام صدر در واقع نقطه تقاطعی است که چندین توطئه و رقابت منطقهای را در خود جای داده است: رقابت شخصی قذافی و صدر، تلاشهای رژیم صهیونیستی و آمریکا برای تغییر معادلات خاورمیانه و اختلافات درونگروهی جنبش آزادیبخش فلسطین.
فراتر از مرزهای مذهب و ملت
اندیشه «دین در خدمت انسان» ایده مرکزی میراث فکری امام موسی صدر است. او ادیان را ابزاری برای تعالی بشر میدانست و معتقد بود که دین نباید مانع پیشرفت و آزادی انسان شود. او در سخنرانیها و آثارش، بر آزادی به عنوان برترین سازوکار برای بسیج تواناییهای انسانی و برابری انسانها در پیشگاه خدا تاکید داشت. او همچنین بر ضرورت گفتوگوی بین ادیان و مذاهب برای دستیابی به صلح تاکید میکرد و خود نمونه عملی این رویکرد بود.
امروزه، موسسات متعددی به نام او در لبنان و ایران فعالیت میکنند که مهمترین آنها «موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر» در تهران و لبنان است. این موسسات با انتشار آثار، برگزاری همایشها و ثبت تاریخ شفاهی از نزدیکان و دوستان او، تلاش میکنند تا اندیشههای او را به نسلهای جدید معرفی کنند. مجموعه ۱۲جلدی آثار او تحت عنوان «گام به گام با امام موسی صدر» و همچنین پروژه «تاریخ شفاهی» که خاطرات و اسناد نزدیکانش را جمعآوری میکند، از جمله مهمترین اقدامات این موسسات هستند. این نهادها و فعالیتها نشان میدهند که معمای ناپدید شدن، هرچند تلخ و مبهم، نتوانست مانع از تاثیرگذاری اندیشههای او شود. همچنین از او زندگینامه خودنوشتی برجای مانده که با عنوان « کتاب آنچه خود گفت» که با ترجمه مهدی فرخیان منتشر شده است. این کتاب شامل متن مصاحبه ۱۱۰دقیقهای است که امام موسی صدر در نیمه دوم دهه ۷۰ میلادی با مونا مکی انجام داده است.
فقیهی برای جهان معاصر
امام موسی صدر چهرهای چندبعدی بود: فقیهی نواندیش، سیاستمداری عملگرا، مصلحی اجتماعی و پیامآور صلح. او در طول زندگی کوتاه و پربار خود، توانست هویت و جایگاه شیعیان محروم لبنان را احیا کند، نهادهای اجتماعی و سیاسی پایداری را تاسیس کند و الگویی از همزیستی مسالمتآمیز میان ادیان و مذاهب ارائه دهد. او با درکی عمیق از شرایط زمان، دین را از حصارهای سنتی رها کرد و آن را به ابزاری برای خدمت به انسان و جامعه تبدیل کرد. معمای ناپدید شدن او در لیبی، هرچند یک واقعه تلخ و غمانگیز بود اما نتوانست مانع از جاودانگی اندیشههایش شود. این پرونده فراملی که در آن رقابتهای شخصی، سیاسی و ایدئولوژیک در هم تنیده شدند، نشان داد که امام صدر شخصیتی بود که حضورش معادلات منطقه را به شدت تحت تاثیر قرار میداد و غیبتش نیز این تاثیرگذاری را به شکلی دیگر ادامه داد. با توجه به تحولات امروز منطقه و جهان، اندیشههای او در باب گفتوگوی ادیان، وحدت ملی و دین در خدمت انسان، بیش از هر زمان دیگری حیاتی به نظر میرسد. او چهرهای برای آینده بود و میراثش همچنان راهگشای مسیر صلح و عدالت در جهانی است که در آن، نیاز به درک متقابل و همزیستی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
آشنایی دیرهنگام با اندیشه صدر
مهدی فرخیان، پژوهشگر و مترجم آثار امام موسی صدر پیشتر در گفتوگویی درباره میراث فکری امام موسی صدر در ایران گفته بود: «ما در ایران با امام موسی بسیار دیر آشنا شدیم. در کشور ما حتی در میان جامعه نخبگان، ایشان را بیشتر به عنوان شخصیتی سیاسی میشناسند تا یک شخصیت علمی. در حالی که امام موسی صدر علیالخصوص در حوزه دینشناسی جایگاه بسیار مهمی دارند. متاسفانه اولین باری که مجموعه کاملی از اندیشه ایشان در ایران ترجمه و منتشر شد، مربوط به سال۱۳۹۶ است. تا پیش از آن، تنها آثار علمی ایشان در جامعه فارسی زبان برای سالهای متمادی، محدود به چند جزوه مختصری که مرحوم علی حجتی کرمانی ارائه کرده بود میشد که پیش از انقلاب منتشر شده بود. پس از آن تا سال۱۳۸۳ شاهد انتشار هیچ کدام از آثار ایشان در ایران نیستیم، تا مجددا مرحوم حجتی کرمانی اقدام به تدوین و انتشار مجموعه «نای و نی» کردند و تا حدی برای آشنایی مخاطبان فارسی زبان با آثار فکری و نظری ایشان فتح باب کردند.»
فرخیان با اشاره به این که در سالهای اخیر در برخی دانشگاهها و فضاهای علمی، پایان نامهها و مقالاتی با محوریت اندیشه امام موسی صدر در حال تحقیق است که گاه منتشر هم شدهاند، افزوده است: «درباره هیچ اندیشهای نمیتوان از لفظ تاریخ گذشته استفاده کرد. حتی اندیشهای که چند قرن قبل طرح شده است، امروز میتواند برای محققین نکات و دریافتهایی داشته باشد. اما علاوه بر آن بسیاری از موضوعاتی که امام موسی صدر درباره آنها نظریه پردازی کرده است، امروز هم همچنان برای ما زنده و تازه هستند. نظریات امام موسی صدر درباره حقوق زنان، رویکرد انسانی به دین، ابتکارات ایشان در فقه و شیوه اجتهادشان و توجه به این مسئله که دین باید در خدمت انسان باشد، همگی مسائل امروز جامعه ما هستند و بازخوانی و نقد آنها میتواند بهرههای فراوان برای امروز داشته باشد و نباید تنها به این دلیل که حیات امام موسی صدر متعلق به نیم قرن گذشته بوده است، اندیشه ایشان را فقط از زاویه نگاه تاریخی مورد بررسی قرار داد.»
این مترجم آثار امام موسی صدر در پایان تاکید میگوید: «امام موسی صدر بهرغم آنکه به عنوان یک روحانی روشنفکر عملکرد موفقی در لبنان داشتهاند اما نبایستی اندیشه ایشان را همچون کشکولی فرض کرد که پاسخ همه سوالات را میشود در آن یافت. ایشان در طول حیات خود راهی را رفتهاند که امروز ما با مراجعه به آن میتوانیم از روش، منش و اندیشه او میوههایی را برداشت کرده و استفاده کنیم.»
نظر شما