۲۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۵۰
کد خبر: ۲۰٬۳۵۸

در تاریخ پرفراز و نشیب سده بیستم میلادی، برخی رویدادها فراتر از مرزهای جغرافیایی و سیاسی به نمادهایی از برخورد تمدنی و دفاع از هویت مذهبی تبدیل شده‌اند. صدور حکم ارتداد سلمان رشدی توسط امام خمینی (ره) در بیست و پنجم بهمن سال ۱۳۶۷، نه تنها یک دستور فقهی، بلکه زلزله‌ای سیاسی بود که پایه‌های دیپلماسی سنتی را لرزاند و فصل جدیدی در رویارویی میان باورهای اسلامی و تهاجم فرهنگی غرب گشود. این حکم که در پاسخ به انتشار کتاب موهن «آیات شیطانی» صادر شد، از یک سو غیرت دینی میلیون‌ها مسلمان را در سراسر جهان بیدار کرد و از سوی دیگر، پوشش‌های دروغین آزادی بیان در غرب را کنار زد تا عمق کینه‌توزی استعمار علیه اسلام ناب محمدی (ص) را آشکار سازد.

هزینه‌های نگهداری یک مرتد

آگاه: برای درک ابعاد فتنه‌ای که با انتشار کتاب آیات شیطانی برانگیخته شد، ضرورت دارد که ابتدا به پیشینه و مسیر رشد نویسنده آن نگریسته شود. احمد سلمان رشدی در ۲۰ ژوئن ۱۹۴۷ (۱۳۲۶ هجری شمسی) در شهر بمبئی هند و در خانواده‌ای مسلمان متولد شد. پدر او، انیس احمد رشدی، وکیلی بود که تحصیلات خود را در دانشگاه کمبریج به پایان رسانده و به دلیل علاقه وافر به فلسفه، نام خانوادگی «رشدی» را به تاسی از فیلسوف بزرگ اسلامی، ابن‌رشد، برگزیده بود. با این حال، فضای حاکم بر خانه آنها فراتر از یک اسلام سنتی و مقید بود؛ سلمان رشدی در خاطرات خود نقل کرده است که با وجود مسلمان بودن والدینش، دینداری در خانواده آنها جایگاه چندانی نداشت و او در محیطی با حضور دایه‌ها و دوستانی مسیحی و پدری که به آداب شرعی پایبند نبود، رشد کرد. تحصیل در مدرسه انگلیسی کلیسای جامع و مدرسه جان کانن در بمبئی، نخستین گام‌های دوری او از فرهنگ شرقی و اسلامی بود. رشدی در سن ۱۴ سالگی برای ادامه تحصیل به انگلستان مهاجرت کرد و در کالج کینگ دانشگاه کمبریج در رشته تاریخ مشغول به تحصیل شد. او در سال ۱۹۶۸ فارغ‌التحصیل و در لندن ساکن شد تا فعالیت‌های ادبی خود را آغاز کند. او در ابتدا با نگارش رمان‌هایی چون «گریموس» و سپس «بچه‌های نیمه‌شب» به شهرت رسید؛ کتابی که جایزه «من بوکر» را برای او به ارمغان آورد و او را به عنوان یک چهره برجسته در ادبیات معاصر بریتانیا تثبیت کرد.

هجمه‌ای سازمان‌یافته در لباس رمان
کتاب «آیات شیطانی» که در چهارم مهر ۱۳۶۷ (۲۶ سپتامبر ۱۹۸۸) در لندن منتشر شد، نقطه عطفی در زندگی رشدی و آغاز یک تقابل بزرگ فرهنگی بود. این کتاب که در قالب سبک رئالیسم جادویی نگاشته شده، در لایه‌های داستانی خود به وقیحانه‌ترین شکل ممکن به مقدسات اسلام اهانت کرده است. نویسنده با بهره‌گیری از تکنیک‌های روایی پیچیده، تلاش کرده تا ساحت مقدس پیامبر گرامی اسلام (ص)، قرآن کریم و فرشته وحی را به چالش بکشد. نام کتاب به‌طور مستقیم به افسانه‌ای جعلی موسوم به «غرانیق» اشاره دارد. بر اساس این افسانه که در برخی منابع غیر معتبر تاریخی ذکر شده و توسط عالمان بزرگ شیعه و سنی مردود اعلام شده است، ادعا می‌شود که شیطان آیاتی را بر زبان پیامبر جاری کرده و ایشان (نعوذ بالله) متوجه شیطانی بودن آنها نشده‌اند. رشدی با محور قرار دادن این جعل تاریخی، داستانی را روایت می‌کند که در آن شخصیت‌های اصلی، در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرند که شأن و منزلت الهی آنها زیر سوال می‌رود. نویسنده در این اثر، فراتر از جعل تاریخ، به توصیف‌های موهن درباره همسران پیامبر و اصحاب ایشان پرداخته و حتی فرشته وحی، جبرئیل را در قامت یک هنرپیشه به تصویر کشیده است. او همچنین در بخش‌هایی از کتاب، با زبانی کنایه‌آمیز به شخصیت امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی ایران حمله و تلاش کرده تا بنیان‌های فکری مسلمانان را متزلزل سازد. این کتاب نه یک اثر ادبی مستقل، بلکه اقدامی محاسبه‌شده از سوی مراکز قدرت استعمارگر و صهیونیستی برای عادی‌سازی توهین به اسلام و شکستن قداست باورهای دینی مسلمانان بود.

خروش امت اسلام؛ از تظاهرات تا بیداری جهانی
انتشار کتاب آیات شیطانی به سرعت با واکنش‌های تند در کشورهای اسلامی مواجه شد. نخستین جرقه‌های اعتراض از هند و پاکستان برخاست. در ۲۴ و ۲۵ بهمن ۱۳۶۷، تظاهرات گسترده‌ای در اسلام‌آباد و دیگر شهرهای پاکستان برگزار شد که در جریان آن، پلیس به سوی معترضان تیراندازی کرد و دست‌کم هفت نفر به شهادت رسیدند. در هند نیز تظاهرات مشابهی به وقوع پیوست که منجر به ممنوعیت واردات کتاب توسط دولت راجیو گاندی شد.
در بریتانیا، مسلمانان شهر برادفورد در ۲۵ دی ۱۳۶۷، در اقدامی نمادین نسخه‌هایی از کتاب را در ملأ عام سوزاندند تا مراتب خشم خود را از این توهین آشکار نشان دهند. این حرکت‌های خودجوش نشان داد که وجدان جمعی جهان اسلام نسبت به ساحت پیامبر اکرم (ص) به شدت حساس است. با این حال، هنوز یک صدای مقتدر و فراگیر برای تبدیل این اعتراضات پراکنده به یک حرکت راهبردی علیه کفر جهانی وجود نداشت؛ تا اینکه پیام تاریخی معمار انقلاب اسلامی ایران منتشر شد.

چون تیری از چله کمان
در روز ۲۵ بهمن ۱۳۶۷، در حالی که جهان در بهت واکنش‌های مردمی به کتاب آیات شیطانی بود، رادیو تهران متن کوتاهی را از سوی حضرت امام خمینی (ره) قرائت کرد که به سرعت به صدر اخبار رسانه‌های جهان تبدیل شد. امام خمینی (ره) با درکی عمیق از ابعاد توطئه و با تکیه بر الهام الهی و فهم دقیق از احکام اسلام، حکم اعدام نویسنده و ناشران مطلع کتاب را صادر فرمودند. متن فتوای ۲۵ بهمن ۱۳۶۷:
«بسمه تعالی؛ إنا لله و إنا الیه راجعون - به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می‌رسانم مؤلف کتاب «آیات شیطانی» که علیه اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم و چاپ و منتشر شده است، همچنین ناشرین مطلع از محتوای آن، محکوم به اعدام هستند. از مسلمانان غیور می‌خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعا آنها را اعدام کنند تا دیگر کسی جرات نکند به مقدسات مسلمین توهین کند و هر کس در این راه کشته شود، شهید است، ان‌شاءالله. ضمنا اگر کسی دسترسی به مؤلف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفی کند تا به جزای اعمالش برسد. والسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته. - روح‌الله الموسوی الخمینی» این حکم بر پایه مبانی فقهی «ارتداد» و «سب‌النبی» صادر شد. امام خمینی (ره) چند روز بعد در اطلاعیه‌ای دیگر، شایعات مربوط به بخشش رشدی در صورت توبه را به شدت تکذیب کردند و فرمودند: «سلمان رشدی اگر توبه کند و زاهد زمان هم گردد، بر هر مسلمان واجب است با جان و مال و تمامی هم خود را به کار گیرد تا او را به درک واصل گرداند.» این قاطعیت نشان داد که موضوع، فراتر از یک خطای فردی و در واقع دفاع از مرزهای اعتقادی اسلام است.

اهمیت راهبردی حکم امام و عیان شدن دوگانگی‌های غرب
حکم امام خمینی (ره) تنها یک دستور برای مجازات یک فرد نبود، بلکه یک حرکت عظیم برای توقف توطئه‌های مستکبرین بود. امام با این فتوا، جبهه جدیدی را علیه استکبار جهانی گشودند که در آن اسلام ناب محمدی در برابر کفر جهانی ایستادگی می‌کرد!
پیش از صدور این حکم، جریان‌های روشنفکرنما در غرب تلاش داشتند تا با استفاده از ابزار هنر و ادبیات، اهانت به اسلام را عادی‌سازی کنند. امام خمینی (ره) با صدور این فتوا، هزینه اهانت به مقدسات را برای دنیای غرب به شدت بالا بردند. ایشان به خوبی دریافتند که اگر در برابر این کتاب سکوت شود، راه برای توهین‌های بعدی به قرآن و پیامبر هموار خواهد شد. این حکم باعث شد که دنیای اسلام به یک وحدت بی‌سابقه دست یابد و غرور ملت‌های مسلمان که پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ تا حدی جریحه‌دار شده بود، بازسازی شود. علاوه بر این، فتوای امام (ره) ماهیت پوشالی ادعاهای حقوق بشری غرب را فاش کرد. دولت‌های اروپایی که در برابر قتل‌عام مسلمانان در فلسطین و بوسنی سکوت می‌کردند، ناگهان برای دفاع از جان یک نویسنده هتاک، سفرای خود را از تهران فراخواندند. این برخورد دوگانه، برای مردم جهان اسلام ثابت کرد که هدف اصلی غرب، نه آزادی بیان، بلکه ستیز با ریشه‌های دین مبین اسلام است.

پیامدهای دیپلماتیک و تقابلی دنباله‌دار
صدور فتوای ارتداد سلمان رشدی، روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران را وارد مرحله جدیدی از تنش کرد. دولت بریتانیا و کشورهای عضو جامعه اقتصادی اروپا در اقدامی هماهنگ، روابط خود را با ایران به پایین‌ترین سطح رساندند و سفرای خود را از تهران فراخواندند. دولت وقت بریتانیا تحت فشار افکار عمومی و لابی‌های صهیونیستی، مسئولیت حفاظت کامل از رشدی را بر عهده گرفت.
با این حال، ایران تحت رهبری امام (ره) و پس از ایشان، آیت‌الله خامنه‌ای، بر موضع اصولی خود پافشاری کرد. کشورهای غربی پس از مدتی دریافتند که ایران از فتوای خود عقب‌نشینی نخواهد کرد و برای بازسازی روابط اقتصادی و سیاسی خود با تهران، ناگزیر به بازگرداندن سفرا شدند. در سال ۱۹۹۸، در جریان دیدارهای دیپلماتیک میان وزرای خارجه ایران و بریتانیا، تلاش‌هایی برای تنش‌زدایی صورت گرفت اما همواره تاکید شد که حکم شرعی امام خمینی (ره) به عنوان یک مرجع تقلید، غیرقابل تغییر و نقض‌ناشدنی است.

تحریم بنیاد ۱۵خرداد
وزارت خزانه‌داری آمریکا در سال ۲۰۲۲ و پس از رخ دادن حمله به رشدی، با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که بنیاد ۱۵خرداد را به دلیل تعیین جایزه چند میلیون دلاری برای مرگ سلمان رشدی، نویسنده کتاب آیات شیطانی تحریم کرده است. برایان نلسون،‌ معاون وزیر خزانه‌داری آمریکا در این باره گفت: ایالات متحده از عزم خود برای ایستادگی در برابر تهدیدات از سوی مقامات ایرانی علیه حق آزادی بیان، آزادی دین و اعتقادات و همچنین آزادی مطبوعاتی جهانی دست نخواهد کشید. او می‌گوید: این اقدام مجرمانه هولناک است. ما خواهان بهبود کامل سلمان رشدی پس از سوءقصد به جانش هستیم.
به موجب این تحریم،‌ تمامی اموال این بنیاد در آمریکا و هر نهادی که تحت مالکیت مستقیم یا غیرمستقیم این نهاد قرار دارد، بلوکه خواهند شد و هر شخصی که به مبادلات مالی با این نهاد بپردازد، با تحریم‌های آمریکا مواجه خواهد شد. بنیاد ۱۵خرداد که در سال ۱۳۶۰ تشکیل شد، سالانه جایزه‌ای که برای کشتن این نویسنده هتاک تعیین کرده را افزایش می‌دهد.

دنیای تاریک «جوزف آنتون»
سلمان رشدی بلافاصله پس از صدور حکم، وارد یک زندگی زیرزمینی و مخفیانه شد. او در مصاحبه‌ای با روزنامه دیلی‌میل، اولین احساس خود پس از شنیدن خبر حکم را چنین توصیف کرد: «حس خوبی نبود. حس کردم که من یک مرد مرده‌ام.» او برای سالیان طولانی تحت حفاظت شدید پلیس بریتانیا قرار داشت و بیش از ۳۰ بار محل اقامت خود را تغییر داد.
حفاظت از رشدی نه تنها برای او، بلکه برای دولت بریتانیا نیز بار سنگینی بود. هزینه‌های محافظت از او سالانه بین یک تا ۱۰ میلیون پوند تخمین زده می‌شد که این مبلغ از جیب مالیات‌دهندگان انگلیسی پرداخت می‌شد. این موضوع اعتراضات بسیاری را در داخل انگلستان برانگیخت؛ تا جایی که شاهزاده چارلز (ولیعهد وقت) علنا اعلام کرد که رشدی سرباری پرخرج برای کشور است. حدود ۱۰ سال پیش، روزنامه دیلی میل نوشته بود مارتین امیس، نویسنده انگلیسی در مقاله‌ای که در یک نشریه به چاپ رساند، مدعی شد پس از آنکه در سال ۱۹۸۹ فتوای مرگ سلمان رشدی، به دلیل توهین به پیامبر اسلام (ص) صادر شد، وی در یک ضیافت شام با پرنس چارلز، ولیعهد انگلیس و شاهزاده ولز دچار اختلاف شد. به گفته امیس، پرنس چارلز به او گفته بود از کسی که به اعتقادات عمیق فرد دیگری توهین می‌کند حمایت نخواهد کرد.
رشدی در این دوران حتی از استفاده از نام واقعی خود محروم بود و نام مستعار «جوزف آنتون» را برای خود برگزید. او در خاطراتش می‌نویسد که زندگی‌اش به مجموعه‌ای از دیدارهای مخفیانه، خانه‌های امن با پنجره‌های بسته و ترس دائم از مرگ تبدیل شده بود.

میراث یک فتوا و بیداری ابدی
پس از ارتحال امام خمینی (ره)، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان جانشین برحق ایشان، بارها بر تغییرناپذیری و پایداری این حکم الهی تاکید کرده‌اند. ایشان در پیام‌ها و سخنرانی‌های متعدد، فتوای امام را «تیری که بر هدف خواهد نشست» توصیف کردند که دیر یا زود به هدف خواهد خورد.
از منظر رهبری، ماجرای سلمان رشدی تنها یک رویداد انفرادی نیست، بلکه بخشی از یک «زنجیره ننگین» اسلام‌هراسی است که با کاریکاتورهای دانمارکی و فیلم‌های ضداسلامی هالیوود ادامه یافته است. ایشان تاکید دارند که طرف اصلی این قضایا، نویسندگان قلم به‌مزدی همچون رشدی نیستند، بلکه پیاده‌نظام‌های نگون‌بخت استکبار جهانی و شبکه‌های صهیونیستی هستند که از نفوذ معنوی اسلام در دل‌های مردم جهان وحشت دارند. پافشاری بر اجرای این حکم، در واقع پافشاری بر عزت و کرامت مسلمانان در برابر تحقیرهای سیستماتیک غرب است. حکم تاریخی امام خمینی (ره) درباره سلمان رشدی، فراتر از یک موضوع حقوقی یا سیاسی، به نمادی از پایداری امت اسلامی بر سر مقدسات خویش تبدیل شده است. این فتوا نشان داد که در تمدن اسلامی، صیانت از حریم نبوت و وحی الهی، بر تمامی ملاحظات مادی و دیپلماتیک اولویت دارد. اهمیت این حکم در آن است که سدی محکم در برابر جریان‌های اهانت‌کننده ایجاد کرد و به دشمنان اسلام فهماند که بازی با مقدسات مسلمانان، عواقب مرگباری خواهد داشت.
امروز با گذشت بیش از سه دهه از آن فرمان تاریخی، سلمان رشدی به عنوان عبرتی برای تاریخ باقی مانده است؛ نویسنده‌ای که با وجود تمام حمایت‌های امنیتی و سیاسی غرب، عمری را در هراس، انزوا و معلولیت سپری کرده و هرگز نتوانسته است طعم زندگی عادی را بچشد. فتوای امام خمینی (ره) همچنان زنده و پویاست و به عنوان شاخصی برای تشخیص جبهه حق از باطل در تاریخ معاصر، راهنمای نسل‌های جوان مسلمان در مسیر دفاع از حریم ولایت و نبوت است!

هزینه‌های نگهداری یک مرتد

مجاهدان راه اجرای حکم

صدور فتوای امام (ره)، موجی از آمادگی را در میان جوانان غیور مسلمان برای اجرای حکم ایجاد کرد. در طول دهه‌های گذشته، افراد متعددی تلاش کردند تا این وظیفه شرعی را به سرانجام برسانند. نخستین و برجسته‌ترین این افراد، مصطفی مازح، جوان ۲۱ ساله لبنانی‌الاصل بود.
در ۱۴ مرداد ۱۳۶۸، مصطفی مازح با هدف اعدام سلمان رشدی، خود را به هتل محل اقامت او در لندن رساند. او مواد منفجره را در اتاق خود جاسازی کرده بود تا در موقعیت مناسب اقدام کند. اما به دلیل نابهنگام عمل کردن چاشنی انفجاری بر اثر حرارت محیط، پیش از رسیدن به هدف به شهادت رسید. اگرچه رشدی در آن حادثه آسیب ندید اما پیام روشن امام خمینی (ره) در گوش جهانیان طنین‌انداز شد که پیروانش هرگز این نویسنده مرتد را رها نخواهند کرد.
علاوه بر تلاش برای اعدام خود نویسنده، مترجمان و ناشران کتاب که در حکم امام به عنوان اهداف مجازات ذکر شده بودند، نیز از پیامدهای همکاری در این فتنه مصون نماندند:
هیتوشی ایگاراشی: مترجم ژاپنی کتاب که در سال ۱۹۹۱ در محوطه دانشگاهی در ژاپن با ضربات چاقو کشته شد.
ویلیام نیگارد: ناشر نروژی که در سال ۱۹۹۳ در اسلو هدف گلوله قرار گرفت و به شدت زخمی شد.
اتوره کاپریولو: مترجم ایتالیایی که در میلان مورد ضرب و شتم و حملات چاقو قرار گرفت.
عزیز نسین: مترجم ترکی کتاب که در حادثه آتش‌سوزی هتل سیواس هدف قرار گرفت، اگرچه جان سالم به در برد.
آخرین اقدام جدی در این زنجیره، حمله هادی مطر، جوان ۲۴ ساله در اوت ۲۰۲۲ در ایالت نیویورک آمریکا بود. در جریان یک مراسم سخنرانی، او با چاقو به رشدی حمله کرد و ضربات متعددی به گردن و شکم او وارد ساخت. رشدی در پی این حمله یک چشم خود را از دست داد و یکی از دستانش نیز فلج شد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.