آگاه: از ابتدای سال تحصیلی مدارس به دلایل مختلفی چون آلودگی هوا، ناترازی انرژی، سرما و یخبندان و البته اغتشاشات تعطیل شدهاند. امروز هم که شما این مطلب را میخوانید سرما و یخبندان موجب تعطیلی مدارس در بیشتر استانهای کشور شده است. آنچه در ابتدا یک مسئله موقتی به نظر میرسید، اکنون نشانهای از مشکلات عمیقتر در مدیریت منابع، زیرساختها، اولویتبندی آموزش و ناتوانی در مقابله با عوامل محیطی و انرژی است.
آمار تعطیلیها: از اوج کرونا تا رکوردهای جدید
طی سه سال گذشته، از ابتدای سال ۱۴۰۰ شمسی تا پایان سال ۱۴۰۳ و ورود به سال ۱۴۰۴، مدارس ایران به طور متوسط بیش از ۵۰ روز در هر سال تحصیلی تعطیل شدند یا به آموزش غیرحضوری روی آوردهاند. در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰ که اوج همهگیری کرونا بود، بیش از ۸۰ تا ۹۰ درصد روزهای سال تحصیلی به صورت غیرحضوری گذشت و مدارس در اغلب ماهها کاملا بسته بودند. این رقم معادل ۱۵۰ تا ۱۸۰ روز آموزش مجازی یا تعطیلی کامل بود. در این روزها، شبکه شاد و برنامههای تلویزیونی آموزشی به عنوان ابزار اصلی به کار گرفته شدند، اما گزارشهای متعدد از وزارت آموزش و پرورش، رسانهها و کارشناسان نشان داد که این روشها نتوانستند جایگزین مناسبی برای تعاملات حضوری، نظارت مستقیم معلم و محیط پویای کلاس باشند و منجر به افت تحصیلی شدید – تا ۵۰ درصد در برخی مقاطع – و افزایش کودکان بازمانده از تحصیل تا ۱۷ درصد شدند.
در سالهای پساکرونا، گرچه تعطیلیها کاهش یافت، اما تغییر شکل داد و به دلایل محیطی و زیرساختی مانند آلودگی هوا، سرمای شدید، بارش برف و کمبود انرژی (ناترازی گاز و برق) ادامه یافت. در سال ۱۴۰۱ حدود ۳۰ تا ۴۰ روز تعطیلی پراکنده عمدتا در کلانشهرها به ویژه تهران رخ داد و در سال ۱۴۰۲ این رقم به ۴۰ تا ۵۰ روز رسید. اما سال ۱۴۰۳ رکورددار بود. بیش از ۵۰ روز تعطیلی در کل کشور، از جمله ۲۴ روز تنها در سه ماه پاییز و زمستان (آبان سه روز، آذر ۹ روز، دی ۱۲ روز) به دلایل برودت هوا، بارش برف، ناترازی انرژی و آلودگی هوا. در بهمن ۱۴۰۳ نیز چهار روز اضافی و در اسفند دو روز دیگر مدارس تعطیل شدند. تهران در این سه سال حدود ۱۰۰ روز تعطیلی تجربه کرد، در حالی که استانهای جنوبی کمتر تحت تاثیر این مسئلهها بودند.
وضعیت تعطیلات در سال ۱۴۰۴ نیز ادامهدار بوده است. در پاییز، آلودگیهوا و در زمستان ورود تودههای سرما و کمبود شدید گاز، منجر به تعطیلی گسترده در استانهای متعدد شد. برای مثال در آذر و دی مدارس در بیش از ۱۵ تا ۱۸ استان (مانند تهران، البرز، مازندران، گیلان، گلستان، زنجان، قم، سمنان، کرمانشاه، کردستان و غیره) به دلیل سرما، یخبندان و مدیریت مصرف انرژی تعطیل یا غیرحضوری اعلام شدند. در بهمن نیز ادارات
۲۷ استان تعطیل و مدارس کل کشور غیرحضوری شدند. آموزش غیرحضوری در بیش از ۷۰ تا ۹۰ درصد این روزها اعمال شد، اما کیفیت پایین شبکه شاد، دسترسی نابرابر به اینترنت پرسرعت و تجهیزات دیجیتال در مناطق روستایی و محروم، بسیاری از دانشآموزان را عملا از یادگیری موثر محروم کرد. حتی در برخی گزارشها، از هر چهار روز، تنها یک روز مدرسه حضوری بوده و سه روز تعطیل یا مجازی اعلام شده است.
جهانی بودن چالش: الگویی تکراری
باید گفت این پدیده منحصر به ایران نیست و در بسیاری از کشورهای دیگر نیز به دلیل آلودگی هوا، تغییرات اقلیمی شدید و بحرانهای انرژی تکرار شده است. در هند، به ویژه دهلی نو، مدارس هر سال در فصل پاییز و زمستان به دلیل سطوح شدید آلودگی (بالای ۳۰۰-۵۰۰ AQI) تعطیل یا آنلاین میشوند. برای مثال در نوامبر ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ میلیونها دانشآموز تحت تاثیر تعطیلات قرار گرفتند و فعالیتهای ساختوساز نیز متوقف شد. پاکستان نیز در لاهور و استان پنجاب در نوامبر ۲۰۲۴ مدارس را برای هفتهها بست و هزاران نفر به دلیل غبارآلودگی شدید بستری شدند. تایلند در ژانویه ۲۰۲۵ صدها مدرسه در بانکوک را تعطیل کرد و در ویتنام، کامبوج و چین نیز شهرهای بزرگ حضور در مدارس را محدود کردند. گزارشها نشان میدهد که ۹ مورد از
۱۰ شهر آلودهترین جهان در سال ۲۰۲۵ در آسیا بودهاند.
علاوه بر آلودگی، سرمای شدید در اوکراین (ژانویه ۲۰۲۶) به دلیل دمای زیر صفر و حملات به زیرساختها، در آلمان (ژانویه ۲۰۲۶) به دلیل یخزدگی و طوفانهای برفی در آمریکا و کانادا مدارس را تعطیل کرده است، هرچند زمان تعطیلی آنها کمتر از ایران بوده است. گرمای افراطی نیز در بنگلادش و فیلیپین در آوریل ۲۰۲۴ میلیونها کودک را از مدرسه دور کرد. گزارش یونیسف و بانک جهانی حاکی از آن است که در سال ۲۰۲۴ حداقل ۲۴۲ میلیون دانشآموز در ۸۵ کشور به دلیل رویدادهای اقلیمی دچار مشکل آموزش شدند و از سال ۲۰۲۲ تاکنون بیش از ۴۰۰ میلیون دانشآموز در جهان روزهای تحصیلی را از دست دادهاند، رقمی که در کشورهای کمدرآمد تا ۱۸ روز در سال در مقابل ۲، ۳ روز در کشورهای ثروتمند بوده است. گرچه در ایران، ترکیبی از آلودگی هوا و کمبود انرژی باعث تعطیلیهای مکرر میشود و اغلب کشورها نیز به آموزش آنلاین روی میآورند، اما افت تحصیلی و نابرابری آموزشی گزارش شده در ایران به این دلیل است که هنوز آموزش آنلاین جا نیافتاده و سازمانهایی مانند یونیسف هشدار میدهند که این تعطیلیها بحران یادگیری جهانی را بدتر میکند و ایران نیز باید به دنبال راهکاری برای آن باشد.
پیامدهای یادگیری: افت کوتاهمدت و خسارتهای بلندمدت
همانطور که معلوم است، تعطیلیهای مکرر یادگیری را به شدت مختل میکند. مطالعات جهانی نشان میدهد هر هفته تعطیلی میتواند معادل از دست رفتن دو تا چهار هفته یادگیری باشد، به ویژه در دروس پایه مانند ریاضی و ادبیات و این امر منجر به کاهش نمرات آزمونها تا ۰.۱۴ تا ۰.۱۷ انحراف معیار استاندارد میشود که معادل ۰.۴ تا ۰.۵ سال تحصیلی است. در هند افزایش دما نرخ قبولی را سه درصد پایین آورده، در پاکستان تعطیلیهای غبارآلودگی، نمرات را کاهش داده و نابرابری را تشدید کرده است به طوری که دختران تا ۱۵ درصد یادگیری کمتری دارند و در برزیل گرما و آلودگی درآمد مادامالعمر را تا ۱۵ درصد کم کرده است. گزارش بانک جهانی تاکید میکند که در کشورهای کمدرآمد دانشآموزان ۱۸ روز تحصیلی را از دست میدهند که به شکاف اقتصادی بلندمدت منجر میشود.
دوران کرونا به عنوان نمونه بزرگ جهانی، افت یادگیری معادل هفت ماه را نشان داد. در آمریکا نمرات ریاضی کلاس هشتم هشت امتیاز افت کرد و ۴۰ درصد پیشرفت قبلی از دست رفت، البته این افت بیشتر برای فقرا محسوس بود، اقلیتها و پسران تا ۰.۱۷ انحراف معیار استاندارد را داشتند و آموزش آنلاین نابرابری را افزایش داد. نرخ فارغالتحصیلی و ورود به دانشگاه چهار تا پنج درصد کاهش یافت، اشتغال ۱.۳ درصد پایین آمد و درآمد سالانه تا ۳.۴ درصد کمتر شد. ضرری که در مقیاس جهانی به تریلیونها دلار میرسد.
در ایران نیز وزیر آموزش و پرورش در سال ۱۴۰۴ اعلام کرد که تعطیلی ۲۴ روزه مدارس (معادل یک ماه کامل) به دلیل آلودگی هوا و ناترازی انرژی خارج از کنترل آموزش و پرورش بوده و تاثیر زیادی بر افت تحصیلی داشته است. افت تحصیلی پایه دوازدهم در سال ۱۴۰۴ حدود ۴۳ درصد گزارش شده، نمرات نهایی پایه دوازدهم نسبت به سال قبل ۵۸ درصد کاهش یافته و میانگین نمرات نهایی دوره نظری افت کرده است. پیشبینی میشود نمرات آزمونها ۱۰ تا ۲۰ درصد افت کند، نابرابری بین مدارس دولتی و خصوصی ۱۵ تا ۲۰ درصد افزایش یابد (با عملکرد و خروجی پایینتر مدارس دولتی در کنکور)، ترک تحصیل از ۱۰ درصد فعلی به ۲۵ تا
۳۰ درصد برسد و در بلندمدت ۱۴ تا ۱۷ درصد درآمد مادامالعمر نسل فعلی از دست برود. این روند میتواند به رکود علمی، مهاجرت نخبگان، افزایش بیسوادی تا حدود ۱۰ درصد منجر شود که کیفیت کلی زندگی آینده را پایین میآورد.
استراتژیهای جبرانی در جهان: تجربیات موفق و محدودیتها
در مواجهه با این چالشها، کشورها راهکارهای متفاوتی به کار گرفتهاند. در آلودگی هوا در هند و پاکستان، آموزش آنلاین، کمپینهای آگاهیبخش، نظارت جامعهمحور، فیلترهای پاککننده هوای HEPA در کلاسها و ابتکاراتی مانند ماموریت آموزشی (اجرای برنامه آموزش برای دانشآموزان مشخص) اجرا شد که حدود
۵۰ هزار دانشآموز را حمایت کرد و مدارس را بازگشایی کرد، اما اثربخشی متوسط داشت زیرا تعطیلیها تکراری بودند و نابرابری افزایش یافت.
در دوران کرونا، برنامههای یادگیری شخصی (۴۰ تا ۱۰۰ ساعت برای هر دانشآموز) یادگیری را تا ۰.۳۷ انحراف معیار استاندارد بهبود بخشید، کلاسهای تابستانی، حمایت والدین با راهنمایی نفر به نفر و سرمایهگذاریهای کلان (مانند ۵۱ میلیارد دلار در آمریکا) برای آموزش آنلاین و حمایت روانی به بهبود وضعیت کمک کرد، اما شکافها همچنان باقی ماند یا در برخی موارد حتی افزایش یافت. در آنفلوآنزای ۱۹۱۸ تعطیلی پیشگیرانه مرگ را ۳۰ تا ۴۰ درصد کاهش داد اما آموزش را کمتر تحت تاثیر قرار داد و در زلزله و سیل پاکستان مراکز یادگیری موقت و حمایت اقتصادی عقبماندگی را جبران کرد اما افت نمرات پایدار ماند. به طور کلی، جبران موفق نیازمند رویکردهای ترکیبی (آموزش و حمایت اجتماعی) زودهنگام و هدفمند اندیشیده شده پیش از ورود به بحران است.
راهحلهای پیشنهادی: پیشگیری، جبران و اصلاح ساختاری
برای کاهش تعطیلیها، در کوتاهمدت میتوان استانداردهای شاخص آلودگی (AQI) را تعدیل کرد تا تعطیلیهای زودهنگام کاهش یابد، محدودیتهای ترافیکی و صنعتی اعمال شود، مدارس را در اولویت تامین انرژی قرار داد، ساعات از دسترفته را با کلاسهای آنلاین آفلاین (بدون نیاز به اینترنت زنده) یا حذف تعطیلی پنجشنبه جبران کرد و بازگشایی تدریجی مدارس را (ابتدا دبیرستانها) انجام داد. در بلندمدت، سبزسازی شهرها، سوخت پاک، سرمایهگذاری در انرژی تجدیدپذیر (خورشیدی و بادی)، تعمیر زیرساختهای گاز و برق، تغییر تقویم آموزشی به مدل انعطافپذیر (شروع زودتر سال تحصیلی یا توزیع روزهای آموزشی) و بهبود پیشبینی هواشناسی ضروری است. برای جبران افت یادگیری، ابتدا باید سطح یادگیری با آزمونهای تشخیصی استاندارد (مانند آزمونهای داخلی یا مشابه تیمز) سنجیده شود تا عقبماندگیها شناسایی شود. سپس برنامههای جبرانی مانند آموزش فردی یا گروهی، کلاسهای تابستانی تحت عنوان «تثبیت و تعمیق یادگیری»، گروههای مطالعاتی کوچک در خانهها یا مدارس و استفاده از محتوای آفلاین (کتابهای الکترونیکی و ویدیوهای آموزشی) اجرا شود. حمایت روانی با مشاوره گروهی برای مدیریت اضطراب و افسردگی، فعالیتهای غیردرسی (ورزش، هنر) برای افزایش انگیزه و آموزش مهارتهای زندگی در برنامه درسی برای کاهش ترک تحصیل ضروری است.
بهبود کیفیت کلی آموزش نیز از طریق آموزش مداوم معلمان، افزایش حقوق برای کاهش فرسودگی، تمرکززدایی (واگذاری اختیارات به مناطق آموزشی و مدارس محلی)، حمایت از مناطق محروم و روستایی و ادغام روشهای تعاملی (بازیهای آموزشی) امکانپذیر است. این راهکارها میتوانند افت را تا ۲۰ تا ۳۰ درصد جبران کنند، اما نیازمند اراده سیاسی قوی، بودجه کافی (مشابه سرمایهگذاریهای دوران کرونا در جهان) و همکاری دولت، وزارت آموزش و پرورش، محیط زیست، نیرو، خانوادهها و جامعه محلی هستند.
دغدغه اصلی
در نهایت، تعطیلیهای مکرر مدارس دیگر یک مسئله فصلی یا موقتی نیست، بلکه نشانهای از بحران عمیقتر در مدیریت منابع، زیرساختها و اولویتبندی آموزش به عنوان سرمایه ملی است. اگر اقدام فوری، هماهنگ و ساختاری انجام نشود، نسل فعلی دانشآموزان نه تنها سالهای تحصیلی کلیدی را از دست میدهند، بلکه آینده علمی، اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی کشور نیز به خطر میافتد. زمان برای اصلاح محدود است و هر روز تاخیر، هزینههای جبرانناپذیری به بار میآورد.
نظر شما