تاریخ معاصر ایران در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شاهد ظهور پدیده‌ای بود که فراتر از چارچوب‌های مرسوم روزنامه‌نگاری، به یک نهاد فرهنگی و میانجی‌گر سیاسی بدل شد. کیومرث صابری‌فومنی، ملقب به گل‌آقا، شخصیت منحصر به فردی بود که توانست در میانه تلاطم‌های سیاسی و اجتماعی، سازه‌ای از مدارا بنا کند که هر دو سوی حاکمیت و مردم را به یک نقطه مشترک برساند. او با تکیه بر دانش عمیق خود در ادبیات تطبیقی، طنزی را پایه‌گذاری کرد که نه برای تخریب، بلکه برای ترمیم پیوندهای اجتماعی طراحی شده بود. صابری همچون یک مهندس روابط انسانی، به مسئولان یاد داد که مقابل آینه طنز بایستند و به اشتباهات خود بخندند تا راه برای اصلاح آنها هموار شود.

نیـــش مشفقانه نوش جــاودانــه

آگاه: صابری‌فومنی در هفتم شهریور ۱۳۲۰ در صومعه‌سرا متولد شد؛ دورانی که ایران تحت تاثیر پیامدهای جنگ جهانی دوم و اشغال نظامی بود. درگذشت زودهنگام پدر و سنگینی بار معاش بر دوش مادری که در مکتب‌خانه قرآن تدریس می‌کرد، صابری را از همان کودکی با مفاهیم رنج و استواری آشنا ساخت. او که تحصیلات خود را در رشته ادبیات تطبیقی دانشگاه تهران به پایان رسانده بود، پیش از آنکه به چهره تبدیل شود، یک معلم بود. این پیشینه آموزشی، در تمام طول فعالیت‌های طنزپردازی او نیز سایه افکند؛ چرا که او همواره به طنز به مثابه یک ابزار آموزشی و آگاهی‌بخش نگاه می‌کرد. فعالیت او در مجله توفیق و همکاری نزدیک با برادران توفیق، او را با ظرایف طنز مطبوعاتی آشنا کرد، اما آنچه صابری را از دیگران متمایز می‌ساخت، توانایی او در پیوند دادن این تجربه ژورنالیستی با واقعیت‌های میدان سیاست بود.

مترجم زبان مردم به گوش قدرت
بسیاری صابری را فقط یک منتقد دولت می‌دانند، اما هنر اصلی او در واقع ترجمه بود! او خشم، استیصال و مطالبات لایه‌های پایین‌تر جامعه را می‌گرفت و آن را به زبانی دیپلماتیک، رندانه و در عین حال شنیدنی برای صاحبان قدرت تبدیل می‌کرد. صابری نشان داد که برای شنیده شدن، لزوما نباید فریاد زد؛ او معتقد بود که نفوذ یک لبخند تلخ، گاه از صد بیانیه تند بیشتر است. او در واقع یک میانجی‌گر فرهنگی بود که اجازه نمی‌داد رشته پیوند میان مردم و حاکمیت در دوران پرچالش پس از جنگ کاملا از هم گسیخته شود. او با خلق شخصیت‌های نمادین، یک دیالوگ خیالی اما بسیار موثر میان حاکمیت و مردم برقرار کرد. شخصیت‌هایی چون «ممصادق »که صدای مردم محروم بود و «شاغلام» که با وجود حضور در آبدارخانه، هوش و ذکاوت مردم را نمایندگی می‌کرد، ابزارهای صابری برای این ترجمه بودند. این رویکرد باعث می‌شد که حتی تندترین انتقادات اقتصادی و اجتماعی، در قالب دیالوگ‌های آبدارخانه‌ای مطرح شوند و به جای برانگیختن خشم مسئولان، آنها را به تامل وادار کنند. صابری با بهره‌گیری از ساختار زبانی متون کلاسیک همچون گلستان و مرزبان‌نامه، به نقد خود وجهه‌ای تمدنی و ریشه‌دار می‌بخشید که رد کردن آن برای مسئولان دشوار بود.

نیـــش مشفقانه نوش جــاودانــه

اخلاق نقد مشفقانه در عصر تکثر و دوقطبی‌ها
در فضای سیاسی ایران که همواره مستعد چندقطبی شدن بوده است، صابری مفهومی را احیا کرد که می‌توان آن را نقد صمیمی یا نقد مشفقانه دانست. او با کسانی شوخی می‌کرد که با آنها دوستی و قرابت داشت؛ به این معنا که نقد او نه از سر کینه‌توزی بیگانه، بلکه از سر دلسوزی یک هم‌وطن بود. پارادوکس عجیب زندگی او در این بود که چطور می‌توان زمانی منصب سیاسی داشت و زمانی جدی‌ترین منتقد سیاست‌های دولت بود؟ پاسخ در این واقعیت نهفته است که او حقیقت را فدای مصلحت نمی‌کرد اما در عین حال ادب را هم فدای صراحت نمی‌کرد. او معتقد بود طنز مطبوعاتی یعنی نشان دادن کژی‌ها و بیدار کردن خفته‌ها با یک شاخه گل، نه کوبیدن بر سر آنها با یک چماق. این رویکرد اخلاقی باعث شد که او نه‌تنها نفوذ و محبوبیت خود را در میان عموم مردم حفظ کند، بلکه مقبولیت بی‌نظیری نیز نزد مدیران و مسئولان داشته باشد.

از شوخی با امام تا دوستی با رهبر شهید
رابطه صابری با مدیران و مسئولان در ایران، یکی از جالب‌ترین فصول زندگی اوست. این پیوند از سال‌های ابتدایی انقلاب و دوستی صمیمانه با شهید رجایی آغاز شده بود؛ کسی که صابری را به عنوان مشاور امین و نخستین همکار خود برگزید و این اعتماد تا زمان شهادت رجایی ادامه یافت. او همواره پیوند عمیقی با رهبری داشت و مجله خود را به صورت منظم نزد ایشان می‌فرستاد. آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر شهید ما با سعه صدر از کار او حمایت کرده و در نامه‌ای به او فرمودند: «طنز صادق و دلسوزانه باید همه نقاط معیوب، به‌خصوص آنها را که کمتر به چشم می‌آیند و آنها که بیشتر به علم و اطلاع همگان از آن نیاز است، هنرمندانه ببیند و بنمایاند. امروز جامعه و نظام انقلابی ما با دشمنانی روبه‌رو است که همه ابزارهای محسوس و نامحسوس را برای ضربه زدن و جریحه‌دار کردن مردم و نظام و انقلاب به کار می‌برند. برای آگاه کردن ذهن مردم از خدعه دشمن، چه وسیله‌ای از طنز هنرمندانه و شیرین و زیرکانه، بهتر و کاری‌تر؟»
او در یکی از خاطراتش از شوخی خود با امام خمینی (ره) می‌گوید: «یادم است یک زمانی امام شطرنج را آزاد کرده بودند. روزنامه‌ها نوشتند که حضرت امام فتوایشان راجع به شطرنج و موسیقی و... آمد. من دو کلمه حرف حساب را با فاکس می‌فرستادم اطلاعات. آن زمان یک چیزی نوشتم که فقط هم به بیت رفت و فقط هم پیش سیداحمد آقا رفت زیر دست امام آمد و آن این بود که حضرت امام که قبلا ماهی اوزون‌برون را آزاد کرده بودند و بعدا شطرنج را آزاد کرده بودند و راجع به موسیقی هم این را گفتند و خدا ایشان را زنده نگه داشته باشد، همان اصطلاحی که خود مردم گفتند که خدا ایشان را طول عمر همراه با عزت عنایت بفرماید که به تدریج کم کم بقیه چیزها را هم آزاد بکنند تا ما در آخر عمری یک کیفی کرده باشیم، «خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه‌دار!» حجت‌الاسلام دعایی این دو کلمه حرف حساب را فاکس کرده بود. سیداحمد هم بلافاصله خدمت حضرت امام برده بود که امام خندیده بودند.
در دوره سازندگی نیز، اگرچه دولت هاشمی‌رفسنجانی سوژه اصلی نقدها و کاریکاتورهای گل‌آقا بود، اما تحمل بالای شخص هاشمی و معاون اولش، حسن حبیبی، فضایی برای نقد اقتصادی فراهم کرد.
شاغول حدشناسی و مرز میان طنز، هجو و هزل
یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های حرفه‌ای صابری، داشتن یک شاغول ذهنی بود که با آن مرزهای دقیق میان انواع شوخی را اندازه می‌گرفت. او به خوبی آگاه بود که در فضای حساس سیاسی ایران، عبور از مرز طنز و لغزیدن به دامنه هجو یا هزل می‌تواند به قیمت نابودی یک رسانه تمام شود. صابری طنز را درمانی برای دردهای جامعه می‌دید و معتقد بود طنز گل‌آقایی باید چنان نجیب باشد که فرزندان کسانی که سوژه طنز شده‌اند نیز از خواندن آن لبخند بزنند.
او فضایی امن برای خندیدن به خود در میان مسئولان ایجاد کرد و ثابت کرد که می‌توان با رعایت عفت کلام، تندترین انتقادات را مطرح کرد. این حدشناسی باعث شد که او بتواند برای سال‌ها روی لبه تیغ حرکت کند و همزمان رضایت مدیران و مردم را جلب کند. او با ابداع کلماتی همچون چپلکی کار کردن یا اذناب و اصحاب، زبان جدیدی برای توصیف ناکارآمدی‌های اداری آفرید.
رابطه میان کیومرث صابری و دکتر حسن حبیبی، باید به عنوان یک الگوی کلاسیک در علوم سیاسی و ارتباطات تلقی شود. حسن حبیبی ۱۲ بهمن ۱۳۹۱ درگذشت. مردم او را با عنوان معاون اول می‌شناختند. مرحوم حبیبی در دو دولت هاشمی‌رفسنجانی و دولت نخست سیدمحمد خاتمی، معاون اول رئیس‌جمهور بود. اما او در میان مردم ایران با ویژگی دیگری هم شناخته شد که امروزه کمتر دیده می‌شود و آن، انتقادپذیری بود. هفته‌نامه گل‌آقا که از سال ۱۳۶۹ تا ۱۳۸۱ منتشر می‌شد در اکثر شماره‌های خود تصویر حسن حبیبی را به عنوان نماد دولت در قالب کاریکاتور منتشر می‌کرد. در آن مرحله به دلیل لباس روحانیت هاشمی‌رفسنجانی، کاریکاتوریست‌ها به حبیبی به عنوان نماد دولت می‌پرداختند و کاریکاتورهایش زینت‌بخش شمارگان هفته‌نامه گل‌آقا بود.
خیلی‌ها هفته‌نامه گل‌آقا را با حبیبی و حبیبی را با گل‌آقا می‌شناختند. حتی گل‌آقا خود نیز در یکی از شماره‌هایش به این موضوع اعتراف کرده بود.
گل‌آقا، طنزپردازانش و کاریکاتوریست‌هایش به صورت هفتگی و ماهانه و سالانه، سیلی از انتقادات ریز و درشت را در قالب طنز نوشتاری و کاریکاتور منتشر می‌کردند و در اختیار مردم قرار می‌دادند اما هیچ‌گاه مشاهده نشد حبیبی کمترین انتقادی به این وضعیت داشته باشد. گل‌آقا سال‌ها کاریکاتور حبیبی و وزیران کابینه‌هایش را منتشر کرد و مردم و مسئولان را با طعم انتقاد در قالب طنز آشنا کرد.

ماندگاری میراث صابری‌فومنی
در آبان ۱۳۸۱، صابری در تصمیمی ناگهانی انتشار هفته‌نامه گل‌آقا را متوقف کرد. او علت این کار را دلایل شخصی خواند و تا پایان عمر روزه سکوت خود را در این باره نشکست. با این حال، تغییر فضای مطبوعاتی پس از دوم خرداد ۷۶، ظهور طنزنویسانی با سبک‌های تهاجمی‌تر و پیشرفت بیماری سرطان خون، از عوامل احتمالی این تصمیم ذکر شده است. صابری سرانجام در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۳ چشم از جهان فروبست.
میراث او فراتر از یک مجله باقی ماند. او ثابت کرد که می‌توان دردهای یک ملت را روی کاغذ آورد، با تندترین زبان‌ها نقد کرد، اما نجابت را فدای هیجان نکرد. صابری معماری بود که مدارا را نه به عنوان یک شعار، بلکه به عنوان یک سبک زندگی سیاسی بنا نهاد. او به ما یاد داد که طنز، سلاحی برای جنگیدن نیست، بلکه پلی است برای فهمیدن. صابری با عصای معروف و لبخند رندانه‌اش ثابت کرد که بزرگ‌ترین قدرت، در نفوذ آرام و نجیبانه در قلب‌ها و ذهن‌هاست. میراث او امروز برای جامعه‌ای که تشنه گفت‌وگو و درک متقابل است، یک ضرورت حیاتی به شمار می‌رود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.