آگاه:
شاعران سرزمین عزیزمان ایران، در همراهی با سوگ فراگیر این روزها، حس و حال خود را با سرودن شعر، بیان کردند؛ در ادامه شعر تعدادی از این شاعران را میخوانید.
محمدرضا ترکی
اگر تو نباشی، خدای تو هست
بر این جادهها رد پای تو هست
چه آرامشی در صدای تو بود
پس از تو طنین صدای تو هست
به دامان سجاده سادهات
نسیم خوش گریههای تو هست
بر آن جای خالی اگر نیستی
به دلهای غمدیده جای تو هست
یقین غافل از حال ما نیستی
دعاهای حاجتروای تو هست
در این تن سپردن به تقدیر دوست
رضای خدا و رضای تو هست
رضا یزدانی
با آن عبای مهربان از پیش ما رفتی
ای تا ابد دردت به جان، از پیش ما رفتی
آخر کجا رفتی؟ بگو آخر کجا رفتی؟
آرام، تنها، بیصدا پیش خدا رفتی؟
ما مردم خوبی برای تو نبودیم آه
ما آشنای گریههای تو نبودیم آه
با خود نگفتی: عاشقانت بیتو میمیرند؟
با خود نگفتی: نیستی دلشوره میگیرند؟
دیشب تو را خیلی صدا، خیلی صدا کردیم
وقتی خبر آمد تو رفتی، گریهها کردیم
نفرین به آنکه زخمی اندوه و آهم کرد
عادت به شبهای بدون تو نخواهم کرد
باید عزاداری کنیم امسال با غمها
دیگر نمیآییم پیش تو محرمها
هر شب محرم پای تو ما گریه میکردیم
با آه جانفرسای تو ما گریه میکردیم
تو ذکر میگفتی میان روضه و یکریز
با ذکر گفتنهای تو ما گریه میکردیم
در فاطمیه اشکهایت اوج ماتم بود
با ذکر یا زهرای تو ما گریه میکردیم
ای اشکهایت آسمان ای اشکهایت نور
با گریه کردنهای تو ما گریه میکردیم
دیشب نبودی کوچهها ابر بهاران بود
بعد از تو «کشوردوست» هم تا صبح باران بود
حالا جهان ای شعر غمگین اشک میریزد
بیتو خیابان «فلسطین» اشک میریزد
سجادهها تسبیح و عطرت را نمیبینند
دیگر نماز عید فطرت را نمیبینند
آن چفیه را از دوش خود برداشتی، رفتی
شاید هوای کوی دیگر داشتی، رفتی
همچون عقیق تو همیشه راه تو سرخ است
انگشتر العزه لله تو سرخ است
ای کاش ما جای تو در آوار میماندیم
ای کاش میمردیم و از داغت نمیخواندیم
آه ای علمدار حرم بی تو حرم تنهاست
میدان به میدان روضه تنهاشدن برپاست
ما را به این نامحرمان، نامردمان مسپار
با خود ببر ما را و دست این و آن مسپار
ای تا ابد دردت به جان از پیش ما رفتی
آخر کجا رفتی؟ بگو آخر کجا رفتی؟
فراز ملکیان
به هوش باش برادر که قصه تکراریست
مخواب! قصه امشب برای بیداریست
غدیر آمد و دین را اگرچه تبیین کرد
ببین رسانه دشمن چکار با دین کرد
ببین چه کرد فریب رسانه با دلها
که شد غدیر به یکباره ظهر عاشورا
رسانه آمد تا کفر را امان بدهد
که اهل باطل را اهل حق نشان بدهد
رسانه گفت سپاه یزید بیشتر است
رسانه گفت بترسید! کوفه در خطر است!
رسانه گفت نمانده کسی برای حسین
رسانه گفت مکن خویش را فدای حسین
به جان لشکر حق این چنین نفاق افتاد
دریغ! آنچه نبایست، اتفاق افتاد
اگرچه آن همه دل با حسین بود ولی
حسین کشته تردید بود و بیعملی
دریغ و درد، همانها به کشتنش دادند
که نامههای فدایت شوم فرستادند
صدای جبهه حق را چه بیصدا کشتند
حسین را به خدا که رسانهها کشتند
زمان زمانه مکر و فریب و نیرنگ است
از آنچه میشنوی ساده نگذری؟ جنگ است!
رسانه گوش تو را از دروغ پر نکند؟
به هوش باش خبرها تو را ترور نکند!
به هوش باش و بدان کار این جماعت پست
عوض نمودن جای شهید و جلاد است
نه سوریهست نه لبنان نه غزه، ایران است!
به پایگاه علی هر که زد پشیمان است
بزن که آنچه زدی زخم نیست، تسکین است
بزن که آخر این شاهنامه شیرین است
بزن که موشک تو مثل مرغ آمین است
لوای ظلم میافتد اگر که دین، دین است
زمانه بر سر جنگ است یاعلی مددی
نبستهایم به جز تو امید بر احدی
جهان از این همه ظلمت عبور خواهد کرد
خبر رسیده که مهدی(عج) ظهور خواهد کرد
نظر شما