مواضع اخیر رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، بار دیگر پرونده هسته‌ای ایران را در صدر اخبار و تحلیل‌های روز قرار داده است. عده‌ای بر این باور هستند که مناسبات تهران و آژانس پس از بمباران تاسیسات هسته‌ای صلح‌آمیز ایران توسط رژیم صهیونیستی و آمریکا در جریان جنگ ۱۲ روزه، وارد مرحله‌ای سرد، شده است. اما این ایران نیست که باید پاسخ دهد آیا روابط تیره و تار شده یا نه؟ بلکه طرف مقابل و مدیرکل طلبکار آژانس باید خود را در مقام پاسخگویی ببیند.

گروسی؛ مدیرکل همیشه طلبکار

آگاه: جالب آنجاست که گروسی در تازه‌ترین اظهاراتش بدون اشاره به انفعال خودخواسته آژانس در جریان جنگ ۱۲ روزه، خواستار «همکاری ایران با آژانس» شده است. این مطالبه‌گری در حالی مطرح شد که کارنامه گروسی در سال‌های اخیر، به‌ویژه در مقاطع حساس، نشان می‌دهد او نه یک مدیر بی‌طرف فنی، بلکه بازیگری فعال در منظومه فشار حداکثری غرب علیه جمهوری اسلامی ایران است. وقاحت این درخواست زمانی آشکارتر می‌شود که نقش او در تحولات پرتنش اخیر و به‌ویژه در جریان جنگ ۱۲ روزه علیه محور مقاومت و پیامدهای آن برای ایران مورد توجه قرار گیرد. گروسی در جریان جنگ ۱۲ روزه، به‌جای آنکه آژانس را به ریل بی‌طرفی و حرفه‌ای‌گری بازگرداند، عملا با سکوت‌های معنادار، گزارش‌های جهت‌دار و اظهارات دوپهلو، به تقویت فضاسازی سیاسی علیه ایران کمک کرد. آژانسی که باید مانع سوءاستفاده سیاسی از پرونده هسته‌ای ایران می‌شد، تحت مدیریت گروسی به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به فشارهای واشنگتن و تل‌آویو تبدیل شد. اکنون همان مدیرکل، بدون اشاره به این سابقه، از ایران می‌خواهد همکاری بیشتری نشان دهد؛ گویی مشکل اصلی، نه رفتارهای خصمانه غرب، بلکه «کم‌کاری» ایران است!
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه نیز در نشست خبری هفته جاری خود، در پاسخ به این پرسش که مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گفته است که ایران باید وارد تعامل با این نهاد شود و اگر این شرایط ادامه یابد مجبور خواهد شد که عدم پایبندی ایران را اعلام کند و قرار است دیداری با وزیر امور خارجه ایران داشته باشد، گفت: باید از آقای گروسی پرسید که کدام عدم پایبندی؟ هیچ کشوری به اندازه ایران نسبت به تعهدات خود پایبند نبوده است. اینکه امکان دسترسی به مراکز آسیب‌دیده ما فراهم نیست مقصر ایران است  یا طرف‌هایی که حقوق بین‌المللی را نقض کرده و در تعرض به مراکز هسته‌ای ایران چنین جنایتی مرتکب شدند؟
وی تاکید می‌کند: این سوال را باید آقای گروسی پاسخ دهد که آیا در رابطه با بازرسی از مراکز آسیب‌دیده شیوه‌نامه مشخصی وجود دارد؟ اتفاقا باید ممنون ایران باشند که با مسئولیت‌پذیری تلاش کرد چنین شیوه‌نامه‌ای را تدوین کنند. ما این کار را انجام دادیم و تفاهم‌نامه‌ای در قاهره انجام شد و باید پرسید که چه طرفی باعث شد این تفاهم به نتیجه نرسد؟ آقای گروسی باید طرف‌هایی که مسبب این شرایط هستند را مخاطب قرار دهد و تکرار گزاره‌ها نمی‌تواند نتیجه‌بخش باشد.
پیشتر بهروز کمالوندی، سخنگوی سازمان انرژی اتمی در خصوص درخواست آژانس برای بازرسی از تاسیسات بمباران شده با بیان اینکه در بخش‌هایی از تاسیسات که آسیبی ندیده، مسئله‌ای وجود ندارد؛ آژانس می‌تواند اطلاعات لازم را داشته باشد، زیرا این اطلاعات قابلیت سوءاستفاده دشمن را ندارد، اظهار کرد: اما درباره تاسیسات آسیب‌دیده، باید ابتدا به یک تفاهم و توافق برسیم. این امر نیازمند مذاکره است و ظرفیت خود پادمان نیز چنین امکان را می‌دهد. پیش‌بینی اصلاح موافقت‌نامه نیز وجود دارد؛ هرچند مسیر آن حقوقی است و باید هم در ایران از مسیر مجلس طی شود و هم در آژانس از مسیر شورای حکام و دیگر مراحل قانونی تصویب شد. این یکی از راه‌هاست. چون این امر قرار است سابقه ایجاد کند چه بسا لازم باشد ما کشورهای دیگر را هم دخیل کنیم؛ زیرا این اتفاق ممکن است برای آنان نیز رخ دهد و نمی‌توانند نسبت به آن بی‌تفاوت باشند.
واقعیت آن است که همکاری ایران با آژانس همواره فراتر از تعهدات پادمانی بوده است. تهران در مقاطع مختلف، حُسن نیت خود را با دسترسی‌های گسترده، اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی و شفاف‌سازی‌های کم‌سابقه نشان داده است. اما پاسخ این همکاری‌ها چه بوده است؟ خروج یک‌جانبه آمریکا از برجام، ناتوانی اروپا در ایفای تعهدات، تشدید تحریم‌ها و در نهایت، استفاده ابزاری از گزارش‌های آژانس برای اعمال فشار سیاسی و حتی تهدید امنیتی علیه ایران در روند بازگشت تحریم‌ها! در چنین شرایطی، مطالبه همکاری بیشتر، کمترین رنگ و بویی از منطق حقوقی و راهبردی ندارد!
در همین راستا، ابوالفضل ظهره‌وند، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با اشاره به عملکرد ناعادلانه آژانس، گفت: رفتار آژانس، به ویژه با تاثیرپذیری از رژیم صهیونیستی و برخی دولت‌های غربی، استقلال علمی و دیپلماسی ایران را هدف قرار داده است. انتشار اسناد و مدارک علیه کشورمان و انتقال آنها به کشورهای متخاصم، نشان‌دهنده انحراف این سازمان از مبانی خود است. وی با تاکید بر همکاری همه‌جانبه ایران با آژانس و پایبندی به تعهدات بین‌المللی گفت: دولت جمهوری اسلامی ایران همواره شفاف عمل کرده و هرگونه تلاش برای حرکت به سمت تولید سلاح هسته‌ای را رد کرده است. اما متاسفانه بیش از ۸۰ درصد بازرسی‌های آژانس بر ایران متمرکز شده است، این در حالی است که رژیم صهیونیستی از هرگونه بازرسی و توافقات بین‌المللی مصون مانده و حتی با حمایت غرب، انواع بمب هسته‌ای را توسعه داده است. در شرایط فعلی، صلاحیت و بی‌طرفی مدیریت آژانس به شدت زیر سوال رفته است.
نماینده مردم تهران در مجلس می‌گوید: دفاع از حقوق و عزت ملت ایران در چنین شرایطی باید با شفافیت، مطالبه‌گری هوشمندانه و بازنگری اساسی در روابط هسته‌ای بین‌المللی دنبال شود، چراکه هیچ کشوری نباید به دلیل استقلال و پیشرفت علمی، مورد هجمه و فشار ناعادلانه قرار گیرد. نکته حائز اهمیت اینجاست که گروسی و حامیان او  به‌خوبی می‌دانند مسئله اصلی آنها، «شفافیت» یا «نگرانی فنی» نیست؛ هدف، محدودسازی راهبردی ایران است. این همان استراتژی مهار حداکثری غرب تلقی می‌شود که گروسی نقش یکی از اجزای پیش برنده آن را ایفا می‌کند. در این چارچوب، تاکید ایران بر حفظ خطوط قرمز هسته‌ای خود، مبتنی بر منافع ملی است. غنی‌سازی اورانیوم به‌عنوان یکی از ارکان اصلی صنعت هسته‌ای بومی، حقی ذاتی و غیرقابل معامله است. جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده که برنامه هسته‌ای‌اش صلح‌آمیز است، اما هرگز حاضر نخواهد شد این حق مشروع را به‌واسطه فشار، تهدید یا رفتار خصمانه افرادی چون گروسی کنار بگذارد. در نهایت، اگر گروسی واقعا نگران اعتبار آژانس است، باید پیش از هر چیز، استقلال خود را از سیاست‌های کاخ سفید و تل‌آویو بازیابد. آژانس نمی‌تواند همزمان ابزار فشار سیاسی باشد و انتظار همکاری داوطلبانه داشته باشد. به عبارت دیگر یکی به نعل و یکی به میخ بزند! تا زمانی که این رویکرد دوگانه مدیرکل ادامه دارد، جمهوری اسلامی ایران در چارچوب منافع ملی خود تصمیم خواهد گرفت.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.