آگاه: وی در خصوص مسئله کتابخوانی مردم ایران و سرانه مطالعه گفته است: حدود ۲۰ سال است که درباره فرهنگ عمومی مطالعه میکنم و به آن علاقهمند هستم؛ سرانه مطالعه و علاقهمندی مردم به مطالعه هم درون فرهنگ عمومی جا میگیرد. یک مغلطه و سفسطهای وجود دارد و آن این است که ممکن است ما به صورت عادی درباره خودمان قضاوت کنیم که مردم بسیار بافرهنگی هستیم، پیشینه فرهنگی، تاریخ غنی و دانشمندان بسیار بزرگی داریم و تعداد تحصیلکردههای ما و تعداد نخبگان ما در سراسر جهان زیاد است. همه اینها شاخصهای خوبی هستند برای اینکه بگوییم ما مردم فرهنگمداری هستیم اما در حوزه فرهنگ عمومی مواردی که ذکر شد همه شاخصها نیست. فرهنگ عمومی و فرهنگی که مردم با آن متولد میشوند، زندگی میکنند، ازدواج میکنند و با آن میمیرند، مجموعه شاخصهایی دارد که ملتی را در مسیر توسعه قرار میدهد، یکی از آنها مطالعه است. ملتی که مطالعه میکند به راحتی و بهتر میتواند مسیرهای درست و غلط را تشخیص دهد و انتخابهای بهتری داشته باشد و در مسیر توسعه بهتر جلو میرود؛ به همین جهت، میبینید شاخصهای مطالعه در کشورهای توسعهیافته بیشتر است.
زمانی که میگوییم ۴۰ و چند درصد از مردم ایران کتاب میخوانند، ما همه دانشجویان و دانشآموزان و کتابهایی را که به صورت اجباری در نظام رسمی آموزشی میخوانند، در این سرانه محاسبه میکنیم اما در حقیقت در فرهنگ عمومی کتاب یعنی اینکه شما به یک کتاب یا چند ژانر علاقه داشته باشید و به صورت غیراجبار آن را دنبال کرده و در ماه یا در هفته چند کتاب بخوانید و با کتاب مأنوس باشید فارغ از اینکه که کلاس و دانشگاه میروید یا نه. مشکل ما اینجاست. بهرغم اینکه ایران یکی از کشورهایی است که حداقل در منطقه خاورمیانه از نظر تعداد عناوین کتاب نسبت به همه کشورهای عربی و شمال آفریقا یا منطقه برتری دارد، همه کتابها مورد علاقه مردم نیست.
مردم ما با کتاب، مأنوس نیستند
بهنظرم چیزی فراتر از قیمت کتاب وجود دارد و آن معرفی کتاب خوب به افراد است؛ یعنی تا زمانی که یک کتاب خوب معرفی نشود، ممکن است کتابی به دست شما برسد که حوصله شما را سر ببرد و زمانی که حوصلهتان سر برود دیگر کتاب نمیخوانید و زده میشوید. علاوه بر آنکه عناوین کتاب زیاد است اما تعداد کتابهای خوبی که در دانشآموز و دانشجو و مردم عادی برای مطالعه انگیزه ایجاد میکند، بسیار کم است. همچنین دسترسپذیری نیز بسیار کم است، هرچند الآن شیوههای نوین مانند کتابهای الکترونیک و کتاب صوتی سعی کردهاند این دسترسپذیری را زیاد کنند. اما مردم هنوز با کتاب مأنوس نشدهاند، منظورم آموزشهای رسمی نیست، کتابی که به عنوان سرگرمی و اوقات فراغت در منزل روزانه یک یا چند ساعت مطالعه میکنید. در یکی از سفرهای خارج از کشورم، سوار کشتیای شده بودم که از اتفاق جایی رسیدیم که طوفانی بود. ما ترسیده بودیم. من چند نفر را مشاهده کردم، بدون اینکه توجهی به طوفان داشته باشند دارند کتاب میخوانند. حس میکردم آرامش عجیبی دارند و انگار در این دنیا نیستند. مشخصا کتاب آنقدر جذبه داشت که این افراد را به سمت خود میکشاند.
هرچند با وضعیت فعلی و افزایش قیمت کاغذ و مواد چاپ بحران عظیمی پیش روی نشر قرار گرفته که بر میزان مطالعه و خرید کتاب تاثیر میگذارد اما به زعم من دلیل اصلی پایین بودن سرانه مطالعه قیمت کتاب نیست بلکه ما تولیدکنندگان کتاب خوبی هستیم که نتوانستهایم بسته به نیاز و علاقه مردم کشورمان کتاب تولید کنیم. گاه میگوییم دانشآموزان و دانشجویان ما خیلی کتاب کم میخوانند یا فقط کتاب درسی میخوانند اما اینگونه نیست، من دانشجویان و دانشآموزانی را سراغ داریم که هفتهای سه کتاب میخوانند؛ یعنی هنوز کسانی هستند که با کتابهای فیزیکی ارتباط دارند، از اتفاق این دانشآموزان و دانشجویان از قشر آسیبپذیر هستند و از پول توجیبیشان کتاب میخرند. چرا؟ چون به منابعی از کتابهای خوب دسترسی پیدا کردهاند، به ژانری یا به تاریخ علاقهمند شدهاند و میخواهند به نهایت آن موضوع و ژانر برسند و میخواهند همه چیز را در آن بدانند. زمانی که به این نقطه برسیم، کتاب سبب میشود افراد حرفهای در حوزه مطالعه تربیت شوند که آنها حکمای آینده هستند.
کتاب ارزان تولید کردن، انگیزه برای مطالعه را افزایش نمیدهد
هرگز آموزش رسمی نمیتواند با آموزش غیررسمی و مطالعه رقابت کند؛ مثلا ما استادی به نام استاد سیدمحمد محیططباطبایی داشتیم؛ استاد محیططباطبایی دیپلمه دارالفنون بود و هیچ مدرک تحصیلی دیگری نداشت اما در حوزه علوم سیاسی، حقوق، ارتباطات، تاریخ و ادبیات سرآمد استادان زمان خود بود. ایشان در دهه ۱۳۶۰ فوت کرد. دریایی از دانش بود. استادان دارای مدرک دانشگاه تهران، در رشتههایی که گفتم، چهارشنبهها میرفتند منزلش از او درس میگرفتند. ایشان تمام دانش خود را با مطالعه به دست آورده بود نه با مدرک. حتی زمانی که دانشگاه تهران میخواست به او دکترای افتخاری بدهد ایشان قبول نکرد یا مرحوم عبدالله انوار در حوزه معماری، ریاضی، فلسفه و ادبیات سرآمد دوران خود بود. به گمانم ایشان دیپلمه دارالفنون بود ولی دریایی از دانش بود و همه به او تأسی میکردند. ما بیش از حد درگیر مدرک و تحصیلات آکادمیک شدهایم نه برای درس بلکه برای عنوان و اعتبار آن در دولت؛ اما مطالعه ربطی به این چیزها ندارد بلکه باید از دوران کودکی انگیزه مطالعه به وجود بیاید. شخصی که مطالعه میکند بدون تردید در زندگیاش موفقتر است، آرامتر است، کمتر پرخاشگر است و کمتر اشتباه میکند. کمتر در زندگی کاری و زندگی شخصی دچار تزلزل میشود.
این مدیر انتشارات در پاسخ به این سوال که آیا ارزانی کتاب موجب پرطرفدار شدن آن میشود یا نه؟ توضیح داده است: زمانی که میگویم کتاب ارزان باشد، یعنی موادی که برای تولید کتاب استفاده میشود، در طول زمان پایدار نیست و ممکن است کاغذ، مرکب یا جلد کتاب از بین برود و تکنیکهایی که بعد از چاپ باعث ماندگاری میشود، ممکن است نداشته باشد. بسیاری از کتابهای مرجع با کیفیت خوب منتشر میشوند و قیمت گران. اما الان بسیاری از ناشران، هم به منظور دسترسپذیر کردن و هم برای کاهش هزینههای خود، از کاغذهایی استفاده میکنند که ارزانترین کاغذهاست، تکنیکهای اضافه بعد از چاپ را استفاده نمیکنند که موجب زیبایی میشود، جلدهای سادهای استفاده میکنند و حتی برخی از کارها مانند طراحی جلد کتاب را به هوش مصنوعی سپردهاند که نخواهند هزینهای بدهند و سعی کردهاند قیمتها را پایین بیاورند. این کار انجام شده و انجام میشود اما نکتهای وجود دارد و آن اینکه که قبلا تیراژها بالا بود. هرچه تیراژ بالا برود، هزینههای چاپ پایین میآید، چون تیراژ پایین آمده و علاقهمندی کمتری به کتاب وجود دارد، لذا این تعادل بین قیمت خیلی سخت شده است.
فقط حمایت نیست. اگر صرفا حمایت کنید و کتاب مجانی در اختیار مردم قرار دهید، علاقه نمیآورد، یکی از مواردی که انگیزه میشود این است که یک نفر پول بابت کتاب بدهد. در منطقه زندگی خود با همراهی همشهریهای خود کتابخانه بزرگی ایجاد کردهایم اما کتابخوان ندارد. چرا؟ چون احساس میکنند برای زیبایی ایجاد شده است، حتی مخاطبانی هستند که داخل کتابخانه کتاب نمیخوانند بلکه گعده میگذارند.
لذا کتاب ارزان تولید کردن، انگیزه برای مطالعه را افزایش نمیدهد. عوامل دیگری است مانند معرفی کتاب. انجمنهایی کتاب را تحلیل میکنند. کتاب ارزش افزودهای دارد و ممکن است یکی برای شما تفسیر کند یا تحلیل کند و ممکن است جمعهایی باشند که درباره کتاب صحبت کنند یا کتابی مکمل کتاب دیگر باشد. انجمنها و انجیاو های مروج کتاب نقش مهمی دارند و در این سالها کارهای بزرگی انجام شده است و در بسیاری از شهرستانها و مناطق محروم انجمنها در معرفی کتاب به دانشجویان و دانشآموزان، جوانها، افراد پیر و زنان نقش مهمی داشتهاند اما بهنظرم هنوز کمرنگ است.
نظر شما