آگاه: نیویورک تایمز در گزارشی با عنوان «ونس در مذاکرات ایران با آزمونی پرمخاطره برای مهارتهای مذاکرهای خود روبهرو میشود» نوشت: معاون رئیسجمهور، جیدی ونس، هدایت مذاکرات برای پایان دادن به جنگی را بر عهده دارد که خود با آغاز آن مخالف بود. چند هفته پس از آنکه جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، بهطور خصوصی رئیسجمهور ترامپ را از هزینههای یک جنگ تمامعیار ایالات متحده با ایران برحذر داشت، اکنون او در خط مقدم تلاشها برای مذاکره به منظور پایان دادن به بزرگترین بحران سیاست خارجی که رئیسجمهور در دوران حضورش در قدرت با آن روبهرو بوده، قرار گرفته است. ونس روز جمعه عازم پاکستان شد تا با ایرانیها گفتوگو کند، در حالی که آتشبس میان ایالات متحده و ایران شکننده است. این دیدار میتواند بالاترین سطح ملاقات میان مقامات آمریکایی و ایرانی از سال ۱۹۷۹ باشد. انتظار میرود استیو ویتکاف، فرستاده ویژه رئیسجمهور و جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ که در ماه فوریه دور ناموفقی از مذاکرات را رهبری کرده بودند، به او بپیوندند.
مخاطرات برای ترامپ و برای ونس بسیار بالاست؛ کسی که برجستهترین مأموریتهایش از سوی ترامپ بیشتر به سیاست داخلی مربوط بوده؛ از جمله اخیرا در نقش «تزار تقلب» رئیسجمهور.
پیش از آغاز جنگ، معاون رئیسجمهور برنامه داشت تمرکز زیادی بر سفر در سراسر کشور در آستانه انتخابات میاندورهای داشته باشد و با حمله به دموکراتها بهعنوان افرادی دور از واقعیت و افراطگرا در عالم سیاست، نگرانیهای گسترده درباره هزینههای زندگی و توان مالی رو به کاهش شهروندان آمریکایی را خنثی کند. جنگ، این پیامرسانی را برهم زده است. کنترل ایرانیها بر تنگه هرمز، یک مسیر کلیدی نفت، باعث جهش قیمت انرژی شده است.
مارک شورت، که بهعنوان رئیس دفتر معاون رئیسجمهور مایک پنس، سلف ونس در دوره اول ترامپ خدمت میکرد، گفت: با توجه به اینکه امسال، سال انتخابات میاندورهای است، این بزرگترین اهرم فشاری است که ایرانیها در اختیار دارند و خودشان هم این را میدانند. این موضوع برای تیم مذاکرهکننده رئیسجمهور چالش ایجاد میکند. او اضافه کرد: بهترین سناریو این است که مذاکرات موفق باشد و چرخه خبری مثبتی درباره آن شکل بگیرد. اما آیا ایران نمیداند که میتواند مفاد را نقض کند، همانطور که در گذشته انجام داده است؟
ونس، ۴۱ ساله، تا حد زیادی در حاشیه دیگر مأموریتهای حساس سیاست خارجی باقی مانده است، از جمله عملیات برای دستگیری نیکولاس مادورو و برکناری او از رهبری ونزوئلا. او در ماه فوریه به جمهوری آذربایجان سفر کرد، زمانی که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، پیشنهادی برای درخواست مشارکت ایالات متحده در جنگ با ایران ارائه داد.
روز سهشنبه گذشته، در حالی که رئیسجمهور در واشنگتن تهدید به نابودی تمدن ایرانی میکرد، ونس در مجارستان بود و برای ویکتور اوربان، نخستوزیر ملیگرای آن کشور، تبلیغ میکرد. اکنون او تلاش برای متقاعد کردن ایرانیها به باز نگه داشتن تنگه هرمز را رهبری خواهد کرد، در حالی که اسرائیلیها به کارزار بمباران خود علیه حزبالله مورد حمایت ایران در لبنان ادامه میدهند؛ درگیری که ایالات متحده گفته بخشی از توافق آتشبس فعلی نیست اما به هرحال از پتانسیل کافی برای تخریب این روند برخوردار است.
در اسلامآباد، ونس با مهمترین آزمون مذاکره خود در صحنه جهانی روبهرو خواهد شد و کارشناسان هشدار میدهند که او با چالشی بزرگ مواجه است.
اما از سوی دیگر، فعالان سیاسی و کارشناسان پیشنهادهایی برای مذاکرات مطرح میکردند تا ایران بتواند با دست پر از پاکستان خارج شود. البته نکته مهم آن است که به هیچ وجه نمیتوان به طرف مقابل اعتماد کرد؛ آمریکاییها دو بار میز مذاکرات را منفجر کردهاند و خیال میکردند با تهاجم نظامی برنامههایشان به گونهای دیگر رقم میخورد اما نه تنها به نتیجهای دست نیافتند بلکه خودشان برای مذاکره پیشقدم شدند. حال باید دید با چه تاکتیک و تکنیکی به اسلامآباد آمدهاند.
سیدحسین موسویان، از اعضای اسبق تیم مذاکره کننده هستهای طی یادداشتی با تاکید بر اینکه اراده سیاسی واشنگتن همچنان نامعلوم است، نوشت: مشخص نیست که این توقف دو هفتهای نشانه تمایل واقعی به دیپلماسی است یا فرصتی برای بازسازی ذخایر تسلیحاتی پیش از ازسرگیری جنگ. این تردید ریشه در چند سابقه دارد: خروج آمریکا از برجام با وجود پایبندی ایران و تایید آژانس، حمله نظامی سال ۲۰۲۵ و جنگ ۲۰۲۶ در حالی که مذاکرات در حال پیشرفت بود.
او بر این باور است: نقش اسرائیل نیز بسیار مهم خواهد بود. اسرائیل در گذشته بارها با بهبود روابط ایران و آمریکا مخالفت کرده و مشخص نیست که آیا بار دیگر روند دیپلماسی را مختل خواهد کرد یا نه. حملات آن به لبنان نشاندهنده تمایل به جلوگیری از توافق است. همچنین، آرایشهای منطقهای تغییر کرده و امارات متحده عربی به شریک راهبردی و متحد اسرائیل تبدیل شده است. قابل توجه اینکه در نخستین روز پس از آتشبس، امارات بهطور علنی با آن مخالفت کرد.
اشاره او به نقش اسرائیل در بر هم زدن مذاکرات با واکنش معاون اول رئیسجمهور نیز مواجه شد. محمدرضا عارف دیروز در صفحه شخصیاش در فضای مجازی با تاکید بر اینکه اگر با نمایندگان «اول اسرائیل» روبهرو شویم، هیچ توافقی حاصل نخواهد شد، تصریح کرد: هزینه نگاه صهیونیستمحور در مذاکرات، مستقیم بر دوش جهان خواهد بود.
آنچه مسلم است، ایران با قوت و قدرت پای اصول و خطوط قرمز خود ایستاده است و هیچگاه کوتاه نمیآید. اگر پالس مثبت نشان دادهایم به دلیل آن بود که طرف آمریکایی خواهان مذاکره و اعمال آتشبس شد و هیچ حرف و سخنی با رژیم کودککش و نامشروع صهیونی نداریم، ضمن آنکه نباید از هم اکنون انتظارت غیر واقع بینانه از مذاکرات داشت. باید جلو رفت و دید صحنه چگونه و بر چه اساس ترسیم میشود، اما قطعا و حتما باید به فرزندان ایران در تیم مذاکره کننده اعتماد کنیم تا آنها در فضای آرام و به دور از لفاظیهای سیاسی، امور مربوطه را به پیش ببرند.
فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، با تاکید بر اینکه مذاکراتی که بین هیات ایرانی و آمریکایی به میزبانی پاکستان در جریان است، نباید سبب خوشبینی و افزایش انتظار غیرواقع بینانه شود، میگوید: سیاستهای اتخاذ شده توسط رهبر شهید انقلاب در بیش از سه دهه گذشته به شکست دشمن در جنگ تحمیلی اخیر منجر شد.
براین اساس، دیپلماسی مقتدرانه روز گذشته گواه صیانت از ثبات منطقه در پرتو اقتدار ملی ایران بود. این مطلب را علیاکبر ولایتی، مشاور مقام رهبری در امور بینالملل بیان کرد و گفت: حضور هوشمندانه جناب آقای دکتر قالیباف و هیات همراه در مذاکرات اسلامآباد، تداوم همین اراده برای تثبیت حقوق ملت است.
محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین کشورمان نیز در صفحه شخصی خود با تاکید بر اختیار و توانمندی سطح بالای تیم مذاکراتی ایران، نوشت: ایران با اعزام مقاماتی با بالاترین سطح اختیار و توانمندی به اسلامآباد، جدیت خود را با وجود خیانتهای مکرر آمریکا، نشان داد. امیدوار باشیم که ترامپ در پس ادعاها درک کند که تنها راه خروج از این بنبست خودساخته، کنار گذاشتن توصیههای جنایتکار تحت تعقیب و همدستانش و دستیابی به توافق است، پیش از آنکه این فرصت از دست برود.
حسامالدین آشنا، مشاور رئیسجمهور در دولتهای یازدهم و دوازدهم در متنی کوتاه در فضای مجازی آورد: جمهوری اسلامی ایران از ایالات متحده آمریکا مطالبه میکند، نه مذاکره!
منوچهر متکی، نماینده مجلس و وزیر اسبق امور خارجه در گفتوگویی تلویزیونی با بیان اینکه حداقل ۶۰ درصد مطالبات ایران باید در مذاکرات پذیرفته شود، گفت: «اگر شرط محور مقاومت را نپذیرند، پاسخ ما به تجاوز جدید رژیم صهیونیستی به جبهه مقاومت میتواند خارج از بحث مذاکرات در دستور کار قرار گیرد.»
بالاخره ایران هرچند میز گفتوگو و مذاکره را انتخاب کرد، اما همچنان دست به ماشه مذاکره میکند و بنا به تحلیلها و نظرات کارشنان و خبرگان سیاست خارجی، فریب طرف مقابل را نخواهد خورد و نمیگذارد، آنها زمین بازی را برای ما تعیین کنند. باید دید نتایج مذاکرات چه خواهد شد و به کدام سمت و سو میرود، اما همان طور که در میدان قوی ظاهر شدیم، در دیپلماسی هم کوتاه نخواهیم آمد!
زیر بار صلح اجباری نمیرویم

عباس مقتدایی ـ نایبرئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس
ایران در شرایطی قرار دارد که توانسته است معادلات طرف مقابل را تغییر دهد و ابتکار عمل را در عرصه سیاسی و میدانی در دست بگیرد. در چهار هفته اخیر مجموعهای از شروط از سوی طرف مقابل مطرح شد. طرف آمریکایی در قالب ۱۵ بند یا ۱۵ ماده تلاش داشت شرایط خود را تحمیل کند و واسطههای متعددی در این مدت رفتوآمد کردند تا ایران را به پذیرش این چارچوب وادارند.
این ۱۵ بند بههیچوجه تامینکننده منافع ملت ایران نبود، جمهوری اسلامی ایران با استناد به مواضع شورای عالی امنیت ملی، بهجای پذیرش آن طرح، ۱۰ بند را بهعنوان چارچوب مد نظر خود مطرح و اعلام کرد اگر این ۱۰ بند پذیرفته شود، نوع رفتار و اقدامات ایران بر مبنای آن تنظیم خواهد شد.
نکتهای که باید مورد توجه قرار گیرد این است: ایران در عین حال که جنگطلب نیست، صلح اجباری و تحمیلی را نیز نمیپذیرد. بر این اساس، رئیسجمهور آمریکا که در نهایت خودشیفتگی و تکبر عمل میکند، در موضعگیری خود بهوضوح گفت که ۱۰ بند یا ۱۰ مادهای که ایرانیها متذکر شدهاند مبنای گفتوگو قرار میگیرد؛ حرف ایران به آنها دیکته شد و این تغییر موضع، محصول اقتدار و ایستادگی ملت ایران و ساختار دفاعی کشور است.
هنوز هم هیچ متن نهایی روی کاغذ تنظیم نشده، آنچه تا این لحظه جریان دارد، عمدتا دادوستد کلامی است که بخشی از آن حتی به میزبانی پاکستان و از طریق واسطهها انجام شده است. به همین دلیل، ایران مرحلهبهمرحله در حال سنجش رفتار طرف مقابل است و با توجه به سابقه آمریکا، اصل را بر احتیاط و بیاعتمادی میگذارد.
اما درباره بندهای مهم ایران باید به نکاتی اشاره کرد. یکی از بندهای مهم این طرح به رسمیت شناختن حق غنیسازی ایران است؛ بهگونهای که جمهوری اسلامی بتواند بدون محدودیتهای خودسرانه، برنامه هستهای صلحآمیز خود را ادامه دهد.
موضوع تنگه هرمز نیز در طرح ۱۰ بندی ایران بهصورت شفاف آمده است. ایران در این طرح اعلام کرده که حق طبیعی و قانونی خود را در استمرار کنترل بر تنگه هرمز محفوظ میداند و طرف مقابل باید این واقعیت را بپذیرد. ایران در این چارچوب دیکته کرده که تحریمها باید به طور کامل لغو شوند. تحریمهای ناشی از قطعنامههای شورای امنیت نیز باید پایان یابد، در حوزه هستهای هم قطعنامههای شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی که علیه ایران صادر شده، باید خاتمه پیدا کند.
نظر شما