۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۱۵
کد خبر: ۱۹٬۹۴۷

جنگ سخت نظامی دشمن و قدرت بازدارندگی ایران

جلال ریزانه _ پژوهشگر مسائل سیاسی

بررسی آینده‌پژوهانه تحولات اخیر نشان می‌دهد که تشدید فشارهای اقتصادی، رسانه‌ای و اجتماعی علیه ایران الزاما به معنای حرکت به‌سوی جنگ سخت نظامی نیست.

آگاه: بر اساس داده‌ها و شواهد قابل استناد تاکنون، الگوی کنش بازیگران متخاصم حاکی از آن است که جنگ مستقیم پرهزینه‌تر و پرریسک‌تر از آن است که گزینه ترجیحی باشد. در این یادداشت، با اتکا به ۶ روند کلان، نشان داده می‌شود که تحرکات موجود نه مقدمه جنگ، بلکه جایگزین آن هستند:
روند اول ـ گذار ساختاری از جنگ سخت به جنگ ترکیبی در نظام بین‌الملل معاصر، الگوی تقابل قدرت‌ها از جنگ کلاسیک به جنگ ترکیبی تغییر یافته است. این الگو متکی بر ابزارهای اقتصادی، رسانه‌ای، شناختی و اجتماعی است و امکان اعمال فشار مستمر با حداقل هزینه نظامی را فراهم می‌کند. در چنین شرایطی، توسل به جنگ سخت تنها زمانی مطرح می‌شود که این ابزارها ناکارآمد شوند. شواهد موجود نشان می‌دهد که این ابزارها همچنان در دستور کار بوده و فعال‌اند؛ بنابراین جنگ سخت از اولویت راهبردی خارج شده است. الفاظ کمک در راه است یا حرکت ناوگان‌ها در اقیانوس‌ها به سمت غرب آسیا می‌تواند مانند محرک‌هایی برای تقویت این روند عمل کند.
روند دوم ـ تحریم‌های اقتصادی به‌عنوان جایگزین عملیاتی جنگ تحریم‌های اعمال‌شده علیه ایران به‌صورت هدفمند و با تمرکز بر معیشت عمومی طراحی شده‌اند. این تحریم‌ها امکان فرسایش تدریجی توان اقتصادی و اجتماعی را بدون ورود به درگیری نظامی فراهم می‌کنند. از منظر تحلیل روند، تشدید تحریم‌ها به‌معنای ناکامی مسیر غیرنظامی نیست، بلکه نشانه آن است که این مسیر هنوز از دید طراحان، کارآمدتر و کم‌هزینه‌تر از جنگ سخت ارزیابی می‌شود.
روند سوم ـ تمرکز بر ناآرامی اجتماعی به‌جای درگیری نظامی یکی از روندهای برجسته، تمرکز بر تحریک نارضایتی‌های اجتماعی و مدیریت ادراک عمومی از طریق روایت‌سازی رسانه‌ای است. این رویکرد امکان تاثیرگذاری بالا با هزینه پایین و مسئولیت‌پذیری حداقلی را فراهم می‌کند. اگر جنگ سخت هدف اصلی بود، تمرکز بر تضعیف زیرساخت‌های نظامی و دفاعی در اولویت قرار می‌گرفت، نه بر شکاف‌های اجتماعی. این روند نشان می‌دهد که هدف، تغییر رفتار از درون جامعه است، نه شکست نظامی از بیرون.
روند چهارم - یکی از روندهای کلیدی، انتقال تمرکز دشمن به جنگ شناختی در بستر فضای مجازی است. شبکه‌های اجتماعی به‌دلیل نفوذ گسترده، سرعت بالا و نبود برنامه‌ریزی و نظارت موثر، به مناسب‌ترین فضا برای اثرگذاری بر افکار عمومی تبدیل شده‌اند. در این بستر، نارضایتی‌های واقعی اقتصادی و اجتماعی از طریق روایت‌سازی احساسی و دوقطبی‌ساز تشدید می‌شوند. این رویکرد نشان می‌دهد هدف اصلی، تضعیف انسجام اجتماعی و تغییر ادراک جامعه است، نه تقابل مستقیم نظامی؛  فضای مجازی عملا جایگزین کم‌هزینه میدان نبرد سخت شده است.
روند پنجم ـ  اقدامات به‌گونه‌ای تنظیم می‌شوند که از عبور از خطوط قرمز بازدارندگی اجتناب شود. جنگ سخت، به‌ویژه در منطقه‌ای با پیوندهای امنیتی پیچیده، می‌تواند به درگیری گسترده و غیرقابل‌کنترل منجر شود. بر این اساس، اقدامات محدود، غیرمستقیم و پراکنده با هدف حفظ تنش در سطحی قابل مدیریت طراحی می‌شوند و با منطق آغاز جنگ تمام‌عیار سازگار نیستند.
روند ششم ـ قدرت نظامی ایران و شکل‌گیری بازدارندگی موثر توان نظامی ایران، به‌ویژه در حوزه‌های موشکی، پهپادی و عمق راهبردی منطقه‌ای، یک عامل بازدارنده موثر در محاسبات دشمن ایجاد کرده است. این توان بازدارندگی موجب شده هزینه جنگ سخت برای طرف مقابل غیرقابل پیش‌بینی و بالقوه بسیار سنگین باشد. در تحلیل آینده‌پژوهانه، وقوع آینده با نشانه‌های ضعیف آن قابل استشمام است. در این روند مشاهده می‌شود که هرچه بازدارندگی معتبرتر باشد، تمایل به استفاده از ابزارهای غیرنظامی افزایش می‌یابد. از این منظر، تقویت فشارهای غیرنظامی خود نشانه تاثیرگذاری بازدارندگی نظامی ایران است، نه ضعف آن.
برآیند ۶ روند کلان شناسایی‌شده می‌تواند در قالب یک سناریوی مسلط (سناریوی محتمل غالب) تفسیر شود؛ سناریویی که در آن، وقوع جنگ سخت نظامی در افق قابل پیش‌بینی احتمال پایینی دارد و راهبرد اصلی دشمن بر فشار چندلایه و فرسایشی بدون ورود به درگیری مستقیم استوار است. در این سناریو، جنگ به‌عنوان پرهزینه‌ترین و پرریسک‌ترین گزینه، عمدا از دستور کار عملیاتی کنار گذاشته شده و جای خود را به مجموعه‌ای از ابزارهای غیرنظامی داده است. در این چارچوب سناریویی، تحریم‌های اقتصادی، جنگ روانی و شناختی، تحریک اجتماعی در فضای مجازی و عملیات غیرمستقیم، اجزای مکمل یک طراحی منسجم محسوب می‌شوند؛ طراحی‌ای که هدف آن دستیابی تدریجی به اهداف راهبردی بدون عبور از آستانه‌های بازدارندگی و بدون پرداخت هزینه‌های غیرقابل‌کنترل جنگ سخت است. تشدید این فشارها در منطق سناریویی، نه نشانه مقدمه‌سازی برای جنگ، بلکه نشانه تداوم و تعمیق همان مسیر جایگزین جنگ است. عنصر کلیدی این سناریو، نقش بازدارندگی نظامی ایران در محاسبات دشمن است. توان نظامی ایران، به‌ویژه در ابعاد موشکی، پهپادی و عمق راهبردی، جنگ سخت را به گزینه‌ای با پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی و بالقوه بسیار سنگین تبدیل کرده است. همین عامل، جنگ را از یک گزینه عملیاتی به یک عامل بازدارنده ذهنی در تصمیم‌سازی دشمن تبدیل کرده است. بر اساس منطق سناریونویسی، هرچه بازدارندگی معتبرتر باشد، احتمال فعال‌سازی سناریوهای غیرنظامی افزایش می‌یابد. بنابراین در این سناریو، تقویت فشارهای اقتصادی، اجتماعی و شناختی نه نشانه ضعف بازدارندگی ایران، بلکه دقیقا پیامد مستقیم اثرگذاری آن است. این سناریو نشان می‌دهد که مسیر تقابل، مسیر جنگ نیست؛ بلکه مسیر فرسایش تدریجی، مدیریت ادراک و فشار زیرآستانه‌ای است که عمدا برای اجتناب از جنگ طراحی شده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.