نزدیکی میلاد حضرت معصومه (س) با رزمایش بزرگ دختران، نمادی از پیوند تاریخ با وقایع معاصر بود. دختر ایرانی با تاسی به کریمه اهل‌بیت، کرامت خود را در دفاع از خاک سرزمینش دید. او به خیابان آمد تا بگوید «جان‌فدا» است، در بیمارستان‌ها حاضر شد تا مرهم زخم‌ها باشد، در صحنه هنر درخشید تا صدای مظلومیت باشد و در خانه، ستون استوار تاب‌آوری ملی شد. کشور ما در بهار سال ۱۴۰۵، یکی از پیچیده‌ترین و حساس‌ترین برهه‌های تاریخی خود را پشت سر گذاشت. روزهایی که ایران درگیر یکی از شدیدترین تقابل‌های نظامی و امنیتی با جبهه آمریکایی-صهیونی بود، بستری فراهم شد تا هویت زن مسلمان ایرانی در تبلوری نوین، میان معنویت تاریخی و کنشگری حماسی بازتعریف شود.

بلوغ الگوی سوم زن در جنگ سوم تحمیلی

آگاه: در تقویم مذهبی ما، آغاز ماه ذی‌القعده با نام بانویی گره خورده است که حضورش در خاک این سرزمین، مسیر تاریخ فرهنگی و مذهبی آن را دگرگون کرد. حضرت فاطمه معصومه(س)، دختر پاکدامن امام هفتم، حضرت موسی‌بن جعفر (ع) و خواهر بزرگوار امام رضا (ع)، در اول ذی‌القعده سال ۱۷۳ هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود.
نام‌گذاری سالروز میلاد این بانوی گرانقدر به عنوان روز ملی دختران، توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی، نه تنها یک تکریم نمادین، بلکه تلاشی راهبردی برای معرفی مقامی است که زنی مسلمان می‌تواند در تراز یک پیشوای فکری و اجتماعی ایفا کند. سیره زندگی حضرت معصومه (س) نشان‌دهنده آن است که پاکدامنی و حجاب هرگز مانعی برای هجرت، تبلیغ و کنشگری در برابر استبداد عباسی نبوده است. هجرت ایشان از مدینه به سوی خراسان، در پی تبعید سیاسی برادر بزرگوارشان، فراتر از یک سفر عاطفی، حرکتی آگاهانه در حمایت از امام زمانشان و اعتراضی مدنی به سیاست‌های مامون بود.
در اتمسفر سال ۱۴۰۵، این الگوی تاریخی به منبعی برای الهام‌بخشی به دخترانی تبدیل شد که در میانه جنگ و تهدید، به دنبال حفظ اصالت‌های ملی و مذهبی خود بودند. درس‌های استقامت، بردباری و راستگویی که از زندگی این بانو استخراج شده، در روزهای سخت جنگ تحمیلی سوم به لنگرگاهی روحی برای جامعه زنان تبدیل شد. حضور و مدفن ایشان در قم، این شهر را به حرم اهل‌بیت و کانون علمی شیعه بدل کرد؛ جایگاهی که در آن علم و معنویت در خدمت دفاع از کیان تشیع و ایران قرار گرفته است.
این زیربنای هویتی، دختر ایرانی را به گونه‌ای تربیت کرده است که در بزنگاه‌های تاریخی، میان حجاب و حضور تضادی نمی‌بیند. همان‌طور که حضرت معصومه (س) با هجرت خود جریانی عظیم در قلب ایران ایجاد کرد، دختران نیز با حضور در خیابان‌ها و ستادهای پشتیبانی، جریانی از مقاومت ملی را علیه متجاوزان پدید آوردند.

حماسه ۲۸ فروردین دختران جان‌فدای ایران در قلب پایتخت
روز ۲۸ فروردین، در حالی که کشور هفته‌های ملتهبی را در سایه تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا سپری می‌کرد، تهران شاهد یکی از خیره‌کننده‌ترین اجتماعات زنانه در تاریخ معاصر بود. رزمایش بزرگ دختران جان‌فدا با حضور خیل عظیمی از بانوان و دختران تهرانی، از میدان آیینی امام حسین (ع) آغاز و به سمت چهارراه ولیعصر (عج) امتداد یافت. این رزمایش که در آستانه ولادت حضرت معصومه (س) برگزار شد، پاسخی صریح به عملیات روانی دشمن و نشان‌دهنده آمادگی همه‌جانبه زنان برای دفاع از امنیت ملی بود.
گزارش‌های میدانی حاکی از آن است که این تجمع نه یک راهپیمایی سنتی، بلکه رزمایشی سازمان‌یافته بود که در آن دسته‌ها و گروه‌های مختلف بانوان با پرچم ایران و شعارهای حماسی، اتحاد خود را به رخ جهانیان کشیدند. نکته قابل تأمل در این رزمایش، تنوع اقشار شرکت‌کننده بود. از دانش‌آموزان و دانشجویان تا مادران خانه‌دار و چهره‌های برجسته ورزشی و هنری همگی در یک صف واحد حضور داشتند. این حضور گسترده در شرایطی رخ داد که کشور ۴۸ شب گذشته را در وضعیت آماده‌باش بود. این رزمایش ثابت کرد که دختران ایران، فارغ از هرگونه تفاوت در سلیقه‌های اجتماعی، در موضوع ایران و امنیت به یک همگرایی راهبردی رسیده‌اند. حضور دخترانی با پوشش‌های متنوع که دوشادوش هم شعار مقاومت سر می‌دادند، نشان‌دهنده شکست پروژه‌های تفرقه‌افکنانه‌ای بود که سعی داشتند جامعه زنان را در برابر حاکمیت قرار دهند.

دختران در پشتیبانی جنگ؛ از امدادگری تا مدیریت بحران خانگی
نقش زنان و دختران در جنگ سوم تحمیلی، ابعادی فراتر از حضور در تجمعات داشت. بانوان ایرانی در این دوره با تکرار حماسه‌های دوران دفاع مقدس، ستادهای پشتیبانی مردمی را به سرعت فعال کردند. این فعالیت‌ها شامل حوزه‌های وسیعی از جمله خدمات پزشکی، تامین غذایی و مدیریت روانی جامعه در شرایط بحران بود.
هزاران بانو در قالب پزشک، پرستار و بهیار در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی مناطق آسیب‌دیده حضور یافتند. این امدادگران فداکار، اغلب در خطرناک‌ترین شرایط و تحت بمباران‌های هوایی، به مداوای مجروحان می‌پرداختند. علاوه بر کادر درمان، گروه‌های جهادی زنان در محلات آسیب‌دیده از حملات موشکی به پاکسازی و بازسازی خانه‌ها و ارائه کمک‌های اولیه به خانواده‌های داغدار مشغول بودند.
زنان و دختران به صورت خودجوش به تهیه و بسته‌بندی اقلام ضروری برای خانواده‌های جنگ‌زده پرداختند. مدیریت توزیع کالاهای اساسی در شرایطی که برخی نارسایی‌ها به دلیل فشارهای جنگی به وجود آمده بود، با مشارکت فعال بانوان در محلات به شکلی سازمان‌یافته پیش رفت. تشکیل کارگروه‌های ویژه برای تبیین نقش پشتیبانی در استان‌های مختلف، نظیر خراسان شمالی و فارس، نشان‌دهنده تمرکز بالای نهادهای زنانه بر حفظ تاب‌آوری اقتصادی و اجتماعی کشور بود. پویش «مادری مرز ندارد» که در اجتماعات بزرگی همچون تجمع اصفهان مطرح شد، نشان‌دهنده روحیه زنانی بود که نه تنها برای فرزندان خود، بلکه برای تمام کودکان آسیب‌دیده مادری می‌کردند.

کنشگری هنرمندان زن؛ تریبونی برای مظلومیت و اقتدار
در جریان این جنگ، بخش بزرگی از جامعه هنری ایران، به ویژه زنان هنرمند، سکوت را جایز ندانسته و به صف حامیان مردم پیوستند. «پاتوق مردم و هنرمندان» در باغ فردوس تهران به کانون اصلی این همبستگی تبدیل شد. در این شب‌ها، بازیگران و چهره‌های فرهنگی با حضور در میان مردم بر لزوم اتحاد ملی تاکید کرده و جنایات رژیم صهیونیستی و آمریکا را محکوم کردند. هنرمندان بسیاری نظیر ستاره اسکندری، محیا دهقانی، صدف اسپهبدی، سمیرا حسن‌پور، مهسا حجازی، نازنین بیاتی، مارال فرجاد و ده‌ها تن از بانوان هنرمند دیگر همراهان جریان‌های مردمی و فرهنگی در این برهه حساس بودند. این حضور نشان داد که بر خلاف ادعاهای رسانه‌های معاند، بدنه اصلی هنرمندان کشور در موضوعات کلان ملی و حفظ خاک ایران، با مردم و میهن همسو هستند. دعوت علیرضا کمالی از همکاران خود برای اختصاص بخشی از دستمزدها به آسیب‌دیدگان جنگ، با استقبال وسیعی در میان جامعه هنری روبرو شد و نشان‌دهنده مسئولیت‌پذیری اجتماعی این قشر بود.

حماسه مادران میناب بدل به نمادهای زنده مقاومت شد
در میان تمام تلخی‌های این جنگ، شهادت ۱۶۸ دانش‌آموز در مدرسه شجره طیبه میناب، به زخمی عمیق بر پیکر جامعه تبدیل شد. اما واکنش زنان و دختران به این فاجعه، بیش از آنکه از جنس ضعف باشد، از جنس حماسه بود. تصاویر مادرانی که در لحظه سال تحویل، سفره‌های هفت‌سین خود را در کنار مزار فرزندان شهیدشان پهن کردند، به نمادی از پایداری زنان و دختران ایرانی تبدیل شد.
این اتفاق باعث شد تا موجی از فعالیت‌های داوطلبانه در میان دختران دانش‌آموز و دانشجو شکل بگیرد. گروه‌های بانوان جهادگر به مناطق آسیب‌دیده اعزام شدند تا با فعالیت‌های فرهنگی و عمرانی، پاسخ دندان‌شکنی به تهدیدهای دشمن بدهند. روایت‌های این دختران که در خانه‌های ویران شده توسط بمباران‌های آمریکایی-صهیونیستی به امدادرسانی مشغول بودند، در شبکه‌های اجتماعی بازتاب گسترده‌ای داشت.

دیپلماسی زنان و روایت‌گری در سطح بین‌الملل
زنان ایرانی در این برهه، تنها در میدان‌های داخلی فعال نبودند. در عرصه دیپلماسی عمومی و روایت‌گری بین‌المللی نیز بانوان نقش موثری ایفا کردند. انتشار پیام‌های ویدئویی به زبان‌های انگلیسی، عربی و اسپانیایی توسط زنان هنرمند و فعالان حقوق بشری ایران، با هدف افشای جنایات دشمن در محافل جهانی انجام شد. همچنین، کتاب‌ها و مستندهایی که توسط زنان تولید شد مانند مجموعه روایت‌های «زور جنگ به زن‌ها نمی‌رسد»، به عنوان منابعی برای رسانه‌های خارجی برای درک عمق مقاومت مردمی در ایران مورد استفاده قرار گرفت. این روایت‌گری صادقانه، تصویر زن قربانی را که رسانه‌های غربی سعی در القای آن داشتند، به تصویر «زن کنشگر و مدافع» تغییر داد.

بازتعریف الگوی سوم زن در میانه آتش و ایمان
وقایع این جنگ و به ویژه حماسه‌های ثبت شده در فروردین و اردیبهشت این سال، نشان‌دهنده بلوغ الگویی است که رهبر انقلاب از آن به عنوان «الگوی سوم زن» یاد کرده بودند؛ زنی که نه شرقی و نه غربی است، بلکه در عین حفظ بنیان‌های خانواده و تقید به ارزش‌های دینی، در متن و مرکز تحولات سیاسی و نظامی کشورش قرار دارد.
زنان و دختران ایران، فارغ از پوشش و سلیقه به یک وحدت کلمه در برابر دشمن متجاوز رسیدند. این همان حقیقتی است که امنیت پایدار ایران را تضمین کرده و هرگونه طمع دشمن به این خاک را با پاسخی زنانه، مقتدرانه و برخاسته از ایمانی عمیق روبرو خواهد ساخت. تاریخ شهادت خواهد داد که در روزهای سخت جنگ تحمیلی سوم، این قامت‌های برافراشته و گام‌های استوار دختران ایران بود که سایه ترس را از شهرهای این مرز و بوم دور کرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.