حجت‌الاسلام حسن روحانی، رئیس دولت‌های یازدهم و دوازدهم که در آخرین گفت‌وگوی تلویزیونی‌اش در مقام ریاست‌جمهوری گفته بود بعد از پایان ماموریت در پاستور به فعالیت علمی و فرهنگی روی می‌آورد، بعد از تحویل کلید نهاد ریاست جمهوری به شهید رئیسی، بیشتر وقت خود را صرف دیدار با مشاوران و اعضای کابینه‌اش، استانداران دولت تدبیر و امید و فعالان سیاسی و نمایندگان ادوار مجلس می‌کند.

حاشیه‌های دولت در سایه‌ روحانی

آگاه: دیدارهای منظم او با دولتمردانش تداعی‌کننده «دولت در سایه» است. داستان دولت در سایه از ۱۳۹۲ کلید خورد. جلیلی پس از شکست از روحانی، در بیانیه‌ای نوشت که «برای کمک به دولت و کم‌کردن کاستی‌ها، دولت سایه تشکیل می‌دهیم.» او از آن زمان با برگزاری جلسات در دفترش تحرکات دولتی‌ها را رصد می‌کرد، حتی بعد از پیروزی سیدابراهیم رئیسی باز مهم‌ترین مسائل روز با حضور صاحب‌نظران در قالب «دولت در سایه» بررسی می‌شد، اما هیچگاه این کنشگری‌ها با پالس مثبت حامیان روحانی (اصلاحات و اعتدال) روبه‌رو نشد. اما خود او (روحانی) بعد از وداع با کرسی ریاست جمهوری همان نسخه را تجویز کرد. بهمن ۱۴۰۰ خبری منتشر شده بود مبنی بر شروع فعالیت‌های غیررسمی رئیس‌جمهور سابق برای بازگشت به عرصه سیاسی کشور. براساس خبر منتشر شده: حسن روحانی هر هفته با اعضای دولت‌های یازدهم و دوازدهم جلسه دارد. به نظر می‌رسد این جلسات هفتگی، در راستای تصمیم احتمالی روحانی و نزدیکانش برای تشکیل دولت سایه است. از آن دوره تاکنون نه تنها در جلسات وقفه‌ای نیفتاده بلکه به صورت ثابت تشکیل می‌شود و در آن رئیس دولت وقت، هم از عملکرد هشت ساله‌اش دفاع می‌کند و هم پیرامون مهم‌ترین مسائل روز و بین‌الملل سخن می‌گوید.
آخرین دیدار او همین چند روز پیش با اعضای دولتش برگزار شد و نکاتی را بازگو کرد که حاشیه‌هایی به همراه داشت. او گفته است: «تکرار نشدن جنگ دست ماست.» این اظهارنظر در ظاهر بر اهمیت انسجام داخلی، بازدارندگی و مدیریت سیاست خارجی تاکید می‌کند، اما در لایه عمیق‌تر می‌تواند به نوعی تقلیل نقش دشمن در آغاز جنگ و حتی تطهیر عامل خارجی تجاوز تفسیر شود. 
در روابط بین‌الملل یک اصل بنیادین وجود دارد و آن اینکه جنگ همیشه تابع اراده دو طرف نیست، گاهی اراده یک طرف برای شروع کافی است. دشمنی که تصمیم به حمله داشته باشد، حتی در شرایط اقتدار داخلی کشور هدف نیز می‌تواند آغازگر جنگ باشد. بنابراین اینکه گفته شود «تکرار نشدن جنگ دست ماست»، به‌نوعی نقش اصلی متجاوز را نادیده می‌گیرد.
نکته دیگر آنکه: انسجام داخلی مهم است، اما جایگزین شناسایی و مهار تهدید خارجی نمی‌شود. وقتی گفته می‌شود جنگ در اختیار ماست، این پیام نیز منتقل می‌شود که اگر جنگی رخ داده، شاید نقصی در انسجام داخلی ما وجود داشته است. این نگاه ناخواسته شبیه این است که بگوییم «اگر دشمن حمله کرد، تقصیر خودمان است»
سردار شهید حاج‌قاسم سلیمانی پیش از این خطاب به دشمن گفته بود: «این جنگ را شما شروع می‌کنید، اما پایانش را ما ترسیم می‌کنیم.» دشمنی که جنگ را آغاز می‌کند، لزوما رفتار عقلانی، قابل پیش‌بینی یا مبتنی بر محاسبه هزینه-‌فایده ندارد. اگر چنین دشمنی را در قالب بازیگری «قابل بازدارندگی کامل» تصویر کنیم، عملا او را از انگیزه تجاوز تبرئه کرده‌ایم و مسئولیت او در وقوع جنگ را کاهش داده‌ایم. از روحانی که در زمان ریاست جمهوری‌اش می‌گفت در حوزه امنیت تخصص دارد، حداقل انتظار می‌رود در این حوزه با تدبیر بیشتر سخن بگوید و تکلیف خودش را نیز با «دولت در سایه» مشخص کند؛ با برگزاری این گعده‌ها چه برنامه‌ای برای بازگشت به قدرت دارد؟

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.