عبدالمجید ارفعی، استاد زبان‌های باستانی ایران و مترجم منشور کوروش چهارشنبه ششم اسفند ۱۴۰۴ در ۸۶ سالگی بر اثر بیماری نارسایی ریوی، درگذشت و پیکر او روز گذشته (جمعه هشتم اسفند) از مرکز دائره‌المعارف بزرگ اسلامی تشییع و بدرقه شیراز شد تا فردا (روز یک‌شنبه دهم اسفند ۱۴۰۴) در محوطه آرامگاه حافظ به خاک سپرده شود.

درگذشت مترجم منشور کوروش

آگاه: مراسم تشییع او در تهران با حضور چهره‌ها و شخصیت‌های فرهنگی در مرکز دائره‌المعارف بزرگ اسلامی در تهران برگزار شد اما هیچ‌یک از مسئولان وزارت میراث فرهنگی و سایر نهادهای فرهنگی در این مراسم حضور نداشتند. عبدالمجید ارفعی که بیشتر به عنوان مترجم فارسی منشور کوروش و الواح هخامنشی شناخته می‌شود، از معدود بازماندگان عیلام‌شناسی در جهان بود. او نقش موثری در بازگرداندن الواح هخامنشی از آمریکا به ایران داشت و تا واپسین روزهای زندگی خود نیز همچنان پیگیر استرداد باقی‌مانده و خوانش این الواح بود. این گل‌نبشته‌ها (الواح) در قالب ۶ محموله به ایران برگردانده شدند و ششمین محموله شامل ۱۱۰۰ قطعه لوح تاریخی به زبان و خط عیلامی، پنجم مهر سال گذشته ۱۴۰۳ همزمان با بازگشت مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور از سازمان ملل متحد آمریکا به کشور بازگردانده شد.
علی بلوکباشی، پژوهشگر و مردم‌شناس در مراسم تشییع ارفعی گفت: امروز در سوگ و تشییع پیکر دکتر عبدالمجید ارفعی، دانش‌مردی بزرگ، دورهم گرد آمده‌ایم که سال‌های جوانی و سالخوردگی خود را در اندیشه شناخت هویت فرهنگی ایران در گذشته‌های دور و شناساندن آن به ایرانیان و جهانیان و هویت بخشیدن به فرهنگ ایران امروز، گذرانده است. آشنایی من با شادروان دکتر ارفعی به حدود ۶۰ سال پیش باز می‌گردد، سال‌های ۳۹ یا ۴۰. زمانی که دوره لیسانس ادبیات و زبان فارسی را در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران می‌گذراندم. نخستین دیدار ما بسیار گرم و دلنشین بود. این دیدار، یک دوستی پایدار را میان ما رقم زد. دیدارهایمان همیشه با «درود و بدرود»های این عزیز از دست رفته همراه بود. هنوز هم نوای آهنگین کلام دلنشین «درود و بدرود»های این دوست نازنین در گوشم طنین‌انداز است.
وی ادامه داد: دکتر ارفعی عشقی بی‌کران به زبان و فرهنگ ایران باستان و تعلق خاطر و مهری فراوان به استادان روانشاد استاد ابراهیم پورداود و استاد پرویز ناتل خانلری داشت. سرانجام نیز همین عشق، او را برای دانش‌اندوزی در این قلمرو، روانه آمریکا کرد. ارفعی به تشویق استاد دکتر خانلری در سال ۱۳۴۴ در موسسه خاورشناسی دانشگاه شیکاگو به تحصیل زبان‌های عیلامی (ایلامی) و آکدی مشغول شد. پس از پایان تحصیلات و بازگشت به ایران، در فرهنگستان زبان و ادب فارسی که زیر نظر دکتر خانلری بود به پژوهش پرداخت، اما حضور او در این نهاد دیری نپایید.
بلوکباشی اضافه کرد: در آن سال‌ها که تب داغ انقلابیگری فضای جامعه را فرا گرفته بود، دکتر خانلری و یکی دو سال بعد، دکتر ارفعی را از کار برکنار کردند و ناروایی‌هایی بر وجود و روح ظریف این دو استاد دانشمند روا داشتند. دکتر ارفعی گامی بزرگ در آشنا کردن ایرانیان با تاریخ فرهنگ و تمدن ایران باستان سهم بزرگ و ارزشمندی در عرصه آگاهی ملت ایران از نیاکان خود داشته است. او با زدودن گرد و غبار تاریخ از چهره گل‌نبشته‌های به دست آمده از بارو و خزانه تخت جمشید و رمزگشایی و خوانش چند هزار گل‌نبشته در میان حدود ۳۰ هزار گل‌نبشته، که ارنست هرتسفلد، باستان‌شناس آلمانی آنها را در کاوش در تخت جمشید در سال‌های ۱۳۱۲ تا ۱۳۱۵ خورشیدی یافته بود و نشر خوانده‌های خود، دری به سوی فرهنگ اقتصادی و نظام اداری و مالی دربار پادشاهان هخامنشی (۵۵۰-۳۳۰ پیش از میلاد)، در برابر دیدگان ما گشود. او همراه دانشمندان دیگر، به ویژه ریچارد هلک (Richard Hallock)، استادش، چگونگی کارکرد نظام اجتماعی- اقتصادی سازمان کار و وضعیت معیشتی کارگران در کارگاه‌های دوره پادشاهی داریوش، خشایارشاه و اردشیر یکم را برای شیفتگان فرهنگ و تمدن جهان باستان روشن کردند و دریچه‌ای به سپیده‌دم تاریخ تمدن بشری گشودند و عرصه دانسته‌های تاریخی ـ اجتماعی و فرهنگی جهانیان را درباره فرهنگ و تمدن ایرانی گسترش دادند.

ارفعی، نمرده؛ او ماندنی است
ژاله آموزگار، پژوهشگر فرهنگ و زبان‌های باستانی و اسطوره‌شناس، نیز در سخنانی گفت: همه ما امروز صاحب مجلس فرزند ایران هستیم که به وجودش افتخار می‌کنیم. خوش به حال ما که همزمان و هم‌دوره مردی بودیم که تمام وجودش عشق به ایران بود؛ فرزند واقعی ایران. بهتر آن است که خوشحال باشیم، غم برای کسی است که زندگی‌اش هدر رفته باشد. کسی که یک عمر خدمت کرده است، بودن و نبودنش برای همه ما افتخار است. خودم و همه شما حاضران را صاحب مجلس می‌دانم. ایران فرزندان بزرگی داشته است. خاک نماد است و به ایران تبریک می‌گویم که فرزندش را در حافظیه در آغوش خواهد گرفت. دکتر ارفعی نمرده است. او نه تنها زندگی می‌کرد، که بنده آزاد باقی ماند. او نمی‌میرد، مردن وقتی اتفاق می‌افتد که هیچ باشید. دکتر ارفعی ماندنی است. ما مفتخر این شخصیت هستیم.
آموزگار گفت: سوگوارم ولی مفتخرم که همزمان دوست و هم‌صحبت دکتر ارفعی بوده‌ام. دکتر ارفعی زندگی آسانی نداشت و پستی و بلندی‌های زیادی را از سر گذراند، اما برای انتفاع مالی کار نکرد. او ساخت و ساخت و ساخت و ما اکنون سوگوار و در عین حال مفتخر او هستیم. خوش به حال ما که چنین اشخاصی را در کنار خود داشتیم. دکتر ارفعی عزیز، تو بزرگ بودی و بزرگوارانه زندگی کردی و در برابر مشکلات سر خم نکردی.

تاریخ جهان بدون مطالعه تاریخ هخامنشی ناقص است
سپس، جبرئیل نوکنده، رئیس کل موزه ملی ایران با این بیت «از شمار دو چشم یک تن کم / وز شمار خرد هزاران بیش» سخنان خود را آغاز کرد و گفت: آسمانی شدن استاد دکتر عبدالمجید ارفعی را به خانواده بزرگ ارفعی، دوستان و شاگردان ایشان، جامعه میراث فرهنگی، جامعه فرهنگ، هنر و ادب ایران و پژوهشگران حوزه زبان‌شناسی و تاریخ جهان باستان تسلیت می‌گویم. نخستین بار نام ایشان را در کلاس درس «مبانی باستان‌شناسی» از زبان زنده‌یاد استاد دکتر صادق ملک‌شهمیرزادی - باستان‌شناس ـ در دانشگاه تهران در مهر سال ۱۳۷۰ شنیدم. آن روز سخن از «زبان‌های خاموش» بود و استاد با افتخار از شخصیتی ایرانی یاد کرد که یکی از کهن‌ترین زبان‌های خاموش، یعنی زبان عیلامی، را می‌دانست و از دانشگاهی معتبر، زیر نظر یکی از برجسته‌ترین متخصصان زبان‌های باستانی، زنده‌یاد ریچارد هلک، فارغ‌التحصیل شده بود. در کنار این افتخار علمی، از دشواری‌های زندگی آن پژوهشگر نیز گفت؛ از اینکه با وجود تخصص کم‌نظیرش، ناگزیر بود برای گذران زندگی در حوزه‌ای دیگر فعالیت کند. همان روایت کوتاه، تصویری ماندگار و عمیق از او در ذهنم ساخت. در سال ۱۳۷۵، در پروژه کاوش «چغابنوت» خوزستان به سرپرستی استاد دکتر عباس علیزاده، افتخار آشنایی با ایشان را یافتم.
او ادامه داد: استاد ارفعی در سال‌های ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۲ در بخش کتیبه‌های باستان موزه ملی ایران مشغول به کار بود و خدمات ماندگاری از خود بر جای گذاشت. هرچند پس از سال ۱۳۸۲ با او نامهربانی‌هایی شد، اما هیچ‌گاه از مهر و مسئولیت‌پذیری او کاسته نشد؛ همواره با خوشرویی به پرسش‌های موزه پاسخ می‌داد و هر کمکی را با بزرگواری انجام می‌داد. ایشان از چهره‌های موثر در روند بازگرداندن گل‌نبشته‌های باروی تخت‌جمشید از دانشگاه شیکاگو به میهن بود؛ اقدامی ارزشمند که نام او را در تاریخ پاسداشت میراث فرهنگی ایران ماندگار ساخت.
رئیس موزه ملی ایران اظهار کرد: نام این استاد بزرگ در حافظه تاریخ جهان باستان زنده خواهد ماند؛ چراکه او به دوره‌ای اشراف داشت که ریشه‌های فرهنگ ایرانی در آن نهفته است؛ دوره عیلام، دوره‌ای که سنگ‌بنای شکل‌گیری امپراتوری هخامنشی شد و افق تازه‌ای به جهان ایرانی بخشید. بی‌تردید تاریخ جهان بدون مطالعه تاریخ هخامنشی ناقص است و این مطالعه نیز بدون بهره‌گیری از داده‌های گل‌نبشته‌های هخامنشی کامل نخواهد بود؛ داده‌هایی که نام عبدالمجید ارفعی با آنها پیوندی ناگسستنی یافته است.

جایگاه ارفعی در سطح بین‌الملل
ارفعی در سال‌های پس از انقلاب اسلامی در انزوا بود تا اینکه سال ۷۶ مجددا به میدان فعالیت علمی دوباره دعوت شد و این بار حضورش در شکل قابل توجهی در موزه ملی نمود پیدا کرد. او، تالار کتیبه‌ها را سر و سامان داد، آموزش‌ها را آغاز کرد و شاگردانی را پرورش داد که بعدها برخی از آنها به شخصیت‌های بسیار برجسته‌ای در رشته زبان‌شناسی و زبان‌های باستانی در سراسر دنیا تبدیل شدند.
حضور علمی این استاد در بحث [استرداد] الواح گلی تخت جمشید بسیار تعیین‌کننده بود. با حضور ارفعی در سازمان میراث فرهنگی و با توجه به سابقه کاملا عمیقش در این حوزه، زمینه‌های لازم فراهم شد تا ارتباط این سازمان دوباره با مرکز شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو برقرار شود و انتقال این الواح گلی میسر شد، به گونه‌ای که این الواح در بسته‌های مختلف وارد کشور شد و از این منظر می‌توان گفت ارفعی یکی از موثرترین افراد در این مسیر بود.این الواح به زبانی از زبان‌های عیلامی نوشته شده بود. پس از کشف این الواح، استاد ارفعی [ریچارد هلک]، آنها را به مرکز شرق‌شناسی منتقل کرد و در آنجا تلاش فراوان کرد تا این الواح رمزگشایی و قابل خواندن شوند. ریچارد هلک تعداد اندکی شاگرد در این مسیر تربیت کرد که یکی از آنها مرحوم ارفعی بود. چون افرادی که توانایی خواندن این الواح را داشتند، بسیار محدود بودند.

گل‌نبشته‌ها (الواح) کجا و کی کشف شده‌اند؟

درگذشت مترجم منشور کوروش

الواح گلی در فاصله سال‌های ۱۳۱۱ تا ۱۳۱۴ در مجموعه تخت‌جمشید در یک محل کشف شدند، اما به دلیل فقدان دانش بازخوانی آنها در کشور، طی توافقی به موسسه شرق‌شناسی آمریکا ارسال شدند تا مورد بازخوانی قرار گرفته و اطلاعات ارزشمند آنها استخراج شود. در سال ۱۳۱۱ هنگام ریل‌گذاری برای تخلیه خاک‌های کاوش ایوان شمالی تخت‌جمشید، در گوشه شمال شرقی تختگاه کاوشگران با بخش بایگانی هخامنشیان برخورد کردند؛ ۳۰ هزار لوح گلی از آنجا کشف شد، در کاوش‌هایی که در خزانه هخامنشیان انجام شد هم سه هزار لوح گلی دیگر نیز کشف شد.
این الواح حاوی اطلاعات ارزشمندی درباره نظم، ساختار و کارکردهای حکومت، خدمات اجتماعی از قبیل بیمه و خدمات ارائه شده به اقشار مختلف اجتماعی از جمله زنان باردار و افراد ناتوان، اطلاعات دیگر زیست اجتماعی، عمومی و خصوصی و اطلاعات عمومی کشور است. البته دانش و فن حسابرسی مالی، نظام مالیاتی و آمار علاوه بر منطقه حکومت دوران هخامنشی، همزمان در منطقه بین‌النهرین در دوره آشور و بابل هم وجود داشته است. آنجا هم از این نوع گل‌نوشته‌ها وجود دارد، اما در دوره هخامنشی تعداد بسیار زیادی بوده که در بایگانی‌های مختلف هخامنشی کشف شده است.
چرا گل‌نبشته‌ها از کشور خارج شد؟
در زمان کشف الواح برای خوانش گل‌نوشته‌های هخامنشی متخصص نداشتیم و این گل‌نوشته‌ها به آمریکا منتقل شد؛ قرار بر این بود سالانه ۳۰۰ لوح خوانش و به ایران بازگردانده شود، حدود پنج هزار لوح خوانده شد و تا سال ۱۳۲۱ بیش از سه هزار لوح به ایران برگردانده شد، اما بعد از آن دیگر این الواح گلی به ایران برنگشت. این لوح‌ها با موافقت دولت وقت ایران در ۵۰ صندوق چوبی شامل حدود ۲۰۰۰ جعبه مقوایی و چند پیت نفتی که در تخت جمشید به پارافین آب شده آغشته شده بودند، از طریق بوشهر به آمریکا و برای مطالعه و بررسی به دانشگاه شیکاگو امانت داده شد. در همان زمان، قرارداد و موافقت‌نامه‌ای نیز تدوین شد که در آن آمده بود «ایران لوح‌هایی گلی را برای خوانش و رمزگشایی به امانت به دانشگاه شیکاگو که مشغول کاوش تخت جمشید (پارسه، پرسپولیس) است، می‌سپارد.»
حدود ۶۰۰ گل‌نوشته را عبدالمجید ارفعی ترجمه کرد، حدود ۲۵۰۰ لوح را نیز ریچارد تریدول هلک (عیلام‌شناس و آشورشناس) و تعدادی را هم جرج گلن کامرون (متخصص زبان‌های شرقی در دانشگاه شیکاگو) خوانش کردند و نتایج آن منتشر شده است.
البته همه گل‌نوشته‌های هخامنشی سالم نیستند، برخی شکسته برخی هم تکه شده و نیمه است، مرحوم ارفعی به عنوان تنها متخصص و استاد زبان عیلامی به خوانش ادامه داد، این روند در موسسه مطالعاتی شیکاگو ادامه داشت و نتایج آن هم مرتب منتشر می‌شد. گل‌نوشته‌های هخامنشی بیشتر اسناد حسابرسی، حسابداری و امور مالیاتی و دستمزدهای کارگران آن زمان هستند که از دوره هخامنشی باقیمانده است، اکثرا به زبان عیلامی و خط میخی است و تعدادی هم به زبان آرانی و فارسی‌باستان است.

اهمیت زبان‌های باستانی چیست؟
ژاله آموزگار، استاد ممتاز دانشگاه تهران، اهمیت یادگیری زبان‌های باستانی را با یک مثال ملموس توضیح می‌دهد و در پاسخ به این سوال که یادگیری این زبان‌ها به چه دردی می‌خورد می‌گوید: سوال درباره این موضوع، مثل این است که به کسی بگویید تو هستی، ولی به من چه که پدر و مادرت چه کسانی بودند! زبان‌های باستانی مثل پدر و مادر زبان‌های امروز ما هستند. من نمی‌گویم همه افرادی که فارسی می‌خوانند، باید زبان اوستایی و پهلوی را هم یاد بگیرند یا حالت‌های هشتگانه صرفی اوستا را بیاموزند؛ این توقع بی‌جایی است. افراد می‌توانند در حد مطالعات عادی زبان فارسی را یاد بگیرند، ولی کسانی که از تخصص دم می‌زنند، نمی‌توانند بدون دانستن ریشه‌ها، در یک زبان متخصص باشند. به نظر من مطالعات زبان‌های باستانی ایران از جمله زبان پهلوی، در مطالعات زبان فارسی بسیار بسیار ضروری است.
نکته دیگر در خصوص ضرورت یادگیری زبان‌های باستانی این است که وقتی از ایران‌شناسی حرف می‌زنیم، یعنی شناخت و توجه به انواع چیزهایی که در این زبان و فرهنگ وجود دارند؛ لذا زبان، معماری، ادبیات و حتی کوه و دشت و همه اینها جزئی از فعالیت در زمینه ایران‌شناسی هستند؛ ولی چون زبان بسیار مهم است، قسمت عمده این امر در محدوده زبان قرار می‌گیرد و از این منظر، ایران‌شناس نمی‌تواند با زبان‌های ایران و ریشه‌های آن بیگانه باشد.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.