ترامپ برای جیب خود و سرمایه‌داران غربی می‌جنگد! با آغاز هفته ششم جنگ حالا می‌توان یک گزاره را به قطعیت نسبی بیان کرد: آنچه دونالد ترامپ به عنوان «نمایش قدرتمند و سریع‌السیر اقتدار ایالات متحده» در قالب عملیات نظامی گسترده علیه ایران- که نهم اسفند سال گذشته کلید خورد تصور می‌کرد، در واقعیت به یکی از آشکارترین نمونه‌های افشای نقاط ضعف واقعی یک ابرقدرت بدل شد. این رویارویی نظامی که با همکاری اسرائیل علیه مراکز حساس ایران آغاز شد، فراتر از یک اشتباه عملیاتی ساده بود؛ بلکه تجلی بارزی از عدم درک عمیق از واقعیت‌های اقتصادی جهانی، زنجیره‌های تامین پیچیده و وابستگی‌های دوجانبه در عصر حاضر به شمار می‌رود.

ترامپ در آتش سرمایه‌داری

آگاه: با این حال هر روز ابعاد تازه‌تری از پشت‌پرده ایده اولیه این درگیری از سوی سردمداران جزیره اپستین نمایان می‌شود؛ ابعادی که نشان می‌دهد این جنگ ریشه در محاسبات پیچیده اقتصادی و حتی شخصی برخی بازیگران اصلی این ماجرا داشته است. این در حالی است که پس از فضاحت‌های نظامی رخ‌داده برای آمریکا و انهدام هواپیماهایی که روزگاری نماد برتری مطلق این کشور در عرصه نظامی به شمار می‌رفتند- و اکنون تصاویر تکه‌تکه‌شده آنها در سراسر شبکه‌های مجازی جهان دست‌به‌دست می‌شود- موجی از تردید و انتقاد حتی در میان نخبگان غربی نسبت به اهداف واقعی این جنگ شکل گرفته است. بسیاری از کارشناسان نظامی اذعان دارند که محاسبات اولیه درباره سرعت، هزینه و نتیجه این درگیری، با واقعیت‌های میدان فاصله معناداری داشته است. در چنین فضایی، برخی تحلیل‌ها پا را فراتر گذاشته و بر این باورند که ترامپ بیش از آنکه به دنبال یک دستاورد ژئوپلیتیکی مشخص باشد، این جنگ را در چارچوب منافع اقتصادی شخصی و تامین منافع حلقه‌ای از سرمایه‌داران غربی دنبال کرده است. از این رو رئیس مجلس شورای اسلامی اخیرا در صفحه شخصی خود از این دست فشارهای اقتصادی پرده برداشت. دکتر محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس با انتشار یک نظرسنجی در شبکه ایکس در خصوص فشار سرمایه‌گذاران و بانکداران حامی رژیم صهیونیستی به ترامپ نوشت: «هفته گذشته، عده‌ای از بانکداران و صندوق‌های سرمایه‌گذاری بزرگ دور هم جمع شدند، تصمیم گرفتند سیاست جنگ ایران در واشنگتن را گروگان بگیرند و کمپین راه انداختند. می‌خواهید اسم ببریم؟» دکتر قالیباف در گزینه آخر برای مخاطبین نام بیل اکمن سرمایه‌گذار مشهور و مدیر صندوق پوشش ریسک را با کنایه به عنوان غایب جلسه نوشته تا اشراف خود از محتوای این جلسات را نشان دهد.
علاوه بر آن غلامرضا تاجگردون، رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس اخیرا با حضور در رسانه ملی پرده از ابعاد دیگر این موضوع برداشت. وی گفت: یک گروه سرمایه‌داری در غرب و آمریکا با محوریت ترامپ که زیاد به آن پرداخته نمی‌شود، غالبا منافع شخصی را بر منافع ملی ترجیح می‌دهند. برای مثال، ترامپ اخیرا در تلویزیون به دروغ اعلام می‌کند که مذاکره کرده، با فلانی نشست داشته، پیام‌هایی دریافت کرده و فلان مسائل مطرح شده، اما وقتی بررسی می‌کنید، حتی طرف مقابل هم که نامش را به عنوان مذاکره کننده می‌برد، از این موضوع بی‌اطلاع است و می‌گوید من کجای قضیه هستم؟ از این رو ترامپ با توجه به این اقدامات، به اصطلاح می‌کوشد نوسان‌گیری کند! به عنوان نمونه، قیمت نفت را کاهش دهد یا قیمت‌های بورسی را اصلاح کند. بنابراین مشخص است که هدف، تامین منافع شخصی است. مشخص است که حرف دروغ بیش از ۴۸ ساعت دوام نمی‌آورد و نهایتا خودش را نشان می‌دهد. بنابراین ترامپ به مردم خود هم ظلم می‌کند. وی با بیان اینکه این قبیل رویکردهای ترامپ برای تامین منافع شخصی است و نه دولت خود بیان کرد: اگر ترامپ قرار بود برای دولت خود کار کند دیگر آنقدر نرخ اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا دچار تغییر نمی‌شد. اما سوال این است؛ چه کسی در ایران چنین رویکردی دارد؟ - از بالاترین مسئول تا پایین‌ترین فردی که کوچک‌ترین سهم را در بازار دارد - آیا در این روزها کسی را سراغ داریم که بگوید منافع شخصی‌اش در اولویت است؟ مردم و مسئولینی که جان خود را در راه خدمت می‌دهند دیگر به عایدی مالی فکر نمی‌کنند.
اما در حالی ترامپ آتش این جنگ را برای حمایت از گروهی از سرمایه‌داران غربی علیه ایران چاق می‌کند که نتایج فعلی آن، بازارهای جهانی را متلاطم کرده و زنجیره‌های تامین را مختل ساخته است. این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که نگاه مردم آمریکا به اقتصاد به‌طور فزاینده‌ای منفی شده و تا به امروز نیز بخش بزرگی از دستاوردهای ترامپ در معرض نابودی قرار دارند.
با این حال برخی نمایندگان مجلس هم، حذف فیزیکی ترامپ توسط خود آمریکایی‌ها و به طور خاص شبکه پرنفوذ سرمایه‌داری با حمایت شیخ‌نشینان عرب را در آینده این جنگ می‌بینند. از این رو محسن زنگنه، در یادداشتی ضمن تشریح آینده جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران نوشت: نظامات سیاسی و نظامی دنیای غرب و به ویژه آمریکا براساس منافع طبقه سرمایه‌دار تنظیم می‌گردد. اتفاقات چند هفته اخیر موجب افزایش بی‌حد و حصر قیمت انرژی، افت چند هزار میلیاردی ارزش بازارهای مالی، اختلال جدی در حمل‌ونقل بین‌المللی و کاهش تولید و بعضا تعطیلی بخش قابل توجهی از شرکت‌ها و بنگاه‌های بزرگ اقتصادی شده است. تداوم این امر موجب وارد آمدن ضرر و زیان‌های هنگفت به نظام سرمایه‌داری غرب و بالطبع آن، سرمایه‌داران عرب حاشیه خلیج فارس خواهد بود. بر این اساس بیش از میانجی‌های سیاسی، این طبقه پر نفوذ سرمایه‌داران آمریکایی، غربی و عربی است که برای خاتمه جنگ به ترامپ فشار می‌آورند. وی ادامه می‌دهد: واقعیت شخصیت ترامپ این است که باید در هر درگیری و جنگی به عنوان پیروز از آن خارج شود. او بدش نمی‌آید تا همچون سایر درگیری‌های یک سال گذشته، با صدور بیانیه‌ای، خود را پیروز جنگ معرفی کرده و آتش‌بس را اعلام کند. منتها این بار ایران زیر بار اینگونه آتش‌بس نخواهد رفت و مواضع و عملکرد مقامات عالی و نظامی ایران حاکی از عدم قبول چنین آتش‌بسی است. حال سوال این است که پس چه می‌شود؟ دو فرض محتمل است؛ فرض اول آنکه ترامپ با فشار سرمایه‌داران و نیز مقامات کشورها تن به آتش بسی بدهد که نظر ایران را تامین کند و فرض دوم؛ حذف فیزیکی ترامپ توسط خود آمریکایی‌ها و به طور خاص شبکه پرنفوذ سرمایه‌داری با حمایت شیخ‌نشینان عرب است! این فرض به هیچ عنوان دور از ذهن نیست. حذف چهره‌های سیاسی و حتی ترور رئیس‌جمهور آمریکا توسط شبکه‌های مافیایی قدرت، امر باسابقه‌ای است منتها ممکن است با استفاده از گروه‌های افراطی بنیادگرا به گونه‌ای طراحی کنند که ترور را به گردن ایشان و به نوعی اسلام‌گراهای طرفدار ایران بیندازند؛ موضوعی که دبیر شورای عالی امنیت ملی چندی قبل به آن اشاره کرد. با این اقدام یعنی ترور ترامپ، عملا تب انتقام در ایران نیز تا حدودی التیام می‌بخشد و غرب با اتخاذ چهره‌ای صلح‌طلب، چه بسا بخشی از خواسته‌های ایران را نیز پذیرفته و عملا جنگ خاتمه می‌یابد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.