آگاه: پروژه مشترک سازمانهای جاسوسی موساد رژیم صهیونیستی و CIA آمریکا برای آشوب و جنگ خیابانی در ایران، کاملا لو رفته و افشا شده است. گیلعاد اردان، نماینده سابق رژیم اسرائیل در سازمان ملل در آنتن زنده شبکه ۱۲ اسرائیل رسما فاش کرد که موساد و CIA آمریکا برای اعتراضات ایران برنامه دارند و در حال مسلح کردن شورشیان هستند؛ آنها کار خود را بلدند!
سیما شاین، مدیر بخش ایران در موسسه مطالعات امنیتی اسرائیل نیز اعلام کرد که ما داریم خودمان را لو میدهیم و این روایت که شورشها در ایران کار موساد و CIA آمریکاست را تایید میکنیم! مایک پمپئو، وزیر خارجه سابق آمریکا نیز اعتراف کرد که ماموران موساد در ناآرامیهای ایران حضور دارند. مایک پمپئو که سابقه تصدی وزارت خارجه آمریکا و ریاست سازمان سیا را دارد در پستی در شبکه ایکس نوشت: سال نو مبارک به همه ایرانیانی که در خیابانها هستند. همچنین به هر مامور موسادی که در کنارشان قدم میزند!
کانال ۱۴ تلویزیون اسرائیل نیز که وابسته به حزب نتانیاهو است، مستقیما با یکی از عناصر آشوبگر در ایران ارتباط اینترنتی برقرار کرد و از او خواست تا همه جا را به آشوب بکشد.
تروریستهای نوظهور
نکته قابلتوجه در مورد اغتشاشات اخیر آن است که موساد و سازمان سیا در طول جنگ ۱۲ روزه تستهای مکرری روی گروهکهای تروریستی کلاسیک مانند منافقین، جیشالظلم و احزاب تروریستی و تجزیهطلب کردی انجام داده است، اما در جهتدهی عملیاتی به آنها ناموفق بودند. ازاینرو در آشوبهای دی ۱۴۰۴ به سراغ هستههای محدود و بهشدت کادربندی شده، چون ریاستارت، دراویش گنابادی، برخی جریانهای صوفی مسلک و نیز اراذلواوباش رفته و آنها را برای هدایت میدانی کوچ کردند. این تروریستهای نوظهور نیز به دلیل نداشتن برآورد دقیق از ظرفیتهای اجتماعی بهسرعت جریان آشوب را بهسوی اقدامات خشن و مسلحانه هدایت کرده و شکل ایستا به آن دادهاند. تزریق این سطح از خشونت بالا نشان داد آنچه درصحنه قابلمشاهده است نه یک اعتراض بلکه خشونتی سازمانیافته از سوی باندهای تروریستی است که با ثبت خشم کور درصدد پیوستسازی برای اقدامات شرارتبار محور آمریکایی و صهیونی در آینده خواهد بود.
در طراحی صورت گرفته روی این موضوع هدفگذاری شده است که خشونت سازمانی تا زمانی ادامه پیدا کند که نتانیاهو به مرز آمادگی نهایی برای جنگ رسیده و تناسبی بین اقدام از بالا و فشار تروریستی از پایین ایجاد شود. تا آن مرحله این هستههای تروریستی باید کنشگری ثابت بوده و نقش محرک هیجانی را داشته باشند. ترکیب عناصر درگیر با این هستههای خشونتزا نیز نشان میدهد طیفی از نوجوانان و جوانان احساسی با آنها همراهی مقطعی داشته و در روز اول از شکلگیری نیز شاگرد بازاریها به آنها، آغشتگی ناهمگون داشتهاند.
اما شواهد بسیاری وجود دارد که این پروژه تروریستی حالت مقطعی داشته و ترامپ با تعجیل در پذیرش نقش در آن، قمار بزرگی کرده است. فراموش نکنیم که در روز چهارم جنگ نیز ترامپ با نوشتن یک توییت خواهان تخلیه و تسلیم شدن مردم ایران شده بود. در آن روزها همین هستههای ترور و گروهکهای نامتقارن به آمریکاییها تضمین داده بودند که وارد فاز عملیاتی مسلحانه شده و تهران را فتح خواهند کرد. اما نهتنها سانتیمتری تحرک تروریستی باوجود فراخوانهای مکرر پیش نرفت، بلکه زیر ضرب عملیات آفندی رفت. از روز ششم جنگ جیدی ونس، معاون ترامپ برای وزیر خارجه کشورمان پیام آتشبس بیقیدوشرط فرستاد. در کانون شکلگرفته نیز اگر موج هیجان از فاکتور خشونت جدا شود، پروژه ترامپ دچار افت فشار شدید خواهد شد.
البته باید به این موضوع نیز توجه کرد که خط پایان این پروژه تروریستی نیاز به فرم جدیدی از انسجام ملی و اتحاد در میان عموم جامعه دارد. گروههای سیاسی با هر سلیقه و مرامی باید مداخله خارجی را محکوم و با آن مرزبندی روشن کنند. دادن تزهایی چون رفرمیسم توافقساز زمانی معنا مییابد که فاصله لازم با مؤلفه بیرونی بهاندازه کافی رعایت شده باشد. در این آزمون افرادی چون مولوی عبدالحمید در مسجد مکی باید نقش خود را بهدرستی بازی کنند!
موساد، تجزیه، اغتشاش
در روزهای گذشته برخی از هستههای مرتبط با جریانات تروریستی و خشونتطلب در نقاط مختلف کشور اقدام به حمله به اموال عمومی و سلب آسایش و مصادره اعتراضات به حق مردم کردند که باوجود ناچیز بودن این افراد و عدم استقبال جامعه از فراخوانهای آنها برای اغتشاش و آشوب، در رسانههای غربی و خصوصا صهیونیستی، با حمایت گسترده و بزرگنماییهای قابل توجه و اغراقآمیزی مواجه شد. تا آنجا که چندین تن از مقامات رژیم تروریستی صهیونیستی که دستشان به خون هزاران نفر از مردم ایران، از جمله زنان و کودکان آلوده است، به حمایت از آشوب این هستههای محدود از آشوبگران پرداختند تا شاید با چنین تنفس مصنوعی بتوانند جریان آشوب و اغتشاش را زنده نگهدارند.
رژیم صهیونیستی در چهار دهه گذشته، از ابزار و شیوههای متنوعی علیه مردم و کشور ایران استفاده کرده است. از تقویت اغتشاشات داخلی، فضاسازیهای التهابی، حمایت از گروههای منافقین، کمک به تروریستهای افراطی تا انجام حملات نظامی غیرمستقیم و مستقیم به خاک ایران.
یکی از مسائلی که نقش و ردپای صهیونیستها به وضوح در آن مشاهده میشود، حمایت و تقویت گروههای تجزیهطلب در نقاط مختلف کشور تحت عنوان حمایت از مبارزان آزادیخواه است و اولین نمونههای علنی آن که صهیونیستها صراحتا به آن اشاره کردند، در سال گذشته نمایان شد که یکی از مصادیق دقیق آن، مقاله مردخای کیدار است.
مردخای کیدار، افسر بازنشسته موساد در تاریخ ۱۳ مارس ۲۰۲۴ میلادی مقالهای با عنوان ملتهای غیر فارس، راز سرنگونی نظام ایران را در روزنامه جروزالم پست منتشر کرد. این نویسنده انگشت روی نقطهای حساس، یعنی تحریک احساسات قومی و نژادی گذاشته است. او طرحی ارائه کرده است که بر اساس آن ایران به ۶کشور تجزیه شود و هر کدام از قومیتهای غیر فارس یک کشور مستقل تشکیل دهند. صهیونیستها که در یک دهه گذشته به منظور حفظ دروغهای خود در رابطه با عدم دشمنی با مردم و تمامیت ارضی ایران تلاش میکردند تا به صورت رسمی و آشکار به همکاریهای خود با تجزیهطلبان داخل ایران اشاره نکنند، طی چند سال اخیر و بهخصوص پس از شکست در دستیابی به اهداف خود در جنگ تحمیلی ۱۲روزه، اکنون عملا رویکرد خود را تغییر داده و صراحتا از لزوم فعال کردن هستههای تجزیهطلب، منافقین و جریان اپوزیسیون داخلی در ایران میگویند.
در همین رابطه، وبسایت مجله نیوزویک در گزارشی مشروح به بررسی این مسئله پرداخته و به نقل از یک مقام سابق رژیم صهیونیستی نوشت: در حالی که جنگ ۱۲ روزه در ایران تمام شده و این کشور در حال آماده کردن خود برای نبرد احتمالی دیگری است، اسرائیل سلاحی مخفی در زرادخانه خود علیه جمهوری اسلامی ایران حفظ کرده است: اقلیتهای قومی که به دنبال سرنگونی حکومت و استقلالطلبی هستند.
تحلیلگران و مقامات سابق اسرائیلی به نیوزویک میگویند که بحثها درباره حمایت از چنین فعالیتهایی در حالی که تنشها در سراسر غرب آسیا همچنان در حال جوش و خروش است، در حال برجستهتر شدن است. از جمله این افراد، عران لهاو، تحلیلگر سابق اطلاعات نیروی اسرائیل و پژوهشگر ارشد در انجمن دفاع و امنیت اسرائیل است.
او بهتازگی گزارشی تدوین کرده که راههایی را شناسایی میکند که اسرائیل میتواند فشار بیشتری بر ایران وارد کند، از جمله از طریق تقویت شراکت با گروههای اپوزیسیون ایرانی مستقر در داخل و خارج از ایران. در زمانی که فراخوانها برای قیامهای مردمی از سوی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل و رهبران مخالف ایرانی تا حد زیادی محقق نشده، این گزارش نتیجه میگیرد که امید به تنهایی کافی نیست و تنها کمکهای مادی، از جمله تسلیحات و لجستیک، میتواند اپوزیسیون را قادر به اقدام قاطع کند.
نظر شما