عصر دیجیتال
-
آتش جنگ جهانی اول۱۱۲ سال قبل در چنین روزی روشن شد
سایه صد ساله جنگ بر فرهنگ بشر
در بیستوهشتم جولای ۱۹۱۴، هنگامی که امپراتوری اتریش- مجارستان رسما به صربستان اعلام جنگ کرد، خیابانهای وین، برلین و پاریس آکنده از شور و هیجانی غیرقابل باور شدند. هزاران شهروند مشتاق، سرمست از غرور ملی و خوشبینی قرن نوزدهمی، به خیابانها آمدند و سربازان خود را به سوی جبههها بدرقه کردند. در آن روزهای آفتابی تابستان، تفکر عمومی این بود که جنگ پیشرو خیلی زود و پیش از ریزش برگهای پاییزی با پیروزی قاطع به پایان خواهد رسید. اما این سرخوشی عمومی، آخرین نفسهای باور به تقدم عقلانیت و پیشرفت در اروپای مدرن بود؛ پنداری که ظرف چند ماه زیر گامهای سهمگین ماشین جنگی خرد شد و نخستین جنگ تمامعیار تاریخ بشریت را رقم زد.
-
وقتی سرعت تغییرات فرهنگی از قوانین موجود جلو میزند
برزخ دیجیتال
مرضیه کیان، خبرنگار: جهان با سرعتی سرسامآور در حال تغییر است و ما مسافران قطاری هستیم که روی ریلهای فرسوده دیروز، به سوی فردای ناشناخته میتازد. فرهنگ عامه، سبک زندگی و ابزارهای ارتباطی ما در کمتر از یک دهه دگرگون شده است؛ اما کتاب قانون، همچنان در قفسههای غبارگرفته دهههای پیشین خاک میخورد. امروز ما با پدیدههایی زیست میکنیم که تا همین دیروز تنها در فیلمهای علمی- تخیلی دیده میشدند.
-
زیستن در جنگ؛ رسانه و فرسودگی
چرا باید ترومای دیجیتال را بشناسیم؟
اگر این روزها چشمانتان سخت گرم خواب میشود و اولین کار بعد از بیداریتان، لمس شتابزده صفحه تلفن همراه است، تنها نیستید. همهمان در یک اضطراب و بیقراری مشترک شریک شدهایم؛ حالی که در آن، انگشتانمان انگار بیاختیار و مدام صفحهها را پایین میکشند تا آخرین شنیدهها، ویدیوهای چندثانیهای و شایعات تکذیب نشده را میان گروههای خانوادگی و دوستان دستبهدست کنند. تلفنهای همراه دیگر ابزاری ساده در دست ما نیستند، بلکه به عضوی از تنمان تبدیل شدهاند؛ مجرایی که از طریق آن تلاش میکنیم در میان امواج متلاطم بیخبری، ذراتی از احساس امنیت و کنترل بر شرایط پرابهام را تجربه کنیم.
-
فقر با کمک معیشتی رفع نمیشود
معاون کمیته امداد گفت: فقر با کمک معیشتی رفع نمیشود و توانمندسازی، مسیر اصلی است.
-
راهکار مقابله با خبرسازی رسانههای معاند چیست؟
رسانهای خبیث برای اهداف کثیف
سیاست معروف انگلیسیها «تفرقه بینداز و حکومت کن!» است، یعنی به دنبال آن هستند مردم کشورها بهویژه کشورهای مستقل و آزادیخواه را به جان یکدیگر بیندازند و میان آنها و مسئولان کشورشان اختلاف و دودستگی ایجاد کنند. در مسیر تعیین شده، از رسانههای تحت مدیریتشان نیز بهره میگیرند تا بتوانند با انتشار اخبار کذب، افکار عمومی را در تسخیر سیاستهای سلطهجویانه خود قرار دهند. نمونه بارز این اقدام راهاندازی شبکه فارسی زبان B.B.C فارسی قبل از انتخابات حاشیهساز و جنجالی دهمین دوره ریاست جمهوری بود.
-
چطور شبهعلم در حال گسترش خرافه در دنیاست؟
به اسم علم؛ به کام شیادی
شبهعلم مجموعهای از ادعاها، باورها یا فعالیتهایی است که خود را علمی معرفی میکنند، اما با اصول و روششناسی علمی سازگار نیستند و عمدتا بر پایه شواهد ناکافی، تعصبات تاییدی یا فرضیههای غیرقابل ابطال استوار میمانند.
-
بازنمایی قدرت در عصر رسانهها و پرسش از ماهیت سیاست استعمار شده
صورتبندی نوین استعمار
پروین قائمی، پژوهشگر رسانه: در عصر حاضر که به تعابیر نظریهپردازان پسامدرن، ما در آستانه یا دل انقلاب اطلاعات و ارتباطات قرار داریم، بازتعریف مفاهیم بنیادین سیاست و قدرت اجتنابناپذیر است. این نوشتار در پی واکاوی این فرآیند پیچیده است که طی آن، ساختارهای قدرت سنتی نه تنها توسط رسانهها تقویت شدهاند، بلکه خود بنیادهای ادراکی و شناختی سیاست، تحت استعمار تکنولوژیک قرار گرفتهاند. در تحلیلهای کلاسیک، استعمار عموما با تصرف فیزیکی سرزمینها، غارت منابع مادی و تحمیل ساختارهای اداری و اقتصادی بیگانه پیوند داشت؛ اما در بستر شبکههای ارتباطی فراگیر، این فرآیند شکلی سیالتر، ناملموستر و به تبع آن، خطرناکتر یافته است. سیاست که در نگاه هابرماسی، حوزه گفتمان عمومی و عقلانیت ارتباطی است، اکنون تحت سیطره منطق الگوریتمها و سرمایهداری نظارتی قرار گرفته است.
-
گفتوگوی خالق «قصه ما مثل شد» به مناسبت شصتمین سالگرد کانون پرورش فکری کودکان
کانون، آنچه بود و آنچه شد
کمتر نهادی در ایران یافت میشود که همچون کانون پرورش فکری کودکان، به یک خاطره جمعی در ذهن ایرانیان تبدیل شده باشد. نهادی که زمستان امسال وارد ۶۰ سالگی شده، در فراز و فرودهای ۶ دهه گذشته همواره در کنار کودکان این سرزمین بوده. کانون که سالها در حوزه کودک و نوجوان بیرقیب بود و اولین انتخاب خانوادهها، در دهههای گذشته با ورود بخش خصوصی، راهاندازی نهادهای مختلف و البته فضای مجازی، مرکزیت خود را از دست داده و تلاش دارد در عصر دیجیتال که ذهن کودکان را به خود پیوند داده، همچنان مرجع جذاب و قابل اتکایی برای مخاطبان خود باشد.
-
قداست قلم در عصر دیجیتال
تاریخ تمدن بشری، مشحون از لحظاتی است که مسیر انباشت و انتقال دانش، دستخوش تغییراتی بنیادین شده است اما شاید هیچ لحظهای به اندازه خاموشی یوهانس گوتنبرگ در سوم فوریه ۱۴۶۸ میلادی، نماد پایان یک عصر و آغاز دورانی نوین نبوده باشد. گوتنبرگ، زرگر آلمانی، در حالی درگذشت که ماشین چاپ اختراعی او به مثابه کاتالیزوری عظیم، فرآیند دموکراتیزه شدن دانش را در اروپا کلید زده بود. اگرچه نام او در زمان حیاتش بر هیچ کتابی نقش نبست و حتی اثرش، «کتاب مقدس ۴۲ سطری» نیز بدون امضای او منتشر شد اما میراث او مرزهای جغرافیایی را درنوردید و سرانجام با تاخیری چند قرنی، ساختار فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تولید کتاب را در ایران نیز دگرگون کرد.
-
شهادت، پایان نقش تاریخی فرد نیست
امتداد قرآنی الگوهای اجتماعی
وقتی اشخاص برجسته و بزرگ میشوند، نامشان بیش از آنکه صرفا به یک فرد تاریخی اشاره کند، به یک میدان مفهومی دلالت میکند؛ میدانی که در آن، معناها درهم تنیده میشوند، امتداد مییابند و در لایههای مختلف زمان و آگاهی جمعی بازتولید میشوند.
-
آغاز مسیر پیروزی در جنگ روایتها
اتحاد را صادر کنیم!
یکی از بدیهیات اندیشه سیاسی و اجتماعی اسلام آن است که پیروزی بر دشمن بدون اتحاد، امری ناممکن است. مقام رهبری نیز بعد از جنگ ۱۲ روزه، بر این امر تاکید ویژه داشتند.
-
هوش مصنوعی، ناتوی فرهنگی هوشمند در میدان استعمار ذهنها
نبرد با الگوریتمها و دادهها
شاید نیازی به گفتن نباشد که هوشمصنوعی به خودی خود پدیدهای شرور یا خطرناک نیست؛ همانگونه که آتش میتواند هم خانهای را گرم کند و هم شهری را بسوزاند، این فناوری نیز بسته به دست بهرهگیرنده، استعداد سازندگی یا تخریب دارد. ذات آن از جنس عقل ابزاری است، نه اخلاق یا نیت انسانی.
-
سبک زندگی
این هشت وسیله را دور بیندازید؛ پشیمان نمیشوید
هشت دسته از وسایل، از کابلهای اضافی گرفته تا محصولات آرایشی منقضی و خاطرات منفی، وجود دارند که هرگز از دور انداختنشان پشیمان نخواهید شد.
-
بررسی مصرفگرایی به عنوان ابزار نوین استعمار
نفوذ در فرهنگ
در دنیای امروز، مصرفگرایی بهعنوان یک سبک زندگی اقتصادی و فرهنگی به شدت در حال گسترش است. این پدیده که مبتنی بر ساختار اقتصاد سرمایهداری است، تلاش میکند جامعه را به سمت فرهنگ مصرف بیش از حد سوق دهد.
-
استعمار نوین منابع استراتژیک
اســـــراف مجــــــازی
اسراف مادی، مصرفی از منابع فیزیکی است که در اصل قرآن کریم (۷:۳۱) به عنوان «پرخوری» نهی شده است. در مقابل، اسراف مجازی یک فرآیند «استعمار منابع استراتژیک» است که در آن، منابعی مانند «وقت»، «توجه» و «اراده» به طور غیرقانونی و بدون اطلاع کاربر به نفع سرمایهداران خصوصی و اهداف استعماری مصادره میشوند. این منابع، در حالی که در ظاهر «معنوی» یا «ذهنی» به نظر میرسند، در واقع سنگبنای تمامی فعالیتهای فردی، اقتصادی و اجتماعی هستند و تخریب آنها، تخریب بنیادهای یک تمدن است.
-
لذت زندگی، نمایشی انتخابی در فضای مجازی و سختی زندگی واقعی در دنیای بیرون
هشدار زندگی دوگانه دیجیتال جوانان
در جامعهای که تورم، بیکاری و شکاف عمیق طبقاتی، زندگی واقعی را برای نسل Z (متولدین ۱۹۹۷ به بعد) و آلفا (متولدین ۲۰۱۰ به بعد) به چالش کشیده، پدیدهای به نام «فیکلایف» یا زندگی دوگانه دیجیتال به یکی از بارزترین مکانیزمهای بقا، مقاومت و جبران خلأهای وجودی تبدیل شده است. این پدیده، جایی رخ میدهدکه افراد دو هویت کاملا موازی میسازند: یکی واقعی، پر از محدودیتهای اقتصادی، فشارهای فرهنگی، اضطراب اجتماعی و کنترلهای هنجاری و دیگری مجازی، پرزرقوبرق، لوکس، آزاد، موفق و ایدهآلشده در پلتفرمهای مجازی مانند اینستاگرام، تیکتاک، یوتیوب و توییتر.
-
لزوم پژوهشمحور بودن فعالیتهای درسی
در دنیای امروز که دانش به سرعت در حال تحول است، نظام آموزش و پرورش نمیتواند تنها بر حفظیات و آموزشهای سنتی تکیه کند. پژوهشمحور کردن فعالیتهای درسی، نه تنها یک ضرورت، بلکه یک الزام برای تربیت نسلی خلاق، نوآور و آماده برای چالشهای آینده است. این رویکرد، دانشآموزان را از مصرفکنندگان منفعل دانش به تولیدکنندگان فعال آن تبدیل میکند و پایهای محکم برای توسعه فردی و اجتماعی فراهم میآورد.
-
ضرورت بازگشت تمدنی در عصر دیجیتال
این زبان تازه همان رسانه است
جهان امروز با سرعتی بیسابقه در حال تحول است، اما در دل این آشوب اطلاعاتی، ملتی میتواند هویت خود را حفظ کند که از درون تمدن خود، به آینده بنگرد. ایران نه صرفا کشوری با تاریخ کهن، بلکه حامل یک میراث تمدنی زنده است؛ میراثی که بر پایه عقلانیت، زیبایی، عدالت و معنویت شکل گرفته است.
-
اینستاگرام و سبک زندگی ایرانی؛ جدال هویت در زیستجهان مجازی
اقلیم ادراکی
در تاریخ تحولات تمدنی، هرگاه ابزار تازهای پدید آمده، انسان نه فقط با ابزار، بلکه با «تغییر نسبت خویش با جهان» روبهرو شده است.
-
فضای مجازی و چالشهای تربیتی امروز
سواد تربیتی دیجیتال
فضای مجازی دیگر یک پدیده جانبی در زندگی روزمره ما نیست؛ بلکه به بخشی جداییناپذیر از زیست فردی و اجتماعی انسان معاصر تبدیل شده است. کودکان و نوجوانان امروز در جهانی رشد میکنند که مرز میان واقعیت و مجاز، سنت و نوآوری، خانه و جامعه بهطرزی شگفتانگیز در هم آمیخته است. همین امر تربیت را با چالشهایی نوین مواجه ساخته که نادیده گرفتن آنها، آسیبهای عمیقی در آینده جامعه بهجا خواهد گذاشت.
-
بررسی سیر بازی از ایران کهن تا امروز
بازی؛ سرگرمی یا زندگی؟
مجتبی مشهدی محمد، دبیر گروه فرهنگ: در دل فلات ایران، جایی که تاریخ و فرهنگ هزاران ساله با یکدیگر آمیخته شدهاند، بازیها نهتنها وسیلهای برای سرگرمی بودهاند، بلکه آینهای از زندگی اجتماعی، نظامی و حتی فلسفی مردم این سرزمین به شمار میروند. از کاوشهای باستانشناختی در شهر سوخته سیستان که تختهبازیهایی شبیه به تختهنرد با مهرههای سنگی و طاسهای ششضلعی را آشکار کرده - بازیهایی که احتمالا برای آموزش شمارش و استراتژی به کار میرفتند - تا عصر دیجیتال که میلیونها ایرانی به بازیهای ویدیویی روی آوردهاند، این سنت غنی همچنان زنده است.
-
نگاهی به تغییر زبان فارسی و نیازی که به حمایت دارد
ادبیات کهن راهی به تمدن فردا
چندیپیش، توهین یکی از به اصطلاح کمدینها به فردوسی، باعث اعتراض بسیاری از مردم و واکنش جمع کثیری از ادبای کشور شد. اما نکتهای که در این میان مغفول ماند، بیتوجهی به ادبیات کهن و سیری که این ادبیات تا امروز طی کرده و مسیری که همچنان باید برای حفظ آن طی شود، بود. مسئله نسخ خطی، نگهداری از گنجینه ارزشمند زبان فارسی و ارائه آن به نسلهای بعد و دلیل این امر، از مواردی است که کمتر برای نسل ما و نسل بعد توضیح داده شده و برای آن دلیل آورده شده است.
-
به بهانه روز جهانی خوشنویسی که اصیلترین هنر جهانی ایران است
خط و خوشنویسی
معمولاً وقتی صحبت از هنر «خوشنویسی» میشود، ما فکر میکنیم هنری مختص به ایران و سایر کشورهای آسیایی است؛ اما وجود مناسبت روز جهانی خوشنویسی در تقویم بینالمللی، نشان میدهد این هنر یک هنر جهانی است و خط خوش و خوانا در همه جای دنیا ارج نهاده میشود.
-
مسئولیت اجتماعی استارتآپها
متاسفانه روال آموزشهای عمومی در جامعه ما همگام با تحولات و نیازهای مخاطبان بهروزرسانی نشده است و این خلأ آموزشی را شرکتهای نوآفرین (استارتآپها) میتوانند پر کنند، اما آنها نیز در بسیاری از موارد درگیر رقابتها و هیجانات درون اکوسیستم میشوند و رمقی برای ارتقای سواد عمومی برای خود باقی نمیگذارند.