آگاه: حضرت آیتالله خامنهای در دیدار روز سهشنبه مردم آذربایجان شرقی با تشریح ابعاد فتنه آمریکایی دی ۱۴۰۴ و تاکید بر ضرورت تحلیل ابعاد این فتنه توسط اهل فکر و تحلیل فرمودند: راجع به این فتنه، من در یک کلمه به شما بگویم: عزیزان من! آنچه اتفاق افتاد، یک «کودتا» بود که شکست خورد. اینجور نبود که فرض کنیم یک عده جوان یا غیر جوان در یک جایی عصبانی شدند، حرکتی کردند، اقدامی کردند، اعتراضی کردند یا اغتشاشی کردند؛ نه، بیش از این حرفها بود؛ کودتا بود، منتها این کودتا زیر پای ملت ایران له شد. ...دشمن چه قبول بکند، چه قبول نکند، این کودتایی که با این همه زحمت، با این همه خرج، با این همه پیشبینی، آن را در داخل کشور فراهم کرده بودند، به خاک نشست و شکست خورد و ساقط شد. این اتفاقی بوده که افتاده. قضیه، قضیه مهمی است، قضیه کوچکی نیست. رسانه «KHAMENEI.IR »برهمین اساس، برای بررسی زمینهها، ابعاد، چگونگی شکست فتنه آمریکایی-صهیونی دی ۱۴۰۴ و برنامههای احتمالی دشمن برای آینده، با سردار سرتیپ پاسدار مجید خادمی، رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفتوگو کرده است که در ادامه میخوانید:
سردار! آیا در فتنه اخیر، دستگاه امنیتی غافلگیر شد؟
بروز جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و شکست خفتبار رژیم صهیونیستی که متاثر از تصمیم حکیمانه و سریع رهبر انقلاب در انتصاب فرماندهان، انسجام ملی حول محور رهبری و ایران عزیز، هماهنگی تمامی شئون حاکمیت، بیگانهستیزی تاریخی مردم و برخورد قاطع و دشمنشکن نیروهای مسلح با تجاوز دشمن بود، برآوردها از میزان انسجام داخلی کشور نزد سرویسهای اطلاعاتی را تغییر داد؛ چه اینکه آنها براساس خطای محاسباتی، فکر میکردند با آغاز حمله به ایران، مردم ناراضی به خیابانها آمده و نظام را سرنگون میکنند. حتی نخستوزیر رژیم هم در روز دوم جنگ، صراحتا از مردم ایران خواست که به خیابانها بیایند.
این خطای برآوردی و شکست ناشی از آن، نقشه عملیاتی دشمن را از اولویت جنگ نظامی به ایجاد آشوب در کشور با هدف تضعیف انسجام ملی تغییر داد. حتی برخی سرویسهای امنیتی دوست ما هم به این نقشه اشاره کرده بودند. آنها به صراحت به ما میگفتند که «دشمن برنامههای خود را برای ضربه نظامی به ایران کنار نگذاشته و در حال حاضر تلاشهای خود را نه برای حمله نظامی مستقیم، بلکه ایجاد آشوب داخلی و بیثباتی در ایران معطوف داشته است.» برای عملیاتیسازی این پروژه دشمن به چند ماه برنامهریزی و زمینهسازی نیاز داشت. تلاشهای دشمن برای ایجاد و تثبیت حالت انتظار «نه جنگ و نه صلح» و معتبرسازی سایه جنگ در کنار ایجاد تکانهها و فشار اقتصادی به کشور برای بهرهگیری از زمینههای موجود در کشور، در همین راستا تحلیل میشود. همزمان از سویی عملیات شناختی چند لایه و بالا بردن سطح خشونت در محیط فضای مجازی و از سوی دیگر، شبکهسازی گسترده در شبکههای اجتماعی در دستور کار سرویسهای اطلاعاتی قرار گرفت تا در موعد مشخص، امکان «ضربه بزرگ» فراهم شود.
برای همین هم از همان روزهای ابتدایی توقف جنگ، تمامی تلاشها برای پیشگیری و مدیریت گستره و عمق آشوب احتمالی آغاز شد که دعوت و احضار ۲۷۳۵ نفر از عناصر مرتبط با شبکههای ضدامنیتی، ارشاد ۱۳ هزار نفر از عناصر آسیبپذیر، آگاهسازی اقشار، اصناف و جمعیتهای در معرض تهدید، کشف ۱۱۷۳ قبضه سلاح جنگی و شکاری غیر مجاز و شناسایی ۴۶ نفر از اعضای شبکه همکار سرویسهای بیگانه، بخشی از تلاشهای صورت گرفته، فقط در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده است. با این توصیف، قطعا اگر تلاشهای صورت گرفته توسط نهادهای امنیتی و انتظامی نبود، آشوب اخیر به مراتب بزرگتر و خشونتبارتر از وضعیت رخ داده بود. در خصوص غافلگیری هم باید بدانیم که این موضوع را میتوان به ابعاد مختلفی همچون غافلگیری اطلاعاتی، غافلگیری عملیاتی، غافلگیری در «باور» به احتمال بروز آشوب، غافلگیری در زمانبندی و نوع مواجهه با خیابان و... تقسیم کرد. در خصوص این آشوب نیز از حدود سه ماه قبل، گزارشات متعددی ناظر به بررسی راهبردی و بروز هشدار در خصوص برنامه هفت مرحلهای دشمن برای پروژه براندازی در کشور به مقامات تصمیمگیر در لایه اطلاعاتی تهیه و ارسال شد. اقدامات متعددی هم در خصوص اشراف و پیشگیری از بروز اغتشاش در کشور انجام پذیرفت. بخشی از تصور غافلگیری هم به دلیل تصمیم دشمن مبنی بر استفاده از خشونت افسارگسیخته است. شاید اگر سوءاستفاده آشوبگران از صفوف معترضین، حمایت و ورود مستقیم دشمن به حمایت سیاسی و امنیتی، استفاده افراطی از روشهای خشونتآمیز توسط آشوبگران آموزش دیده و احتیاط نیروهای حافظ امنیت برای مدیریت پروژه کشتهسازی نبود، آشوب رخ داده خیلی زودتر از این مهار میشد.
آیا ارزیابی خاصی از هدف استراتژیک نهایی این عملیات ترکیبی (تغییر نظام، بیثباتی گسترده، ایجاد تروریسم شهری و تخریب اعتماد عمومی) از نظر نهادهای امنیتی وجود دارد؟
برای درک مقصد نهایی آشوب رخ داده در دی، اول باید بدانیم که راهبرد قطعی دشمن، نه تضعیف یا مهار، بلکه «تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران» است که آشوب داخلی و مداخله نظامی خارجی، وظیفه تسهیل و به نتیجه رساندن این راهبرد را بر عهده دارند. در واقع این راهبرد ضد ایرانی در ادامه راهبرد مقاومتزدایی از منطقه و مرجعیت بخشی به رژیمصهیونیستی در منطقه تعریف میشود. به شکلی که آمریکاییها معتقدند، متاثر از عملیات طوفانالاقصی و کاهش چشمگیر مشروعیت رژیم صهیونیستی در افکار عمومی دنیا، تمامی تلاشها باید معطوف به تضعیف همهجانبه دشمنان و حتی رقبای این رژیم باشد و به تعبیر دیگر آمریکاییها میخواهند همه را قربانی منافع رژیمصهیونیستی کنند. اما شکست رژیم از ایران در جنگ ۱۲ روزه، پیروزی متحدان جریان مقاومت در انتخابات پارلمانی عراق، شکست در پروژه خلع سلاح حزبالله در لبنان و عدم تسلیم انصارالله در یمن، از نشانههای شکست آمریکا در قدرت بخشی به رژیم در منطقه است. با فهم دقیق این وضعیت، جایگاه و اهمیت آشوب دی در تلاش برای تضعیف اقتدار جمهوری اسلامی ایران و مقاومت، بهتر تحلیل میشود. دشمن میداند که اگر نتواند مقابل تقویت مؤلفههای قدرتآفرین مقاومت و مخصوصا جمهوری اسلامی ایران بایستد، به زودی باید شاهد افول نفوذ و قدرت متحد راهبردی خود در منطقه باشد. از سوی دیگر، همانطوری که در پاسخ به سوال قبل اشاره شد، این آشوب، مقدمه و پیشزمینه حمله نظامی مجدد به کشور و تداوم تلاش برای تسلیمسازی ملت ایران ذیل راهبرد فوق به شمار میرفت که با هوشیاری مردم و تلاش تمامی نهادهای انتظامی و امنیتی ناکام ماند.
برخی فتنه دی ۱۴۰۴ را بزرگترین اقدام تروریستی طراحی شده توسط دشمن پس از انقلاب میدانند. در سوال اول به برنامه هفتمرحلهای دشمن در خصوص براندازی نظام اسلامی اشاره کردید. در صورت امکان، جزئیات بیشتری از این هفت گام را ارائه بفرمایید.
در این آشوب دشمن تلاش کرد با استفاده از زمینههای اقتصادی، شناختی، سیاسی، امنیتی و خارجی موجود، تمامی تجارب اندوخته از فتنههای پیشین را برای اثربخشی سریع و گسترده بهکار گیرد. به طور کلی دشمن برای به نتیجه رساندن پروژه اصلی خود در این آشوب، هفت مرحله را طراحی و برنامهریزی کرده بود:
۱. بروز اعتراض و تبدیل آن به اعتصاب به عنوان سلاح نامرئی در تحت فشار قرار دادن نظام؛ برای همین در مقاطع مختلف و در موارد متعدد (پیش از این مقطع) تلاش کرده بود تا با شکلبخشی به اعتراضات و اعتصابات مصنوعی، چنین وضعیتی را ایجاد کند. در آشوب اخیر نیز با سوءاستفاده از اعتراض اقتصادی برخی صنوف، مسیر مدنی و مسالمتآمیز اعتراضات صنفی را به سمت خشونت هرچه بیشتر هدایت کرد تا به اهدافش برسد.
۲. حمله به اماکن و مقرها با هدف تخریب رینگ امنیتی کشور که مسئولیت تامین امنیت عمومی جامعه را بر عهده دارند؛ همانطوری که در جنگ ۱۲ روزه نیز دشمن تلاش کرده بود با بمباران این مراکز نظیر قرارگاه ثارالله، یگان فاتب، سازمان بسیج و... به توان امنیتی کشور آسیب بزند.
۳. کشتهسازی و بروز اقدامات خشن با هدف سوءاستفاده از عواطف و احساسات داخلی و بهرهبرداری از فشار خارجی.
۴. القای ناتوانی و ناکارآمدی نظام در مدیریت چالشهای اقتصادی، اجتماعی و امنیتی کشور با هدف تحریک گروهکهای ضدانقلاب برای امکانپذیری براندازی و ایجاد ناامیدی در آحاد ملت.
۵. عملیات سایبری و خرابکارانه علیه زیرساختهای خدماتی و متهمسازی نظام به ناکارآمدی با هدف ضربه زدن به زیست عادی جامعه و ایجاد نارضایتی در بین مردم که طبق معمول، حملات متعددی به توان زیرساختی کشور در حوزههای مالی، مخابراتی و ... صورت پذیرفت و با تلاشهای صورت گرفته در مجموعههای فنی کشور، ناکام ماند.
۶. اتصال هسته اعتراضی به هسته تروریستی با به میدان آوردن گروهکهای تروریستی در عمق و جدار مرزی.
۷. پشتیبانی خارجی و انجام عملیات ویژه و حمله نظامی توسط آمریکا که بارها توسط مقامات رسمی این کشور اعلام و مقدمات میدانی آن فراهم شد.
در واقع دشمن، تمامی ابزارها و امکانات در سطوح اطلاعاتی و عملیاتی خود را برای بالا بردن میزان اثربخشی این آشوب بهکار گرفته بود؛ تا حدی که باز هم، مقامات رسمی غربی، برای حمایت و تحریک آشوبگران آشکارا به صحنه آمدند. براساس اظهارنظر یکی از دیپلماتهای اروپایی در یک نشست محرمانه، قرار بود «در گام اول نتیجه بخشی این مراحل، شاهد اشتعال اعتراضات، اغتشاشات و جنگ به صورت غیرمتمرکز و خارج از پایتخت، در گام دوم چرخش بحران به مرکز و پیرامون مرکز و در گام سوم، پیشروی نهایی به سمت بیرون از پایتخت باشیم. همچنین اینگونه طرحریزی شده بود که انواع دودستگی و انشقاق بین ساختاری و دستگاههای امنیتی و ارکان حاکمیت شکل گیرد» که باز هم تیر آنها به سنگ خورد.
نظر شما