آگاه: نقشه روز سیزدهم جنگ ۱۲ روزه این بود که آشوب و اغتشاش در ایران بستری برای اقدامات و عمل گروههای تروریستی باشد تا علاوه بر اقدامات داعشگونه علیه نیروهای انتظامی و امنیتی ـ که منجر به شهادت شمار زیادی از نیروها شد ـ از میان مردم عادی در خیابانها اعم از زنان و کودکان و رهگذران، کسبه و راکبان وسایل نقلیه و همچنین مشارکتکنندگان در اعتراض و آشوب و اغتشاش نیز شمار زیادی کشته شوند! از همین رو اقدامات تروریستی گسترده، نظیر حمله به کسبه و مغازهها و فروشگاههای در حال فعالیت، انبارها، وسائل حملونقل عمومی، مراکز دولتی و انتظامی، پایگاههای بسیج و کلانتریها، به شدیدترین روشهای جنایتکارانه در دستورکار قرار گرفت و به مرحله اجرا گذاشته شد. توییتی هم که توسط ترامپ در میانه آشوب زده شد مبتنی بر این سیاست بود تا به بهانه حمایت از آشوبگران، ماهی خود را از آب گلآلود بگیرد.

نقش سرویسهای امنیتی در اغتشاشات
نقش سرویسهای امنیتی در اغتشاشات اخیر آشکارتر از همیشه بود. چرا که انسجام و اتحاد ملت ایران بعد از جنگ ۱۲ روزه برای رژیم صهیونیستی خطرناکتر از پهپادها و تجهیزات ایرانی است. تجربه جنگهای هشت سال دفاع مقدس و ۱۲ روزه نشانگر این است که وقتی دشمن احساس کند مقداری از این انسجام دچار چندپارگی شده، کار برای ورود آمریکا و رژیم صهیونیستی آسان میشود تا بتواند آنچه را که میخواهد جاری سازد. برای همین اگر مردم انسجام و اتحاد خود را حفظ کنند به طرق مختلف بهدنبال از بین بردن آن است بنابراین از جنگ اقتصادی شروع میکند تا نارضایتیهای حاصله منجر به دخالتهای سیاسی و در آخر حضور نظامی شود که سرانجام همه آنها حضور استعماری است؛ همان کاری که بارها با کشورهای دیگر انجام دادهاند.
تروریستهای آموزشدیده
در آشوبهای اخیر، اشرار و تروریستهای سازمانیافته و آموزشدیده وابسته به موساد که اغتشاش را در پوشش اعتراض بازار شروع کرده بودند، پس از عدم همراهی مردم، پرده را کنار زده و چهره واقعی خود را نشان دادند و با آتشافروزی و جنایت و شرارت، جای خالی مردم را در پروژهای که سفارش گرفته بودند، پر کنند! عموم مردم با وجود گلایههای اقتصادی بهحق، حاضر نشدند دست دوستی به دشمن دهند؛ چراکه به چشم خود دیده بودند زخم تحریم اقتصادی ظالمانه و حمله جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل، همچنان تازه است.
نشانهها و علائم حضور مرئی و نامرئی سرویسهای اطلاعاتی آنقدر واضح است که حتی مرور آنها هم صحنه را برای هر ناظر منصف بیرونی روشن میکند. تعدادی از گروهکهای تروریستی تجزیهطلب که در پشت مرزهای کشور کمین کردهاند و سالهاست در آرزوی جدا کردن بخشی از خاک ایران اسلامی هستند حالا به تحریک موساد و بعضی دیگر از سرویسهای امنیتی بیگانه به تکاپو افتادهاند تا دست ناپاک خود را به حریمهای شهری و ترور و کشتار شهروندان برسانند. در سوی دیگر، بروز نشانههای آشوب در روزهای نخست چنان بعضی از مقامات رژیم صهیونی را به وجد آورد که عنان از کف داده و بعضا با زبان فارسی از آشوب و ناامنی حمایت کردند.
رقابت اغتشاشگران با داعش و منافقین
جنایتهای امروز اغتشاشگران یادآور جنایات منافقین و ترورهای کور مردمی آنان در دهه ۶۰ است. در این اقدامات تروریستی، انواع سلاحهای گرم و سرد، مواد منفجره دستساز، قمه، تبر، چاقو، تیغ ـ که عوامل مرتبط با آمریکا و رژیم صهیونیستی در روزهای گذشته نحوه ساخت و بهکارگیری آنها را بهطور گسترده در فضای مجازی و شبکههای تحت فرماندهی خود آموزش دادند ـ از سوی تروریستهای حاضر در میدان بهکار گرفته شده است. تروریستهای وابسته به موساد علاوه بر قتل و کشتار با سلاحهای گرم و سرد، در مواردی با قطع سر یا خفگی یا آتشزدن مردم، سعی در ایجاد رعب و وحشت داشتند!
آمریکا و رژیم صهیونیستی در جریان اغتشاشات اخیر نیز اقدام به برنامهریزی مشخص کردند؛ سیا و موساد سازمانهای جاسوسی آمریکا و اسرائیل، در اغتشاشات اخیر، تیمهای عملیاتی و آموزش دیده خود را به خط و اقدام به فعال کردن سرپلها و رابطهای خود کردند. عناصر میدانی وابسته به موساد و سیا، با دستور صادره در پنجشنبه و جمعه شب، حملات خرابکارانهای را در شهرهای سراسر ایران آغاز کردند؛ هر چند که تعداد این عناصر زیاد نبود، اما این عناصر و عوامل با شرایط هیجانی که ایجاد کردند، برخی نوجوانان و جوانان را فریب داده و با خود همراه کردند.
تصور آنها این بود که شرایط اقتصادی در روزهای اخیر زمینه نسبی را برای ایجاد آشوب و اغتشاش فراهم میکند؛ اینکه مردم نگرانی اقتصادی دارند و از این نگرانی مردم، شرایطی را برای اجرای طرحهای خود فراهم کنند، اما مردم استقبالی از این عناصر و عوامل آمریکا و رژیم صهیونیستی نکردند و در همه شهرها وارد این برنامه نشدند و این عوامل را تنها گذاشتند. بر همین اساس، تیمهای عملیاتی وابسته به موساد و سیا در بسیاری از شهرها دست به ایجاد آتشسوزی و تحریق اموال عمومی زدند، اما باز هم پیشبینی عوامل پشت صحنه این اغتشاشات درست نبود؛ تصور آنها این بود که با تیمهای عملیاتی و میدانی و با سلاحهای توزیع شده و پولهای هزینهشده، موفق به فروپاشی اجتماعی در ایران میشوند، اما تیر آنها باز هم به سنگ خورد.
نتیجهگیری
ایران، از دانش فنی، نیروی انسانی و انگیزه لازم برای بازسازی برنامه هستهای برخوردار است. در این میان اسرائیل تلاش دارد به صورت مستمر، در این بازسازی اخلال ایجاد کند و ایران را در وضعیت ابهام، فرسایش و تردید راهبردی فرو ببرد. بنابراین دائما از شکافهای داخلی در سطح ادراکی، رسانهای و غیرمستقیم استفاده میکند، به نحوی که از تبدیل فشار خارجی به انسجام ملی جلوگیری شود. خطر اصلی، لحظاتی است که تهدید خارجی موجب همبستگی اجتماعی در ایران میشود.
اسرائیل با تمرکز بر اعتراضات و درگیر کردن کشور به فضای امنیتی با هدف تشدید تدریجی فرسایش اعتماد در داخل بهدنبال اعمال فشار از درون کشور است. چرا که در این صورت عملی مطلوبتر از جنگ را انجام داده و ضمن حفظ فشار مستمر و فرسایشی خطر عدم انسجام را نیز بهعنوان تهدیدی برای مسئولان نظام نزدیکتر از آنچیزی که هست نشان میدهد. حفظ ایران در وضعیت فرسایش دائمی، امکان بازیابی نقش راهبردی، انباشت قدرت و برنامهریزی بلندمدت را مختل میکند.
نظر شما