آگاه: پیش از آنکه صدای ضربات ماشین چاپ در فضای فرهنگی ایران بپیچد، تولید کتاب فرآیندی مقدس، هنرمندانه و البته بسیار پرهزینه و زمانبر بود. در تمدن اسلامی و ایرانی، کتابت تنها یک مهارت فنی محسوب نمیشد، بلکه عملی عبادی و طریقتی برای تهذیب نفس و انتقال علم بود. کاتبان که طیف وسیعی از علما، طلاب و هنرمندان را شامل میشدند، حلقه اتصال نسلهای مختلف دانشمندان بودند.
در این اکوسیستم، هر نسخه هویت یگانه خود را داشت. برخلاف کتاب چاپی که تمام نسخههای آن یکساناند، در دنیای نسخههای خطی، هر کتاب دارای شخصیت بود؛ خط کاتب، تذهیب حاشیهها، یادداشتهای تملک، اجازهنامههای قرائت و حتی غلطهای احتمالی، به هر نسخه شناسنامهای منحصر بهفرد میبخشید. ایرج افشار، پدر نسخهشناسی نوین ایران، معتقد بود که این نسخهها نه تنها حامل متن، بلکه «مظهر فکر و هنر ایرانی» هستند و اهمیت آنها کمتر از تخت جمشید یا مساجد اصفهان نیست.
مراکز تولید دانش؛ از ربع رشیدی تا دربار هرات
تولید نسخههای خطی در ایران، تابع جغرافیا و حمایتهای سیاسی بود. در دورههایی چون ایلخانیان و تیموریان، مجتمعهای عظیم علمی-هنری مانند «ربع رشیدی» در تبریز یا کارگاههای سلطنتی در هرات، تولید کتاب را به اوج شکوفایی رساندند. در این مراکز، تقسیم کار پیچیدهای وجود داشت؛ کاغذساز، کاتب، مذهب، مجلد و صحاف، هر یک بخشی از فرآیند تولید این کالای گرانبها را بر عهده داشتند. اما با زوال این سلسلهها و تغییرات اجتماعی، این ساختار متمرکز تولید، رفتهرفته جای خود را به تولید پراکنده در حجرههای مدارس و خانههای شخصی داد.

ورود صنعت چاپ به ایران و شوک مدرنیته
پرسش مهمی که تاریخنگاران علم مطرح میکنند این است که چرا صنعت چاپ که در قرن پانزدهم در اروپا متولد شد، با تاخیری نزدیک به ۲۰۰ سال به ایران رسید؟ پاسخ در ترکیبی از عوامل فنی، مذهبی و زیباشناختی نهفته است. خط فارسی/عربی با ویژگیهای خاص خود چالشی بزرگ برای حروفچینی سربی اولیه بود.
نخستین بارقههای چاپ در ایران، در دوران صفویه، به دست خاچاطور کساراتسی، خلیفه ارامنه جلفای اصفهان زده شد. او با درک اهمیت این فناوری و بدون دسترسی به استادکاران اروپایی، ماشین چاپی ابتدایی ساخت. به روایتی، نخستین کتاب چاپ شده در تاریخ ایران، «زبور داوود» بود که در سال ۱۶۳۸ میلادی (۱۰۱۷ شمسی) در کلیسای وانک به ثمر رسید. با این حال، این تلاش پیشگامانه به دلیل انزوای زبانی و مذهبی و حمایت نشدن گسترده نتوانست به بدنه اصلی فرهنگ مکتوب ایران نفوذ و جریانی ملی ایجاد کند.
عباسمیرزا و چاپ به مثابه ابزار قدرت
نقطه عطف واقعی در تاریخ چاپ ایران، جنگهای ایران و روس و شکستهای قشون قاجار بود. عباسمیرزا، نایبالسلطنه وقت دریافت که بدون نوسازی ساختار دانش و ارتش، بقای ایران ممکن نیست. او صنعت چاپ را نه برای نشر ادبیات، بلکه به عنوان ابزاری استراتژیک برای تکثیر متون نظامی و علمی و آگاهیبخشی وارد کرد.
تاسیس نخستین چاپخانه سربی در تبریز و انتشار کتاب «رساله جهادیه» اثر قائممقام فراهانی در ۱۲۳۳ قمری که با هدف تهییج مردم علیه قوای روس نوشته شده بود، نشاندهنده درک کارکرد تبلیغاتی و رسانهای چاپ بود. این آغاز پایان انحصار کاتبان بر تکثیر متن بود.
فروپاشی اقتصاد نسخهنویسی
با گسترش چاپخانهها در دوره ناصری و سپس انقلاب مشروطه، حرفه کتابت که هزار سال ستون انتقال دانش بود، با بحران روبهرو شد. سرعت ماشین چاپ حتی چاپ سنگی، قابل مقایسه با سرعت دست کاتب نبود. کتابهایی که پیشتر کالاهایی گرانبها و مختص اشراف و علما بودند، اکنون با قیمتی معمولی در دسترس طبقات متوسط شهری قرار میگرفتند.
این تحول اقتصادی، ارتش عظیم کاتبان را بیکار کرد. بسیاری از آنان که نتوانستند خود را با شرایط جدید وفق دهند، به فقر کشیده شدند اما گروهی دیگر، با هوشمندی، مهارت خود را به خدمت تکنولوژی جدید درآوردند. میرزا محمدرضا کلهر، نابغه خوشنویسی عصر قاجار، با ابداع شیوهای نوین در نستعلیق که مناسب چاپ سنگی بود، پلی میان سنت و صنعت زد.
عصر پهلوی، پایان کتابت و آغاز موزهداری بود
در دوران پهلوی اول و دوم با تاسیس دانشگاه تهران، وزارت فرهنگ و گسترش چاپخانههای مدرن سربی و افست، تولید کتاب به طور کامل صنعتی شد. سیاستهای سوادآموزی و ترویج کتابخوانی، تیراژ کتابها را به هزاران نسخه رساند. در این دوران، نسخه خطی دیگر منبع زنده دانش نبود، بلکه به شیء عتیقه و میراث فرهنگی تبدیل شد. جایگاه آن از روی رحل مطالعه به ویترین موزهها و مخازن امن کتابخانهها تغییر یافت. انجمن خوشنویسان ایران تاسیس شد تا این هنر را نه به عنوان ابزار تکثیر متن، بلکه به عنوان یک میراث هنری ملی پاسداری کند.
جغرافیای جهانی نسخههای خطی فارسی
امروزه، میراث مکتوب ایران تنها در مرزهای سیاسی فعلی این کشور محصور نیست. میلیونها برگ نسخه خطی فارسی در سراسر جهان، از شبهقاره هند تا کتابخانههای اروپا و آمریکا، پراکندهاند. این پراکندگی، محصول قرنها تبادل فرهنگی، فتوحات، تجارت و البته استعمار و قاچاق است.
در داخل ایران، چندین نهاد بزرگ وظیفه خطیر حفاظت از این میراث را بر عهده دارند که هر یک با چالشها و ظرفیتهای خاصی روبهرو هستند. کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی با داشتن بیش از ۲۴ هزار عنوان نسخه خطی و میلیونها سند تاریخی، یکی از غنیترین مجموعههاست. این کتابخانه در دوران مدیریت رسول جعفریان، پیشگام سیاست درهای باز و دیجیتالسازی گسترده شد. همچنین، سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران به عنوان حافظه ملی، نگهداری از بیش از ۴۱ هزار نسخه خطی نفیس را بر عهده دارد. این سازمان با خرید ۱۲۹ نسخه خطی جدید در ماههای پایانی سال ۱۴۰۳، تلاش کرده تا نقش فعالتری در بازگرداندن نسخ به چرخه ملی ایفا کند.
از سویی کتابخانه آیتالله مرعشینجفی یکی از بزرگترین کتابخانههای خطی جهان اسلام که حاصل عمر و ایثار یک نفر است، به دلیل حجم عظیم نسخ (بیش از ۳۷ هزار نسخه) و تمرکز بر متون شیعی، اهمیتی جهانی دارد.
کتابخانه آستان قدس رضوی، کهنترین کتابخانه ایران با گنجینهای بینظیر از قرآنهای باستانی و کتب علمی که قدمت برخی از آنها به قرون اولیه اسلامی میرسد. با این وجود، گزارشها از آن است که وضعیت نگهداری در برخی کتابخانههای کوچک و مجموعههای خصوصی اسفبار است. خطراتی چون رطوبت، آفات و شرایط محیطی غیراستاندارد، بقای فیزیکی این آثار را تهدید میکند.
اقیانوس فراموششده زبان فارسی
شاید حیرتانگیزترین بخش این جغرافیای فرهنگی، شبهقاره هند باشد. زبان فارسی برای حدود هشت قرن، زبان رسمی، درباری و علمی هند بود. تخمینها نشان میدهد که بین سه تا پنج میلیون نسخه خطی و سند فارسی در هند وجود دارد که تنها بخش ناچیزی از آنها شناسایی و فهرست شدهاند. همچنین ترکیه و بهویژه استانبول، به دلیل علاقه سلاطین عثمانی به جمعآوری کتب نفیس و همچنین انتقال غنایم جنگی از ایران بهویژه پس از جنگ چالدران، میزبان یکی از غنیترین مجموعههای نسخ فارسی است.
غرب؛ از غارت تا حفاظت
موزهها و کتابخانههای غربی مانند کتابخانه بریتانیا، کتابخانه ملی فرانسه و دانشگاه میشیگان دارای مجموعههای بسیار نفیس و بهینهسازی شدهای از نسخ فارسی هستند. اگرچه خروج این آثار از ایران اغلب در بستری استعماری یا قاچاق صورت گرفته اما ایرج افشار با نگاهی واقعبینانه معتقد بود که این انتقال، دستکم باعث نجات فیزیکی بسیاری از این نسخ از نابودی در چالشهای داخلی ایران شده است.
اقتصاد سایه؛ از حراجها و قاچاق تا دیپلماسی فرهنگی
با وجود این پیشرفتها، هنوز مشکلات جدی وجود دارد. رسول جعفریان از اصطلاح حبس نسخهها استفاده میکند؛ وضعیتی که در آن برخی مدیران سنتی یا مجموعهداران خصوصی، از ارائه اطلاعات یا تصاویر نسخهها به پژوهشگران خودداری میکنند و آن را نوعی احتکار علم میدانند. همچنین، بسیاری از فهرستهای قدیمی ایران، صرفا سیاهه هستند و فاقد استانداردهای توصیفی دقیق نسخهشناسیاند.
یکی از تراژیکترین ابعاد وضعیت نسخههای خطی، بازار سیاه و خروج غیرقانونی آنهاست. نسخههای خطی، امروزه نه فقط حاملان دانش، بلکه کالاهایی سرمایهای با ارزش دلاری بالا هستند. در دهه گذشته، تاسیس موزههای پرزرقوبرق در کشورهای حاشیه خلیج فارس تقاضایی مصنوعی و عظیم برای خرید آثار هنر اسلامی ایجاد کرده است. این کشورها برای ساختن هویت فرهنگی و پر کردن ویترینهای خود، بودجههای کلانی را به خرید نسخههای خطی ایرانی اختصاص دادهاند.
حراجخانههای معتبر جهانی مانند کریستیز، ساتبیز و بونامز در لندن و نیویورک، مرتبا میزبان آثار ایرانی هستند. برای مثال، در حراجهای اخیر، قرآنهای تیموری و نقاشیهای رضا عباسی با قیمتهایی نجومی معامله شدهاند. بسیاری از کارشناسان معتقدند که منشأ برخی از این آثار، قاچاق مستقیم از ایران است که با جعل اسناد مالکیت، در بازارهای جهانی مشروعیت مییابند.
خلأهای قانونی در ایران
قوانین ایران مالکیت خصوصی نسخههای خطی را به رسمیت میشناسد. این امر، اگرچه حق مالکیت را محترم میشمارد اما راه را برای دلالان باز میگذارد تا با خرید نسخ از خانوادههای قدیمی، آنها را از دید نظارتی دولت خارج کنند. کارشناسان هشدار میدهند که ضعف بودجه دولتی برای خرید این نسخهها از مردم باعث میشود که مالکان خصوصی برای کسب سود بیشتر، فروش به دلالان بینالمللی را ترجیح دهند.
آینده و رستاخیز دیجیتال و هوش مصنوعی
آیا با مرگ گوتنبرگ و سیطره چاپ، عصر نسخههای خطی پایان یافته است؟ پاسخ متخصصان منفی است. پارادوکس تاریخ اینجاست که تکنولوژی که روزی نسخههای خطی را به حاشیه راند، امروز در حال احیای آنهاست.
رسول جعفریان که حالا مدیر کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران است، پارادایم جدیدی را در مدیریت کتابخانههای ایران معرفی کرد؛ یعنی دسترسی آزاد. او با نقد سیاستهای امنیتی و انحصارطلبانه، دهها هزار نسخه خطی کتابخانه مجلس و دانشگاه تهران را اسکن کرد و به صورت رایگان در وبسایتها قرار داد. این اقدام، انقلابی در پژوهشهای ایرانشناسی ایجاد کرد و به محققان سراسر جهان اجازه داد تا بدون سفر به تهران، روی متون دستاول کار کنند.
تلفیق نسخهشناسی با علوم رایانه، رشته جدیدی به نام «علوم انسانی دیجیتال» را پدید آورده که در این رویکرد، نسخههای خطی دیگر فقط متنی برای خواندن نیستند، بلکه دادههایی برای تحلیل آماری، شبکهای و تاریخیاند. ایران اگرچه در ابتدای این راه است اما پتانسیل عظیمی برای پیشگامی در این حوزه دارد.
۵۵۷ سال پس از مرگ گوتنبرگ، ما در نقطهای ایستادهایم که معنای کتاب دوباره در حال دگرگونی است. نسخههای خطی ایران سفری طولانی را طی کردهاند تا امروز به فایلهای دیجیتالی در سرورهای ابری تبدیل شوند. وضعیت امروز نسخههای خطی ایران، آمیزهای از بیم و امید است. بیم از غارت میراث توسط بازارهای جهانی و پوسیدگی فیزیکی در مخازن غیراستاندارد و امید به همت پژوهشگرانی که با ابزارهای دیجیتال در پی استخراج دانش از دل این گنجینهها هستند.

مجسمه خاچاطور کساراتسی مقابل کلیسای وانک اصفهان که اولین چاپخانه را در خاورمیانه تاسیس کرد
نظر شما