۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۲۳
کد خبر: ۱۹٬۹۰۳

مقابله با جنگ روانی دشمن

امیر اسماعیلی _ سردبیر

جنگ روانی دشمن با هدف اصلی تضعیف اراده، ایجاد ناامیدی، شکاف و ترس در جامعه و نیروهای مقاومت شکل می‌گیرد و اغلب پیش از هر درگیری فیزیکی آغاز می‌شود. برای مقابله موثر با آن، باید رویکردی چندلایه و پیش‌دستانه اتخاذ کرد که از سطح فردی تا حاکمیتی ادامه یابد.

آگاه: مهم‌ترین و موثرترین سلاح در این میدان، بصیرت و آگاهی است؛ یعنی شناخت دقیق روش‌های دشمن مانند بزرگ‌نمایی شکست‌ها، کوچک‌نمایی پیروزی‌ها، شایعه‌سازی هدفمند، القای احساس بی‌فایده بودن مقاومت و استفاده از واقعیت‌های داخلی برای ضربه زدن شدیدتر. وقتی مردم و مخاطبان این تکنیک‌ها را بشناسند، بخش بزرگی از تاثیر روانی خنثی می‌شود. در گام بعدی، جهاد تبیین به عنوان یک ضرورت حیاتی عمل می‌کند؛ یعنی پیش‌دستی در روایت‌سازی قوی، مستند و احساسی از دستاوردها، توضیح منطقی مشکلات و نشان دادن افق امید و پیروزی. این کار مانند واکسنی است که ذهن جامعه را در برابر دروغ‌ها و تحریف‌ها مقاوم می‌سازد. سرعت در پاسخ‌دهی شفاف و صادقانه به شبهات و اخبار منفی، بسیار مهم‌تر از حجم پاسخ‌هاست؛ زیرا اعتماد عمومی را حفظ می‌کند. راست‌گویی هوشمندانه و اعلام سریع واقعیت‌ها (حتی اگر تلخ باشند) همراه با برنامه جبران، جلوی گسترش شایعه را می‌گیرد و دشمن را خلع سلاح می‌کند.
حفظ و تقویت روحیه جمعی و خودباوری نیز نقش کلیدی دارد. این کار با تاکید بر نقاط قوت واقعی مانند استقلال، سابقه مقاومت تاریخی، پیشرفت‌های علمی-نظامی و انسجام ملی در لحظات حساس انجام می‌شود. نمایش قدرت بازدارندگی، عملیات موفق و ایجاد حس «ما تنها نیستیم» و «دشمن از ما می‌ترسد»، ترس را به امید تبدیل می‌کند. در عین حال، کاهش شکاف‌های داخلی حیاتی است؛ زیرا اختلافات سیاسی، قومی و ... غیرضروری، بزرگ‌ترین خوراک جنگ روانی دشمن محسوب می‌شود و هرگونه تخریب داخلی مستقیما به نفع او تمام خواهد شد.در فضای رسانه‌ای و مجازی، باید تولید محتوای جذاب، سریع و حرفه‌ای را در اولویت قرار داد، کانال‌های اصلی جنگ روانی را افشا و مردم را به گزارش شایعه به جای بازنشر آن تشویق کرد. در نهایت، تقویت بعد معنوی و اتکال به خداوند از طریق توسل، دعا و یادآوری وعده‌های الهی، پایداری روانی را در شرایط سخت تضمین می‌کند؛ همان‌طور که تاریخ نشان داده ملت‌هایی با ایمان و توکل قوی، حتی در بدترین لحظات نیز شکسته نشده‌اند.
امید و انسجام دو نیروی جدانشدنی هستند که در سخت‌ترین لحظات تاریخ، ملت‌ها را نجات داده‌اند. امید مانند نوری است که در تاریکی مطلق هم راه را نشان می‌دهد؛ آن باور عمیق به اینکه فردا بهتر خواهد بود، مشکلات موقتی‌اند و پیروزی نهایی از آن کسانی است که تسلیم نمی‌شوند. اما این امید وقتی واقعی و پایدار می‌ماند که با انسجام همراه شود؛ یعنی وقتی افراد، گروه‌ها و اقشار مختلف جامعه، فارغ از تفاوت‌های ظاهری، دست در دست هم می‌دهند، اختلافات کوچک را کنار می‌گذارند و به هدف مشترک می‌نگرند. انسجام، امید را از یک احساس فردی به یک نیروی جمعی تبدیل می‌کند؛ نیرویی که دشمن را ناامید می‌سازد، شایعه‌ها را خنثی و اراده مقاومت را چند برابر می‌کند. در واقع، جایی که امید زنده است و انسجام حفظ شده، هیچ جنگ روانی نمی‌تواند ریشه بزند؛ زیرا مردم می‌دانند تنها نیستند، تنها نمی‌جنگند و آینده‌ای روشن در انتظارشان است.
دشمن، اول ذهن و باورها را هدف قرار می‌دهد؛ بنابراین اگر آرامش، هوشیاری، امید و انسجام را حفظ کنیم و همزمان فعالانه روایت خود را بسازیم، بیشتر مهمات روانی او بی‌اثر خواهد شد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.