آگاه: در بیستوهشتمین روز از فروردین ۱۴۰۵، جغرافیای سیاسی منطقه شاهد برگی زرین از پیروزی دیپلماسی متکی بر میدان بود. تحولات ۴۸ ساعت اخیر و بیانیه مقتدرانه سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در کنار مواضع قاطع مقامات نظامی و دیپلماتیک در آنتالیا و تهران، نشاندهنده یک واقعیت عیان است: توازن قوا در غرب آسیا به نفع جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت تغییری بنیادین یافته و دشمن صهیونیستی- آمریکایی در برابر اراده پولادین ایران، راهی جز تن دادن به شرایط تهران نیافت.
تنگه هرمز؛ اهرم فشار راهبردی و پیروزی در «جنگ ارادهها»
بازگشایی مشروط و کنترلشده تنگه هرمز برای تردد کشتیهای تجاری در دوره باقیمانده از آتشبس، نه یک عقبنشینی، بلکه نشانهای از مدیریت هوشمندانه بحران توسط جمهوری اسلامی است. گزارشها حاکی از آن است که واشنگتن و تلآویو تنها زمانی به توافق آتشبس در لبنان تن دادند که سایه سنگین انسداد شریان حیاتی انرژی جهان را بر سر خود حس کردند. عباس عراقچی با هوشمندی تمام، اعلام کرد که این آزادی تردد، صرفا محصول پایبندی طرف مقابل به آتشبس در لبنان است. این پیوند میان «امنیت مدیترانه» و «امنیت خلیج فارس»، دکترین جدیدی را در عرصه بینالملل تعریف کرد: جمهوری اسلامی ایران اجازه نخواهد داد امنیت در یک نقطه از جبهه مقاومت خدشهدار شود و در نقطهای دیگر، تجارت جهانی در آرامش باشد.
نظم جدید هرمز؛ حاکمیت مطلق بر آبهای سرزمینی
آنچه امروز در تنگه هرمز جریان دارد، دیگر «نظم سابق» نیست. طبق اعلام صریح فرماندهی نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، «نظم جدیدی» بر این آبراهه حاکم شده است که مولفههای آن عبارتند از:
۱. ممنوعیت مطلق تردد هرگونه شناور نظامی بیگانه از تنگه.
۲. عبور تحت نظارت؛ تمامی شناورهای تجاری تنها با اجازه مستقیم نیروی دریایی سپاه و از مسیرهای دقیق اعلام شده توسط سازمان بنادر ایران مجاز به تردد هستند.
۳. حاکمیت قانونی؛ این اقدامات نه بر اساس تنشآفرینی، بلکه در راستای صیانت از حقوق حاکمیتی ایران در آبهای سرزمینی و پاسخ به تهدیدات زیستمحیطی و امنیتی ناشی از حضور بیگانگان است.
دیپلماسی آنتالیا؛ رد قاطع «آتشبس موقت»
همزمان با این تحولات میدانی، سعید خطیبزاده، معاون وزیر امور خارجه در مجمع دیپلماسی آنتالیا، آب پاکی را روی دست میانجیها و طرفهای غربی ریخت. پیام تهران روشن است: «دوران مسکنهای موقت به سر آمده است.» ایران به دنبال یک پایان جامع برای جنگ در تمامی جبههها، از لبنان تا دریای سرخ است. خطیبزاده با تاکید بر اینکه آمریکا و رژیم صهیونیستی ریشه اصلی بیثباتی هستند، تصریح کرد که بازگشت ثبات پایدار به تنگه هرمز و سایر آبراههها، در گرو فاصله گرفتن آمریکا از مواضع حداکثری و پذیرش واقعیتهای نوین منطقه است. میانجیگری پاکستان نیز در همین راستا و برای رسیدن به یک صلح پایدار- و نه تمدیدهای کوتاهمدت- دنبال میشود.
اسماعیل بقایی، سخنگوی دستگاه دیپلماسی، در تبیین ابعاد حقوقی این تحولات، به «توافق ۱۹ فروردین» اشاره کرد. این توافق که با میانجیگریهای منطقهای به دست آمده، چارچوبی دو هفتهای را تعیین کرده که اکنون در روزهای پایانی آن هستیم. نکته کلیدی در سخنان بقایی، «بسته نبودن دست ایران» است. جمهوری اسلامی با نشان دادن حسن نیت در بازگشایی مسیرهای تجاری، همزمان به طرف مقابل هشدار داده است که هرگونه بدعهدی در اجرای کامل آتشبس لبنان یا تداوم شیطنتهای نظامی، بلافاصله با واکنش متقابل و بازگشت محاصره دریایی مواجه خواهد شد. این یعنی «دیپلماسی از موضع قدرت».
ایران، معمار امنیت منطقه
آنچه در این روزها شاهد هستیم، تحقق وعده صادق نظام در دفاع از مظلومان منطقه است. رژیم صهیونیستی که گمان میکرد با حمایت همهجانبه تسلیحاتی آمریکا میتواند لبنان را به زانو درآورد، اکنون خود را در محاصرهای میبیند که کلید باز شدن آن نه در واشنگتن، بلکه در دستان رزمندگان نیروی دریایی سپاه و دیپلماتهای انقلابی تهران است.
نکات راهبردی این پیروزی بزرگ
شکست هژمونی دریایی آمریکا؛ ممنوعیت ورود شناورهای نظامی به هرمز، تیر خلاصی بر ادعای تامین امنیت توسط قدرتهای فرامنطقهای بود.
پیوستگی جبهه مقاومت؛ پیروزی دیپلماتیک در پرونده لبنان، مستقیما به اقتدار دریایی در خلیج فارس گره خورد.
مدیریت هوشمند اقتصادی؛ ایران با باز نگه داشتن مشروط مسیر تجاری، نشان داد که به دنبال اخلال در اقتصاد جهانی نیست، بلکه به دنبال «امنیت برای همه یا برای هیچکس» است.
این «دوره سکوت صحنه نبرد»، فرصتی برای دشمن است تا در محاسبات خود بازنگری کند. چنانچه طرف مقابل از این فرصت برای پایان جامع جنگ استفاده نکند، دست برتر ایران در تنگه هرمز و سایر نقاط راهبردی، هزینههای گزافی را به جبهه استکبار تحمیل خواهد کرد. نظم جدید هرمز آغاز شده است؛ نظمی که در آن ایرانیان و تنها ایرانیان، قواعد بازی را تعیین میکنند.
نظر شما